پیامدهای حمله آمریکا به کاراکاسپالایشگران مستقل چین به نفت سنگین و ارزانقیمت وابستهاند. نفت روسیه و ایران به دلیل تحریمهای موجود و جنگ اوکراین با تخفیفات قابل توجهی عرضه میشوند. آیا شرایط جدید بازار نفت، میتواند انگیزه کافی برای حمایت گسترده پکن از ایران را خصوصا با توجه به تحولات اخیر، به همراه داشته باشد؟
چین نفت ونزوئلا را با نفت ایران جایگزین میکند

پارسا حجازی، فرهیختگان آنلاین: بر اساس گزارشی از «رویترز» که چهارشنبه 17 دیماه 1404 به انتشار رسیده، تجار و تحلیلگران اعلام کردهاند که پالایشگران مستقل چینی، با توجه به تحولات اخیر، در ماههای آینده جهت جایگزینی محمولههای نفتی ونزوئلا به نفت سنگین از منابع مختلفی از جمله ایران روی خواهند آورد. چین به عنوان بزرگترین واردکننده نفت خام جهان، در سال ۲۰۲۵ میلادی حدود ۳۸۹ هزار بشکه نفت ونزوئلا در روز وارد کرده بود که این مقدار حدود ۴ درصد از کل واردات دریایی نفت خام این کشور را تشکیل میداد. این پالایشگران مستقل، که به اختصار «تیپات» نامیده میشوند، به نفت سنگین و ارزانقیمت وابستهاند و اکنون با توقف بارگیری نفت از بنادر اصلی ونزوئلا از ابتدای ژانویه، به دنبال گزینههای جایگزین هستند.
هرچند ذخایر نفت ونزوئلایی در کشتیهای شناور در آسیا میتواند حدود ۷۵ روز تقاضای چین را پوشش دهد و حداقل ۱۲ میلیون بشکه نفت و سوخت در دوازده کشتی تحریمشده در اوایل ژانویه از ونزوئلا خارج شده، اما طبق برآوردها پالایشگران چینی احتمالاً از مارس و آوریل به تأمینکنندگان روسی و ایرانی روی میآورند. منابع جایگزین دیگری مانند کانادا، برزیل، عراق و کلمبیا نیز در دسترس است، اما نفت روسیه و ایران به دلیل تحریمهای موجود و جنگ اوکراین با تخفیفات قابل توجهی عرضه میشوند. در همین راستا سخنگوی وزارت خارجه چین، لین جیان، در حالی که اقدامات ایالات متحده را محکوم کرد، تأکید کرده است که پکن به همکاری با ونزوئلا در زمینه صادرات نفت ادامه میدهد و منافع خود را از راههای قانونی حفظ خواهد کرد.
ذکر یک سوال
سوالی که در پس گزارش «رویترز» مطرح میشود، این موضوع است که آیا شرایط جدید بازار نفت، میتواند انگیزه کافی برای حمایت گسترده پکن از ایران را خصوصا با توجه به تحولات اخیر، به همراه داشته باشد؟
در پاسخ به این پرسش میتوان گفت که چین سابقهای طولانی در حمایت از کشورهای تحت فشار دارد، اما این حمایت اغلب به منافع اقتصادی و اصل عدم مداخله وابسته بوده است. برای نمونه، در بحران سوریه، چین با وتوهای مکرر در شورای امنیت سازمان ملل، مداخله غربی را به عنوان «تغییر رژیم» محکوم کرد و خط روشنی میان مداخله بشردوستانه و براندازی کشید. همچنین در میانمار، چین با وتو قطعنامه انتقادی از نقض حقوق بشر در سال ۲۰۰۷، رژیم حاکم را حمایت کرد و نقش کلیدی در تسهیل گفتوگو با فرستاده ویژه سازمان ملل ایفا نمود. در سودان و دارفور نیز چین با انتصاب نمایندهای ویژه، دولت را به پذیرش طرحهای صلحی ترغیب و از تحریمها جلوگیری نمود.
اما در مقابل، چین حداقل تا امروز، در مواردی که تهدیدی متوجه منافع حیاتیاش نباشد، تمایلی به مداخله مستقیم نشان نداده است.برای مثال در مثلاً در لیبی و سوریه، پکن تغییر رژیم تحت عنوان «مسئولیت حفاظت» را محکوم کرد اما حمایت معنیدار و عملی ارائه نکرد. در ادامه نیز بر سیاست اعلامی اصل عدم دخالت در امور داخلی تأکید ورزید. در آخرین مورد در رابطه با ونزوئلا نیز چین به محکومیت کلامی بسنده کرده است.
در رابطه با ایران، چین بلافاصله پس از انقلاب 57 جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت شناخت. همچنین نفت تحریمشده ایران را با تخفیف قابل توجه و در مخالفت صریح با سیاستهای آمریکا خریداری میکند. اما سوال اینجاست که آیا تحولات ونزوئلا و تأثیر آن بر بازار نفت، انگیزهی کافی برای چین جهت حمایت از ایران را ایجاد میکند؟
مطالب پیشنهادی










