روایت دکتر کیان پهلوان افشاری از اقدامات ویژۀ دانشگاه آزاد واحد ورامین – پیشواامنیت غذایی را که در تحولات این سالهای جهان اهمیت دو چندانی هم یافته میتوان در چهار بعد یعنی تأمین غذا، دسترسی به غذا، مصرف و سلامت غذا و تابآوری (ثبات و پایداری) پیگیری کرد. همین موضوع بهانه گفتوگو با رؤسای یکی از واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی شد که در این عرصه فعالیتهای متعدد و گستردهای داشته و پا را از آموزش صرف فراتر نهاده است.
دانشگاهی برای حل مسئلۀ امنیت غذایی

ابوالفضل مظاهری – پریا ناصری- فرهیختگان: امنیت را در سطوح و عرصههای مختلفی تعریف میکنند و از آن سخن میگویند؛ اما یکی از انواع آن که کمتر از 50 سالی میشود در ادبیات جهان مرسوم شده از همنشینی این کلیدواژه با غذا به دست آمده است؛ امنیت غذایی. فائو یا همان سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد که نخستین مجموعه تخصصی سازمان ملل پس از جنگ جهانی دوم به حساب میآید، این مفهوم را به معنای دسترسی همه مردم در هر زمان به غذای کافی، ایمن و مغذی تعریف کرده است. امنیت غذایی را که در تحولات این سالهای جهان اهمیت دو چندانی هم یافته میتوان در چهار بعد یعنی تأمین غذا، دسترسی به غذا، مصرف و سلامت غذا و تابآوری (ثبات و پایداری) پیگیری کرد. همین موضوع بهانه گفتوگو با رؤسای یکی از واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی شد که در این عرصه فعالیتهای متعدد و گستردهای داشته و پا را از آموزش صرف فراتر نهاده است. واحد ورامین – پیشوا که میزبان نخستین دانشکده کشاورزی دانشگاه آزاد بوده این روزها با پیوند زدن آموزش، پژوهش و فناوری عرصه کشاورزی و دامپروری برای ایجاد قالبهای جدید در تولید محصولات پروتئینی تلاش میکند. کیان پهلوان افشار، رئیس این واحد دانشگاهی که در حوزه ژنتیک و اصلاح نژاددام تحصیل و پژوهش کرده از تحولات مجموعههای متنوع دامپروری، شیلات و کشاورزی میگوید که پس از افولی کوتاهمدت در دوران کرونا حالا با کمک علم اعضای هیئتعلمی به یکی از مراکز تأمین پروتئین تبدیل شده است. مشروح گفتگوی «میدان دانشگاه» با رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین - پیشوا و قرچک را میتوانید در سایت «فرهیختگان» بخوانید یا تماشا کنید.
واحد ورامین - پیشوا، بهویژه در سالهای اخیر، در حوزه کشاورزی و البته دامپروری، ماجراهای شنیدنی فراوانی داشته است. واحدی که در دانشگاه آزاد الگو شناخته میشود تا از تجربیات آن در دیگر واحدها نیز استفاده شود. اجازه دهید از پتانسیلها آغاز کنیم؛ از اینکه در حال حاضر در واحد شما چه امکانات و تجهیزاتی وجود دارد؟ تا در ادامه بتوانیم توضیحات بیشتری از شما بشنویم.
دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین - پیشوا و قرچک در سالیان گذشته از واحدهای تراز استان تهران به شمار میرفت و امروز نیز یکی از واحدهای مطرح دانشگاه آزاد شناخته میشود. اعضای هیئتعلمی و دوستانی که در حوزه کشاورزی فعالیت دارند، بهخوبی میدانند نخستین دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه آزاد اسلامی در سال ۱۳۶۳ در واحد ورامین - پیشوا تأسیس شد. به بیان دیگر، فعالیتهای دانشگاه در حوزه کشاورزی با ایجاد این دانشکده شکل گرفت. ازآنجاکه محور اصلی دانشگاه در آن زمان کشاورزی بود، زیرساختهای خوبی هم در زمینه کشاورزی و علوم دامی در این واحد احداث شد. اگر بهطور خلاصه بیان کنیم، واحد ورامین دارای یک گاوداری با ظرفیت هزار رأس در زمینی به مساحت چهار هکتار است، همچنین یکمرغداری با ظرفیت 12 هزار قطعه در این واحد وجود دارد که علاوه بر جنبه تولیدی، کارکرد علمی نیز داشته و دارد؛ تا جایی که بسیاری از دانشجویان کارشناسیارشد پایاننامههای خود را در همین مرغداری انجام دادند. علاوه بر این، یک سایت پرورش ماهی با ظرفیت 10 تن و چهار استخر در زمینی به مساحت دو هکتار در پیشوا تأسیس شده، همچنین حدود 12هکتار زمین زراعی و 2 حلقه چاه برای فعالیتهای کشاورزی در محدوده سایتهای واحد ورامین، پیشوا و قرچک وجود دارد. این ظرفیتها در طول سالیان گذشته و به واسطه زحمات رؤسای واحدهای دانشگاهی ایجاد شدند و بیتردید قابلتحسین هستند؛ چراکه در آن زمان با همت خودشان آن را ساختند.
از نظر تنوع میتوان گفت یکی از خاصترین واحدهای دانشگاهی و حتی مجموعه آموزش عالی محسوب میشود. به عبارتی کمتر دانشگاه یا مرکز آموزش عالی پیدا میشود که تمامی این چرخهها و گونههای مختلف را در کنار یکدیگر داشته باشد.
دقیقاً همینطور است. ازآنجاکه رشته تخصصی من ژنتیک و اصلاح نژاد دام است، ارتباط خوبی با بسیاری از واحدهای دانشگاهی دیگر داشتهام و دید و بازدیدهایی نیز با دوستان فعال در این واحدها صورت گرفته است. میتوانم بگویم تقریباً در همه دانشگاههای کشور که رشته کشاورزی دارند، بخشی از این زیستبوم و امکانات وجود دارد؛ بهعنوان نمونه، هر واحد دانشگاهی معمولاً یا گاوداری، مرغداری یا مزرعه پرورش گوسفند دارد. اما تا جایی که من اطلاع دارم، واحدی که همه این امکانات را یکجا در اختیار داشته باشد، وجود ندارد. البته یک گلخانه پنج هزارمتری در کنار سایت مرغداری ایجاد شده است و همچنین یک مزرعه پرورش گوسفند با ظرفیت 300 رأس در انتهای همان سایت گاوداری وجود دارد.
به عبارتی 6 مجموعه پرورشی یعنی گاوداری هزار رأسی، مرغداری، مزرعه پرورش گوسفند، سایت پرورش ماهی با چهار استخر، زمینهای زراعی و یک گلخانه بزرگ در واحد ورامین - پیشوا دارید.
البته در همان زمینی که پرورش ماهی انجام میشود، با توجه به اقلیم خشک ورامین، این ایده شکل گرفت که از آب باقیمانده پرورش ماهی استفاده و یک مزرعه زعفران به مساحت 13 هزار مترمربع ایجاد شود.
نتیجه هم داشت؟
زعفرانهای مرغوبی هم هستند که بعد از برداشت در همان مجموعه دانشگاه دستهبندی و فراوری میشوند، همچنین یکسری درختان مثمر هم داریم؛ مثلاً یک باغ چهارهزارمتری پسته در نزدیکی مرغداری وجود دارد و در فضای واحد پیشوا نیز درختان زیتون کاشته شده که بیشتر هم جنبه فضای سبز داشتند؛ اما با همت دوستان، محصول آنها نیز فراوری و روغن و کنسرو زیتون تولید شد.
