دبیر ستاد توسعۀ اقتصاد دانشبنیان مواد و ساخت پیشرفته در گفتوگو با «فرهیختگان»:دبیر ستاد توسعه اقتصاد دانشبنیان مواد و ساخت پیشرفته در گفتوگو با «فرهیختگان» گفت: تاکنون بیش از ۱۰۰ طرح را از مسیر حمایتهای اعتبار مالیاتی تأیید کردهایم. بسیاری از این طرحها در بخش تحقیقوتوسعه همان شرکت و بخشی دیگر از آنها در قالب شرکتهای دانشبنیان و دانشگاهها تعریف شده است.
چرخۀ معیوب خامفروشی را معکوس میکنیم

فاطمه کتابی، خبرنگار گروه دانشگاه:مواد پیشرفته امروز بهعنوان ستون فقرات توسعه فناوریهای نوین و صنایع راهبردی، نقشی تعیینکننده در آینده اقتصادی و فناورانه کشورها ایفا میکنند. آلیاژهای پیشرفته، سرامیکهای دما بالا، نانومواد، عناصر کمیاب و پلیمرهای مهندسی، علاوه بر آنکه زیربنای صنایع مهمی چون هوافضا، انرژی، الکترونیک، خودرو و تجهیزات پزشکی هستند؛ مسیر پیشرفت فناوریهای نوظهوری مانند هوش مصنوعی و کوانتوم نیز از دل همین حوزه میگذرد. تجربه کشورهای توسعهیافته نشان میدهد سرمایهگذاری هدفمند در تولید، بومیسازی و تکمیل زنجیره ارزش مواد پیشرفته، به خلق مزیت رقابتی پایدار و افزایش تابآوری اقتصادی منجر شده است. در ایران تکمیل زنجیره ارزش مواد پیشرفته از مرحله استخراج تا تولید محصول نهایی، فراتر از ضرورت اقتصادی بهعنوان سرمایهگذاری راهبردی برای تقویت امنیت فناورانه و حضور مؤثر در بازارهای جهانی مطرح است. در همین راستا، ماده ۴۸ برنامه هفتم توسعه با تأکید بر مقابله با خامفروشی مواد نفتی، مسیر حرکت به سمت تولید محصولات با ارزش افزوده بالا و مبتنی بر دانش بومی را ترسیم کرده است. تحقق این هدف اما بدون توسعه فناوریهای پیشرفته و نوآوری داخلی امکانپذیر نخواهد بود. ابلاغ سند ملی توسعه فناوریهای مواد و ساخت پیشرفته در ۷ دیماه سال جاری، نقطه عطفی در این مسیر به شمار میرود. این سند با ترسیم یک چشمانداز 10 ساله، ارتقای کیفیت و کارایی محصولات ساخت ایران، افزایش تابآوری اقتصادی، بهبود استانداردهای زیستمحیطی و کاهش ۵۰ درصدی خامفروشی مواد اولویتدار را هدفگذاری کرده است. دستیابی به ۱۶۰۰ میلیون دلار صادرات محصولات دانشبنیان در حوزه مواد پیشرفته، افزایش اشتغال از ۴۴ هزار و ۷۶۰ نفر به ۸۵ هزار نفر و حرکت بهسوی مرجعیت علمی در جهان اسلام، از دیگر اهداف کلیدی این سند است. در گفتوگو با وحید ضرغامی، دبیر ستاد توسعه اقتصاد دانشبنیان مواد و ساخت پیشرفته، جزئیات این سند و اولویتهای این ستاد را بررسی کردیم که در ادامه مشروح آن را از نظر میگذرانید.
باتوجهبه رویکرد معاونت علمی و تغییراتی که در دوره جدید در فضای ستادها ایجاد شده، مأموریتهای جدید ستاد مواد پیشرفته چیست؟ اولویتهای ستاد چگونه طراحی شده است؟
مهمترین کار ما در ستاد، اجرای «سند ملی توسعه فناوریهای مواد و ساخت پیشرفته» است که با ابلاغ سند، مهمترین مأموریت ستاد مواد این است که اجرای سند ملی را با جدیت پیگیری و عملیاتی کند. میتوان گفت بزرگترین رسالت ما در دوره پیش رو همین اجراییسازی سند ملی است.
