جواد قارایی در گفتوگو با «فرهیختگان»:جواد قارایی، تهیهکننده و مستندساز در گفتوگو با «فرهیختگان» بیان کرد: وقتی مردم بعد از دو روز اعتراضشان را کردند و دیدند که دارد به خشونت کشیده میشود، نباید به خیابان میآمدند.
اعتراض با اغتشاش متفاوت است

محمدحسین سلطانی-مریم فضائلی، گروه فرهنگ: در روزگاری که اعتراض رنگ خودش را باخته و آتش و خون آن را تبدیل به اغتشاش کرده است، نگرانیها بابت حفظ ایران بیشتر شده. ایران عزیزمان که روزگار سخت کم به خودش ندیده حالا دوباره برایش شرایط ملتهبی ایجاد شده است. شرایطی که اگر در حد اعتراض مانده بود، حتماً همراهی مردم و مأمورین انتظامی را داشت تا خواستههای مردم به سرانجام برسند. اما حالا که پای دشمنان این خاک باز شده و قصد دارند تا با آشوب به اهداف شومشان برسند، با جواد قارایی درباره این وضعیت صحبت کردیم و از او پرسیدیم چهره اول مستند «ایرانگرد» اوضاع این روزها را چطور میبیند؟
نظرتان را درباره این وضعیتی که در کشور پیش آمده است بفرمایید.
ریشه و پایه این وضعیت شرایط بد معیشتی مردم است. اگر وضعیت مردم از نظر اقتصاد و معیشت به این شکل نبود، قطعاً این اتفاق نمیافتاد. از نظر من، اعتراض مسالمتآمیز حق همه مردم ایران است. در روزهای اول تا سوم، اعتراضات بهطور کلی مسالمتآمیز بود. مسلماً هر ایرانی سفرهاش کوچیک شده و از نظر اقتصادی دچار مشکل شده. مثلاً یک کارگر و کارمند با 20 میلیون تومان حقوق، زندگیاش سخت است. چطور مخارج حمل و نقل، اجاره خانه، خورد و خوراک، پوشاک، مدرسه و دانشگاه را مدیریت کند. این موارد واقعاً دردآور و مشکل است. این شرایط در طول دو دهه بهوجود آمده و باعث شده تورم روز به روز بیشتر شود. اعتراض حق مسلم مردم است. قانون اساسی ما هم اعتراض مسالمتآمیزِ درست را بهحق میداند.
من یک گلایهای دارم از مسئولان کشور. بااینکه بارها و بارها بهدلایل مختلف شاهد اعتراضات در جاهای مختلفی از ایران بودیم اما چرا در هر استان و شهرستان یک مکان و منطقه مشخصی را برای جمع شدن معترضان مشخص و آماده نمیکنند. برای مثال در تهران استادیوم آزادی. در هرجایی یک منطقهای را مشخص کنند تا مردم آنجا جمع شوند و اعتراض مسالمتآمیز کنند. یک نفر نماینده داشته باشند تا پشت تریبون صحبت کند و مسئولان و مأمورین انتظامی کشورمان مراقب امنیت آن منطقه باشند که اتفاقی رخ ندهد تا گفتوگو انجام شود. بهدلیل اینکه این اتفاق بارها رخ داده و هربار مردم به خیابانها آمدند، بهترین گزینه این است که دولت، حکومت و مسئولان در هر استان و شهرستانی، جایی را برای اعتراض مشخص کنند.
الان این اتفاق رخ نداده و قطعاً اشتباه کشور است. اما نکته مهم این است که وقتی مردم بعد از دو روز اعتراضشان را کردند و دیدند که دارد به خشونت کشیده میشود، نباید به خیابان میآمدند. در آن دو سه روزه اول مسئولان صدای اعتراض مسالمتآمیز را شنیدند؛ افزایش حقوقها و مبلغی برای کمک هزینه زندگی مردم مشخص کردند. از نظر من، نباید بعد از روز سوم ادامه پیدا میکرد؛ چراکه به اغتشاش کشیده شد. تخریبگران به خیابانها آمدند، اغتشاشگران شلیک کردند به مأمورین و مردم و اوضاع به خشونت کشیده شد. من از مردم میخواهم به این فکر کنند که ته این نوع اعتراض چه میشود؟ این اعتراضات اینگونه که دارد ادامه پیدا میکند که از طرف مأمورین اسرائیل، تجزیهطلبان، مجاهدین خلق و سلطنتطلبها دارد تبدیل میشود به جنگ، آخر این شرایط قرار است چه بشود؟ ایران میماند و بسیار ویرانی. آتش زدن اتوبوس و بانک آیا باعث ارزانی کشور میشود؟ اینها همه اموال عمومی مردم است. حتی برای دولت هم نیست و برای مردم است. آخر این شرایط به اغتشاش و جنگهای خیابانی کشیده میشود و شرایطی مانند سوریه را درست میکند. بااینکه بشار اسد را قبول ندارم، اما حداقل تا وقتی بود کشورشان یک پارچهتر بود و جنگ خیابانی وجود نداشت. الان تجزیهطلبها، پانتورکها، پژاک، کموله، جیشالظلم و دیگر گروههای تجزیهطلب و عوامل موساد و اسرائیل و سلطنتطلبها دارند کشور را به نابودی میکشند.