با این تعداد امکانات و تجهیزات، چه تنوعی از رشتهها در واحد خود دارید؟ از طرفی میدانیم رشتههای کشاورزی و تا حدودی حوزههای مرتبط با دام، معمولاً با استقبال زیادی از سوی دانشجویان مواجه نمیشوند، حتی شنیده میشود در برخی دانشگاههای معتبر دولتی این رشتهها بدون کنکور هم پذیرش دارند؛ چراکه متقاضی چندانی ندارند. با این شرایط، وضعیت تعداد دانشجویان واحد ورامین ـ پیشوا چگونه بوده است؟
درخصوص بحث دانشجویان رشته کشاورزی، برای من که در مقطع کارشناسی در دانشگاه تبریز و در مقاطع ارشد و دکتری در دانشگاه آزاد تحصیل کردم، بهگونهای بچههای اعضای هیئتعلمی و کشاورزی میگویند داغ دل ما را تازه کردید. روندی در کشور در بحث شیب منفی ورود دانشجویان به دانشگاهها همراه بود و کشاورزی نیز از جمله رشتههایی بود که خیلی زیاد تحتتأثیر این ریزش قرار گرفت. بااینحال، دانشکده کشاورزی واحد ورامین تقریباً همه پکیج آموزشی این حوزه را از مقطع کاردانی تا دکتری در خود دارد. رشتههای اصلی مانند علوم دامی از کاردانی تا دکتری ارائه میشوند. همچنین رشتههای زراعت، اصلاح نباتات و بیوتکنولوژی گیاهی از مقطع کاردانی (امور زراعی) تا دکتری با گرایشهای مختلفی مانند اگروتکنولوژی و اگروکشاورزی تدریس میشوند. افزون بر این، رشتههای گیاهپزشکی، صنایع غذایی، مکانیزاسیون کشاورزی در مقطع کارشناسیارشد و خاکشناسی نیز در این دانشکده فعالند. به عبارتی دانشکده کشاورزی واحد ما همه گرایشهای رشته کشاورزی را دارد.
چه تعداد عضو هیئتعلمی دارید؟
دانشکده کشاورزی واحد ورامین در گذشته حدود ۵۵ عضو هیئتعلمی داشت که بخشی از آنان بازنشسته شدند و اکنون حدود ۴۰ نفر در چهار گرایش اصلی گیاهپزشکی، صنایع غذایی، علوم دامی و زراعت و اصلاح نباتات فعالند. اگر بخواهیم شیب جذب دانشجو را بررسی کنیم، باید از اینجا آغاز کنیم که چرا این ظرفیتها دوباره احیا شدند. واقعیت این است که این رشتهها از قبل در حوزه مهارتآموزی احیا شده بودند. به یاد دارم در هشتسال نخست استخدامم با دانشگاه آزاد واحد تهرانجنوب همکاری داشتم با مدرک فوقلیسانس در دانشکده کشاورزی ورامین تدریس میکردم. دانشجویان کشاورزی کارآموزیهای خود را در واحدهای دامپروری دانشگاه مثلاً اگر مرغداری یا گاوداری دانشگاه فعال بود میگذراندند؛ اما با سیر نزولی تعداد دانشجویان، جنبه مهارتی این رشتهها کمکم کمرنگ شد. بهعنوان نمونه، دامپروری به هر دلیلی تعطیل شد. همانطور که مستحضرید تحتتأثیر وضعیت اقتصادی کمبود دانشجو قرار گرفته بود که بهگونهای اداره آنها دیگر به صرفه و صلاح دانشگاه نبود. در ادامه نیز با شیوع کرونا، همهچیز تعطیل شد. به احساس من بسیاری از رشتههای غیرفعال در دانشگاه که مقبولیت کمتری برای جذب دانشجو دارند به دلیل عدم وجود عرصه فعال در این زمینه میتواند باشد. دکتر طهرانچی همیشه دغدغه مهارتمحوری داشتند و تأکید میکردند رشتهای که عرصه نداشته باشد، ادامه روند آن به سمت تعطیلی میرود. واقعیت جامعه همین را ایجاب میکند که دانشجو اگر مهارت کسب نکند، عملاً نمیتواند وارد بازار کار شود و از دانش یا مدرک خود بهره ببرد. ازآنجاکه خودم رشته کشاورزی خواندهام، به همین دلیل دغدغه دانشجویان را بهخوبی میدانستم و با ضعفهایی که در واحدهای مختلف دانشگاهی وجود داشت هم آشنا بودم، به همین دلایل زمانی که به واحد ورامین آمدم، احساس کردم اگر قرار است جهشی در جذب دانشجو ایجاد کنیم باید عرصهها را دوباره فعال کنیم و آن را در سطح منطقه و اقلیمی که در آن فعالیت آموزشی انجام میدهیم به اطلاع مردم و دانشآموزان برسانیم.
شما از سال ۱۴۰۰ مسئولیت واحد ورامین ـ پیشوا را بر عهده گرفتهاید. اطلاع دارید پیش از حضور شما، روند ریزش پذیرش دانشجو بهویژه در رشتههای کشاورزی چگونه بوده است؟ میتوانید عدد و رقمی از تعداد دانشجویان آن زمان ارائه دهید تا مشخص شود چه اتفاقی افتاده بود؟
سال ۱۴۰۰ که خودم از دانشگاه آزاد ابهر به واحد ورامین منتقل شدم و موظفی آموزشیام را در دانشکده کشاورزی این واحد گذراندم، حدود 380 دانشجوی رشته کشاورزی داشتیم.
قبل از این اتفاقات تعدادشان بیشتر بود؟
بله، بر اساس اطلاعاتی که دوستان و همکاران قدیمی در اختیارم گذاشتهاند، در سالهایی که من نیز در آنجا تدریس میکردم، دانشکده کشاورزی واحد ورامین حدود سههزار دانشجو را به خود دیده است. البته برای آمار دقیقتر میتوانید از دکتر خورشیدپور که از استادان قدیمی هستند بپرسید. جالب است که فارغالتحصیلان این دانشکده تنها در حوزه کشاورزی فعال نماندند؛ بلکه در عرصههای مختلف اجتماعی و ورزش و رسانه حضور دارند، مانند کامران نجفزاده که از فارغالتحصیلان دانشکده کشاورزی ورامین است. همچنین کاپیتان نوری، رشته زراعت را در همین دانشکده خوانده است.
به عبارتی این دانشکده فارغالتحصیلان خوبی دارد که اکنون در رشتههای دیگری در حال درخشیدن هستند.
زمانی کسی که میخواست کشاورزی را در استان تهران یا شهرستانهای دیگر بخواند حتماً ورامین را انتخاب میکرد.
بوم و فضای دانشگاه خیلی تأثیرگذار بود.
بله، تنوع خیلی گستردهای از قومیتها و مناطق مختلف کشور در میان دانشجویان دانشکده کشاورزی دیده میشود، بهعنوانمثال چند روز گذشته که به خوابگاه دختران سر زدم، یکی از دانشجویان دغدغههای صنفی خود را مطرح میکرد. وقتی از رشتهاش پرسیدم، گفت علوم دامی میخواند. گفتم اهل کدام شهر هستی؟ گفت از زنجان آمدهام. به دلیل اینکه من عضو هیئتعلمی دانشگاه آزاد اسلامی ابهر بودم میدانستم که او واحدهای ابهر، کرج و شهر قدس را پشت سر گذاشته و در نهایت واحد ورامین را انتخاب کرده، گفت شنیده بوده رشته علوم دامی ورامین مزرعههای خوبی دارد.
پس با آگاهی دانشگاه را انتخاب کرده بود.
بله، گفت به این دلیل که هم دوست داشته دامپروری و علوم دامی بخواند و هم کار یاد بگیرد از طریق فضای مجازی و اطلاعرسانیهایی که درباره واحد ورامین بود اینجا را انتخاب کرد.
به روندی اشاره کردید که هم ریزش دانشجو تأثیرگذار بود بر این پتانسیلهایی که حالا رفتهرفته در این چند دهه در فضای واحد ورامین و پیشوا گردآوری و آمادهسازی شده بود، برای اینکه بتواند مهارت بیشتری را به دانشجویان آموزش داده و منتقل کند و از طرفی هم کرونا مزید بر علت شده بود.
درواقع بهصورت کامل تعطیل شد.
6 مجموعهای که اشاره کردید کاملاً تعطیل شدند؟
بله، همینطور است. در سال 1400 که من به آنجا رفتم، تمام ظرفیتها حدود چهارسال تعطیل شده بود. بخشی از این تعطیلی از سال 97 آغاز شده بود و با شیوع کرونا نیز ادامه پیدا کرد. عملاً در سال 1400 هیچ فعالیت آموزشی و تولیدی در واحد ورامین وجود نداشت.
فقط یکسری سردر داشتید که نشان میداد اینجا زمانی افتتاح شده و از طرف دیگر تعداد دانشجویانی که به حداقل رسیده بود.
بهطورکلی، تعداد دانشجو در سطح کشور کاهشیافته و در رشته کشاورزی که بیشتر بود. البته این موضوع تنها به کشاورزی محدود نمیشد و پارامترهای دیگری نیز در کاهش دانشجو تأثیرگذار بودند. بااینحال، در سال 1400 و با مأموریتی که به من سپرده شد، به ورامین آمدم.