کمی درباره این سند توضیح میدهید؟ هدفش چیست و چه کمکی به اقتصاد دانشبنیان حوزه مواد میکند؟
چندین سال برای این سند کار کارشناسی انجام شده و نسخه نهایی آن در اردیبهشت سال جاری در شورایعالی انقلاب فرهنگی آماده ابلاغ شد؛ اما به دلیل برخی ملاحظات و مواردی که دفتر آقای رئیسجمهور مطرح کرده بودند، از جمله نکاتی در حوزه مالی، ابلاغ این سند با تأخیر مواجه شد. این موارد نیز برطرف شده و در نتیجه، با پیگیریهایی که ما انجام دادیم، اصلاحات و تغییرات لازم صورت گرفته تا سند ابلاغ شود. بر اساس این سند، بودجه ستاد مستقل میشود؛ البته نه بهصورت کاملاً جدا، بلکه ردیفی در بودجه معاونت تعریف میشود. در وضعیت فعلی هم معاونت در تأمین هزینههای جاری ستاد کم نگذاشته و برای طرحهای ستاد نیز حمایت خوبی داشته و انشاءالله این روند ادامه خواهد داشت. براساس ماده ۹۹ قانون برنامه هفتم پیشرفت، مواد و ساخت پیشرفته یکی از اولویتهای اصلی تأمین مالی و سرمایهگذاری معرفی شده است. بودجه امسال (1404) حدود ۱۰۰ میلیارد تومان محقق میشود؛ اما بخواهیم کار اساسی انجام بدهیم حداقل دو همت برای حمایت از توسعه فناوری برای سال آتی مواد و ساخت پیشرفته لازم داریم منتها این مورد نیازمند سرمایهگذاری شرکتهای تامینکننده منابع مالی برای توسعه فناوری است که در این زمینه با شرکتهایی مثل سرمایهگذاری آستان قدس رضوی، سرمایهگذاری بهمن، سرمایهگذاری خطرپذیر فولاد مبارکه مذاکراتی انجام شده است که حاضر به حمایت در زمینه مواد پیشرفته هستند.
پیشتر هم ستاد برنامهای مانند سند ملی توسعه فناوریهای مواد و ساخت پیشرفته داشته؟
از روزی که این ستاد در بدنه معاونت علمی تشکیل شد، در ابتدا مربوط به «ساخت پیشرفته» بود. حدود سالهای ۹۳ و ۹۴ فعالیتهایی انجام شد و دغدغه اصلی آن زمان، تدوین سند ملی مواد بود. در دوره دوم ریاستجمهوری آقای روحانی، این ستاد با حوزههایی مثل لیزر، اپتیک و فتونیک تلفیق شد و عملاً کار متوقف شد. تا اینکه در سال ۱۴۰۱ یا اوایل ۱۴۰۲، در دوره آقای دکتر دهقانی، این سه حوزه دوباره مستقل شدند و ستاد ساخت پیشرفته به شکل مستقل مطرح شد. از آن سال، موضوع سند ملی مواد جدیتر دنبال شد. پس از آن جلسات نهاییسازی صنعت در دبیرخانه شورا برگزار شد و اجماع روی اولویتها، راهبردها و اقدامات شکل گرفت. بزرگان حوزه هم حضور داشتند و من هم معمولاً در جلسات شرکت میکردم.
هدف این بود که سند به شکل اجرایی ابلاغ شود و ملاحظات مالی و ساختاری رعایت شود؛ یعنی ساختار دولت بزرگتر نشود و هزینه اضافه ایجاد نشود. برنامهها و اقدامات جاری معاونت علمی بهگونهای طراحی شد که بخشی از آن به «ستاد مواد و ساخت پیشرفته» اختصاص یابد و پیگیری اجرایی سند را انجام دهد.
تفاوت اصلی سند ملی مواد و ساخت پیشرفته با سند قبلی چیست؟
مهمترین تفاوت به ساختار اجرایی و مالی سند بازمیگردد. در نسخه قبلی، برای ستاد ساخت و مواد پیشرفته یک ساختار مجزا و ردیف بودجه مستقل در نظر گرفته شده بود. در سند ملی جدید، تأکید شده که ستاد بدون ایجاد بار مالی جدید و در قالب ساختار موجود معاونت علمی شکل بگیرد و مأموریت اجرای سند را بر عهده داشته باشد.
