بررسی پیامدهای آشوب در سال‌های ۸۸، ۹۶، ۹۸، ۱۴۰۱

همزمان با تبدیل اعتراضات صنفی در تهران به ناآرامی‌های خیابانی، حمایت علنی چهره‌های ارشد دولت پیشین آمریکا از آشوبگران، بار دیگر الگوی مداخله غرب در بحران‌های داخلی کشورهای غیرهمسو را آشکار کرد.

  • ۱۴۰۴-۱۰-۱۶ - ۰۹:۵۶
  • 00
بررسی پیامدهای آشوب در سال‌های ۸۸، ۹۶، ۹۸، ۱۴۰۱

سیکل بازتولید آشوب و تحریم را متوقف کنیم

سیکل بازتولید آشوب و تحریم را متوقف کنیم

فرهیختگان: بعد از آنکه اعتراضات کسبه و بازاریان به تلاطم ارز در تهران، با ورود هسته‌‌های آشوب وابسته به گروهک‌‌ها و برخی کشور‌های غربی، به اغتشاش کشیده شد، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمرکیا صراحتاً از آشوب‌طلبان حمایت و ادعا کرد در صورت برخورد با اغتشاشگران او در حمایت از آن‌ها اقدام خواهد کرد. مایک پمپئو، وزیر خارجه دولت پیشین ترامپ نیز ضمن اعتراف به این موضوع که ماموران موساد در کنار اغتشاشگران حضور دارند با اشاره به عدم اقدام نظامی آمریکا در حمایت از آشوب‌‌های سال 88 گفت این کشور اکنون آمادگی دارد تا اقدامات لازم را در حمایت از آشوبگران انجام دهد.
نه تنها در ایران که در هر کشوری که حکومت مرکزی، در اردوگاه غرب تعریف نمی‌شود، اعتراضات یکی از بستر‌های مورد توجه دستگاه‌‌های امنیتی غرب برای تغییر حکومت است. اگر اعتراضات توانایی تغییر حکومت را نداشته باشند، توسعه آن به اغتشاشات و ناآرامی و حتی جنگ شهری اگر چه به سرنگونی حکومت منجر نمی‌شود؛ اما دولت مرکزی را تا حد زیادی تضعیف می‌کند. پس از تضعیف دولت، غرب تقریبا مسیر دیپلماسی با آن کشور را کنار می‌گذارد و به بهانه‌‌های مختلف انواع تحریم‌‌ها را بر کشور هدف تحمیل می‌کند تا بین دادن امتیاز سنگین و یا سرنگونی احتمالی، یکی را انتخاب کند. به عبارت ساده‌تر، آشوب از یک‌سو و تحریم و فشار بین‌المللی از سوی دیگر تکمیل‌کننده چرخه‌ای برای نابودی یک کشور هستند.

در ایران این وضعیت به‌وضوح از سال 1388 و پس از نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری خود را به نمایش گذاشت و کمک کرد تا طرف غربی موضع سختی در مقابل ایران در پیش گرفته و اقدامات نظامی و تحریمی را در دستور کار قرار دهد. در سوی مقابل همین اقدامات تحریمی علیه اقتصاد ایران بر وضعیت معیشتی مردم اثر منفی گذاشته و زمینه‌‌ها برای اعتراضات خیابانی را تقویت می‌کند. این سیکل معیوب در سال 89 تصویب مهم‌ترین قطعنامه تحریمی ضدایرانی یعنی 1929 را در پی داشت و در سال 96 دست آمریکا برای بهانه‌جویی و خروج از برجام را پرتر کرد. آشوب‌های خیابانی در سال 98 به ترور سردار سلیمانی منتهی شد و در 1401 نیز طرف غربی از موضع احیای برجام منصرف شد. اکنون نیز اغتشاشات خیابانی به بهانه‌ای دیگر برای آمریکا تبدیل شده تاحدی که حتی زبان به تهدید نظامی باز می‌کند. آمریکا به طور موازی ایران را به نشست به پای میز دستورپذیری که نام میز مذاکره بر آن نهاده فرا می‌خواند تا اولاً پروژه مقصرنمایی ایران در شکست مذاکرات را پیش برده و ثانیا باب شرطی‌سازی اقتصاد ایران به میز مذاکرات را باز نگه دارد. ایران بعد از یک تجربه 16 ساله درگیر بودن با سیکل بازتولید آشوب و تحریم این ضرورت را در مقابل خود می‌بیند که به هر نحوی شده این چرخه را مهار کند.