از چه جهت؟
ازآنجاکه رئیس دانشگاه آزاد ابهر بودم و دکتر طهرانچی توجه ویژهای به حوزه کشاورزی و دامپروری داشتند، ضمناً عضو هیئتعلمی آنجا بودم، فعالیتهای خوبی در زمینه کشاورزی و دامپروری آغاز کردیم. در همین زمان، رئیس دانشگاه ورامین تغییر کرد و مسئولیت واحد دیگری را بر عهده گرفت. با توجه به اینکه دکتر زارعی دامپزشک بودند، دکتر طهرانچی علاقهمند بودند که ریاست دانشگاه ورامین به فردی سپرده شود که رشتهاش مرتبط با کشاورزی و علوم دامی باشد که قرعه به نام من افتاد.
قصه را از سال ۱۴۰۰ با جزئیات بیشتری دنبال کنیم. پتانسیلهایی که در دوران کرونا تقریباً به طور کامل تعطیل شده بودند، کمکم به نقطهای رسیدند که امروز هرکدام جریان عادی فعالیت خود را در عرض چهارسال از سر گرفتند.
این چهارسال بسیار سریع گذشت. سال ۱۴۰۴ هم روبهپایان است؛ اما یک نکته مهم اینکه هر کدام با شیوهای خاص شروع شدند. چاه آبی در آنجا داشتیم که شریان اصلی آب سایت پیشوا از آنجا تأمین میشد که حالا به هر دلیلی ریزش کرده بود. اداره شهرستان هم بازدید کرده بودند و نظر بر این بود که چاه دیگر قابلاستفاده نیست و باید از مدار خارج شود؛ اما ما هر کاری که میخواستیم در سایت پیشوا انجام دهیم لازمهاش چاه بود که با کمک دوستان و یک تیم تخصصی از آبفای تهران که دوستان از طریق ارتباطات شخصی من دعوت شدند ویدئومتری انجام دادند و متوجه شدیم وضعیت آنچنان بحرانی نیست که بخواهیم چاه جدیدی احداث کنیم، به همین سبب چاه را ترمیم و لولهگذاری کردیم و دوباره احیا شد. با احیای چاه، به ذهنمان رسید که در همان ابتدا پرورش ماهی را راهاندازی کنیم. در این مسیر، دکتر موسوی، معاون پژوهشی دانشگاه و متخصص شیلات با همتی ویژه همکاری کردند. ضمن اینکه این پرورش ماهی ما جنبه دانشبنیانی در مصرف آب هم دارد.
به چه دلیل؟
دوستان ما طراحی ویژهای در زمینه مصرف و تصفیه آب انجام داده بودند. دوستانی که در این حوزه فعالیت میکنند، میدانند یک مزرعه با ظرفیت 10 تن که میخواهند حدود 12 هزار قطعه بچهماهی در آن پرورش دهند؛ به طور معمول حدود 10 تا 15 لیتر در ثانیه آب نیاز دارد؛ اما دوستان با طراحیهایی که در بحث مصرف و تصفیه آب کرده بودند که جنبه دانشی این قضیه هم محسوب میشود مصرف آب استخر پرورش ماهی ما تنها 0.5 لیتر بر ثانیه شد. به این معنا که پس از پر شدن استخر، آب در جریان قرار میگیرد و سموم آن مانند آمونیاک گرفته میشود؛ بنابراین دیگر نیازی به مصرف آب بیشتر نیست، یعنی 0.5 لیتر بر ثانیه چرخش آب آن است و باقی ماجرا هم مربوط به فیلتراسیونی است که توسط دوستان با همکاری دکتر موسوی و دانشجویانشان و همچنین کمک چند عضو هیئتعلمی رشتههای مکانیک و مکانیزاسیون کشاورزی ساخته شد. در نتیجه، مصرف آب در این پروژه جنبه دانشبنیانی پیدا کرد. وقتی آب وارد جریان شد و مصرف آن به 0.5 لیتر در ثانیه رسید، تصمیم گرفتیم با بودجه خود دانشگاه کار را آغاز کنیم. همانطور که گفتم هرکدام از این پروژهها داستان متفاوتی دارند. بههرحال واحد ورامین در سال ۱۴۰۰، زمانی که مسئولیت آن را پذیرفتم، حدود پنجهزار و 470 نفر دانشجو داشت؛ اما اکنون که با شما صحبت میکنم، تعداد دانشجویان این واحد به مرز 10 هزار نفر رسیده است.
عملاً دوبرابر شد.
بخشی از توسعه ما در حوزه کشاورزی بود و بخشی دیگر به رشتههای دامپزشکی اختصاص یافت. در ادامه همین روند و بهواسطه فعالشدن زیرساختها، توانستیم یکی دو رشته دامپزشکی را به مجموعه اضافه کنیم، از جمله رشته کارشناسیارشد دامپزشکی که تاکنون دو دوره دانشجو جذب و نزدیک به 100 تا 120 نفر تنها برای همین رشته در دانشکده کشاورزی جذب کردیم. همانطور که پیشتر گفتم هرکدام از این فعالیتها داستان جداگانهای داشتند. به دلیل شرایط خاص مالی و محدودیت منابع، نمیتوانستیم همه پروژهها را به طور همزمان و صرفاً با شهریه پیش ببریم؛ اما پرورش ماهی را با منابع مالی خود دانشگاه استارت زدیم و سایر فعالیتها را با مدلهای اقتصادی متفاوتی جلو بردیم.
روند پرورش ماهی چگونه بود؟
از سال ۱۴۰۰، در اواخر همان سال و اوایل ۱۴۰۱، اولین معرفی بچهماهی انجام شد. اصطلاحی که در پرورش ماهی به کار میرود و مشابه جوجهریزی در مرغداری است. این واژه را از دکتر موسوی آموختم. از همان زمان تاکنون، پرورش ماهی بدون توقف ادامه داشته است.
اکنون به چند قطعه رسیده است؟
از سال ۱۴۰۱ تاکنون، ما پنجمین دوره برداشت را پشت سر گذاشتهایم. در برخی موارد، یکبار برداشت و زیاد صبر کردیم تا باتوجهبه متدهای در نظر گرفته شده دکتر هماهنگ شوند. یکبار بچهماهیها پس از رسیدن به وزن یک کیلوگرم صید شدند. گاهی نیز برداشت در دو مرحله انجام شد، یعنی یکبار بچهماهی معرفی شد؛ اما در دو نوبت صید صورت گرفت. این کار معمولاً به مناسبتهای خاص انجام میشد؛ مثلاً شب یلدا وقتی ماهیها به وزن حدود 600 گرم رسیده بودند، بخشی از استخرها صید شد و میان کارکنان دانشگاه توزیع شد. باقی برداشت نیز در ایام نوروز یا مناسبتهای دیگر انجام میشد.
یعنی محصولات استخرها را در اختیار کارکنان واحد قرار میدهید؟
بله، به طور کامل قرار داده میشد. علاوهبرآن، در زمینه پرورش گوساله و گاوهای گوشتی نیز فعالیت داشتیم که تولیدات آن بیش از نیاز استان و سازمان مرکزی بود و بخشی از آن به فروش میرسید. بااینحال، تمام محصولات در اختیار کارکنان دانشگاه آزاد قرار میدهیم.
راضی هم هستند؟
تا جایی که اطلاع داریم، رضایت داشتند. پرورش بهصورت اصولی انجام میشود و کیفیت محصولات خوب است.
ظرفیت آن چهار استخر چقدر است؟
چهار استخری که در مجموعه داریم، اصطلاحاً 10 تنی هستند. در هر دوره حدود 12 هزار قطعه بچهماهی معرفی میکنیم که به وزن 800 تا 900 گرم میرسند و ظرفیت هر استخر را به 10 تن میرسانند.
برای توسعه و آینده پرورش ماهی ایدهای دارید؟
بله، ظرفیت وجود دارد. طرحی را برای ایجاد 10 استخر جدید پیشبینی کرده بودیم تا به ظرفیت 100 تن برسیم. این استخرها قرار بود با سازههای سبک و فناوریهای نوین ساخته شوند. البته فعلاً اجرایی نشده است؛ نظر دکتر طهرانچی این بود که واحد ورامین بهعنوان پایلوت و الگو فعالیت کند و واحدهایی که تخصصیتر میخواهند در حوزه تولید ماهی آغاز به کار کنند.