آخر این وضعیت چه اتفاقی رخ میدهد؟ جنگ میشود و اسرائیل و آمریکا سریع حمله میکنند و تمام تأسیسات کشور را نابود میکنند؛ دقیقاً مانند لیبی و سوریه. مردم ببینند که این کشورها به کجا رسیدند. مجدداً میگویم، اعتراض حق همه ماست و باید اعتراض میکردیم و اعتراض هم شد، اما از اینجا به بعد باعث میشود که کشور از بین برود. این اشتباهی است که با سوءاستفاده دشمنان وارد قصههای تجزیهطلبی میشوند و باعث نابودی کشور میشود.
برای جلوگیری از این شرایط و آگاه کردن مردم، چه برنامهریزیهای فرهنگیای میتوان داشت؟
من به شدت از مسئولان کشور بابت موضوع شناخت هویت ملی کشور ناراضیم. این مسئولان نباید کار را به جایی برسانند که تازه الان بخواهند به مردم آگاهیرسانی کنند. آگاهیرسانی از کودکی، نوجوانی و جوانی آغاز میشود. در تمام مقاطع باید هویت ملی، شناخت ایران و تاریخ به بهترین شکل ممکن انتقال داده میشد. باید مردم را آگاه میکردند تا هویت ملیشان را بیشتر میشناختند. ولی متأسفانه در هویت ملی و شناخت تاریخ چون مطالعات مردم ما کم است و مسئولان هم آنقدر که باید و شاید کار نکردند در این حوزه، باعث شده تا مردم هم فریب بخورند. باورم نمیشود که بعضیها حاضرند که پهلوی برگردد.
یک فراموشی است یا نخواستن فهمیدن، همان چیزی که میگویند کسی که خودش را به خوابزده نمیشود بیدارش کرد.
من هر چیزی که میگویم دارم برای ایران حرف میزنم. به نظر من باید به موبایل همه 90 میلیون ایرانی پیامک داده شود و با مردم حرف بزنیم درباره مشکلات کشور و مسائل شنیده شده. مردم باید بفهمند که صدایشان شنیده شده است. من در ذهنم نمیگنجد که مردم با اسلحه بیایند در خیابان و مأمور نیروی انتظامی را شهید کنند! البته نمیشود به آنها گفت مردم، اینها جزء عوامل موساد هستند. آدم عادی اگر اسلحه شکاری هم در خانه داشته باشد با آن نمیآید در خیابان و با آن شلیک کند به مأمور نیروی انتظامی که ماهی بیست میلیون تومان حقوق میگیرد. آن مأمور نیروی انتظامی زیر موشکباران باید موشک بخورد، در مرز باید تیر بخورد و هر جایی جانفدا است و حالا مزدوران موساد هم باید الان به این بندگان خدا شلیک کنند؟!
هفت ماه پیش ما یک جنگ را داشتیم و در آن جنگی که اتفاق افتاد، یک همبستگی ایجاد شد بین مردم ایران. با آنکه خیلی از آن اتفاق نگذشته اما همان همبستگی دارد کمرنگ میشود و واقعاً حیف است که با اینطور اتفاقات این همبستگی از بین برود، به نظرتان میشود آن ظرفیت دوباره بازسازی شود؟
قطعاً میتوانیم! مردم ایران بسیار انسانهای شریف، نجیب و فهیمی هستند و یک تعداد بسیار کمی آشوبگر هستند که دست به تخریب اموال عمومی میزنند. نکته اینجاست که اعتراض یک روز، دو روز یا سه روز میتواند باشد. خب، مردم اعتراضشان را کردند و من هم همینکار را انجام دادم اما اگر قرار باشد همه چیز به جنگ کشیده شود، یعنی رسماً شما آمدهاید تا کشور را نابود کنید. برخورد با آدمی که آمده است یک کشور را نابود کند باید دقیقاً همان برخوردی باشد که با اسرائیلیها انجام میدادیم. اینها همان سربازهای اسرائیل هستند و تعدادشان هم بسیار کم است. مردم ایران به نظر من بسیار فهیم و فرهیخته هستند و فقط کافی است کمی به تاریخ نگاه کنند و ببینند چه بلایی به سر ما آوردند این غربیها! اگر به این موضوع نگاه کنند متوجه میشوند که دشمن و دوست کدام است. ما باید همه در کنار هم اعتراض کنیم و در برابر دشمن خارجی همبستگیمان را حفظ کنیم. این اعتراض نباید باعث تخریب مادرمان، یعنی کشورمان، شود. این اعتراض نباید باعث شود مجدد به کشور حمله کنند.