اعتراف به متأثر بودن تشدید تحریم‌‌ها از 88

برخلاف دیدگاهی که نقش اتفاقات 88 را در تشدید تحریم‌‌های ضدایرانی منکر شده و دلیل اجماع جهانی علیه ایران را در مواضع دولت وقت خلاصه می‌کند داده‌های زیادی وجود دارد که اثبات می‌کند مشوق آمریکا برای تحریم، نقش آشوب‌‌های خیابانی 88 بوده است. آشوب‌‌هایی که باعث شد اوباما بعد از 2 نامه درخواست مذاکره با ایران به موضع تنش عقب‌گرد کند. او پس از آنکه تحریم‌های ضد ایرانی نتوانست ایران را از پافشاری بر حق صلح‌آمیز غنی‌سازی هسته‌ای بازدارد و مردم نیز همسویی کاملی با موضع کشور در این باره نشان دادند پیش از انتخابات سال 88 طی نامه‌ای دست دوستی به سمت ایران دراز کرده و خواستار بهبود روابط دو کشور شد. رهبر انقلاب اردیبهشت ماه 98 ماجرای این نامه‌نگاری‌ها را اینگونه تشریح کردند که پس از پاسخ ایشان به نامه رئیس‌جمهور آمریکا، اوباما دومین نامه را نوشت و رهبر انقلاب قصد پاسخ مجدد به این نامه را داشتند که ماجرای فتنه 88 پیش آمد و «او با فراموش کردن همه آن حرف‌ها و ابراز ارادت‌ها، با خوشحالی به حمایت و دفاع از فتنه و فتنه‌گر‌ها شتافت.» این رویکرد اوباما واکنش رهبر انقلاب را در پی داشت و ایشان در نماز‌جمعه بعد از انتخابات، با اشاره به اظهارات اوباما در حمایت از آشوب‌های ایران ماجرای نامه‌نگاری‌ها را افشا کردند و اظهار داشتند: «از یک‌سو نامه به من می‌نویسند و احترام خود را نسبت به جمهوری اسلامی و برقراری مجدد روابط ابراز می‌دارند و از طرف دیگر چنین اظهاراتی را مطرح می‌کنند.» درست در سالروز اتفاقات 88 قطعنامه تحریمی 1929 در سال 89 علیه ایران به تصویب رسید تا به این ترتیب سنگ بنای مشروعیت‌بخشی به تحریم‌‌های یک‌جانبه آمریکا علیه ایران گذاشته شود. اظهارات مقامات و کارشناسان آمریکایی در آن برهه زمانی نیز تقارن فشار بین‌المللی با آشوب را واضح‌تر می‌کند. جان بولتون که تا زمان تصویب قطعنامه ۱۸۳۵ شورای امنیت سازمان ملل متحد نماینده آمریکا در این سازمان و مذاکره‌کننده ارشد در تدوین تحریم‌‌ها علیه ایران بود، تصریح کرده است که آشوب‌‌های سال ۱۳۸۸ در ایران گزینه تحریم ایران را که بیش از دو سال از دستور کار بین‌المللی خارج شده بود مجدداً به صحنه بازگرداند. استوارت لوی، معاون وقت وزارت خزانه‌داری آمریکا در امور تروریسم و اطلاعات مالی، نیز به‌صراحت اظهار داشته بود که مهم‌ترین رویداد رخ‌داده این است که آمریکا باور دارد تحریم‌‌ها با وضعیت سیاسی ناآرام ایران ترکیب خواهد شد و این دقیقاً چیزی است که واشنگتن به آن امید بسته است. جان لیمبرت، مسئول میز ایران در وزارت خارجه ایالات متحده نیز در تشریح اهداف قطعنامه 1929اظهار داشت که تحریم‌‌ها به منظور حمایت از مردم ایران طراحی شده‌اند و هدف اصلی مجازات کسانی است که با آشوب‌‌های خیابانی برخورد می‌کنند.