بعد از احیای پرورش ماهی، چه اقدامی انجام دادید؟
قدم بعدی مرغداری بود. سالن آمادهای داشتیم که نیاز به بازسازی داشت. آبخوریها و دانخوریها را از انبار خارج و تمیز کردیم. پروانه بهرهبرداری آن نیز سه تا چهار سال منقضی شده بود که طی 6 تا 7 ماه دوباره احیا شد. البته منابع مالی مورد نیاز برای مرغداری بیشتر از پرورش ماهی بود و ریسک بالاتری داشت. حالا آدم هر کاری که میخواهد انجام دهد میداند که ریسک هم دارد، ضمن اینکه این اقدام جزء پرورشهای هایریسک هم بود، از طرفی در منطقه ورامین شیوع آنفلوانزای مرغی رایج است و جزء مناطق آلوده استان تهران محسوب میشود. در اینجا یکی از اعضای هیئتعلمی دانشگاه که مشاور یک شرکت مطرح در حوزه پرورش طیور بود، پایکار آمد. صدایش کردم ازآنجاییکه دوستی هم از قبل با هم داشتیم، به او گفتم که قرار است مسئولیت اینجا را به تو بسپارم؛ اما پول هم نداریم، از تو میخواهم که با همتت اینجا را راه بیندازی. گفت چهکار کنم؟ گفتم با شرکتی که با او کار میکنی بیاید صحبت کنیم، آنها سهم خودشان را از کار ببرند و دانشگاه هم که نیروی انسانی و فنی دارد و خود شما هم که عضو هیئتعلمی هستید من خودم هم کمک میکنم، حتی یکبار به دکتر موسوی گفتم اگر نگرانید، من حاضرم هفتهای یک شب در مرغداری بمانم. تقسیم میکنیم؛ هرکدام از اعضای هیئتعلمی نوبتی میآیند و کار را مدیریت میکنند؛ بالاخره ما عضو هیئتعلمی هستیم. از او خواستیم و انصافاً پایکار آمد. تا همین امروز که با شما صحبت میکنم، مرغداری بدون توقف ادامه دارد و با همکاری هم آن شرکت راه افتاد. مدل مشارکت به این صورت بود که همه نهادهها را شرکت تأمین میکرد؛ دان، جوجه یکروزه، واکسن و دارو را آنها میآوردند. ما با دانش فنی اعضای هیئتعلمی و نیروی انسانی دانشگاه، پرورش را انجام میدادیم و زیرساختها هم از ما بود. در پایان دوره، سهمی به دانشگاه تعلق میگرفت و باقی بر اساس توافق هم این بود که قیمت روز کشتار ملاک باشد؛ هرچه قیمت روز کشتار بود برای آنها و بقیه هم هر قدر ماند سهم دانشگاه بود.
انگار از آنها میخریدید.
بله، انگار میخریدیم و بسته به نیازهای واحدها در اختیار کارکنان دانشگاه آزاد استان تهران و سازمان مرکزی قرار میدادیم و مرغداری هم اینگونه راه افتاد.
به عبارتی با کمک یک عضو هیئتعلمی و همت دوستان کار را پیش بردید.
با کمک دوستان خودمان در دانشکده کشاورزی و با محوریت یکی از اعضای هیئتعلمی دانشگاه آزاد واحد ورامین یعنی دکتر موسوی، عضو هیئتعلمی ما که از چهرههای سرشناس حوزه طیور به شمار میرود، و به نظر من بیتردید از متخصصان برجسته و شناختهشده حوزه طیور کشورند.
از این کارهای عجیبوغریبی که گاهی نقل میشود میگویند مرغ را زودتر به نتیجه میرسانند در مرغداری شما که انجام نمیشود؟
من هم شنیدهام؛ اما واقعیت این است که هیچپشتوانه علمیای ندارد. بعضی چیزها را میشنوم؛ مثلاً همانطور که شما گفتید یکبار یکی دوستان گفتند که ما به یکی از مرغداریها رفتیم و دیدیم که یک عالم ماءالشعیر داشتند پرسیدیم این چیست؟ گفتند این را به مرغها میدهیم تا در روزهای آخر بوی پودر ماهی از بین برود؛ اما ما با متدهای کاملاً علمی و دستورالعمل خود آن تولیدکننده جوجه یکروزه و با توجه به پروتکلهایی که برای پرورش آن جوجهها از طرف شرکتها میدهند به سمت جلو حرکت میکنیم.
این اتفاق که گفتید شدنی است؟ با توجه به اینکه رشته شما در این حوزه است میتوانید نظر تخصصی دهید که حالا یکسری اتفاقها و دوپینگهایی رخ میدهد که پروارتر شوند و زودتر به کشتارگاه برسند؟
از لحاظ اقتصادی نیز چنین روشهایی مقرونبهصرفه نیست. آنچه میگویند درباره دوپینگ و افزایش وزن مرغ، اگر قیمت را محاسبه کنید، اصلاً منطقی نخواهد بود. من از جنبه علمی آن بگذرم، حتی از نظر اقتصادی هم مقرونبهصرفه نیست. اینکه بخواهید کاری کنید تا اشتهای مرغ بالا برود بعید میدانم.
بعد از مرغداری نوبت کدام یکی از این مجموعهها شد؟
آن که راه افتاد، گلخانهمان هم به دلیل اینکه شامل صیفیجات کوچک بود در کنارش راهاندازی و ما آن را نیز احیا کردیم و خیار گلخانهای کاشتیم.
در آنجا مشارکت اعضای هیئتعلمی هم داشتید؟
بله، اعضای هیئتعلمیمان هم بودند و نظرهای علمی میدادند.
همه پایکار هستند؟
برخی دوستان کملطفی میکنند که شاید انگیزههای خاصی داشته باشند؛ اما بعضی دیگر واقعاً برای کمک میآیند و به دلیل اینکه همکار خودم هستند؛ دستشان را میبوسم و سپاسگزارشان هستم؛ زیرا پایکار ایستادهاند، مانند دکتر موسوی و دکتر فخرایی که از دوستان قدیمی ما هستند. مدتی دانشیار دانشگاه بودند و همچنین همکلاسی دوران لیسانس من بودند. ضمن اینکه مسئولیت ریاست مزرعه را به او سپردم که یک جایگاه کاملاً کارمندی بود. به دکتر گفتم من نیاز دارم کسی اینجا باشد که کارها را علمی پیش ببرد و بتواند شبانهروزی کمک کند تا خیالم راحت باشد؛ حتی اگر شب به تو زنگ بزنم بتوانم آسوده با تو صحبت کنم. به همین دلیل حدود یک سال و اندی ریاست اداره مزرعه ما را با مرتبه دانشیاری بر عهده داشتند و کارها را پیش بردند. پس از آن وارد سرا شدند و فعالیتهای مربوط به آن آغاز شد و اکنون نیز عضو هیئتعامل سرای ما هستند که در ادامه فعالیتهای باغ احیا شد و شریان آبی آمد، از طرفی همانطور که پیشتر هم گفتم زیتون ابتدا جنبه فضای سبزی داشت.
اکنون در زمینه زیتون چه اقداماتی انجام میدهید؟
روغنزیتون داریم.
چقدر توانستید زیتون برداشت کنید که به روغنگیری هم رسیدید؟
یک سال حدود 10 تن زیتون برداشت کردیم. ضمن اینکه در جریان احیای باغ زیتون نیز یکی از اعضای هیئتعلمی، مهندس همایونی و دکتر باقرزاده از گروه باغبانی به طور فعال پایکار آمدند. من خودم تخصصی در رشته باغبانی ندارم؛ اما یادم هست در باغ پسته نیز یک هرس سنگین انجام دادند. در زمینه کوددهی و مبارزه با آفات، گروه گیاهپزشکی ما یعنی دکتر ملکی، خردپیر و صدیق که در رشته گیاهپزشکی فعالیت دارند، مشاورههای خاص به همکاران میدادند. درحقیقت میخواهم بگویم آن بخش از کار که اعضای هیئتعلمی وارد شدند، از یک فضای سبز با درختان زیتون- که میدانید، درختی کمآب است و اقلیم ورامین برای آن مناسب بوده و کاشته شده بود را- دوستان آمدند و آنجا را احیا کردند. سال بعد، اگر اشتباه نکنم حدود 10 تن زیتون برداشت شد. از بخش علوم پزشکی دوستان گفتند یک همکار در بحث فراوری کنسرو زیتون ماهرند. از او دعوت کردیم و بخشی از زیتون را به کنسرو تبدیل کردند و یکبخشی دیگر را با هماهنگی یک کارخانه به روغنزیتون تبدیل کردیم و به قول ما ترکها، از آب کره گرفتیم!
در مزرعه پسته چه مقدار محصول دارید؟
چهارهزار متر پسته داریم و امسال محصول خوب بود که آن را میان همکاران تقسیم کردیم.
