انتقاد نیویورک تایمز به حمله آمریکا به ونزوئلااعضای هیئت تحریریه نیویورک تایمز در یادداشتی پس از حمله آمریکا به ونزوئلا، به بررسی تصمیم اخیر رئیس جمهور این کشور برای استفاده از نیروی نظامی علیه ونزوئلا میپردازد.
حمله ترامپ به ونزوئلا غیرقانونی و نابخردانه است

اعضای هیئت تحریریه نیویورک تایمز در یادداشتی پس از حمله آمریکا به ونزوئلا، به بررسی تصمیم اخیر رئیس جمهور این کشور برای استفاده از نیروی نظامی علیه ونزوئلا میپردازد. نویسندگان اقدامات ترامپ را نه تنها غیرقانونی بلکه خطرناک برای ثبات منطقهای و منافع ملی آمریکا ارزیابی میکنند. مقاله با استناد به تاریخچه سیاست خارجی آمریکا، قوانین داخلی و بین المللی و تجربه کشورهای دیگر، نشان میدهد که ماجراجویی نظامی یک جانبه بدون مجوز کنگره و مشروعیت بین المللی میتواند پیامدهای وخیمی به دنبال داشته باشد.
در ماههای اخیر، ترامپ یک نیروی نظامی عظیم را در دریای کارائیب مستقر کرده تا ونزوئلا را تهدید کند. تا همین اواخر، او از این نیروها شامل یک ناو هواپیمابر، دستکم هفت ناو جنگی دیگر، دهها هواپیما و ۱۵ هزار نیروی نظامی آمریکا برای حملات غیرقانونی به قایقهای کوچک استفاده میکرد، قایقهایی که مدعی بود مواد مخدر جابهجا میکنند. اما روز شنبه، رئیس جمهور آمریکا به طور چشمگیری کارزار خود را تشدید کرد و رئیس جمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو را در قالب آنچه یک حمله گسترده خواند، بازداشت کرد.
کمتر کسی برای مادورو احساس همدردی و ناراحتی خواهد کرد. او با دامن زدن به بحران اقتصادی و سیاسی، باعث مهاجرت نزدیک به هشت میلیون نفر از مردم ونزوئلا شده است.
با این حال، اگر یک درس مهم از سیاست خارجی آمریکا در صد سال گذشته وجود داشته باشد، این است که تلاش برای سرنگونی حتی نفرت انگیزترین رژیمها میتواند اوضاع را بدتر کند. ایالات متحده ۲۰ سال در افغانستان ناکام ماند و نتوانست دولتی باثبات ایجاد کند، در لیبی، یک دیکتاتوری با یک دولت از هم گسیخته جایگزین شد. پیامدهای فاجعه بار جنگ ۲۰۰۳ عراق همچنان آمریکا و خاورمیانه را گرفتار کرده است. شاید مرتبطتر از همه، آمریکا بارها با تلاش برای سرنگونی دولتها از طریق زور، کشورهایی در آمریکای لاتین از جمله شیلی، کوبا، گواتمالا و نیکاراگوئه را بیثبات کرده است.
ترامپ تاکنون توضیح منسجمی برای اقدامات خود در ونزوئلا ارائه نکرده است. او آمریکا را بدون دلایل موجه به سوی یک بحران بین المللی سوق میدهد. اگر ترامپ میخواهد خلاف این را ثابت کند، قانون اساسی مسیر را مشخص کرده: مراجعه به کنگره. بدون مجوز کنگره، اقدامات او ناقض قوانین ایالات متحده است.
دلیل ظاهری ماجراجویی نظامی دولت، نابودی نارکوتروریستها عنوان شده است. دولتها در طول تاریخ بارها رهبران کشورهای رقیب را تروریست نامیدهاند تا مداخله نظامی خود را به عنوان عملیات پلیسی توجیه کنند. این ادعا در این مورد مضحک است، زیرا ونزوئلا تولید کننده فنتانیل یا سایر مواد مخدری که عامل اصلی بحران اوردوز در آمریکا بودهاند نیست و کوکائینی هم که تولید میکند عمدتا به اروپا میرود. در حالی که ترامپ به قایقهای ونزوئلایی به دلیل قاچاق مواد مخدر حمله میکند، همزمان اما خوان اورلاندو هرناندز، رئیس جمهور پیشین هندوراس را که از ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۲ یک شبکه گسترده قاچاق مواد مخدر را اداره میکرد، عفو کرده است.