نحوه ارزیابی عملکرد سند چگونه است؟
نحوه ارزیابی عملکرد که براساس شاخصهای سند که در صفحات آغازین آمده انجام خواهد شد. شوای عالی انقلابفرهنگی وظیفه سیاستگذاری، هماهنگی و نظارت کلان بر اجرای این سند را بر عهده دارد و به همین منظور ستاد راهبری و نظارت علم، فناوری و نوآوری ضمن رصد، پایش و نظارت بر اجرای سند، گزارشهای کلان مربوطه و پیشنهاد بازنگریهای لازم در سند را در فواصل زمانی مشخص به این شورا ارائه خواهد کرد. معاونت علمی و فناوری رئیسجمهور و ستاد نیز مجریان این سند هستند، شورایعالی انقلابفرهنگی نیز در نقش سیاستگذار و ناظر اجرای این سند است.
به طور خاص نقش ستاد توسعه اقتصاد دانشبنیان مواد و ساخت پیشرفته در این سند چگونه ترسیم شده است؟
11 وظیفه به عهده ستاد گذاشته شده است. برنامهریزی، هماهنگی پایش شاخصها و ایجاد کارگروههای تخصصی به منظور تسهیل اجرای سند، تدوین نقشه راه اجراییسازی سند و ارائه آن به ستاد راهبری و نظارت، علم فناوری و نوآوری دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی حداکثر تا شش ماه پس از ابلاغ سند، تدوین برنامههای عملیاتی به صورت سالانه در چهارچوب نقشه راه اجرای سند، تقسیم وظایف کلی دستگاهها و تعیین مأموریتهای بخشی و هماهنگی آنها با شناسایی و بهرهگیری از زیر ساختهای نهادی و ساختاری کشور برای پیادهسازی این سند، حمایت مادی و معنوی از محققان و فناوران دارای طرحهای فناورانه و کمک به تجاریسازی آنها، تسهیلگری فرایند توسعه شرکتهای دانشبنیان، شرکتهای ارائهدهنده خدمات تجاریسازی، صندوقهای تأمین مالی و همچنین کمک به ایجاد زیر ساختها و مراکز تولید نیمهصنعتی و صنعتی، رصد و پایش تحولات ملی و بینالمللی و آیندهپژوهی به منظور ارائه پیشنهاد اصلاحات لازم برای بازنگری و بهروزرسانی سند به ستاد راهبری و نظارت، علم فناوری و نوآوری دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی در مقاطع حداکثر سهساله، حمایت مادی، معنوی، علمی اطلاعاتی و تسهیلگری از مراکز دانشگاهی و تحقیقاتی و شرکتهای دانشبنیان و فعال و نیز طرحهای فناورانه و تجاریسازی آنها مبتنی بر آییننامههای مصوب، تسهیل ارائه خدمات توسعه فناوری و تجاریسازی با تأمین منابع امکانات و زیرساختهای موردنیاز مجریان پروژهها و کارگزاران خدمات فناوری بخش خصوصی، ارزیابی مستمر اجرای سند و همچنین پایش شاخصها و همکاری با ستاد راهبری و نظارت علم، فناوری و نوآوری دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی در تدوین گزارشهای سالانه، انجام مطالعات و تعیین جایگاه بینالمللی کشور در علم فناوری و نوآوری حوزه مواد پیشرفته و فرایندهای نوین فراوری مواد و حمایت از اجرای پروژههای ملی منطقهای و بینالمللی و حضور در مجامع و اتحادیههای منطقهای و بینالمللی در چهارچوب این سند این 11 مورد را شامل میشود.
درباره اولویتهای ستاد توضیح دهید.
در سند و رویکرد ستاد یکی از مهمترین اقدامات ما تعریف و پیگیری پروژههای «گذار از خامفروشی» است. در حوزه مواد شیمیایی، پتروشیمی و مواد معدنی، هرکدام شاید ۳۰۰ تا ۴۰۰ قلم ماده خام وجود دارد که بهصورت خام صادر میشوند. هدف ما این است که در مورد هر ماده خام که در داخل کشور، فناوری و توانمندی جهت ایجاد محصولات با فناوری بالاتر و ایجاد ارزش افزوده بیشتر وجود دارد، به محصولات نیمهخام و سپس به محصولات نهایی تبدیل کنیم. همانطور که میدانید، از یک ماده خام پتروشیمی مثل گرانول پلیاتیلن، هزاران محصول نهایی از جمله اسباببازی تا ظروف پلاستیکی آشپزخانه، قطعات خودرو و... تولید میشود.