چقدر برداشت کردید؟
اگر درست یادم باشد، حدود ۱۸۶ کارمند داشتیم و به هر کدام سه کیلو پسته تازه دادیم. در مجموع زیر یک تن محصول بود. مزرعه کوچک است؛ همانطور که گفتم یک فضای خالی کنار مرغداری بود که با توجه به اقلیم، چند واریته از درختان پسته در آن کاشته شد. از نظر اقتصادی چندان قابلتوجه نیست؛ اما پویاست. درواقع ما به خیلی از این اقدامات بهعنوان مقوم آموزشی نگاه میکنیم.
یعنی چه؟
منظور از مقوم آموزشی همان تقویتکننده آموزش است که به بحث عرصه هم مربوط میشود. به عبارتی باغی داریم که اگر دانشجو-باغبانی بخواهد هرس را یاد بگیرد بهجای سر کلاس آنها را به باغ میبریم تا آن را بیاموزند.
یعنی اکنون بچههای شما در رشتههای مربوط به مزرعهها میروند؟
بله، میخواستم وقتی به سرا برسیم به این موضوع اشاره کنم. از روزی که همه این ظرفیتها فعال شد دستورالعمل پژوهشی صادر کردیم که همه دانشجویان مقطع کارشناسی ما، بدون استثنا باید کارآموزیهایشان را در این واحدها بگذرانند. حالا آن بحث مدلهایی که در دانشگاه طراحی شده، مثل طرح پویش و دیگر طرحها، سر جای خودشان هستند؛ اما خیلیوقتها دانشجو برای کارآموزی بیرون میرود که چندان جدی گرفته نمیشود فقط یک فرم میگیرند، امضا میکنند و میآورند که مثلاً دو واحد کارورزی رفتیم و نمره 20 هم میگیرند؛ اما بخش پژوهش ما اکنون بجد رصد میکند. دانشجویان علوم دامی، تمام کارورزیهای یک، دو و سهشان را حتماً باید در مرغداری، گاوداری، پرورش ماهی و گوسفندداری بگذرانند. این همان مقوم آموزشی است؛ یعنی دانشجو درس کارورزی را جدی میگیرد و حداقل در آن ترم آموزشی، بالاخره با رویدادهایی که در گاوداریها رخ میدهد آشنا میشوند. همین چند وقت گذشته یک دوره سخت تب برفکی را گذراندیم که کیس خوبی بود. خیلی از دانشجوها شاید فقط در کتابها میخواندند که تب برفکی چیست؛ اما گاوداری ما حدود دو تا سه ماه پیش که درگیر آن شد و اکنون حدود یکماه است که ما از تب برفکی عبور کردیم و خدا را شکر با کمک دوستان هیچ تلفاتی ندادیم. اولین آلارم و نامهای که از دانشگاه دریافت کردیم این بود که در منطقه احتمال شیوع تب برفکی وجود دارد و باید واکسن بزنید. بچههای دانشکده کشاورزی و سرا سریع واکسن تهیه کردند و ما آماده بودیم. من خودم شخصاً جدی نگرفته بودم، چون معمولاً دامپزشکی چنین نامههایی میزند و فکر کردم مثل همیشه فقط هشدار است؛ اما این بار رخ داد و خیلی جدی هم آمد. آنهایی که رشتهشان دامپروری است میدانند چنین سویهای از تب برفکی را واقعاً ندیده بودیم. بسیاری از گاوداریها را نابود کرد؛ اما به خیر گذشت. خیلی از دانشجویان ما آمدند و تب برفکی را دیدند، نحوه درمانش را مشاهده کردند و یاد گرفتند که چگونه با آن مقابله کردیم. درباره سرا، تقریباً میتوان گفت ما تمام واحدها را در حوزه کشاورزی راهاندازی کرده بودیم.
راهاندازی کدامیک از این زیرساختها و سایتها سختتر بود؟
گاوداری، زیرا هم بودجه کلانی میخواست و هم ظرفیت بسیار بزرگی را شروع کردیم.
از اولش هم با ظرفیت بزرگ شروع کردید؟
ظرفیت اسمی آنجا هزار رأس بود؛ اما هیچوقت به آن عدد نرسیده بودند. آن گاوداری هزار رأسی که اکنون هم با شما صحبت میکنم، نرسیده است؛ زیرا هم بودجه کلانی میخواهد و هم نیروی انسانی بسیار زیادی دارد. یک روز دکتر سروریمجد برای بازدید دانشگاه آزاد آمدند. ازآنجاییکه خودشان هم این موضوع را چند جا نقل کردند من هم میگویم. ما یک شو داریم که در بازدیدها جاهای فعال را نشان میدهیم. حالا آنجاییکه میخواستیم ببریم و به ایشان نشان دهیم از کنار گاوداری رد میشد که فعال نبود و ما هم پولی برای راهاندازی نداشتیم. واقعیت این است که بودجهای حدود 50 میلیارد تومان لازم داشت تا آنجا راه بیفتد. ما رفتیم بازدید؛ ابتدا پرورش ماهی را نشان دادم، آنجا هم زعفران کاشته بودیم. آن قسمت یک زمین بایر بود که تبدیل به زعفران شده بود. سپس خواستیم به سمت مرغداری برویم و باید از جلوی گاوداری رد میشدیم. من سریع اشاره کردم که اینجا هم یک گاوداری است و این حرفها... اما گفتند برویم داخل. هیچ دیگر داخل رفتیم که متروکه بود. آخرین گاوی که آنجا بود، فکر کنم پنج، شش سال قبل کشتار شده بود؛ همان سالی که من آنجا بودم. تابلویی آنجا نصب شده بود که نشان میداد این گاوداری زمانی افتتاح شده که دکتر طهرانچی سال ۱۳۹۶ رئیس دانشگاه آزاد استان تهران بودند؛ همانجا دکتر سروریمجد فیلمی گرفت و گفت اینجا به دست توانمند دکتر طهرانچی افتتاح شده است! سپس دوربین را روی من گذاشت و پرسید چرا اینجا غیرفعال است؟ فعال میکنید یا نه؟ فیلم را قطع کرد و فکر کنم برای دکتر طهرانچی فرستاد. بعد دیدم پیغامی آمده که به فلانی بگویید یا اینجا را فعال کند یا تابلوی من را بردارند! جایی که غیرفعال است؛ چرا باید تابلو داشته باشد؟ ما افتتاح کردیم که کار انجام شود. از همانجا رفتیم که فعال کنیم؛ بعد آن زمان خود دکتر طهرانچی دستور ویژهای به دکتر باغستانی دادند که هرطورشده منابع در اختیار واحد ورامین قرار دهید. بحث فقط تولید نبود؛ همان ایده پرشینکراس را که بعدها مطرح شد، گفتند باید در آنجا راه بیفتد که موضوع امنیت غذایی و تأمین پروتئین مطرح بود؛ اما فراتر از آن، آنجا باید به یک مرکز هدایت جریان دانشی در حوزه گاوداری در کل کشور تبدیل میشد.
انصافاً دکتر باغستانی و اردکانی خیلی کمک کردند؛ دکتر همان زمان دستور دادند به صندوق فناوری و پژوهش که بودجهای در اختیار ما قرار دهند تا جریان دانش هم در آنجا پیش برود. گفتند بروید و یک سرای اختصاصی در حوزه تولیدات پروتئینی راهاندازی کنید؛ زیرا پرورش ماهی داشتیم، مرغداری فعال بود، گاوداری و گوسفندداری هم باید فعال میشد؛ بنابراین آنجا را تبدیل کنید به سرا با همان تعاریف و اکوسیستمی که قرار بود، تأسیس شود. بعد آنجا قطب دامپروری کشور شود و جریان دانشجو از آنجا در منطقه و واحدهای دیگر اشاعه پیدا کند و الگوسازی شود و بعد خدا را شکر انجام شد؛ ما سرا را تأسیس کردیم.
اوضاع سرا اکنون چگونه است؟
چند روز پیش سراها را بررسی میکردند، سرای تولید پروتئینهای حیوانی دانشگاه آزاد واحد ورامین بهعنوان سرای نمونه استان تهران در حوزه درآمدزایی انتخاب شد؛ اما در سایر حوزهها هنوز جای کار وجود دارد و کمی عقب هستیم.
جریان دانشی که موردانتظار بود، شکل گرفت؟
یکی بحث پرشینکراس بود.