توضیح محتملتر برای حملات به ونزوئلا را میتوان در راهبرد امنیت ملی تازه منتشر شده ترامپ یافت. در این سند، ادعای سلطه آمریکا بر آمریکای لاتین مطرح شده: پس از سالها غفلت، ایالات متحده دکترین مونرو را دوباره اعمال و اجرا خواهد کرد تا برتری آمریکا را در نیم کره غربی بازگرداند. در آنچه تبصره ترامپ نامیده شده، دولت متعهد شده نیروها را از سراسر جهان به منطقه بازگرداند، قاچاقچیان را در دریاها متوقف کند، از نیروی مرگبار علیه مهاجران و قاچاقچیان مواد مخدر استفاده کند و احتمالا پایگاههای نظامی بیشتری در منطقه ایجاد کند.
به نظر میرسد ونزوئلا نخستین کشوری است که هدف این امپریالیسم جدید قرار گرفته، رویکردی خطرناک و غیرقانونی نسبت به جایگاه آمریکا در جهان. با پیش رفتن بدون هیچگونه مشروعیت بین المللی، اختیار قانونی معتبر یا حمایت داخلی، ترامپ خطر آن را ایجاد میکند که به دیگر کشورها بهانه دهد تا بر همسایگان خود سلطه یابند. در کوتاه مدت هم، او تهدید میکند که همان غرور آمریکایی را تکرار کند که به حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ انجامید.
ترامپ در دوران نامزدی ریاست جمهوری ظاهرا مشکلات زیاده روی نظامی را درک میکرد. در سال ۲۰۱۶، او از معدود جمهوری خواهانی بود که آشکارا حماقت جنگ عراقِ جورج بوش را محکوم کرد. در سال ۲۰۲۴ هم گفت: من قرار نیست جنگی را شروع کنم، من قرار است جنگها را متوقف کنم.
اکنون او این اصل را کنار گذاشته و این کار را به طور غیرقانونی انجام میدهد. قانون اساسی ایجاب میکند که هر اقدام جنگی با تصویب کنگره باشد. بله، روسای جمهور اغلب مرزهای این قانون را جابهجا میکنند. اما حتی بوش هم برای حمله به عراق مجوز کنگره را گرفت و روسای جمهور پس از او حملات پهپادی علیه گروههای تروریستی را با استناد به قانون سال ۲۰۰۱ پس از حملات ۱۱ سپتامبر توجیه کردند. ترامپ حتی چنین پوشش ظاهری قانونی هم برای حملاتش به ونزوئلا ندارد.
بحثهای کنگره درباره اقدام نظامی نقش دموکراتیک حیاتی دارند. این بحثها ماجراجویی نظامی را مهار میکنند، زیرا رئیس جمهور را وادار میسازند برنامههای خود را در برابر افکار عمومی توجیه کند و نمایندگان کنگره هم اعتبار سیاسی خود را به آن تصمیمها گره بزنند. سالها پس از رای گیری درباره جنگ عراق، دموکراتهایی که از بوش حمایت کرده بودند از جمله هیلاری کلینتون و جان کری، هزینه سیاسی پرداختند، در حالی که منتقدان جنگ مانند برنی سندرز و باراک اوباما بعدها دوراندیش تلقی شدند.
در مورد ونزوئلا، بحث در کنگره بدون توجیه بودن استدلالهای ترامپ را آشکار میکرد. دولت او حمله به قایقهای کوچک را با این ادعا توجیه کرده که آنها تهدیدی فوری برای ایالات متحده هستند. اما طیف گستردهای از کارشناسان حقوقی و نظامی این ادعا را رد میکنند و عقل سلیم هم آن را نمیپذیرد. تلاش برای قاچاق مواد مخدر به آمریکا حتی اگر واقعا هدف همه آن قایقها همین بوده باشد، به معنای تلاش برای سرنگونی دولت یا شکست دادن ارتش آمریکا نیست.
