بازگشت آرام یک بازیگر مداومنازنین یا همان خانم خانما به واسطه لایههای درونیاش، چالشهای زیادی را برای بازیگر خود خلق کرده که لاله اسکندری به خوبی از عهده اجرای آن برآمده است؛ نقشی که میتواند شروعی دوباره برای او در بیش از ربع قرن بازیگریاش باشد.
لاله اسکندری، بامداد خمار و یک شروع دوباره

محمد جلیلوند، خبرنگار: یکی از ویژگیهای اهالی هنرهای نمایشی به ویژه بازیگران، تداوم حضور است که نقش مهمی در ماندگار شدنشان گوشهای از ذهن مخاطبان خود دارد؛ مسیری طولانی که با فرازوفردهای بسیار همراه بوده و گاه پس از مدتها کمرنگ شدن به یکباره به سطح اول بازیگری بازمیگرداند. لاله اسکندری یکی از همین دسته از بازیگران است که بیست و شش سال در این عرصه و در مدیومهای گوناگون حاضر بوده است؛ از نقش اول فیلم هایی همچون: «شراره» ساخته سیامک شایقی، «این زن حرف نمی زند» به کارگردانی احمد امینی تا سریال های«خاک سرخ» ساخته ابراهیم حاتمی کیا و «رقص پرواز» به کارگردانی احمد مرادپور که بعضا این نقش آفرینی ها با بدشانسی محض، آنچنان که باید دیده نشدند. اسکندری، پاییز امسال با سریال «بامداد خمار» ساخته نرگس آبیار حضوری چشمگیر و موفق داشته که حال به بهانه پایان پخش فصل نخست سریال فوق، نگاهی کوتاه به نقشآفرینی او میاندازیم.
یکی از پرفروشترین رمانهای معاصر ادبیات ایران نوشته فتانه حاج سیدجوادی، که از جمله رمان های ایرانی است که قابلیت تصویری فوقالعادهای داشته و قالب سریال نیز برای آن بسیار مناسب به نظر میرسد. کاری که نرگس آبیار آن را انجام داده و در فصل نخست مخاطبان زیادی پیدا کرده است. یکی از نقاط قوت آن، بازی بازیگران به ویژه گروه بازیگران زن آن به حساب میآید؛ از مرجانه گلچین، گلاره عباسی و بهنوش بختیاری تا پریوش نظریه، گلاب آدینه و لاله اسکندری در نقش نازنین ملقب به خانم خانما. این گروه یکدست و درخشان با توجه به فضای زنانه کار، جای مانور زیادی داشته و اسکندری هم از این قاعده مستثنی نبوده است. همسر بصیرالملک ثروتمند و اهل ادب که با وجود پسرزا نبودنش همچنان مورد توجه و احترام همسرش بوده و در خانه، اقتداری از جنس زنان پایان عصر قجر دارد. نازنین از آن دسته شخصیتهایی است که هم میتوانست با تکیه بر کلیشهها و اکتهای برونگرایانه ایفا شود و هم با ظرافتهای زنانه و ریزهکاریهایی که بازیگران کهنهکار دست روی آن میگذارند. لاله اسکندری، دومی را انتخاب کرده و یکی از نقاط عطف کارنامه بازیگری خود را رقم زده است.
در قسمتهای نخست بیشتر با زنی مواجهایم که با وجود داشتن دو دختر جوان در خانه، عمده حواس خود را به بصیرالملک داده که به مرور مشخص میشود که تشویش درونیاش چندان هم بیدلیل هم نیست! شکلی از اقتدار در خانهای اربابیطور که در عین حال کاملا شکننده بوده و این موضوع را اسکندری با ظرافت به تصویر کشیده است. همچنین شکل و جنس رابطهاش با دایه و دده به عنوان آدمهایی از طبقه پایین جامعه، شکل متفاوتتری داشته و خبر زیادی از تحکم و رفتار از بالا به پایین از سوی او نیست. لقب خانم خانما هم که از طرف اهل خانه به او داده شده نیز کدهای خوبی به اسکندری برای شکل دادن به شخصیت و ظرافتهای رفتاریاش داده است. پس از خواستگاری اصلان از محبوبه و ورود شازده خانم به خانه بصیرالملک جهت آشنایی، تغییرات رفتاری بیشتری در بازی اسکندری به چشم آمده و سروشکل درون گرایانهتری پیدا میکند. همین طور زبان بدن و اشارههای ظریفی که نازنین را به شخصیتی باورپذیر متعلق به صد سال پیش تبدیل میکند. نگرانی او بابت دخترزا بودن که با بالا رفتن سن همراه شده، لایه دیگری به این شخصیت اضافه کرده و چالشی را برای اسکندری به وجود آورده که برای تماشاگر نیز ملموس به نظر میرسد.
نازنین یا همان خانم خانما به واسطه لایههای درونیاش، چالشهای زیادی را برای بازیگر خود خلق کرده که لاله اسکندری به خوبی از عهده اجرای آن برآمده است؛ نقشی که میتواند شروعی دوباره برای او در بیش از ربع قرن بازیگریاش باشد.
مطالب پیشنهادی










