کمبارشی در شمال و مرکز جبران نشددادههای وزارت نیرو و سازمان هواشناسی نشان میدهد که باوجود افزایش نسبی میانگین بارش در مقیاس ملی، بیش از دو سوم سدهای کشور همچنان خالیاند و ورودی مخازن سدها نسبت به سال گذشته کاهش قابلتوجهی داشته است.
خشکسالیهای انباشته، اثر بارشها را خنثی کرد

فاطمه قدیری،خبرنگار گروه جامعه:بارشهای زمستانی که کارشناسان در روزهای خشک پاییز نوید آمدنشان را میدادند، پس از هفتهها انتظار، بالاخره از راه رسیدند؛ و باران و برف در جنوب، جنوب شرق و بخشهایی از فلات مرکزی، تیتر اول بسیاری از رسانهها شد. سامانههای بارشی که از نیمه دوم آذرماه فعال شدند، در برخی نقاط کشور رکوردهای ۲۴ ساعته را شکستند، سدهای کوچک را به مرز سرریز رساندند و رودخانههایی را که ماهها خشک بودند، دوباره به جریان انداختند. در نگاه اول، همه چیز نوید عبور از یک دوره سخت کمآبی را میداد؛ گویی طبیعت، پس از مدتها خشکسالی، فرصتی برای نفسکشیدن فراهم کرده است.
اما همزمان با این تصویر امیدوارکننده، آمارهای رسمی روایت متفاوتی را بازگو میکنند. دادههای وزارت نیرو و سازمان هواشناسی نشان میدهد که باوجود افزایش نسبی میانگین بارش در مقیاس ملی، بیش از دو سوم سدهای کشور همچنان خالیاند و ورودی مخازن سدها نسبت به سال گذشته کاهش قابلتوجهی داشته است. در پایتخت، میزان بارندگی تا اواخر آذرماه تنها حدود یکچهارم مقدار نرمال، ثبت شده و تهران با عقبماندگی ۷۰ تا بیش از ۸۰ درصدی بارش، رکورددار کمبارشی در کشور است. این تناقض، پرسشی جدی را پیشروی افکار عمومی و سیاستگذاران قرار میدهد، اگر باران باریده، چرا بحران آب همچنان پابرجاست؟
زیادی خوشبین نباشیم
واقعیت آن است که مسئله آب در ایران، صرفاً به میزان بارش محدود نمیشود. توزیع نامتوازن بارندگیها، تداوم خشکسالیهای چندساله، برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی، کاهش نفوذپذیری خاک و فرسودگی زیرساختها، باعث شده هر سامانه بارشی حتی اگر قابلتوجه باشد، نتواند بهتنهایی کسری انباشتهشده منابع آبی را جبران کند. به تعبیر کارشناسان، بارشهای کوتاهمدت نعمتی انکارناپذیرند، اما راهحل بحران مزمنی نیستند که طی سالها شکلگرفته است.
از سوی دیگر، سیلابهای اخیر در جنوب و جنوب شرق کشور، بار دیگر این نکته را برجسته کرد که فقدان مدیریت جامع منابع آب، میتواند بارش را از یک فرصت به تهدید تبدیل کند؛ تهدیدی که بهجای تغذیه سفرههای زیرزمینی، به روانآبهای مخرب و خسارت به زیرساختها میانجامد. در چنین شرایطی، خوشبینی زودهنگام به «پایان خشکسالی» نهتنها کمکی به حل مسئله نمیکند، بلکه میتواند ضرورت مدیریت مصرف و اصلاح سیاستهای آبی را به حاشیه براند.