ما (نویسندگان یادداشت) گمان میکنیم ترامپ تا حدی به این دلیل از گرفتن مجوز کنگره خودداری کرده که میداند حتی برخی جمهوری خواهان هم به شدت نسبت به مسیری که او آمریکا را به آن سمت میبرد، بدبیناند. هم اکنون سناتورها رند پال و لیزا مورکوفسکی و نمایندگان دان بیکن و توماس مَسی که همگی جمهوری خواه هستند از طرحهایی حمایت کردهاند که اقدامات نظامی ترامپ علیه ونزوئلا را محدود میکند.
دومین استدلال علیه حملات ترامپ به ونزوئلا این است که این اقدامات ناقض حقوق بین المللاند. با هدف قرار دادن قایقهایی که ادعا میشود مواد مخدر حمل میکنند، دولت افرادی را صرفا براساس ظن ارتکاب جرم کشته و هیچ فرصتی برای دفاع به آنها نداده است. کنوانسیونهای ژنو ۱۹۴۹ و تمام معاهدات مهم حقوق بشری پس از آن، چنین قتلهای فراقضایی را ممنوع میکنند. قوانین آمریکا هم همینطور.
دولت آمریکا افرادی بی دفاع را کشته است. در یکی از حملات، نیروی دریایی آمریکا حدود ۴۰ دقیقه پس از حمله اول، بار دوم به یک قایق از کار افتاده شلیک کرد و دو ملوانی را کشت که به لاشه قایق چسبیده بودند و ظاهرا هیچ تهدیدی ایجاد نمیکردند. همان طور که دیوید فرنچ، وکیل پیشین ارتش آمریکا نوشته: آنچه جنگ را از قتل جدا میکند، قانون است.
استدلالهای حقوقی علیه اقدامات ترامپ مهمتریناند، اما یک استدلال واقع گرایانه سرد و بی احساس هم وجود دارد: این اقدامات به نفع امنیت ملی آمریکا نیست. نزدیکترین نمونه امیدوارکننده، حمله جورج بوش پدر به پاناما ۳۶ سال پیش است که مانوئل نوریهگا را سرنگون کرد و پاناما را در مسیر دموکراسی قرار داد. اما ونزوئلا از جهات مهمی متفاوت است. پاناما کشور بسیار کوچکتری بود و جایی که آمریکا به دلیل کانال پاناما دههها حضور نظامی و اداری داشت.
پتانسیل هرج و مرج در ونزوئلا بسیار بیشتر به نظر میرسد. حتی با دستگیری مادورو، ژنرالهایی که به دولت او کمک کردهاند، ناپدید نخواهند شد. همچنین بعید است قدرت را به ماریا کورینا ماچادو، رهبر اپوزیسیونی که به نظر میرسد در آخرین انتخابات پیروز شده و ماه گذشته جایزه صلح نوبل را دریافت کرده، واگذار کنند.
از جمله پیامدهای بدِ محتمل میتوان به افزایش خشونت از سوی گروه چپگرای مسلح کلمبیایی که در غرب ونزوئلا حضور دارند، یا گروههای شبه نظامی موسوم به کولکتیووها اشاره کرد که در حاشیه قدرت در دوران مادورو فعال بودهاند. بی ثباتی بیشتر در ونزوئلا میتواند بازارهای جهانی انرژی و غذا را متلاطم کند و موج جدیدی از مهاجرت را در سراسر قاره آمریکا به راه اندازد.
پس آمریکا چگونه باید با مشکلی که ونزوئلا برای منطقه و منافعش ایجاد کرده برخورد کند؟ ما (نویسندگان یادداشت) امیدهای ونزوئلاییهای درمانده که برخی از آنها خواستار مداخله نظامی آمریکا شدهاند را درک میکنیم. اما پاسخ سادهای وجود ندارد. جهان تاکنون باید خطرات تغییر رژیم را به خوبی شناخته باشد.
ما (نویسندگان یادداشت) امیدواریم بحران کنونی کمتر از آنچه انتظار داریم، به فاجعه بینجامد. اما بیم آن داریم که نتیجه ماجراجویی ترامپ، افزایش رنج مردم ونزوئلا، بی ثباتی منطقهای و آسیب ماندگار به منافع آمریکا در سراسر جهان باشد. ما میدانیم که جنگ طلبی ترامپ ناقض قانون است.
مطالب پیشنهادی