ما تلاش میکنیم زنجیره ارزش هر ماده خام را در داخل کشور تکمیل کنیم. اگر هم قرار است صادرات داشته باشیم بهجای ماده خام، محصول نیمهخام یا نهایی صادر کنیم. تجربه کشورهای توسعهیافته نیز نشان میدهد کشورهایی رشد کردهاند که مواد اولیه را وارد کرده و محصولات نهایی با ارزش افزوده بالا را صادر میکنند. ما هم در پی آن هستیم که این چرخه معیوب در داخل کشور را معکوس کنیم و بهجای خامفروشی در مسیر صادرات محصولات با ارزش افزوده بالا قرار بگیریم.
هر ساله بیش از ۵۰ درصد صادرات را خامفروشی مواد نفتی تشکیل میدهد. فکر میکنید با فعالیتهای ستاد، این عدد چقدر کاهش پیدا کند؟ چند مثال هم در خصوص جلوگیری از صادرات و فروش مواد خام بزنید.
فعلاً پیشبینی عددی نمیتوانم داشته باشم؛ اما مصادیق روشن است. مثلاً در برخی مواد معدنی مثل روی سولفیدی و مواد مشابه، عمدتاً بهصورت کنسانتره یا ماده خام صادر میشوند. درصورتیکه میتوانیم با کمک شرکتهای دانشبنیان آنها را به ترکیبات اکسیدی تبدیل کنیم. یا در مورد آلومینیوم و سایر مواد معدنی نیز همین زنجیره ارزش قابلتوسعه است.
در حال حاضر تکنولوژیهای لازم را داریم یا باید از کشورهای دیگر انتقال فناوری داشته باشیم؟ یعنی این امکان وجود دارد که با کمک فناوران داخلی یا با انتقال تکنولوژی، تولیداتی مثل آلومینیوم و مشتقات آن را در کشور انجام بدهیم تا بتوانیم بهجای مواد اولیه، محصولات نهایی صادر کنیم؟
بله، دقیقاً همینطور است. ما میتوانیم هم از ظرفیت تولید و فناوری داخلی و بومی استفاده کنیم و هم انتقال تکنولوژی انجام دهیم. بسیاری از این زنجیرهها در کشور یا تکمیل نشده و یا ناقص هستند. متخصصان و متولیان امر هم معتقدند ارزش افزوده اصلی در داشتن یک زنجیره کامل است. اگر بتوانیم در حوزه مواد معدنی زنجیره کامل بسازیم، تازه به ارزش افزودهای که مدنظرمان است میرسیم. این، یک مرحله جلوتر از صادرات مواد خام است. بهجای آنکه شمش آلومینیوم صادر کنیم، با استفاده از فناوری داخلی میتوانیم قطعه آلومینیومی آلیاژی یا کامپوزیتی بر پایه آلومینیوم صادر کنیم؛ از قطعه خودرو گرفته تا سادهترین محصولات مثل پروفیلهای در و پنجره یا ورقههای خاص از دیگر مثالهایی است که میتواند جایگزین شمش آلومینیوم باشد. یا مثلاً بهجای صادرات کنسانتره مس و روی و یا آلومینا و مواد مشابه، میتوانیم محصولات نهایی صادر کنیم. یعنی قطعاتی که از مس یا روی ساخته میشود و تمام مراحل تولید آن در کشور انجام میشود. تعداد این محصولات بسیار زیاد است. واضح است که محصولات فراوریشده، دارای فناوری بالاتری بوده و در نهایت ارزش افزوده بسیار بالاتری را ایجاد میکنند.
میتوانید هدفگذاری مشخص در این حوزه را اعلام کنید؟ اینکه با برنامههای ستاد چقدر خامفروشی کاهش مییابد؟
در حال حاضر میزان کاهش خامفروشی را نمیتوان با اعداد دقیق توضیح داد؛ چرا که باید حداقل یک سال به ستاد در مورد هر برنامهای فرصت داد. از سوی دیگر؛ همافزایی، هماهنگی و بسیج بسیاری از نهادها و دستگاهها و مجموعههای دانشبنیان لازم است تا چند پروژه یا برنامه را بتوان بهخوبی اجرایی کرد. آن موقع است که میتوان اعداد واقعی را ارائه کرد. اگر الان عددی به شما بگویم، ممکن است یا اشتباه باشد یا برای ما تعهد مضاعف ایجاد کند؛ بنابراین فعلاً نمیشود عدد دقیق اعلام کرد.