افزایش میانگین بارش تصویر دقیقی از واقعیت نمیدهد
در هفته ابتدایی دیماه، ایران به طور میانگین 12.4 میلیمتر بارش دریافت کرده؛ رقمی که در بلندمدت 5.6 میلیمتر بوده و حالا 121.8 درصد افزایشیافته است؛ بنابراین هفت روز مورد اشاره، هفتهای پر بارش بوده است. ایران از ابتدای ماه و فصل جاری نیز با افزایش 95.6 درصدی بارش روبهرو بود. بارش این بازه زمانی در بلندمدت 6.4 میلیمتر بود که حالا به 12.5میلیمتر افزایش یافت. بدین ترتیب از ابتدای سال آبی جاری به طور میانگین 72.8 میلیمتر بارش ثبت شده که نسبت به بارش 65.4 میلیمتری دوره بلندمدت، افزایش 11.3 درصدی داشته است.
اما بررسی آمارهای رسمی سازمان هواشناسی و برخی تحلیلها نشان میدهد که وضعیت بارش در سال آبی جاری، در نگاه کلان، تصویری دوگانه و تا حدی گمراهکننده ارائه میدهد. همانطور که گفته شد میزان بارشهای کل کشور در مقایسه با متوسط بلندمدت، افزایشی در حدود ۱۰ درصد را نشان میدهد. همین عدد، مبنای بسیاری از تحلیلهای خوشبینانه درباره بهبود شرایط بارشی قرار گرفته، اما واقعیت میدانی پیچیدهتر از این میانگین ساده است.
نخست آنکه افزایش بارش در مقیاس ملی، بههیچوجه به معنای توزیع یکنواخت آن در سطح کشور نیست. ایران، به طور سنتی با ناهمگنی شدید اقلیمی مواجه است و دادههای امسال نیز این الگو را تأیید میکنند. درحالیکه ۱۰ تا ۱۱ استان کشور بارشهایی بالاتر از نرمال بلندمدت ثبت کردهاند، بیش از ۲۰ استان همچنان با کسری بارش دستوپنجه نرم میکنند. این شکاف، باعث میشود که رشد میانگین کشوری، بیش از آنکه نشانه بهبود عمومی باشد، حاصل بارشهای سنگین و مقطعی در چند پهنه محدود جغرافیایی باشد.
نکته دوم، ماهیت زمانی این بارشهاست. بخش قابلتوجهی از افزایش ثبتشده، به سامانههای بارشی کوتاهمدت اما شدید بازمیگردد؛ بارشهایی که اگرچه در آمار تجمعی اثرگذارند، اما الزاماً به تقویت پایدار منابع آب منجر نمیشوند. بهویژه در مناطقی که خاک به دلیل خشکسالیهای متوالی، نفوذپذیری خود را ازدستداده، این بارشها بیشتر به روانآب و سیلاب تبدیل میشوند تا تغذیه سفرههای زیرزمینی.
از منظر مدیریت منابع آب، تکیه بر میانگین کشوری میتواند خطای تحلیلی جدی ایجاد کند. آنچه اهمیت دارد، وضعیت حوضههای آبریز، محل استقرار جمعیت و مراکز مصرف است؛ جایی که اتفاقاً بسیاری از آنها، از جمله حوضههای مرکزی و شمالی کشور، همچنان با کمبارشی قابلتوجه مواجهند. به بیان دیگر، حتی اگر عدد نهایی بارش کشور مثبت باشد، تا زمانی که باران در جغرافیای مورد نیاز نبارد، مسئله آب حل نخواهد شد.
این ناهمخوانی آماری، زمینهساز یکی از چالشهای اصلی سیاستگذاری آب در ایران است، تصمیمگیری بر اساس شاخصهای کلی، درحالیکه بحران، ماهیتی کاملاً منطقهای و حتی محلی دارد.
خشکسالیهای انباشته، اثر بارشها را خنثی کرد
بررسی روندهای اقلیمی کشور نشان میدهد که اثرگذاری بارشها بر منابع آب، بیش از آنکه به مقدار آنها وابسته باشد، به پیشزمینهای بستگی دارد که طی سالهای گذشته شکلگرفته است. ایران در بخش قابلتوجهی از حوضههای آبریز اصلی خود، با خشکسالیهای پیدرپی مواجه بوده؛ خشکسالیهایی که طبق دادههای رسمی، در برخی مناطق کشور بیش از پنج سال متوالی تداوم داشته و منجر به افت شدید رطوبت خاک و کاهش توان طبیعی زمین برای جذب آب شده است.
