از تاریخ صدر اسلام تا سیاست بازدارندگی امروزغزوه تبوک تنها یک حرکت نظامی در صدر اسلام نبود؛ بلکه نمونهای از چگونگی مدیریت تهدید خارجی، انسجام داخلی و سیاست بازدارندگی بوده؛ تجربهای که امروز نیز در برابر فشارها و جنگهای نیابتی منطقه، معنایی تازه یافته است.
تبوک؛ الگویی برای مواجهه با تهدیدهای امروز منطقه

دکتر محمد جواد نجفی، عضو هیأت علمی دانشگاه: در بازخوانی غزوه تبوک، تنها سخن از یک حرکت نظامی در صدر اسلام نیست؛ این واقعه نمونهای از چگونگی برخورد یک جامعه نوپا با تهدیدی خارجی، چنددستگی داخلی و شرایط دشوار اقتصادی است. همین عناصر، آن را به رخدادی تبدیل میکند که فراتر از تاریخ، برای امروزِ منطقه ما نیز معنایی تازه دارد.
در روزگاری که اخبار جنگ، رقابت بلوکها و صفبندیهای سیاسی در غرب آسیا دوباره در حال تغییر است، بازگشت به تجربه تبوک، نه از سر احساس دینی، بلکه از زاویه تحلیل سیاسی ارزشمند است. آنچه در سال نهم هجری رخ داد، مواجهه با تهدیدی بود که ریشه در سیاستهای توسعهطلبانه روم شرقی داشت؛ قدرتی که تحولات مدینه را بهمثابه شکستن توازن قدیمی میدید. امروز نیز منطقه ما در معرض فشارها، محاصرهها، عملیات روانی و جنگهای نیابتی قرار دارد؛ و شباهتها، بیش از آن چیزی است که در نگاه اول دیده میشود.
در تبوک، جامعه اسلامی در سختترین شرایط اقتصادی به میدان فراخوانده شد: خشکسالی، کمبود آذوقه و فشارهای معیشتی به اوج رسیده بود. دعوت پیامبر اکرم(ص) در این شرایط، در واقع دعوت به سیاست بازدارندگی بود؛ حضور در مرزها، قبل از آنکه قدرت رومی خود را بر خاک مسلمانان تحمیل کند. این منطق، امروز نیز در راهبردهای دفاعی بسیاری از کشورهای منطقه ـ از جمله ایران ـ آشکار است: پیشگیری فعال، حضور هوشمندانه و تثبیت قدرت قبل از وقوع بحران. در برابر این سیاست، دو جریان شکل گرفت. نخست، جریان وفاداران که هم با مال و هم با جان مشارکت کردند. کمکهای گسترده مالی بسیاری از مسلمانان، و حضور زنان در تجهیز سپاه، نشان داد که مقاومت پایدار تنها با سرمایهگذاری جمعی تحقق مییابد؛ همان حقیقتی که امروز نیز در دفاع از سرزمینها، امنیت ملی و ثبات منطقه تکرار میشود.
در مقابل، جریان منافقان قرار داشت؛ گروهی که تلاششان نه شکست دشمن خارجی، بلکه ایجاد تردید در داخل بود. آنها استدلال میکردند که تهدید روم جدی نیست، زمان مناسب نیست، حرکت هزینه دارد و جامعه توان آن را ندارد. اینها دقیقاً همان گزارههایی است که امروز نیز در عملیات روانی علیه کشورها و ملتهای منطقه شنیده میشود؛ از بیفایده نشان دادن حضور منطقهای گرفته تا القای اختلافات داخلی و بیاعتمادی به توان ملی.
در چنین شرایطی، نقش مدیریت سیاسی پیامبر اکرم(ص) اهمیت یافت. جانشینی حضرت علی(ع) در مدینه، که منافقان میکوشیدند از آن بهرهبرداری تخریبی کنند، با جمله تاریخی «أنت منی بمنزلة هارون من موسى» تبدیل به نقطهای برای تثبیت رهبری جامعه شد. این رخداد، الگویی است از تصمیمگیری شفاف، تثبیت جانشینی و جلوگیری از تلاطم داخلی؛ امری که امروز نیز در سیاستگذاری و مدیریت بحران در دولتها اهمیت حیاتی دارد.
نتایج تبوک بدون شلیک یک تیر بهدست آمد. رومیها عقبنشینی کردند و ترجیح دادند وارد مواجهه نشوند. در ادبیات امروز سیاست، این رخداد را میتوان «پیروزی بازدارندگی» نامید؛ پیروزیای که نه از میدان جنگ، بلکه از حضور مقتدرانه، انسجام درونی و ارسال پیام روشن به قدرتهای خارجی بهدست آمد. امضای پیمانهای جدید با قبایل مسیحی منطقه نیز تثبیت همین اقتدار بود؛ گسترش حوزه نفوذ، بدون اشغالگری و بدون جنگ.
برای امروز جهان اسلام، این تجربه دو پیام روشن دارد:
نخست، اینکه امنیت ملی بدون انسجام داخلی پایدار نمیماند. جامعهای که در برابر فشار بیرونی متحد میشود، حتی در سختترین شرایط اقتصادی از فروپاشی سیاسی در امان میماند.
دوم، اینکه قدرتهای بزرگ جهان، نه با اخلاق، بلکه با محاسبه هزینه و فایده عقبنشینی میکنند. اگر مدینه در تبوک نرفته بود، تهدید رومی به واقعیت تبدیل میشد؛ همانگونه که هرگاه قدرت ملی در منطقه تضعیف شود، فشارهای نظامی و سیاسی افزایش مییابد.
تبوک یادآور این حقیقت است که گاهی سرنوشت ملتها در بزنگاههایی رقم میخورد که به ظاهر جنگی در آن رخ نمیدهد؛ اما حضور، آمادگی و وحدت، جای جنگ را میگیرد و مسیر آینده را تعیین میکند.
مطالب پیشنهادی