ماجرایش چیست؟
پرشینکراس نام تجاری طرح ماست که از واژه پرشین گرفته شده. این یک شیوه مدیریتی است- نمیخواهم بگویم استراتژی اصلاح نژادی، چون تخصصیتر است- در واقع یک راهبرد مدیریتی برای افزایش بهرهوری در تولید گوشت محسوب میشود. تکنیکی به نام ترمینالکراس وجود دارد؛ نوعی تلاقی میان دو نژاد که از قدرت آمیختهگری یا هیبرید استفاده میکند. در نسل اول، توان تولید آن صفت حدود 30 تا 40 درصد نسبت به تلاقی عادی دروننژادی افزایش مییابد. در عین حال، نژاد پایهای که این ترمینالکراس روی آن اجرا میشود، ذخیره ژنتیکیاش حفظ میشود؛ زیرا ممتاج آنها عملاً مشارکتی در نسل بعد ندارند و نر و ماده نسل اول مستقیماً به کشتار میروند.
بهنوعی امنیت غذایی ما برمیگردد؟
بله، حتی به امنیت ملی ما هم برمیگردد؛ زیرا با امنیت غذایی ما گرهخورده است. ذخایر ژنتیکی یا همان نژادها، ذخایر ملی کشورند و ما برای حفظ نژاد و ذخیره ژنتیکی باید الزامات را از نظر علمی رعایت کنیم.
درحقیقت کاری کردید که حجم تولید را با حفظ ذخایر ژنتیکی 30 تا 40 درصد افزایش دهید؟
بله، برنامه ما این بود که ورامین مرکز تولید و انجماد اسپرم نژادهای خارجی شود. این جزء تکالیف ما در حوزه سرا و فناوری سرا بود و پروژه بهعنوان کلانپروژه استان تهران تعریف شد و باید جلو برده شود.
اکنون در چه مرحلهای است؟ به نظر شما تا چه زمانی به نتیجه میرسد؟
مطالعات انجام شده است. ریاست استان تهران، دکتر فیروزفر قول مساعد دادند که کمک مادی هم کنند. بسیاری از واحدها نیز پای کار آمدهاند که اگر قرار است اجرا شود مشارکت مالی داشته باشند. در پرشین کراس موضوع این است که واحد ورامین مرکز تولید و انجماد اسپرم یک یا دو تا سه نژاد خارجی وارداتی شود که ما اینها را وارد میکنیم پرورش داده، اسپرمشان را احصا میکنیم و با اصولی که وجود دارد آن را منجمد میکنیم و سپس در بین نژادهای بومی برای اجرای پرشین کراس توزیع میشود. هدف این بود که چهار استان انتخاب شوند که نژاد بومی آنها هم داشته باشند که زمان دکتر طهرانچی انتخاب هم شدند؛ تبریز انتخاب شد که ما روی نژاد سرابی آن را انجام دهیم بعدگیلان انتخاب شد که روی نژاد تالشی پرشین کراش ر انجام دهیم. بعد هم اصفهان برای نژاد گلپایگانی که پایههای بومی این استان هستند انتخاب شد و سیستان و بلوچستان هم روی نژاد سیستانی یا دشتیاری بود. ضمن اینکه قراربود راهبری آنها را هم گروه علوم دامی واحدهای مربوطه بر عهده بگیرند.
قرار بود سامانهای طراحی شود؛ فاز اول پروژه همین طراحی سامانه پرشین کراس بود. دامداران در آن عضو شوند و کل جریان از طریق سامانه هدایت شود. راهبری اینها را قرار بود در 4 یا 5 استانی که ما انتخاب میکردیم بر عهده گروههای علوم دامی یا دامپزشکی آن واحدها باشد. به یاد دارم که نژاد مازندرانی هم مطرح شد و دکتر نظرشان این بود که بابل انتخاب شود زیرا رشته دامپزشکی داشت، اما من پیشنهاد قائمشهر را دادم زیرا رشته علوم دامی داشت؛ تا جایی که به یاد دارم بابل انتخاب شد به عبارتی مرکز تولید اسپرم ورامین باشد و ما اسپرم را در اختیار این 4 یا 5 استان قرار دهیم. اینکه دکتر طهرانچی هم همیشه شبکه میگفتند این بود که ما انگار یک کار فناورانه انجام میدهیم و 5 واحد دانشگاهی یا مرکز استان هم همراه با کمک کنند. البته در بحث تلقیح مصنوعی نیز دانشجویان و تکنیسین دامپزشکی مشارکت داشتند. اعضای هیئت علمی نیز طبیعتا در این فرایند باید حضور میداشتند چرا که فرآیند کاملاً علمی بود؛ از لحظهای که اسپرم را در اختیار آنها قرار میداد و افرادی که در سامانه ثبت نام میکردند باید هدایت کرده و تلقیحها و جریان آبستنی را در سامانه رصد میکردند تا زمانی که زایش رخ دهد تا بعد گوسالهها به کشتار روند.
ما یکسری ظرفیتهایی در دانشگاه آزاد داریم که خالیاند. زمانی که داشتیم گاو داری راهاندازی میکردیم دنبال این بودیم که گوساله نر را از جایی تهیه کنیم و بیاییم در آنجا پروار کنیم. ظرفیتهایی در دانشگاه آزاد هست، مثلاً بهبهان که من خودم بازدید کردم، گاوداری داشت که اکنون فعال شده یا درواحدهای تبریز، خرمآباد و کرمانشاه هم چنین ظرفیتهایی داریم. قرار بود محصول همه اینها بیاید در آن واحدهای دانشگاه آزاد -زیرا آن فرد ثبتنام کرده و پروتکل را پذیرفته بودند- که مشارکت میکنیم تا پروار انجام شود. به عبارتی یک جریانی در بحث تولید پروتئین در کشور راه افتاده بود.
اکنون کار مطالعاتی آن انجام شده است؟
بله، اکنون در مرحله طراحی سامانه هستیم. شاید برای شروع نیازی به مرکز تولید وانجماد اسپرم نباشد؛ اگر بخواهیم شروع کنیم میتوان اسپرم را وارد کرد یا از جهاد گرفت. در بازدیدی که در چهل و سومین سالگرد تأسیس دانشگاه آزاد انجام شد، وزیر کشاورزی نیز حضور داشتند و دکتر طهرانچی موضوع پرشین کراس را مطرح کردند و وزیر هم قول دادند اسپرم از طریق شرکت جاهد در اختیار ما قرار گیرد. بنابراین قرار شد فعلا سامانه طراحی شود و از اسپرم نژادها استفاده کنیم تا بعداً مرکز ورامین راهاندازی شود.
محصول نهایی، به نظر من یک رفرمی در بحث تولید پروتئین است؛ هم از بعد بهرهوری و هم از بعد تأمین که بخشی از تکلیف در حوزه امنیت غذایی را میتواند دانشگاه بر عهده بگیرد. دانشگاه واقعاً خود را در این قضیه مسئول احساس میکرد. مستحضر هستید که دکتر همیشه میگفتند ما در بحث تأمین و امنیت غذایی مکلف هستیم که کمک کنیم. در صحبتهای اخیر دکتر رنجبر نیز همین جملات را شنیدم؛ ایشان در حوزه کشاورزی و امنیت غذایی تأکید دارند که راه شهید طهرانچی ادامه پیدا کند و فعالیتهای علمی و فناورانه در این حوزه ضروری است.
من خودم باور دارم که کار دانشگاه صرفاً گاوداری یا گوسفندداری نیست. اگر در کنار این فعالیتها فناوری و دانش نباشد و به کمک آموزش نیاید، کاری عادی خواهد بود که در صلاحیت دانشگاه نیست. واقعیت این است که وقتی این جریان را راه انداختیم، حداقل در بعد آموزشیاش، نمره قابل قبولی به خودمان میدهم. زیرا حداقل کارورزیهای دانشگاه را در دل همین فارمها آوردیم و دانشجویان همانجا کارآموزی میبینند. در کنار این، اعضای هیئت علمی ما در سرا کارهای پژوهشی انجام میدهند. سه روز پیش فکر میکنم روزنامه فرهیختگان و آنا خبر ما را کار کردند. یکی از اعضای هیئت علمی ما نرمافزاری در حوزه جیرهنویسی بر اساس هوش مصنوعی طراحی و ارائه کرده است. این نرمافزار اکنون بهعنوان یک پیوست سرا مطرح است. کسی که وارد سرای ما شود و از ما خدمات بگیرد و با توجه به اینکه نرمافزار زیاد است شاید دوستان ایراد بگیرند که نرمافزار زیاد است، اما نرمافزاری که از هوش مصنوعی کمک بگیرد به عنوان ابزاری در حوزه فناوری نو ؛ که کار کردن با آن نیز راحت است ضمن اینکه نویسنده آن عضو هیئت علمی خودمان است و در دسترس قرار دارد. قابلیت توسعه هم دارد وانشالله قرار است در دامها و گونههای دیگر نیز گسترش یابد. اینها کارهایی است که از دل سرا بیرون آمده است.
