مخاطبان درباره جدیدترین اثر نرگس آبیار چه میگویند؟فصل اول سریال «بامداد خمار» به پایان رسید؛ سریالی که از همان قسمتهای ابتدایی با واکنشهای متفاوتی از سوی مخاطبان و منتقدان روبهرو شد. نرگس آبیار، بهعنوان کارگردانی که پیشتر تجربههای موفق یا پرحاشیهای در سینما داشته، اینبار سراغ یک روایت عاشقانه رفت که برای مخاطب آشنا بود.
پول اشتراک میارزد به بامداد خمار؟

فصل اول سریال «بامداد خمار» به پایان رسید؛ سریالی که از همان قسمتهای ابتدایی با واکنشهای متفاوتی از سوی مخاطبان و منتقدان روبهرو شد. نرگس آبیار، بهعنوان کارگردانی که پیشتر تجربههای موفق یا پرحاشیهای در سینما داشته، اینبار سراغ یک روایت عاشقانه رفت که برای مخاطب آشنا بود. «بامداد خمار» همزمان تحسین و انتقاد را به همراه داشت؛ از نوع روایت و انتخاب بازیگران گرفته تا ریتم داستان و میزان وفاداری به فضای رمانگونه اثر.
با وجود این انتقادها، نمیتوان انکار کرد که آبیار توانست قصهاش را برای بخش قابلتوجهی از مخاطبان تعریف کند. سریال از نظر داستانگویی، خط روایی مشخصی داشت و تماشاگر میدانست با چه جهانی روبهروست و قرار است چه مسیری را دنبال کند. همین شفافیت روایی باعث شد مخاطب، حتی اگر با همه جزئیات و انتخابها موافق نباشد، همچنان سریال را دنبال کند و با شخصیتها وارد یک رابطه احساسی شود. یکی از نقاط قوت «بامداد خمار» در همین ارتباطگرفتن با مخاطب نهفته است؛ ارتباطی که لزوماً به معنای بینقص بودن نیست، اما نشان میدهد روایت توانسته حس و حال خود را منتقل کند. آبیار در این سریال تلاش کرده بیش از هر چیز روی احساسات، روابط انسانی و کشمکشهای درونی شخصیتها تمرکز کند؛ رویکردی که برای بخشی از مخاطبان جذاب و برای بخشی دیگر محل نقد بوده است. در نهایت، فصل اول «بامداد خمار» را میتوان تجربهای دانست که با وجود کاستیها و نقدهای جدی، توانست جای خود را در میان مخاطبان باز کند. سریالی که نه بیحاشیه بود و نه بیمخاطب و همین دوگانه نشان میدهد آبیار بار دیگر اثری ساخته که دربارهاش بحث میشود؛ اتفاقی که خود، نشانهای از زندهبودن یک اثر نمایشی است.
نمرۀ قابلقبول در کارنامۀ اقتباسها
یک عاشقانۀ کمریسک
چه خوب که سر پرشوری داری خانم آبیار ولی...
مطالب پیشنهادی










