مخاطرات؛ چرا ونزوئلا در مرکز توجه است

در گفتمان عمومی غالب، ونزوئلا نه به‌عنوان یک واقعیت پیچیده، بلکه به‌عنوان یک فرمول تقلیل‌گرا به تصویر کشیده می‌شود؛ دیکتاتوری، رژیم، دولت مواد مخدر، بحران انسانی. این کلمات توصیف نمی‌کنند، آن‌ها از پیش تفسیر می‌کنند.

  • ۲۳ ساعت قبل
  • 00
مخاطرات؛ چرا ونزوئلا در مرکز توجه است

سیاست عصبی (نوروپلیتیک) یک تجاوز

سیاست عصبی (نوروپلیتیک) یک تجاوز
مایلین لوپزمایلین لوپزخبرنگار نشریه آنتی دیپلوماتیکو

متن مقاله پیش رو از سوی رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا به «فرهیختگان» ارسال شده است.

عبور از آستانه

در تاریخ معاصر روابط بین‌الملل، در سوم ژانویه، رویدادی بی‌سابقه رخ داد. طبق گزارش‌های منتشر شده پس از تبادل آتشی که بین ۸۰ تا ۱۰۰ کشته (تخمین‌های فعلی) در ونزوئلا برجای گذاشت، رئیس‌جمهور بولیواری، به همراه همسرش ربوده شد. این اتفاق به‌عنوان بخشی از تشدید گسترده‌تر درگیری‌ها، شامل آدم‌ربایی‌های دریایی، محاصره‌های عملیاتی و اقدامات فراسرزمینی رخ داد. آنچه این دوره را از نظر کیفی با گذشته متفاوت می‌کند، نه تنها شدت آن، بلکه آستانه سیاسی و نمادینی است که از آن عبور کرده است. وقتی «زور» دیگر به فشار اقتصادی یا دیپلماتیک محدود نمی‌شود و به قلب نمایندگی دولت ضربه می‌زند، مسئله دیگر صرفاً مذاکره نیست؛ بلکه به مسئله حاکمیت تبدیل می‌شود. در سطح شناختی، این همچنین یک آزمون بسیار دشوار است؛ برای بررسی اینکه یک رویداد استثنایی تا چه حد می‌تواند از طریق زبان، جذب، عادی‌سازی و قابل قبول شود. اینجاست که باید تحلیل را شروع کرد.

زبان قبل از فکر تصمیم می‌گیرد

در گفتمان عمومی غالب، ونزوئلا نه به‌عنوان یک واقعیت پیچیده، بلکه به‌عنوان یک فرمول تقلیل‌گرا به تصویر کشیده می‌شود؛ دیکتاتوری، رژیم، دولت مواد مخدر، بحران انسانی. این کلمات توصیف نمی‌کنند، آن‌ها از پیش تفسیر می‌کنند. زبان‌شناسی شناختی نشان می‌دهد چهارچوب‌ها ساختار‌های ذهنی را فعال می‌کنند که مقدم بر استدلال آگاهانه هستند. همانطور که جورج لاکاف George Lakoff توضیح داد، هنگامی که یک چهارچوب پذیرفته می‌شود، مغز دیگر ارزیابی نمی‌کند که آیا یک عمل مشروع است یا خیر، بلکه ارزیابی می‌کند که چقدر ضروری است؟

اگر «دیکتاتوری» وجود داشته باشد، هیچ گفت‌وگویی وجود ندارد.
اگر یک «دولت مواد مخدر» وجود داشته باشد، مذاکره‌ای در کار نیست.
اگر «وضعیت اضطراری» پیش بیاید، استثنا به قاعده تبدیل می‌شود.
به این ترتیب، تجاوز نام خود را تغییر می‌دهد و به «مداخله»، اجبار به «فشار» و مجازات جمعی و به «تحریم‌های هدفمند» تبدیل می‌شود.

وقتی خشونت، بوروکراتیزه و عادی‌سازی می‌شود

گام تعیین‌کننده، در سطح عصبی - سیاسی، بوروکراتیزه کردن خشونت است. اعمال زور دیگر نه به‌عنوان یک استثنای دراماتیک، بلکه به‌عنوان یک رویه فنی، نظارتی و تقریباً خنثی ظاهر می‌شود. در همین چهارچوب است که باید توقیف نفتکش‌هایی که در دسامبر ۲۰۲۵ رخ داد را بررسی کرد. این‌ها اقدامات ملموس و مادی هستند که به قلب اقتصادی کشور ضربه می‌زنند و به‌عنوان «اجرای قانون»، ساده ارائه می‌شوند.