به حوزه دانشجویی هم اشاره کردید که در ابتدای فعالیت حدود ۳۵۰ دانشجو داشتید.
اکنون بین ۶۵۰ تا ۷۰۰ دانشجوی رشته کشاورزی و دامپزشکی داریم. دو رشته دامپزشکی نیز اضافه شد. وقتی زیرساختها فعال شد، شورای گسترش با توجه به اینکه بحثهای آمایشی هم دارند وقتی نگاه کردند، تأیید کردند که واحد ورامین استحقاق گرفتن این رشتهها را دارد. زیرا اعضای هیئت علمی داشتیم و عرصه را هم خودمان تقویت کردیم و یکی دو رشته ارشد دامپزشکی نیز به ما داده شد. در همین دو سال نزدیک به ۱۲۰ دانشجو فقط در رشته دامپزشکی جذب شدند.
در رشتههای کشاورزی هم رشد داشتید؟
بله، حتی در علوم دامی هم ترند مثبت داشتیم. از طرفی این اعداد و ارقام شاید برای کسی در حوزه حقوق جذاب نباشد، اما وقتی میگوییم ۲۰ دانشجوی علوم دامی جذب کردهایم، واقعاً این تعداد ارزشمند است. اجازه دهید مثالی بزنم؛ آقای خیابانی یکبار در بازی فوتسالی که اتفاقاً بازی ملی و حساسی هم بود و تیم ملی هم عقب بود گفت که سه دقیقه مانده است، اقا سه دقیقه در فوتسال خودش 20 دقیقه است! حالا این ۲۰ دانشجو در علوم دامی، انگار ۲۰۰ دانشجو در رشته حقوق هستند. شما اگر 20 دانشجو بیایند و در علوم دامی بخوانند درست مانند رشتهای بوده که در شرایط عادی رقابت کرده و 200 دانشجو گرفته است. درحقیقت این ارقام ۲۰ یا ۳۰ دانشجو جذب در رشته کشاورزی واقعاً زیاد است.
ببینید، نزدیک ما پردیس ابوریحان بیرونی دانشگاه تهران قرار دارد که همه رشتههای کشاورزی آنجا هم بدون آزمون است یعنی فرد میتواند مدرک رشته کشاورزی دانشگاه تهران بدون کنکور وبا سوابق بگیرد. با این حال، رشتههای علوم دامی، کشاورزی، صنایع غذایی و گیاهپزشکی ما بیشتر از آنها دانشجو جذب کردند. پاکدشت و ورامین فقط ۱۰ تا ۱۵ کیلومتر فاصله دارند. حالادوستان دانشگاه تهران هم به ما ایراد نگیرند اما به نظرمن کسی که میخواهد علوم دامی بخواند و شهریهام بدهد من احساس میکنم که هیچ چیزی نمیتواند غیر از این باشد که احساس کند کیفیت آموزشی اینجا بهتر است.
به عبارتی مهارت را بهتر یاد میگیرند.
من که فکر میکنم این بوده. حالا ممکن است دلایل دیگری هم داشته باشد مثلاً اگر دانشگاه ابوریحان 15 نفر دانشجو علوم دامی یا 20 نفر رشته دیگر را میگیرد ما 25 نفر میگیریم.
با وجود شهریه!
بله با وجود شهریه میتوانم بگویم که بحث کیفیت و مهارت و وجههای است که دانشگاه آزاد کسب کرده است.
البته روند رو به رشد قابل توجهی هم بوده خصوصاً در دورانی که آموزش عالی کاهش دانشجو را تجربه میکند، اینکه رشتههای کمطرفدار بتوانند افزایش پذیرش داشته باشند و دانشجوی بیشتری جذب کنند، آن هم در دورانی که دانشجویان بیشتر به مسأله اشتغال فکر میکنند و دغدغههای بزرگتری دارند و نسبت به گذشته حساسیت بیشتری حتی در حضور دانشگاه دارند که به نظر من این آمار اتفاقی مثبت و قابل توجه است. اشاره کردید که اغلب این اقدامات را در اختیار کارکنان واحد قرار میدهید. آیادرآمدهای غیرشهریهای خوبی دارید؟
در حوزه کشاورزی، بله.
میتوانید بگویید چند درصد کل اقتصاد واحد را اکنون درآمد غیرشهریه میگرداند و چند درصدش از طریق این فعالیتها تأمین میشوند؟
در بودجهای که امسال برای سال 1404-1405 تنظیم کردیم، مجموعا حدود 52 درصد آن از محل شهریه و 48 درصد از منابع غیرشهریه است ضمن اینکه غالب غیرشهریه هم فعالیتهای کشاورزی است.
غالب یعنی چند درصد؟
شاید 60 تا 70 درصد درآمدهای غیر شهریهای ما از کشاورزی در بحث گاوداری، پرورش گوسفند حاصل میشود.
دراین حوزهها خدمات پژوهشی، مشاورهای، آموزشی و کوتاه مدت به بیرون هم دارید؟
بله، ما در کنار این سرا یک مرکز تحقیقات کشاورزی و امنیت غذایی، و همچنین مدرسه عالی مهارتی کشاورزی داریم که دورههای خوبی در حوزههای مختلف برگزار میکنند که هم مدرسه عالی مهارتی کشاورزی و هم مرکز تحقیقات کشاورزی و امنیت غذایی در اکوسیستم واحد جای گرفتهاند. و کارگاههای خوبی را برگزار میکنند ما کلینیک گیاهپزشکی داریم. حالا باتوجه به اینکه بحث ما بیشتر در حوزه علوم دامی بود. فراموش کردم که بگویم ما کلینیک نوع B - چون بحث قرنطینه آن نیست-، مجوز نظام مهندسی و سازمان حفظ نباتات را دریافت کردهایم و کلینیک ما دارد ارائه خدمات میکند. اکنون گروه گیاهپزشکی نمونهبرداری میکنند و با مجوزی که دارند تشخیصهای خود را به بهرهبرداران منطقه ارائه میدهند. منطقه ورامین و پیشوا غیر از بحث دامپروری قطب کشاورزی و گلخانهای هستند، که به آنها هم رجوع میکنند. همین فردا، یک دوره کاملاً کاربردی کشت بادمجان گلخانهای به روشهای نوین توسط مرکز تحقیقات برگزار خواهد شد. اطلاعرسانی آن در سایت انجام شده دورههای خوبی هم داریم و استقبال نیز بسیار خوب بوده است. نام دانشگاه، خود انگیزهای برای کشاورزان است که رغبت میکنند ومیآیند تا مشاوره بگیرند، شرکت میکنند و میتوانند از دانش اعضای هیئت علمی بهرهمند شوند.
مرکز تحقیقاتی که گفتید به چالشهای منطقه هم ورود کرده است؟
چند چالش تعریف شده و دوستان در حال کار بر روی آنها هستند. یکی بحث نهادههای دامی بوده که یکی از چالشهای کشور است.
خود شما هم ممکن که به نوعی با آن مواجهه باشید.
بله ما نیز بهشدت با آن درگیر شدیم. تأمین نهادهها بسیار سخت بود. با این حال، در همکاریهای استان تهران، شبکهای شکل گرفت. واحد اسلامشهر با تلاش دکتر عراقیه، زمینی 40 تا 50 هکتاری را زیر کشت ذرت برد. کار بزرگی بود؛ فیلماش هم هست که داشتند با کمک همکارانشان در آنجا برداشت میکردند چاپرکرده و در کامیونها میریختند. با ما قرارداد بسته بودند و سیلوهای گاوداری ما و اسلامشهر را تأمین کردند. 500 تن ذرت با این بی سیلویی تولید شد و ما آن را در گاوداری ورامین دپو کردیم. به دیل اینکه بخش را خودمان تأمین کرده بودیم این اقدام توانست حدود 50درصد نیاز دوره پرورشی فعلی ما را برطرف کرد.
از طریق محصولات اسلامشهر؟
بله زمین اسلامشهر ذرت کاشته بودند که برداشت کردند و ما خرید کرده و در سیلو ذخیره نمودیم. فیلم آن هم هست که داشتند توضیح میدادند که ما ذرت کاشتیم و بعد وارد گاوداری ورامین شد. در آنجا هم با دکتر عراقیه هم صحبت کردیم و نقش اعضای هیئت علمی، و دغدغهای که به خرج دادند تا آن زمین احیاشود و به جریان بیفتد غیر قابل توجه بوده است.
