مهدی چراغ‌زاده، شاعر آیینی‌مذهبی:
چراغ‌زاده در جمع گروهی از دوستان انجمن اسلامی دانشجویان مستقل که برای اردوی سالانه «جهاد اکبر» در مشهد گرد هم آمده بودند، مدحی درباره حضرت عباس(ع) خواند. بعد از اتمام شعر، سیدمحمدرضا حسینی در آن جمع که شعرش را پسندیده بود، وقتی متوجه شد تا به حال کربلا نرفته، یک سفر کربلا به او هدیه کرد.
  • ۱۳۹۷-۰۶-۲۰ - ۱۷:۴۰
  • 00
مهدی چراغ‌زاده، شاعر آیینی‌مذهبی:
کربلا رفتنم کرامت حضرت عباس(ع) بود
کربلا رفتنم کرامت حضرت عباس(ع) بود
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، اهل خوزستان است و به قول خودش بچه‌محل قیصر امین‌پور. کودک که بود، به دنبال علاقه مادرش به  شعر و شعر‌خواندن علاقه‌مند شد و دیوان حافظ و اشعار شاعران دیگری چون قیصر امین‌پور را زیاد می‌‌خواند. همان موقع، چیزهایی هم می‌نوشت اما در فضای کوچک شهرستان جایی برای ظهور و بروز استعدادش نبود. دانشگاه که قبول شد، به قم و بعد از آن به تهران آمد و تازه آنجا بود که با حضور در کلاس استادان مختلف، جرات خواندن شعرهایی را پیدا کرد که مدت‌ها آنها را سروده اما تا آن زمان به کسی نشان نداده بود.

همان زمان‌ها شعر گفتن را جدی‌تر دنبال کرد و در کلاس‌های استادان بنام حاضر می‌شد تا پایه شعرش را قوی‌تر و محکم‌تر کند و از سال 88 یا 89 به‌طور رسمی شعر را ادامه داد. اشعار اجتماعی و با مضامین مختلف هم در کارنامه‌اش دارد اما محوریت کارش را شعر اهل‌بیت گذاشته است و اشعار آیینی و هیاتی می‌سراید.

مهدی چراغ‌زاده، جوان 29 ساله‌ای است که سال‌هاست در دامان اهل‌بیت شعر می‌گوید و در این فضا نفس می‌کشد. دوره کارشناسی را در رشته حسابداری دانشگاه قم گذراند و بنابر علاقه‌ای که داشت، وارد رشته ادبیات شد و حالا دانشجوی ترم‌آخر ادبیات فارسی دانشگاه شاهد است. خودش معتقد است همه‌چیز از رفتن به قم و کرامات حضرت معصومه(س) شروع شد. او می‌گوید: «یک غزل مهدوی نوشته بودم و در قم که جلسات شعر برگزار می‌شد، شعرم را به آقای برقعی نشان دادم. ایشان بنده را تشویق کرد و دست مرا گرفت و به جلسات شعر برد. بعد از آن با سیدجواد شرافت آشنا شدم. سپس در جلسات آقای مجاهدی شرکت ‌و توفیق آشنایی با علی‌اکبر لطیفیان را پیدا کردم. درحقیقت با تشویق‌های برقعی و شرافت بود که پایم به جلسات شعر باز شد.»
 