دسامبر ۲۰۲۵؛ توقیف نفتکش‌ها

در طول دسامبر ۲۰۲۵‌، ایالات متحده با دخالت مستقیم گارد ساحلی ایالات متحده و با تمدید یکجانبه اقدامات تحریمی علیه مسیر‌ها و اپراتور‌ها، حداقل دو نفتکش درگیر در حمل‌ونقل نفت ونزوئلا در دریای کارائیب را رهگیری و توقیف کرد.
طبق بازسازی‌های ژورنالیستی هماهنگ:
- یک نفتکش در آب‌های بین‌المللی متوقف و محموله‌اش به موجب تحریم‌های ایالات متحده که مورد تأیید نهاد‌های چندجانبه نبود، توقیف شد.
- کشتی دوم که در ابتدا در هیچ فهرست تحریم عمومی قرار نداشت نیز مسدود و مصادره شد و عملاً کنترل بر مسیر‌های انرژی کارائیب را گسترش داد.
در فرهنگ لغت رسمی، این اقدامات، «اجرای قانون» یا «اقدامات امنیتی» نامیده شده‌اند. از نظر روابط بین دولت‌ها، آن‌ها به‌عنوان اعمال اجبار اقتصادی فراسرزمینی پیکربندی شده‌اند. در سطح عصبی - سیاسی، عنصر تعیین‌کننده عنصر دیگری است؛ چهارچوب روایی از پیش موجود، آن‌ها را به‌عنوان خشونت نامرئی می‌کند.

مخاطرات؛ چرا ونزوئلا در مرکز توجه است

این رویداد‌ها در خلأ اتفاق نمی‌افتند. آن‌ها در ارتباط با واقعیتی رخ می‌دهند که اغلب در بحث‌های عمومی به حاشیه رانده می‌شود؛ ونزوئلا بزرگ‌ترین ذخایر نفتی اثبات شده در کره زمین را دارد. این کشور با تقریباً 303 میلیارد بشکه که عمدتاً در کمربند نفتی اورینوکو Orinoco متمرکز شده است، بزرگ‌ترین ذخایر اثبات شده جهان را در اختیار دارد که تقریباً برابر با یک‌پنجم کل ذخایر شناخته شده جهانی است.
به این داده‌ها موارد زیر اضافه شده است:
- ذخایر عظیم گاز طبیعی
- ذخایر عظیم طلا در کمان معدنی اورینوکو
- الماس و مواد معدنی حیاتی (کلتان، نیکل، تیتانیوم، عناصر خاکی کمیاب)
- منابع آب فراوان و ظرفیت برق‌آبی
- یک موقعیت جغرافیایی استراتژیک، چند ساعت با ایالات متحده فاصله دارد و در مرکز مسیر‌های انرژی کارائیب قرار دارد.
در ژئوپلیتیک، چنین تمرکز منابعی هرگز خنثی نیست.

کنترل روایت برای کنترل دسترسی

وقتی کشوری ثروتی به این بزرگی را در خود متمرکز می‌کند، مرحله اول اشغال نظامی نیست. بلکه مشروعیت‌زدایی شناختی است.
جنگ شناختی به این موارد کمک می‌کند:
- نقض حاکمیت را قابل قبول جلوه دهد.
- عادی‌سازی توقیف‌ها، محاصره‌ها و اقدامات فراسرزمینی.
- اعمال قدرت را به «اعمال مسئولیت» تبدیل کنید.
اگر حاکمیت به‌عنوان مانعی برای آزادی معرفی شود، می‌توان بر آن غلبه کرد. اگر دولت مجرم شناخته شود، منابع آن به‌طور ضمنی در دسترس قرار می‌گیرد. اگر توقیف یک نفتکش به‌عنوان یک رویه فنی ساده توصیف شود، مرز بین قانون و اجبار از بین می‌رود.
لحظاتی وجود دارد که تاریخ نه با اعلامیه‌ها، بلکه با تغییرات خاموش در زبان پیش می‌رود. در این بخش‌هاست که آنچه زمانی غیرقابل تصور به نظر می‌رسید، ابتدا مورد تردید، سپس قابل قبول و در نهایت عادی می‌شود.
سوم ژانویه ۲۰۲۶، یکی از این گذار‌ها را رقم می‌زند. نه‌تنها به‌خاطر آنچه اتفاق افتاد، بلکه به‌خاطر نحوه گزارش آن. وقتی رویدادی با این عظمت، گسست قابل توجهی در گفتمان عمومی ایجاد نمی‌کند، به این معنی است که عمیق‌ترین کار قبلاً انجام شده است؛ آگاهی‌بخشی لازم انجام شده است. نوروپلیتیک نشان می‌دهد مؤثرترین قدرت، قدرتی نیست که تحمیل می‌کند، بلکه قدرتی است که تفکر را پیش‌بینی می‌کند، چهارچوب‌هایی می‌سازد که در آن‌ها انتخاب‌ها اجتناب‌ناپذیر و جایگزین‌ها غیرقابل تصور به نظر می‌رسند. در این فضا، حاکمیت آشکارا انکار نمی‌شود؛ بلکه بازتعریف و قابل مذاکره می‌شود. به همین دلیل است که مسئله فقط ونزوئلا نیست. نکته، سابقه‌ای است که ایجاد می‌شود. وقتی استثنا دیگر باعث رسوایی نمی‌شود و وقتی اجبار می‌تواند به‌عنوان یک رویه اعمال شود و وقتی توقیف اموال به یک هنجار تبدیل می‌شود. در چنین دنیای ساختاریافته‌ای، اولین مسئولیت، هوشیاری در مورد زبان است، زیرا عمیق‌ترین خطر جنگ شناختی و دستکاری، نه‌تنها توجیه یک عمل تجاوزکارانه است، بلکه آموزش مردم به پذیرش آن و حتی تجلیل از آن به‌عنوان عملی برای نجات و عاقبت به خیری است!

منبع:
نشریه آنتی دیپلوماتیکو/ ایتالیا / 5 ژانویه 2026

نظرات کاربران