افرادی که در حوزه کشاورزی فعالیت میکنند، معمولاً وقتی که میگوید یک چالش را حل کردم- من خودم قبل از دکتر یکبار آنجا رفتم و صحبت کردم- اینکه گفته میشود مشکل چاه و آب زمین را حل کردم، به بیان ساده است. درحالی که به نظر من دکتر کار شاخی را انجام دادند اینکه یک نفر آمده و آنجا را اجاره کرده و به هیچ عنوان حاضر نبود کوتاه بیاید و منطقه را بسیج کرده بود تا هیچ دانشگاهی ورود نکند و تابلو را شکسته بود واین حرفها که من در اینجا از زحمات دکتر عراقیه تشکر میکنم.
پایاننامه ورسالههایی که بچهها هم میخواهند تعریف کنند را هم با موضوعاتی که در روند تولید و فعالیت اجرایی با آن مواجه هستید در زمیسنههایی که تولید کرده درگیر میکنید؟
دانشگاه آزاد ورامین و پیشوا مجری برنامه علمی در حوزه کشاورزی و امنیت غذایی هم است. برنامههای علمی که شما مستحضر هستید، در بخش کشاورزی ما مجری برنامه علمی در استان تهران و کل کشور هستیم. خیلی از پایاننامههای حوزه صنایع غذایی ما از دل همین برنامه علمی انتخاب میشود و درصد بالایی از آنها، خود برنامه علمی هم در همین استان تهران در ارزیابیها به عنوان برنامه علمی برتر در هفته پژوهش شناخته شده است. در حوزه صنایع غذایی، که بخشی از بحث کشاورزی و دامپروری در زنجیره صنایع غذایی است، پایاننامهها کاملاً کاربردی از دل نظام موضوعات انتخاب و هدایت میشود. موضوعاتی هم که برای کارشناسی ارشد در حوزه علوم دامی یا رشتههای دیگر داریم، معمولاً چالشهایی دارندکه ما با آنها مواجه هستیم. به عنوان مثال، رشته دامپزشکی که به بحث صنایع غذایی و بهداشت مواد غذایی پرداخته، در حال حاضر موضوعاتی که ما در یک سال گذشته با آنها در حوزه مواجه بودهایم، نظام موضوعاتش را در گروهها مورد بحث قراردادند و در اختیار دانشجویان قرار میدهند.
بچههایی که انگیزه فعالیت در حوزه فناوری دارند، مورد حمایت دانشگاه قرار میگیرند؟ با توجه به اینکه فضای آموزشی و پژوهشی فراهم شده است. در قصه فناوری، شما سرا را دارید اما نمیدانم چقدر برای میزبانی از استعدادها و ایدههایی که در حوزه کشاورزی، دامپروری و شیلات وجود دارد، تدارک دیدهاید؟
صد درصد آمادگی داریم. دوستان ما در این حوزه فعالیت میکنند. اگر بحث فناوری سرا را کنار بگذاریم، واقعاً ما دنبال این نیستیم که فقط یک تولیدکننده عادی باشیم. بحث پرشین کراس که جزء برنامههای فناورانه ماست، اگر جلو برویم، چند شرکت میتوانند در این زمینه ورود کنند. دربحث انجماد اسپرم و فناوریهای روز در حال اتفاق افتادن است و این میتواند به ما کمک کند که با فناوری جدیدتری فرآوری را در بحث ارزیابیها پیش ببریم. در بحث ارزیابیها تکنیکهای جدیدتری هم وارد بحث ارزیابیها میشوند. درواقع این جزء برنامههای ماست و هم همکاران ما قدمهایی را برداشتهاند و ما نیز استقبال میکنیم از شرکتهایی که میتوانند مستقل شوند و فعالیتهای فناورانه انجام دهند. ماموریت مرکز رشد ما نیز در تخصصی و کشاورزی بوده و جا برای فعالیت واقعی وجود دارد. در حوزه فناوری هم با اینکه ممکن است از برنامهمان عقب باشیم، اما سعی میکنیم که با همت دوستان شتاب بیشتری بگیریم و خلاهایمان را پر کنیم.
واحد ورامین به نوعی با امنیت غذایی گره خورده است. با توجه به ناترازیهایی که در این مدت تجربه کردهایم، نسبت به امنیت غذایی نگرانی وجود دارد. کما اینکه در ماجرای نهادهها این اتفاق تا حدی افتاد. در این حوزه چقدر میتوان برای دانشگاه سهم قائل شد و مجموعههای حاکمیتی تا چه حد این سهم را برای دانشگاه در نظر میگیرند؟ آیا آنها به دانشگاه مراجعه میکنند تا با چالشهایی که ممکن است در آینده با آن مواجه شویم، کمتر دست و پنجه نرم کنیم؟ فضا آماده است و باید اتفاقات و تغییراتی در مدل مواجهه با دانشگاه ایجاد شود یا این که ما در دانشگاه باید کارهای دیگری انجام دهیم؟ نگاه شما نسبت به این وضعیت چیست؟
از این منظر نگاه کنیم، ماموریت دانشگاه در این حوزه چیست؟ هفته گذشته، اولین همایش ملی امنیت غذایی، محیط زیست و کشاورزی هوشمند را در واحد ورامین برگزار کردیم. مقالاتی که ارائه شد و صاحبنظرانی که ایدههایشان را در این حوزه بیان کردند. همایش را فراتر از یک همایش ملی بود و مقالات و راهکارهایی که ارائه شدعالی بودند، مسئولیت دانشگاه این است که بحث امنیت ملی را تبیین کند و راهکارهایی ارائه دهد. مقالات مرتبط و کارهای علمی که در این زمینه اتفاق افتاده که یک بحث است ضمن اینکه طبیعتا دانشگاه نقش اول در ارائه ایدهها به حاکمیت و تعیین راهکار ونقشه راه در کنار وزارتخانههای مرتبط مانند وزارت کشاورزی، مرکز تحقیقات کشاورزی یا دیگر حوزههای مرتبط انجام دهد. درواقع در بحث علمی موضوع من معتقدم که دانشگاه باید نقش اول داشته باشد.
ما در دانشگاه آزاد واحد ورامین، گروهی از اعضای هیئت علمی داریم که بهطور خاص بر روی بحث امنیت غذایی کار میکنند با تعاریف جدیدی که فائو در حوزه امنیت غذایی ارائه کرده، که به نظر من دانشگاه باید مداخله مستقیم داشته باشد و کار دانشگاه این است که ایدهها را ارائه دهد و سیستم حاکمیتی از این ایدههای علمی در پیشبرد بحث امنیت غذایی بهرهبرداری کند.
پیشتر هم گفتم امنیت غذایی یعنی امنیت ملی. کشاورزی وغذا امروز حرف اول را در بحث امنیت ملی میزنند. تحولات اخیر، به ویژه جنگ روسیه و اوکراین، تأثیراتی بر روی نهادهها گذاشته و امنیت ملی بسیاری از کشورها را با تهدیدات جدی مواجه کرده است. بنابراین، ما نیز باید در تأمین مواد غذایی وغذا مشارکت داشته باشیم. تعریف امنیت غذایی به سادگی این است تأمین غذا برای همه مردم در تمام زمانها و به صورت مداوم و برای همه اقشار از کوچک تا بزرگ است. ما در واحد ورامین، رسالت خود را برای کارکنان خود انجام دادیم و توانستیم در حوزه تولید پروتئین غذایی بهطور مداوم و در همه زمانی که بودیم انجام دهیم. اینکه دانشگاهی در آن حوزه فعالیتی انجام دهد که من نمیتوانم درصدی بگویم اما به نظر من برای اینکه مشارکت جدی در این قضیه داشته باشیم و به نوعی تکلیف بر دوستان در دانشگاه هاست که اگر در حوزه کشاورزی زیرساختی دارند با هر مدلی که دارند کمک کنند من خودم به دلیل اینکه در دانشگاه مسئولیت دارم محدودیتها را میشناسم اما با هر مدلی که میتوانند که مقررات را هم نقض نکنند؛ ظرفیتهایشان را به بالفعل دربیاورند و مشارکت داشته باشند. مثلاً اگر یک هکتار اگر زمینی داریم، میتوانیم آن را بکاریم و محصولاتی مانند گندم تولید شود طبیعتا به تولید گندم کشور کمک کرده حتی اگر ظرفیتهایی برای استفاده در حوزه دام وجود نداشته باشد، باز هم میتواند به تأمین نهادههایی که در کشور در حوزه غذا مفید هستند کمک کند.