ترامپ برگ خروج از برجام را به نفع آشوب‌‌های 96 نقد کرد

یکی از موارد دیگری که طی آن تأثیر ناآرامی‌‌های داخلی ایران بر اعمال فشار خارجی به‌ویژه از سوی واشنگتن آشکار شد حوادث دی‌ماه ۱۳۹۶ بود. این آشوب‌‌ها که از تجمع‌‌های اعتراضی نسبت به مشکلات اقتصادی آغاز شد در کمتر از چهار ماه به تصمیم دولت دونالد ترامپ برای خروج یک‌جانبه از توافق هسته‌ای در اردیبهشت ۱۳۹۷ منجر شد. دونالد ترامپ از زمان کارزار انتخاباتی خود در سال ۱۳۹۵ بار‌ها تأکید کرده بود که در صورت رسیدن به قدرت از برجام خارج خواهد شد. با این حال این تصمیم را تا ابتدای سال ۱۳۹۷ به تعویق انداخت. یکی از عوامل مؤثر در این تأخیر ارزیابی مقامات آمریکایی از وضعیت اقتصادی ایران بود. اقتصادی که دولت حسن روحانی تمام برنامه‌ریزی‌‌های مدیریتی آن را بر پایه موفقیت برجام بنا نهاده بود به‌راحتی می‌توانست با هر اظهارنظری در مورد خروج آمریکا از برجام تحت تاثیر قرار گرفته و شوک تورمی تجربه کند. در چنین وضعیتی ترامپ تا آخرین لحظه تهدید‌‌های ضدبرجامی را تکرار کرد و نهایتا 3 ماه بعد از آشوب‌‌های نشات‌گرفته از وضعیت معیشتی با هدف تشدید فشار‌های اقتصادی از این توافقنامه خارج شد. علاوه بر آشوب‌‌های پرخشونت دی‌ماه 96 در اواخر بهمن‌ماه همان سال درگیری دیگری در تهران رخ داد. شایعه دستگیری نورعلی تابنده، رهبر دراویش گنابادی منجر به تجمع مقابل منزل او در منطقه پاسداران شد. این تجمع با همکاری برخی رسانه‌‌های خارجی تشدید شد و پس از بازداشت یکی از دراویش به دلیل سرقت خودرو به تهدید پلیس و در ‌نهایت درگیری مسلحانه کشیده شد. در این حادثه یک بسیجی و سه مأمور نیروی انتظامی به شهادت رسیدند. دولت آمریکا پس از این رویداد‌ها بیانیه‌ای صادر کرد و بدون اشاره به شهدای نیروی انتظامی از دراویش حمایت و اقدام پلیس ایران را شدیدترین سرکوب اقلیت‌‌های مذهبی در جمهوری اسلامی توصیف کرد. مجموعه ناآرامی‌‌های خیابانی همراه با ارزیابی آمریکا از وابستگی اقتصادی دولت ایران به برجام زمینه را برای تصمیم نهایی ترامپ فراهم کرد.