در بسیاری از دشتهای کشور، نفوذپذیری خاک نسبت به دهههای گذشته به طور محسوسی کاهشیافته است. این به آن معناست که حتی در زمان وقوع بارشهای نسبتاً شدید، بخش بزرگی از آب باران بهجای نفوذ به لایههای زیرین و تغذیه سفرههای آب زیرزمینی، به روانآب تبدیل میشود. نتیجه این فرایند، افزایش حجم سیلاب و در مقابل، سهم ناچیز بارش در بهبود ذخایر پایدار آب است.
این پدیده که از سوی کارشناسان با عنوان «شلاق هیدرولوژیک» شناخته میشود، به نوسان شدید میان خشکسالیهای طولانی و بارشهای کوتاهمدت اما شدید اشاره دارد. دادههای اقلیمی نشان میدهد که طی دو دهه اخیر، تعداد روزهای بارشی در بسیاری از مناطق کشور کاهشیافته، اما شدت بارش در روزهای محدود باقیمانده افزایش پیدا کرده است. به بیان عددی، بارش کمتر، اما تندتر شده است؛ الگویی که کارایی طبیعی چرخه آب را مختل میکند.
از سوی دیگر، ظرفیت طبیعی و مصنوعی کشور برای مهار و ذخیره این بارشها نیز محدود است. طبق آمار وزارت نیرو، متوسط ورودی آب به سدهای کشور در سال آبی جاری ۲ میلیارد و ۸۹۰ میلیون مترمکعب ثبت شده، درحالیکه این رقم در مدت مشابه سال گذشته تا ۲۱ آذرماه ۴ میلیارد و ۵۷۰ میلیون مترمکعب بوده، به عبارتی ورودی مخازن سدها حدود ۳۷ درصد کمتر از مدت مشابه سال گذشته بوده است؛ رقمی که نشان میدهد حتی افزایش بارش در برخی استانها، الزاماً به افزایش ورودی مخازن سدها منجر نشده است. این فاصله، دقیقاً همانجایی است که ناکارآمدی سازوکارهای ذخیره و مدیریت آب خود را نشان میدهد.
وضعیت حجم آب ذخیرهشده نیز چندان امیدوارکننده نیست. طبق آخرین گزارشهای رسمی، حجم فعلی مخازن سدهای کشور حدود ۱۶ میلیارد و ۶۱۰ میلیون مترمکعب برآورد میشود که نسبت به متوسط سالهای اخیر، کاهشی نزدیک به ۲۷ درصد دارد. بهعبارتدیگر، تنها حدود ۳۲ درصد ظرفیت سدهای کشور پر است و بیش از دو سوم ظرفیت مخازن، خالی باقیمانده است. این سطح پایین ذخیره، حاشیه امنیت تأمین آب شرب، کشاورزی و صنعت را بهشدت کاهش داده است.
نکته مهم دیگر، وضعیت سفرههای آب زیرزمینی است. بر اساس دادههای رسمی، بیش از نیمی از دشتهای کشور در وضعیت بحرانی قرار دارند و کسری مخزن آب زیرزمینی، در مقیاس ملی به ۱۵۰ میلیارد مترمکعب رسیده است. جبران چنین کسری عظیمی، با چند سامانه بارشی حتی اگر فراتر از نرمال باشند، عملاً امکانپذیر نیست.
مجموع این عوامل نشان میدهد که بارشهای اخیر، هرچند از منظر اقلیمی قابلتوجه هستند، اما در برابر بحرانی که طی سالها انباشته شده، نقش مسکن کوتاهمدت را دارند، نه درمان ریشهای. تا زمانی که ساختار مصرف، الگوی بهرهبرداری از منابع آب و توان ذخیرهسازی کشور اصلاح نشود، تکرار چرخه خشکسالی، بارش شدید، سیلاب و بازگشت به کمآبی، همچنان ادامه خواهد داشت.
مطالب پیشنهادی