  کرامت اهل‌بیت زیاد دیده‌ام

ورود به حوزه شعر مذهبی و سرودن از ائمه لیاقت می‌خواهد و نصیب هرکسی نمی‌شود. چراغ‌زاده از آن دست شاعرانی است که در همین جوانی، عنایات زیادی از اهل‌بیت دیده است. او معتقد است علاقه شخصی و اعتقاداتی که دارد، تاثیر محیط و آدم‌هایی است که با آنها نشست و برخاست می‌کند و در کشیده‌شدنش به سرودن اشعار آیینی مذهبی تاثیرگذار بوده ‌است. او می‌گوید: «آدم یک‌جا تصمیم می‌گیرد از هنری که خدا به او داده، در مسیر درست استفاده کند و چه مسیری بهتر از مسیر اهل‌بیت.» او به حضرت معصومه(س) ارادت خاصی دارد و در مدت دانشجویی‌اش در قم ارتباط معنوی خاصی با ایشان پیدا کرد. او معتقد است: «بحث توسل به اهل‌‌بیت و خالص بودن با آنها تاکنون خیلی به من کمک کرده و می‌کند. به‌عنوان مثال حالا که محرم است، وقتی می‌خواهم شعر بگویم یا در میانه شعر به بن‌بست می‌خورم و نمی‌دانم چه بنویسم، به اباعبدالله سلام می‌دهم، زیارت عاشورایی می‌خوانم یا وضویی می‌گیرم و ذکری می‌گویم؛ اینها واقعا اثر داشته و بارها تاثیر مستقیم آن را دیده‌ام. از وقتی وارد فضای اهل‌بیت شده‌ام، درهایی به رویم باز شده و خیرها و برکات زیادی به من رسیده است. بیشتر این برکات اظهرمن‌الشمس بوده اما بعضی‌ها هم پنهانی بوده و خودم هم متوجه نشدم اما ناخودآگاه در زندگی احساس کردم دستم را گرفته‌اند.»

این شاعر جوان در ادامه پیرامون برکاتی که از اهل‌بیت دیده، می‌گوید: «بارها شده مشکلاتی برایم پیش آمده و برکات آنها به من رسیده است. یک‌سال محرم گیر و گرفتاری زیادی داشتم اما به اهل‌بیت متوسل و مشغول شعر گفتن برای محرم و هیات شدم و از خودشان خواستم به من عنایت داشته باشند و دستم را بگیرند تا مشکلم حل شود. در همان روزهای اول محرم بود که مشکلم کامل برطرف شد و این را از عنایات اهل‌بیت می‌دانم.»
 

  حسین(ع) با بقیه فرق دارد

وقتی پای توسل به اهل‌بیت به میان می‌آید، معمولا دل‌مان به سمت یکی از ائمه می‌رود و از او می‌خواهیم که دست‌مان را بگیرد. این حال و هوا را خیلی‌ها تجربه‌ کرده‌اند.

او هم از این قاعده مستثنی نیست و معتقد است همان‌طور که فردی به امام صادق می‌گفت، همه شما ائمه، برایمان عزیز هستید اما امام‌حسین انسان دیگری است، برای من هم اباعبدالله و حضرت زهرا انسان‌های متفاوتی هستند و همیشه از ایشان کسب فیض می‌کنم و در مشکلاتم به آنها متوسل می‌شوم. او شعرهای زیادی هم برای محرم دارد که مداحان زیادی آنها را خوانده‌اند و مدح و مرثیه و غزل‌های متعددی درباره این عزیزان سروده است.

  سفر کربلا هم کرامت اهل‌بیت بود

در کنار تمام کرامت‌هایی که از ائمه دیده، اولین سفر کربلایی که رفته برایش خیلی خاص است که بعد از چند کرامت برایش جور شد. تا چند سال پیش کربلا نرفته بود. مشکلی برایش رخ داد و بعد از حل‌شدن آن، توفیق سفر مشهد برایش پیش آمد. در آنجا و بعد از زیارت، به دعوت عده‌ای، در جمع گروهی از دوستان انجمن اسلامی دانشجویان مستقل که برای اردوی سالانه «جهاد اکبر» در مشهد گرد هم آمده بودند، مدحی درباره حضرت عباس(ع) خواند. بعد از اتمام شعر، سیدمحمدرضا حسینی در آن جمع که شعرش را پسندیده بود، وقتی متوجه شد تا به حال کربلا نرفته، یک سفر کربلا به او هدیه کرد. قسمتی از این مدح به این شرح است:

وصف اوصاف تو از عقل فراتر باشد
چون که مدح تو فقط کار برادر باشد
عاشق آن است که آیینه دلبر باشد
یعنی عباس، خودش یک‌تنه حیدر باشد
تیر ما گر بخورد کنج هدف، خوب‌تر است
کربلایی شدن از راه نجف خوب‌تر است

 

*نویسنده : ندا اظهری روزنامه‌نگار

مطالب پیشنهادی
نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