گفتوگو با رتبه ۳۷ کنکور انسانی که تحتپوشش کمیته امداد استمسلم در روستایی محروم زندگی میکند و خانواده او از نظر مالی مشکل دارند اما هیچوقت در زندگیاش ناشکری نکرده و همیشه تلاشش را کرده تا از همان امکانات کمی هم که دارد، نهایت استفاده را بکند و معتقد است هرگز در درس خواندن کم نگذاشته است.
هیچوقت ناشکری نکردهام
او متولد سال 76 و فرزند یک خانواده پرجمعیت است. 6 برادر و سه خواهر دارد و سه برادرش از او بزرگترند و در کنار درس خواندن، کارگری نیز میکنند. دو خواهر بزرگتر از خود هم دارد که خانهدار هستند و خواهر کوچکش هم کلاس پنجم ابتدایی است. پدرش 65 ساله است و شغل آزاد دارد. تامین هزینههای زندگی 10 فرزند قدونیمقد کار دشواری است و با درآمدهای ناچیز نمیتوان شکم آنها را سیر کرد. به همین دلیل به کمک کمیته امداد نیز متوسل شدهاند. مسلم نمیداند دقیقا از چه سالی، اما از وقتی شروع به تحصیل کرد، خانواده او تحتپوشش کمیته امداد بودند. از همان دوران تحصیل در مدرسه، شاگرد زرنگی بود و در دبیرستان ریاضی میخواند. سال 94 در کنکور شرکت کرد و با رتبه 6 هزار در رشته مهندسی برق دانشگاه دریانوردی چابهار پذیرفته شد. وارد دانشگاه شد و چهار ترم هم از آن گذشت. اما با وجود این، همیشه معلمشدن را دوست داشت. تا اینکه بعد از دو سال، تصمیم گرفت در کنکور انسانی شرکت کند و به آرزویش برسد. از آنجایی که باید کتابهای رشته انسانی را میخواند و به خاطر وضعیت مالی خانواده، امکان ثبتنام در کلاسهای کنکور را هم نداشت، از دانشگاه مرخصی گرفت و در خانه شروع به درس خواندن کرد تا رتبه خوبی بیاورد.
مسلم میگوید: «آهستهآهسته درس میخواندم. اول کتابها را روزنامهوار میخواندم تا با موضوع کتاب آشنایی پیدا کنم و بعد از آن، با جدیت شروع کردم. رشته خودم ریاضی بود و چون باید کتابهای یک رشته دیگر را میخواندم، به زمان بیشتری نیاز داشتم، برای همین، هر روز تقریبا هشت ساعت درس میخواندم. بعضی کتابها مانند فلسفه و منطق برایم دشوار بود. با تمام سختیهایی که در درک مفاهیم درس منطق داشتم، تستهای کنکور را 64 درصد زدم.»
او برخلاف خیلی از کنکوریها، در هیچ کلاس کنکوریای شرکت نکرده و فقط از کتابهای آموزشی تست برای ارزیابی خود و آمادهشدن بهمنظور تستزنی در کنکور استفاده کرده است. از همان ابتدا، به امید قبولی با رتبه عالی در کنکور شرکت کرد. حتی با وجود سختیهایی که در زندگی داشتند، توانست در راه هدفش موفق شود. مسلم میگوید: «به دلیل گرمای زیاد منطقه اتاقی که در آن درس میخواندم حتی کولر هم نداشت و شرایط خیلی سختی را پشتسر گذاشتم اما چون هدفم برایم مهم بود، چیزی نمیتوانست سد راهم شود.»
او با توجه به ارزیابیهایی که در ماههای نزدیک به کنکور از خودش داشت، فکر میکرد رتبه زیر هزار بیاورد اما هیچوقت فکر نمیکرد رتبه 37 را به دست بیاورد. بعد از انتخابرشته و اعلام نتیجهها، به همان چیزی که میخواست رسید و در رشته آموزش عربی دانشگاه فرهنگیان زاهدان پذیرفته شد. او برای رسیدن به این رتبه زحمت زیادی کشید. درست است که خانواده مسلم وضعیت مالی چندان خوبی ندارند اما تمام تلاششان را برای فرزندانشان کردهاند و از اینکه فرزندشان توانسته در کنکور با رتبه عالی قبول شود، بسیار خوشحال هستند.
مسلم اضافه میکند: «بین خانوادهام، داییام بیشتر از همه من را تشویق میکرد و وقتی تلاشهای من را برای رسیدن به هدفم میدید، میگفت که از تو یک رتبه عالی میخواهم و همین حرفها، انگیزهای شد تا بتوانم روی پای خودم بایستم و به جایی که میخواهم برسم.»
او چند سال قبل رشته مهندسی برق قبول شده بود اما به عشق زبان عربی و معلم شدن، آن را رها و دوباره در کنکور شرکت کرد تا اینکه به هدفی که داشت، رسید. او میگوید: «نمیتوانم بگویم که مهندسی برق را دوست نداشتم، اما بیشتر از آن، دوست داشتم معلم شوم. از رشتهای که قبول شدهام راضی هستم و از خدا ممنونم که توفیق داده در رشتهای تحصیل کنم تا بتوانم قدرت فهم قرآن را داشته باشم.»
مسلم در روستایی محروم زندگی میکند و خانواده او از نظر مالی مشکل دارند اما هیچوقت در زندگیاش ناشکری نکرده و همیشه تلاشش را کرده تا از همان امکانات کمی هم که دارد، نهایت استفاده را بکند و معتقد است هرگز در درس خواندن کم نگذاشته است. از نظر او، اگر کسی بخواهد به هدفی برسد، برایش فرقی نمیکند زندگی مرفه با تمام امکانات دارد یا خانوادهای محروم و بینصیب از امکانات.
* نویسنده : ندا اظهری روزنامهنگار
مطالب پیشنهادی