باتوجهبه سابقه دانشگاهی شما در دانشگاه سراسری و آزاد و شناختتان از فضای آکادمیک، در برنامههای ستاد چطور میخواهید ارتباط بین ستاد، دانشگاه و صنعت را شکل دهید؟
سؤال بسیار مهم و دقیقی مطرح کردید. در کشور ما یک نظام طبیعی مشخص برای شکلدهی این ارتباط وجود نداشته و بسیاری از اقدامات گذشته بیشتر بر اساس ارتباطات شخصی انجام شده است. یکی از کارکردهای ستادی که در آن فعالیت میکنیم، همین ایجاد ارتباط ساختاریافته میان دانشگاه و صنعت است. برای ایجاد این ارتباط ابزارهای مشخصی نیاز است. خوشبختانه در قانون «جهش تولید دانشبنیان» ابزارهای خوبی تعریف شده و در دسترس ما قرار دارد. یکی از مهمترین این ابزارها ظرفیت اعتبار مالیاتی است.
برای مثال اگر یک صنعت باید 100 میلیون تومان به عنوان مالیات پرداخت کند، میتواند 20 یا 30 میلیون تومان از آن را به پروژههای تحقیقوتوسعه تخصیص دهد؛ پروژهای که خود شرکت، در حقیقت بخش R&D شرکت یا یک دانشگاه یا یک شرکت دانشبنیان آن را انجام میدهد و به نتیجه میرساند. در واقع پولی که باید مستقیم به دولت داده میشد، در حل مسئله همان صنعت صرف میشود و اگر پروژه به نتیجه برسد، مالکیت آن هم متعلق به خود صنعت است. این یک ظرفیت قانونی بسیار خوب است که میتواند به ریلگذاری و تسریع ارتباط میان دانشگاه و صنعت کمک کند.
آیا ستاد شما از این ظرفیت استفاده کرده است؟ آمار مشخصی دارید؟
از زمانی که من بهعنوان دبیر ستاد، وارد مجموعه شدهام، تاکنون بیش از 100 طرح را از مسیر حمایتهای اعتبار مالیاتی تأیید کردهایم. بسیاری از این طرحها در بخش تحقیقوتوسعه همان شرکت و بخشی دیگر از آنها در قالب شرکتهای دانشبنیان و دانشگاهها تعریف شده است.
این مسیر چگونه طراحی میشود و چه نمونهای برای اجرا مدنظر دارید؟
یک نمونه روشن، تعریف طرحهای کلان در صنعت سیمان است. برای نمونه، اگر صنعت سیمان را بررسی کنید یا یک مجموعه فنی آن را تحلیل کند، به این نتیجه میرسید که کارخانههای سیمان به مواد دیرگداز نیاز دارند. این مواد معمولاً بهصورت آجر تولید میشوند، در کلیه بخشهای کوره سیمان، بهویژه در بخش «جهنم» کورهها (که دمای بیش از 1400 درجه سانتیگراد را تجزیه میکند و محیط آن بهشدت خورنده است)، استفاده میشوند. این آجرها بعد از مدتی باید تعویض شوند و مهمترین عامل اورهال (Overhaul) یا همان نیاز به بازآماد و بازسازی کارخانههای سیمان هم همین آجرها هستند که تعویض آنها معمولاً زمانبر بوده و نیاز است در زمان تعویض و بازسازی، کل خط تولید برای مدتی نسبتاً طولانی متوقف شود؛ لذا مدتی طول میکشد تا کارخانه دوباره به روند تولید بازگردد. ما برآوردی انجام دادهایم که اگر زمان اورهال کارخانههای سیمان را نصف کنیم، حدود ۳۰۰ میلیون دلار ارزش اقتصادی مضاعف برای کشور ایجاد خواهد شد؛ یعنی تولیدمان میتواند به همین میزان بیشتر شود. در حال حاضر حدود 80 کارخانه سیمان در کشور داریم. ما پیشنهاد میدهیم این تعداد کارخانه میتوانند با یکدیگر و با نظارت و راهبری ستاد مواد و ساخت پیشرفته، یک پروژه مشترک تعریف کنند. در این پروژه، تیمهای فنی، دانشبنیانها و دانشگاهیان متعهد میشوند دانش فنی و فناوری موردنیاز برای توسعه مواد نسوز پیشرفته را توسعه دهند و کارخانهها هم متعهد میشوند تأمین مالی این پروژه بزرگ را برای نمونه از طریق اعتبار مالیاتیشان انجام دهند. در حقیقت هدف این است که نسوزهای پیشرفته و مقاوم به خوردگی و سایش را با هدف استفاده در کورههای سیمان، به صورت انبوه در داخل کشور تولید شده و هر کارخانه به اندازه سهم خود در این کار مشارکت کند. نهایتاً یک مجموعه یا شرکت تولیدکننده نسوز پیشرفته از دل این مشارکت جمعی شکل میگیرد؛ شرکتی که تمام کارخانههای سیمان هم سهامدار آن هستند، چون اعتبار مالیاتیشان را در این پروژه سرمایهگذاری کردهاند و این شرکت میتواند نیاز کلیه کورههای مورد استفاده در صنعت سیمان را تأمین کند.
