دربارۀ نسلz؛ از جنگ ۱۲روزه تا وقایع دی‌ماه

محمدجواد بادین‌فکر، جامعه‌شناس در گفت‌وگو با «فرهیختگان» بیان کرد: «حضور نوجوانان در جنبش‌های اعتراضی در سراسر دنیا یک مسئله جدی و پر چالش است. البته نافی حضور نوجوان در گذشته نیست. مثلاً حماسه ۱۳ آبان نیز توسط نوجوانان رقم خورده است.»

  • ۱۴۰۴-۱۰-۲۲ - ۱۰:۰۳
  • 00
دربارۀ نسلz؛ از جنگ ۱۲روزه تا وقایع دی‌ماه

حضور نوجوانان در صحنۀ سیاسی پدیدۀ جدیدی نیست

حضور نوجوانان در صحنۀ سیاسی پدیدۀ جدیدی نیست

فرهیختگان: «تخریب‌گران در حوادث تروریستی در تهران از جوانان و نوجوانان به‌عنوان سپر انسانی استفاده می‌کردند.» این خبری بود که پس از اعلام از طرف منابع رسمی توجه مردم را به‌سوی این حقیقت نگران‌کننده جلب کرد که دشمن ابایی از قربانی‌کردن افراد زیر سن قانونی ندارد. البته باید در نظر داشت که فاز اول استفاده از نوجوانان، پیش از شلوغ‌شدن خیابان‌ها و کشیدن پای نوجوان به اغتشاشات آغاز شد. صفحات مجازی که بی‌وقفه درباره نقش پررنگ نوجوانان در تغییرات بزرگ و لزوم دیده‌شدن آن‌ها از طرف حاکمیت تولید محتوا می‌کردند و یا اکانت‌های مجازی دروغین که به‌عنوان یک نوجوان فعالیت می‌کردند و درباره آینده سوخته خود و مبارزات مدنی که از خانه خودشان شروع کرده بودند تا به خیابان برسند به داستان‌سرایی می‌پرداختند، جزء خط مقدم سوءاستفاده از نوجوانان بودند.

پس از شروع اعتراضات نیز ترول‌های مجازی و گروهک‌های تروریستی با استفاده از بازی روانی و با درنظرگرفتن خصیصه هیجان نوجوانی، به تهییج این گروه پرداختند تا بتوانند در زمان موردنظر خودشان، یعنی پس از انحراف اعتراضات، آن‌ها را به خیابان‌ها بکشند تا فاز دوم برنامه آغاز شود؛ و در نهایت نوجوان با خشم و ناامیدی‌ای که به او القا شده بود وارد میدان می‌شد تا یا به‌عنوان سپر انسانی و یا به یکی دیگر از قربانیان آن‌ها برای کشته‌سازی تبدیل شود.
اما سؤالی که پس از بررسی این سناریوی نسبتاً تکراری اما تأثیرگذار پیش می‌آید این است که چه چیزی باعث می‌شود نوجوانانی که در دوره آرمان‌گرایی هستند به‌جای اقبال نسبت به مفاهیمی مانند ملی‌گرایی و وطن‌پرستی به سمت ادبیات و برنامه‌های خرابکارانه جذب شوند؟ همچنین سؤال دیگری که احتمالاً پاسخ به آن کمی دشوارتر باشد، این است که شکل برخورد با نوجوانانی که فریب وعده‌ها و یا از روی تصمیمات هیجانی، دست به اقدامات ضدامنیتی زده‌اند؛ چگونه باید باشد؟ در همین راستا محمدجواد بادین‌فکر، جامعه‌شناس در گفت‌وگو با «فرهیختگان» به بررسی ابعاد مختلف حضور نوجوان در خیابان و علل آن پرداخت.

