کودتا خوردههای حذف شده پر تحقیربا گذشت پنج روز از حذف تحقیرآمیز گابن از جام ملتهای آفریقا، افکار عمومی این کشور هنوز نتوانستهاند با فاجعه رقمخورده کنار بیایند و موجی از خشم و ناامیدی در رسانهها و میان هواداران جریان دارد. این ناکامی تنها یک شکست ورزشی نبود، بلکه به یک بحران ملی تبدیل شد.
حال و روز گابنیها هنوز خوب نشده

با گذشت پنج روز از حذف تحقیرآمیز گابن از جام ملتهای آفریقا، افکار عمومی این کشور هنوز نتوانستهاند با فاجعه رقمخورده کنار بیایند و موجی از خشم و ناامیدی در رسانهها و میان هواداران جریان دارد.
این ناکامی تنها یک شکست ورزشی نبود، بلکه به یک بحران ملی تبدیل شد. بریس کلوتایر اولیگی نگما، رئیسجمهور گابن در واکنش به این فاجعه آن را ضربهای به «هویت ملی» کشور دانست و همین جمله در رسانههای خارجی بازتاب گستردهای پیدا کرد. دولت بلافاصله تیم ملی را تعلیق کرد و کادر فنی را برکنار نمود، اقدامی بیسابقه که نشان میدهد بحران فوتبال گابن از زمین فراتر رفته و به سطح سیاسی و اجتماعی کشیده شده است.
در این میان، تصمیمهای بیمنطق و انتخابهای بحرانزا بیش از هر چیز به چشم میآیند؛ کنار گذاشتن بازیکنان باسابقهای چون اوبامیانگ و برونو اکوله مانگا بدون استراتژی روشن، بیاعتمادی به نسل جدید و تغییرات مداوم در کادر فنی، همه و همه شکافهای داخلی را عمیقتر کرده و آینده تیم ملی را مبهمتر ساخته است. رسانههای فرانسوی نوشتند که اوبامیانگ با مصدومیت زودتر به مارسی برگشت و این تصویر، نمادی از فروپاشی روحیه تیم بود.
نماد بیبرنامگی
گابن امروز نماد سوءمدیریت و بیبرنامگی در فوتبال آفریقاست؛ تیمی که میتوانست با سرمایه انسانی خود مدعی باشد، اما به دلیل فقدان حس مسئولیت و پاسخگویی به یکی از تلخترین داستانهای جام ملتهای آفریقا بدل شد. این تضاد وقتی پررنگتر میشود که به تیمهای موفقی مثل ساحلعاج یا سنگال نگاه کنیم؛ کشورهایی که با مدیریت منسجم، سرمایهگذاری روی استعدادهای جوان و اعتماد به ساختار فنی توانستند به مدعیان اصلی جام تبدیل شوند.
مقایسه این مسیرها نشان میدهد که فوتبال آفریقا بیش از هر چیز به مدیریت درست نیاز دارد و تا زمانی که در گابن مدیران به جای خدمت به فوتبال، به بحرانسازی مشغول باشند، افکار عمومی این کشور هرگز با فاجعه رقمخورده کنار نخواهد آمد.
جامعه زخمی و امیدهای سیاسی از دست رفته
جامعه گابن پیش از این ناکامی ورزشی هم با قصههای یأسآور ناشی از طولانیترین حکومت خانوادگی در آفریقا دستوپنجه نرم میکرد. بیش از نیمقرن سلطه خاندان بونگو، که ابتدا عمر بونگو و سپس پسرش علی بونگو را بر رأس قدرت نگه داشت، زخمهای عمیقی بر اعتماد عمومی گذاشته بود. مردم سالها شاهد فساد، سوءمدیریت و بیتوجهی به نیازهای واقعی جامعه بودند؛ در حالی که درآمدهای نفتی کشور به جیب گروهی محدود میرفت، بخش بزرگی از جمعیت زیر خط فقر زندگی میکرد و جوانان با بیکاری گسترده دستوپنجه نرم میکردند.
کودتای ۲۰۲۳ به رهبری بریس اولیگی نگما اگرچه به آن دوران پایان داد، اما خود زخمهای تازهای بر پیکر جامعه افزود. بسیاری از مردم امیدوار بودند که این تغییر سیاسی آغاز فصل جدیدی باشد، اما کودتا هم با بیثباتی و نگرانی همراه شد. فضای سیاسی کشور شکنندهتر شد و اعتماد عمومی همچنان در سطح پایینی باقی ماند. در چنین شرایطی، دولت جدید به دنبال راهی برای بازسازی مشروعیت و کسب محبوبیت بود. فوتبال، بهویژه تیم ملی و ستارهای چون اوبامیانگ، به ابزاری برای این هدف تبدیل شد.
نگما و دولتش امیدوار بودند که موفقیت تیم ملی در جام ملتهای آفریقا بتواند بخشی از زخمهای جامعه را التیام دهد، شادی و غرور ملی را بازگرداند و نارضایتی عمومی را کاهش دهد. آنها تصور میکردند که نتایج خوب تیم ملی میتواند فضای سیاسی را آرام کند و حتی بر انتخابات پیشرو در سال جاری میلادی تأثیر مثبت بگذارد. اما شکستهای تحقیرآمیز نه تنها این امید را بر باد داد، بلکه خشم و ناامیدی مردم را تشدید کرد. کنار گذاشتن بازیکنان باسابقه بدون برنامه روشن، تغییرات مداوم در کادر فنی و نتایج ضعیف، همه و همه به عاملی برای افزایش بیاعتمادی عمومی بدل شد.
به این ترتیب، فوتبال گابن به میدان سیاست کشیده شد؛ جایی که ناکامی در زمین میتواند سرنوشت قدرت را تغییر دهد. دولت جدید که میخواست با نتایج تیم ملی چهرهای محبوبتر از خود بسازد، حالا با موجی از انتقاد و نارضایتی روبهروست. جامعهای که پیشتر از طولانیترین حکومت خانوادگی آفریقا زخم خورده بود، امروز با ناکامی ورزشی و بحران مدیریتی تازهای مواجه است؛ و این ترکیب تلخ نشان میدهد که در گابن، فوتبال تنها یک بازی نیست، بلکه بخشی از معادله قدرت و سیاست است.
مطالب پیشنهادی