دغدغه همیشگی دانشبنیانها، بازار محصول است. آیا این مدل میتواند این مشکل را حل کند؟
دقیقاً. یکی از مهمترین مشکلات شرکتهای دانشبنیان این است که محصول تولید میکنند؛ اما بازار ندارند. اما در این مدل چون پروژه از سمت تقاضا و بهرهبردار آغاز شده، بازار اولیه از ابتدا تضمین است. نیاز اولیه محصول از دل همین کارخانههای سیمان مطرح شده و خودشان هم در تشکیل شرکت سهیم هستند؛ بنابراین محصول تولید میشود و همانها مصرفکنندهاند. اگر این مجموعهها بتوانند بازارهای صادراتی نیز پیدا کنند، سود مضاعفی هم نصیبشان میشود.
رقابتهای جهانی در حوزه مواد و ساخت پیشرفته ضرورت برنامهریزی را دوچندان کرده است. ستاد برای این موضوع چه طراحیای در نظر دارد؟
مواد پیشرفته در ادبیات جهانی تعاریف مشخص دارد و با مواد مرسوم متفاوت است. حدود ۲۰ دستهبندی برای مواد پیشرفته وجود دارد؛ مثلاً سوپرآلیاژها، پیزوالکتریکها، مواد مغناطیسی، پلیمرهای پیشرفته، کامپوزیتها، سرمتها، مواد انتروپی بالا، مواد FGM، سرامیکهای دما بالا، چهارچوبهای آلیفلزی، مواد خودتمیزشونده، مواد خودترمیمشونده، بایومتریالها و متامتریالها و... را داریم. یکی از برنامههای ما این است که حداقل یک مرکز تولید و ساخت پیشرفته برای مواد جدید و نوظهور ایجاد کنیم. این یعنی سرمایهگذاری برای تولید موادی که در آینده به آنها نیاز خواهیم داشت.
مثلاً درباره تکنولوژی کوانتوم میگویند تا ۱۰ سال آینده شاید پیشروترین و تعیینکنندهترین فناوری دنیا شود و حتی تکنولوژی هوش مصنوعی را که امروز بسیار داغ است، کنار بزند. فناوریهای کوانتومی هم به مجموعهای از مواد پیشرفته و روشهای ساخت خاص نیاز دارند. برنامه ما این است که از الان برای این آینده نیازمند مواد و فناوریهای مرتبط برنامهریزی و سرمایهگذاری کنیم. این حوزه نیازمند نگاه پیشرفته و آیندهنگر است. ما از همین امروز باید زیرساختها، مواد موردنیاز و ابزارهای لازم برای توسعه تکنولوژیهای جدید را شناسایی کنیم و بهتدریج وارد فاز تولید و ساخت آنها شویم. مثالی که مطرح کردید درباره رقابت کوانتوم و هوش مصنوعی هم در همین چهارچوب است. وارد مقایسه مستقیم این دو فناوری نمیشوم، چون تخصص مستقیمی ندارم و بهتر است کارشناسان مربوطه توضیح دهند، اما در کل باید بدانیم که برای توسعه کوانتوم نیازمند ابزارهای بسیار دقیق، فناوریهای ساخت پیشرفته همچون لیتوگرافیهای الکترونی هستیم؛ حوزههایی که در کشور هنوز نهال کوچکی است و نیاز به توجه ویژه دارند.
باتوجهبه هزینهبربودن زیرساختهای فناوریهای نو مانند کوانتوم، آیا معاونت علمی از این سرمایهگذاریهای بلندمدت حمایت میکند؟ بازده برخی برنامهها شاید از این دوره معاونت علمی هم فراتر رود.