در چنین شرایطی که اتفاقات اینچنینی پیش میآید، ذرهبینها بسیار روی هنرمندان و رفتارشان میرود. به نظرتان واکنش هنرمندهای ما در اتفاقات اخیر چطور بود؟
ما سه نوع هنرمند داریم. انسانهای آزاده که نه پول برایشان مهم است و قرارداد و صرفاً ایران، حقیقت و عدالت برایشان مهم است (اینها تعدادشان کم است). یک عدهای برای پول هر کاری را میکنند و میگویند بگذار ما پولمان را دربیاوریم و سکوت کنیم، حتی بعضیهایشان حقیقت را هم میدانند، اما برای پول و لایک و فالوور سکوت میکنند. یک عده هم مردم را میشورانند، میگویند اگر جایی آتش گرفته، آتش دل مردم است. آنها کسانی هستند که رسماً رفتهاند در تیم دشمن. یک چیزی را هم من بهتان بگویم. متأسفانه بیشتر هنرمندان ما مطالعه ندارند. متأسفانه بیشتر سلبریتیها مطالعه ندارند. متأسفانه برخی به خاطر نبود آگاهی فریب میخورند و بعداً متوجه اشتباهاتشان میشوند. این خیلی بد است که این رفتارها واکنشی هم از سمت مسئولان در پی ندارد. مثلاً طرف یک گالن بنزین در آتش این اتفاقات ریخته و بعدش دیگر مسئولان هیچ واکنشی نسبت به او ندارند و باهاش قرارداد هم میبندند. این بیکنشی باعث میشود روز به روز وضعیت بدتر شود. به نظرم حداقل کاری که میشود از طرف مسئولان انجام شود این است که همه این هنرمندان سالی یکبار برایشان کلاسهای تاریخ و هویت ملیشناسی گذاشته شود. چون حاضرم قسم بخورم که بسیاری از آنها از تاریخ این مملکت چیزی نمیدانند. ای کاش تاریخ ایران و جهان را هر سال برایشان به صورت فشرده در قالب کلاسهایی بشناسانند. دشمن را بشناسانند. ای کاش به مردم بگویند اگر شما یک حرف اشتباهی را بزنید، هزاران نفر میروند به حرف شما آن اشتباه را تکرار میکنند.
اگر بخواهید برای این وضعیت یک مستند یا فیلم به ما پیشنهاد بدهید، چه چیزی را توصیه میکنید؟
مستندی را اتفاقاً من چند شب پیش دیدم به اسم سیمرغ. مستندی یک ساعته درباره اینکه ما از نظر نظامی چه بودیم و چه شدیم. اینکه در زمان جنگ چه مکافات و ذلتی میکشیدیم برای گرفتن یک گلوله توپ و حالا به کجا رسیدهایم و موشک هایپرسونیک و ماهواره داریم. من احساس میکنم اگر مردم این مستند را ببینند قطعاً برایشان خیلی جذاب خواهد بود. یکی از مشکلات ما هم همیشه همین است که وقتی یک سریالی کمدی باشد 20 میلیون نفر آن را میبینند اما وقتی یک مستند تاریخی خوب پخش میشود شاید یک میلیون هم نبینندش. این درد است که مردم از تاریخ و هویت ملی خودشان دور شدند. من میگویم هر کسی اعتراضی که دارد حقش است، اما در نهایت امر باید به ایران هم فکر کند، به بلایی که ممکن است به سر این کشور بیاید هم فکر کند. باید آخر قصه را همیشه ببینیم. امیدوارم مسئولان هم صدای اعتراض مردم را بشنوند و شرایط به گونهای پیش برود که اوضاع معیشتی مردم به حد متوسط برسد و فشار اقتصادی از روی مردم برداشته شود.
مطالب پیشنهادی