جاده‌صاف‌کنی برای تروریست

یکی دیگر از دوره‌‌هایی که ناآرامی‌‌های داخلی ایران تأثیر مستقیمی بر اقدامات ضد ایران آمریکا گذاشت حوادث آبان‌ماه ۱۳۹۸ بود. این اتفاقات که از اعتراض به افزایش ناگهانی قیمت سوخت آغاز شد به‌سرعت با گسترش خشونت و حملات سازمان‌یافته به اموال عمومی به اغتشاشاتی گسترده در شهر‌های حاشیه‌ای استان‌‌ها تبدیل شد و خسارت‌‌های سنگین مالی به همراه تلفات جانی متعدد به بار آورد. ریشه این اعتراضات تصمیم یک‌شبه دولت حسن روحانی برای گران کردن بنزین بود. تصمیمی که نه پیش از اجرا با اطلاع‌رسانی و اقناع عمومی همراه شد و نه پس از بروز بحران مسئولان آن مسئولیت کامل آن را پذیرفتند. حسن روحانی، رئیس‌جمهور وقت در سخنرانی ۶ آذر‌ماه خود اعلام کرد که حتی خودش از زمان دقیق اجرا بی‌اطلاع بوده و صبح جمعه از زیر نویس صداوسیما از تغییر قیمت مطلع شده است. این اظهارات نیز به‌نوبه خود به تشدید خشم عمومی کمک کرد. جدا از ضعف دولت در مدیریت اطلاع‌رسانی و مهار اعتراضات پیش از تبدیل شدن به اغتشاش، نکته مهم دیگر هم‌زمانی تقریبی این ناآرامی‌‌ها با اعتراضات خیابانی در عراق بود. در عراق نیز خشونت‌‌ها به کشته و زخمی شدن شمار زیادی از شهروندان توسط افراد ناشناس و گروه‌‌های آشوب‌گر منجر شد. این موج هم‌زمان بی‌ثباتی در ایران و عراق، باعث شد تا ترامپ برای اقدامات رادیکال خود تهییج شود. در نتیجه همین شرایط دولت ایالات متحده در جنایتی کم‌سابقه تصمیم به ترور سردار قاسم سلیمانی برجسته‌ترین فرمانده نظامی در مبارزه با داعش گرفت. این ترور در جریان سفر رسمی و قانونی سردار به عراق که به دعوت مقامات رسمی بغداد انجام می‌شد صورت پذیرفت تا پیامد‌های ناآرامی در دو کشور خیلی زود اثرات خود را نشان دهد.

آشوب‌‌های ۱۴۰۱ احیای برجام را متوقف کرد

در بررسی تأثیر ناآرامی‌‌های داخلی بر سیاست خارجی ایران حوادث پاییز ۱۴۰۱ یکی از نقاط عطف محسوب می‌شود. مقامات سابق کشور تأکید دارند که مذاکرات احیای برجام در شهریور همان سال به مرحله‌ای رسیده بود که متن پیشنهادی هم در داخل مورد پذیرش قرار گرفته و هم طرف‌‌های غربی بر آن اجماع داشتند. قرار بود وزرای خارجه اعلام رسمی بازگشت به برجام را انجام دهند؛ اما هم‌زمان با شروع التهابات و اعتراضات خیابانی این فرایند متوقف شد. به گفته مسئولان وقت، طرف آمریکایی ابتدا به بهانه برگزاری انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در آبان‌ماه درخواست تأخیر کرد و قول بازگشت به میز مذاکره داد؛ اما پس از آن دیگر بازنگشت. این وقفه نه تنها فرصت رفع تحریم‌‌ها را از ایران گرفت بلکه با عملیات روانی گسترده دشمن همراه شد که پیام اصلی آن بی‌ثباتی نظام سیاسی ایران بود. نتیجه این فضاسازی جهش شدید نرخ ارز بود. این فشار روانی باعث خروج سرمایه و تشدید مشکلات اقتصادی شد که می‌توانست با نهایی شدن توافق هسته‌ای از آن جلوگیری شود. مهدی مجاهد، معاون پیگیری‌‌های ویژه دفتر رئیس‌جمهور در دولت شهید رئیسی پیش از این در گفت‌وگو با «فرهیختگان» در این‌باره تشریح کرده بود که تیم مذاکره‌کننده ایران با حفظ خطوط قرمز و تمرکز بر منافع ملی در شهریور ۱۴۰۱ مذاکرات را به نقطه‌ای رساند که غرب حاضر به پذیرش توافق بود. در دیدار دوساعته آیت‌الله رئیسی با امانوئل مکرون در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، رئیس‌جمهور فرانسه به طور صریح به عدم پایبندی آمریکا و اروپا به تعهدات برجامی اذعان کرد و توافق شد که مذاکرات برای نهایی شدن توافق ادامه یابد. دقیقاً در همان مقطع اغتشاشات خیابانی 1401 آغاز شد و طرف‌‌های غربی به امید به فروپاشی نظام میز مذاکره را ترک کردند. این تجربه هم همچون بحران‌‌های گذشته اثبات می‌کند که در همه ناآرامی‌‌های گذشته نخستین و بزرگ‌ترین آسیب را مردم عادی متحمل شدند. از جهش قیمت‌‌ها و خروج سرمایه گرفته تا از دست رفتن فرصت‌‌های دیپلماتیک که می‌توانست فشار تحریم‌‌ها را کاهش دهد.

نظرات کاربران