این نکته درستی است؛ بسیاری از فعالیتهای ما دیربازدهاند. در جلساتی که با معاون محترم علمی داشتیم، تأکید شد که ما باید چراغی دست بگیریم و از همین امروز برای فناوریهای آینده کشور برنامهریزی کنیم؛ بنابراین در مقام سیاستگذاری و تبیین مسیر، حمایت وجود دارد. البته مثل همه حوزهها، چالشهایی داریم؛ از مشکلات مالی گرفته تا عدم هماهنگی بخشها که البته اینها صورتمسئله کار ماست. اگر چالش نباشد که اساساً کاری برای انجامدادن نمیماند؛ وظیفه ماست که در همین شرایط سخت، برنامهها را پیش ببریم.
در حوزه مواد پیشرفته و مواد کمیاب، آیا توسعه کالاهای تخصصی جزء اولویتهای ستاد است؟
موضوع مواد کمیاب، خصوصاً عناصر «نادر خاکی»، یکی از مباحث مهم و ترندشده در دنیا است. چین با تحریم آمریکا نشان داد که این عناصر چقدر برای صنایع الکترونیک و فناوریهای پیشرفته حیاتیاند. در کشور ما نیز برای این موضوع یک برنامه ملی تعریف شده که «برنامه ملی توسعه فناوریها و بومیسازی عناصر نادر خاکی» نام دارد و این برنامه زیرمجموعه ستاد ما نیست، بلکه در سطح کلان ملی دنبال میشود.
این عناصر نادر خاکی دقیقاً چه ارتباطی با فعالیتهای ستاد مواد و ساخت پیشرفته دارند؟
وجود این عناصر در توسعه فناوری و در بسیاری از کاربردها حیاتی است؛ از مواد مغناطیسی و سنسورهای پیشرفته گرفته تا تجهیزات راداری، اپتیکی و حوزه هوافضا. چالش اصلی این است که بتوانیم این عناصر را به روش اقتصادی از معادن یا از باطلهها در داخل کشور استخراج کنیم و سپس برای کاربردهای مختلف برنامهریزی توسعهای داشته باشیم. اگر این عناصر را در اختیار داشته باشیم، ستاد میتواند برای تولید و ساخت قطعات حساس و راهبردی کشور برنامهریزی کند. در غیر این صورت وابسته به واردات میمانیم و هر لحظه ممکن است تحریمها روند توسعه تکنولوژی را متوقف کند. برنامه ملی استخراج و توسعه عناصر نادر خاکی در حال اجراست. وقتی مشخص شود که کشور چه موادی را میتواند استخراج کند؛ ستاد ما وارد مرحله بعدی میشود. یعنی حمایت از توسعه ابزارهای تشخیصی، سنسورها، قطعات الکترونیک و سایر کاربردهای مبتنی بر این مواد. این مسیر طبیعی توسعه در حوزه مواد است.
درباره صادرات حوزه مواد پیشرفته بفرمایید؛ سهم ستاد شما از کل صادرات محصولات دانشبنیان چقدر است؟
بر اساس آمارهای صادراتی سهم حوزه مواد پیشرفته طی سالهای اخیر با سرعتی قابلتوجه روبهافزایش بوده است. در سال ۱۴۰۰ از مجموع ۵۹۲ میلیون دلار صادرات محصولات دانشبنیان، حدود ۳۵۶ میلیون دلار به بخش مواد پیشرفته اختصاص داشت. این روند در سال ۱۴۰۱ نیز ادامه پیدا کرد و از میان ۸۹۶ میلیون دلار صادرات، رقم ۴۹۳ میلیون دلار مربوط به همین حوزه بود. رشد جهشی اصلی اما در سال ۱۴۰۲ اتفاق افتاد؛ جایی که صادرات دانشبنیان به حدود 2.5 میلیارد دلار رسید و نزدیک به 1.998 میلیارد دلار آن را محصولات مرتبط با مواد پیشرفته تشکیل داد. بر اساس برآوردهای اولیه، این بخش در سال ۱۴۰۳ نیز بین 15-20 درصد افزایش را تجربه کرده و ارزش صادراتی آن به حدود 2.3 میلیارد دلار رسیده است؛ رقمی که نشان میدهد مواد پیشرفته همچنان موتور محرک صادرات دانشبنیان کشور محسوب میشوند.
مطالب پیشنهادی










