داستان تیمی که بعد از فرگوسن روز خوش ندید!

منچستریونایتد امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد به یک چهره خودی اعتماد کند؛ کسی که از دل باشگاه آمده باشد و روح رختکن را بشناسد. یک منچستری واقعی که بتواند تیم را نه با تاکتیک‌های پیچیده، بلکه با همان شیوه شور و اقتدار فرگوسن دوباره به بازی برگرداند.

  • ۱۴۰۴-۱۰-۱۵ - ۱۵:۴۰
  • 00
داستان تیمی که بعد از فرگوسن روز خوش ندید!

چرخه بی‌پایان تغییر در یونایتد

چرخه بی‌پایان تغییر در یونایتد
هومن جعفریهومن جعفریخبرنگار

روبن آموریم پس از تنها چهارده ماه حضور در اولدترافورد از هدایت منچستریونایتد برکنار شد. این تصمیم در حالی گرفته شد که تیم در رده ششم لیگ برتر قرار داشت و نتایج پرنوسان همراه با اختلافات داخلی جایگاه او را متزلزل کرده بود. آخرین جرقه، اظهارات علنی آموریم درباره نقش محدودش در باشگاه بود؛ او گفته بود برای مدیریت آمده نه صرفاً مربیگری، جمله‌ای که به‌عنوان انتقاد مستقیم از مدیران تعبیر شد و پایان کارش را رقم زد. 
باشگاه در بیانیه‌ای کوتاه از زحمات او تشکر کرد و دارن فلچر را به‌طور موقت به جای او منصوب کرد. این اخراج تازه‌ترین نمونه از چرخه بی‌پایان تغییر مربیان در یونایتد پس از دوران فرگوسن است؛ چرخه‌ای که بیش از آنکه به ثبات منجر شود، بحران هویت باشگاه را عمیق‌تر کرده است.

کابوس بزرگ بعد از فرگی

منچستریونایتد سال‌هاست در جست‌وجوی راهی برای بازگشت به دوران طلایی خود است اما اشتباه اصلی باشگاه نه در انتخاب مربی خارجی یا داخلی، بلکه در بی‌اعتمادی به هویت خودش بوده است. پس از خداحافظی فرگوسن، مدیران یونایتد بارها به سراغ مربیان نامدار رفتند تا با آوردن یک چهره بزرگ، بحران را حل کنند. در این مسیر، ژوزه مورینیو تنها کسی بود که توانست جام‌های معتبر برای باشگاه بیاورد؛ او لیگ اروپا و جام اتحادیه را فتح کرد و تیم را دوباره به سطح رقابت‌های بزرگ رساند. اما تصمیم باشگاه برای کنار گذاشتن مورینیو، نقطه‌ای بود که پس از آن هیچ مربی دیگری حتی به همان سطح موفقیت هم نرسید. مربیان بعدی، هرچند با نام‌های پرطمطراق، نتوانستند ساختار ازهم‌گسیخته تیم را سامان دهند و یونایتد همچنان در چرخه ناکامی باقی ماند.

تاریخ مربیان شیاطین سرخ پس از فرگوسن

پس از بازنشستگی فرگوسن در سال ۲۰۱۳، دیوید مویس نخستین جانشین او شد اما تنها چند ماه دوام آورد و تیم را به یکی از ضعیف‌ترین نتایج تاریخ اخیر رساند. رایان گیگز به طور موقت هدایت تیم را بر عهده گرفت اما باشگاه به سراغ لوئی فان‌خال رفت؛ مربی‌ای که با وجود کسب جام حذفی، نتوانست فلسفه‌ای پایدار در تیم ایجاد کند. پس از او مورینیو آمد و جام آورد اما کنار گذاشته شد. 
اوله گونار سولشر با محبوبیت شخصی‌اش توانست مدتی آرامش بیاورد اما در بزنگاه‌های بزرگ ناکام ماند. رالف رانگنیک به عنوان مربی موقت آمد و بیشتر نقش مشاور داشت تا سرمربی. اریک تن‌هاخ با امید به بازسازی تیم وارد شد اما نتایج پرنوسان و اختلافات داخلی جایگاه او را متزلزل کرد. و حالا روبن آموریم نیز پس از تنها چهارده ماه، با همان سرنوشت برکناری مواجه شد. این فهرست طولانی نشان می‌دهد مشکل یونایتد نه در نام مربی، بلکه در بی‌اعتمادی به هویت و ریشه‌های خودش است.
منچستریونایتد امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد به یک چهره خودی اعتماد کند؛ کسی که از دل باشگاه آمده باشد و روح رختکن را بشناسد. یک منچستری واقعی که بتواند تیم را نه با تاکتیک‌های پیچیده، بلکه با همان شیوه شور و اقتدار فرگوسن دوباره به بازی برگرداند. یونایتد باید به جای جست‌وجوی راه‌حل در مربیان خارجی، به میراث خودش رجوع کند و اعتماد را به چهره‌ای بدهد که خون و هویت باشگاه در رگ‌هایش جریان دارد. تنها در این صورت است که می‌توان امید داشت اولدترافورد دوباره به همان قلعه‌ای تبدیل شود که روزگاری همه اروپا از آن هراس داشت.

نظرات کاربران