محمدجواد بادین‌فکر درباره حضور نوجوانان در این روز‌ها بیان کرد: «نوجوانان، به‌خصوص نسل z در سراسر جهان، در چند سال و به‌خصوص چند ماه اخیر اتفاقات عجیب‌وغریبی در عرصه سیاسی به هم زدند. البته این موضوع به این جهت نبود که الزاماً بنیه سیاسی قوی داشته باشند، بلکه به دلیل ویژگی‌های نسلی این اتفاق افتاد؛ نمونه آن حرکتی برآمده از شبکه‌های اجتماعی بود و به رهبری یک نوجوان در یکی از کشور‌های آفریقایی اتفاق افتاد؛ بنابراین حضور نوجوانان در جنبش‌های اعتراضی در سراسر دنیا یک مسئله جدی و پر چالش است. البته نکات گفته شده نافی حضور نوجوان در گذشته نیست. مثلاً حماسه ۱۳ آبان نیز توسط نوجوانان رقم خورده است؛ بنابراین حضور نوجوانان در صحنه‌های سیاسی پدیده جدیدی نیست.»

باید زمینۀ تربیتی گم‌کرده را پیدا کنیم

وی در ادامه افزود: «ما نوجوان را منفعل و واکنشی بار آوردیم. حضور او کف خیابان نیز از همین انفعال و واکنش‌گرایی است؛ چون تا الان زمینی برای فعالیت و کنش نداشته. راه‌حل هم این است که ما نوجوان را مسئول بخواهیم. مسئول کسی است که خودش مسئله‌اش را کشف می‌کند و برای آن مسئله‌اش مسئولیت و جایگاهی را در نظر می‌گیرد و پیامد‌های کنش و جایگاه را هم می‌پذیرد. به عبارت دیگر ناظر به هدف کنش می‌کند، نه ناظر به هیجان. ما باید در زمینه آموزش‌وپرورش، در فضای رسانه‌ای و در فضای خانواده زمینه‌هایی را فراهم کنیم که زیر بار چیزی برود. اگر وضعیت اقتصادی خراب است، اگر مشکلی در محله وجود دارد، یا مشکلی در خانواده است و هر نقص و ضعفی که وجود دارد، نوجوان خودش را صرفاً معترض و طلبکار نسبت به وضع موجود نبیند؛ بلکه منشأ، مسئول و توانمند در حل آن ببیند. این زمینه تربیتی است که ما گم کردیم، و اگر دوباره آن را پیدا کنیم و به دستش بیاوریم، نوجوان را یک فرصت می‌بینیم که می‌توانیم باری را روی دوش او بیندازیم و از او بخواهیم به‌اندازه آن بار خودش را آماده کند، مهارت بیاموزد و توانمند شود تا بتواند در حل مسئله کمک کند.»

نوجوانان ما خصلت‌های هوادارانه پیدا کرده‌اند

بادین‌فکر با اشاره به اینکه به نظر می‌رسد در اتفاقات اخیر ما مسئله «هواداری» را هم داریم، گفت: «در حال حاضر ما نوجوانانی را داریم که خصلت هوادارانه پیدا کرده‌اند. ما مدلی را در هواداری سیاسی داریم که نشان می‌دهد چطور فندام‌ها یا هواداران یک سلبریتی، می‌توانند خیابانی شوند که به آن «سیاسی‌شدن فندام» یا «politicalization of fandom» گفته می‌شود. یکی از نشانه‌های وجود جدی خصلت‌های هوادارانه نیز پروموت کردن ترامپ و نظام سلطنتی بود. در اینجا شخصیت‌های سلبریتی که در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند، از جمله شخصیت‌محوری ایلان ماسک و حتی خود ترامپ به‌عنوان شخصیت‌های خارجی و سلبریتی‌هایی مانند پهلوی، برای جوانان و نوجوانان خصلت جنبشی را ایجاد کردند که قابل‌انکار نیست. مخصوصاً که کُنه موضوع هواداری و فندام انرژی عاطفی است که فندام دارد. یعنی شما هرچقدر بتوانید فندام را به لحاظ عاطفی شارژ بکنید، آن‌ها بیشتر به کف خیابان کشیده می‌شوند. در نتیجه می‌توان گفت در جریانات اخیر، بُعد هیجانی و عاطفی بسیار جدی است؛ و باوجوداینکه شیوه آن بسیار جدید و نسل زدی است، اما پدیده جدیدی نیست.»

نظرات کاربران
capcha