این فیلم‌ها را ببینید
اگر نوروز را در خانه می‌گذرانید، تماشای فیلم‌های مهجور و جذاب هالیوودی می‌تواند بهترین انتخاب برای پر کردن اوقات فراغت و آشنایی با بایگانی سینمای آمریکا باشد.
  • ۱۴۰۴-۰۱-۰۵ - ۱۵:۲۱
  • 00
این فیلم‌ها را ببینید
۸ پیشنهاد هالیوودی برای تعطیلات نوروز
۸ پیشنهاد هالیوودی برای تعطیلات نوروز
ایمان عظیمیخبرنگار

اگر در عید نوروز سودای مسافرت در سر ندارید یا اینکه چندان اهل دید و بازدیدهای مرسوم نیستید و قصد دارید در خانه، خود را سرگرم کنید، تماشای فیلم بهترین گزینه است. سینما، بهترین و کم‌هزینه‌ترین امکان برای سرگرمی‌ست و همچنان جایگزین چندان شایسته‌ای برای آن وجود ندارد. اگر به تربیت سلیقه خویش در این روزها اهمیت می‌دهید ما در این فرسته، تعدادی از آثار جذاب و مهجورتر سینمای هالیوود را معرفی می‌کنیم تا هم اوقات فراغت‌تان را به بهترین شکل ممکن پُر کنید و در عین حال سرکی هم به بایگانی خاک گرفته سینمای آمریکا بزنید.

۱.فولاد آبی (کاترین بیگلو)

«فولاد آبی» امتیاز بالایی در وبسایت‌های نقد انکلیسی‌زبان ندارد (مگر مهم است؟ قطعا خیر) امّا یکی از فیلم‌های سرگرم‌کننده و جذاب کارنامه پروپیمان «کاترین بیگلو» به حساب می‌آید. مگان به‌عنوان یک افسر پلیس، سارقی مسلح را در فروشگاه به قتل می‌رساند، اسلحه سارق روی زمین می‌افتد و فردی دیگر آن را برداشته و پا به فرار می‌گذارد. حال مگان به اتهام شلیک به یک سارق غیرمسلح متهم شده و باید کاری کند تا از مهلکه خلاص شود. ریتم تند فیلم به‌همراه قصه پرکشش و مملو از تعلیق آن، فولاد آبی را بدل به یکی از آثار جذاب و سرگرم‌کننده کاترین بیگلو می‌کند. مارتین اسکورسیزی بعدها از این فیلم به‌عنوان یکی از آثار موردعلاقه‌اش یاد کرد.

۲.پس از ساعات اداری (مارتین اسکورسیزی)

بسیاری برای انتخاب بهترین فیلم موردعلاقه‌شان از مارتین اسکورسیزی به سراغ «رفقای خوب»، «گاو خشمگین» و «راننده تاکسی» می‌روند ولی قدرنادیده‌ترین اثر این کارگردانِ بسیار تحویل‌گرفته‌شده «پس از ساعات اداری»‌ست. مارتی این فیلم را پس از «سلطان کمدی» و قبل از «رنگ پول» و «آخرین وسوسه مسیح» ساخت؛ هرچند در ابتدا قرار بر این بود که تیم برتون کار تولید «پس از ساعات اداری» را پیش ببرد ولی او وقتی شنید که اسکورسیزی علاقه‌مند به کارگردانی این فیلم است با خوشحالی کنار کشید تا پروسه تولید متوقف نشود. قصه «پس از ساعات اداری» در مورد به نام پُل هکت است که در راه برگشت به خانه درگیر ماجراهای عجیب‌وغریبی می‌شود.

۳.بدل تن (برایان دی‌پالما)

برایان دی‌پالما در میان موج‌نویی‌های هالیوود با وجود بهره‌مندی از هوش، قریحه، سواد سرشار فیلمیک هیچ‌وقت آنطور که شایسته نامش بوده تحویل گرفته نشده است، اما با وجود این، مخاطبان عادی سینما او را با فیلم‌های «صورت زخمی»، «راه و روش کارلیتو»، «تسخیرناپذیران» و «قسمت اول عملیات غیرممکن» به یاد می‌آورند ولی بخش مهم‌تر کارنامه این کارگردان به‌شکلی خودآگاهانه مربوط به دوره‌ای می‌شود که او بشدت در سبک بیانی و خط روایی داستان متاثر از هیچکاک بود. «بدل تن» در ادامه آثاری همچون «ترکیدن»، «در لباسی خیره‌کننده»، «وسواس» و…  با گرته‌برداری از «روانی»، «پنجره پُشتی»، «ام. ا به نشانه قتل بگیر» و «سرگیجه» فیلمبرداری شد و بسیار در خلق هیجان و تعلیق موفق عمل کرد.

۴.چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت (رابرت زمکیس)

رابرت زمکیس یکی از شناخته‌شده‌ترین کارگردانان هالیوودی در میان مردم ایران است و بسیاری در این سال‌ها توانسته‌اند «فارست گامپ» و سه‌گانه «بازگشت به آینده» او را از طریق تلویزیون و سرویس‌های پخش استریم و دانلود فیلم مشاهده کنند. حتی اثر کم‌تر معروفِ «چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت» هم در بین بچه‌های نسل دهه شصت و هفتاد محبوب است و از آن به‌عنوان یکی از نمونه‌های موفق ترکیب لایواکشن و انیمیشن دوبُعدی یاد می‌کنند. این فیلم در مورد یک کارگاه خصوصی‌‌ به اسم ادی والیانت است که باید شانس خود را برای دستگیری راجر رابیت امتحان کند. ریچارد ویلیامز در این پروژه وظیفه اداره و هدایت سکانس‌های حاوی انیمیشن را برعهده داشت.

۵.بزرگ کردن آریزونا (برادران کوئن)

لحظه‌ای در تماشای «بزرگ کردن آریزونا» تردید به خود راه ندهید. این فیلمی‌ست که شما را غرق لذت می‌کند و با ریتم تند و تمپوی بالایش مناسب سرگرم شدن در ایام نوروز است. تولیدات سینمایی «برادران کوئن» مرز باریک بین سینمای ژانر و جریان روشنفکری و مستقل سینمای آمریکا را هدف قرار می‌دهد و به همین خاطر توانسته در بیشتر موارد مخاطبان هدف هر دو طیف را راضی نگه دارد، اما فراموش نکنید که در «بزرگ کردن آریزونا» خبری از لایه‌های پیدا و نهان فلسفی نیست و فیلم برای لذت تام و تمام از جادوی سینما ساخته شده است. «بزرگ کردن آریزونا» به‌عنوان اولین کمدی «کوئن‌ها» داستان زوجی را روایت می‌کند که به‌خاطر ناتوانی در به دنیا آوردن فرزند، نوزادِ فردی ثروتمند را می‌دزدند، امّا قضیه با ورود چند تبهکار بیخ پیدا می‌کند.

۶.دردسر بزرگ در چین کوچک (جان کارپنتر)

«دردسر بزرگ در چین کوچک» در دکان هیچ عطاری پیدا نمی‌شود. این اولین و آخرین فیلم کُمپی «جان کارپنتر»‌ست که دیوانگی‌های مالوف او را در خود دارد و در عین اینکه به‌هیچ‌عنوان پای اثر در زمین واقعیت نیست، امّا طرفداران خاص خود را هم از دیدنش راضی نگه می‌دارد. ماجرای «دردسر بزرگ در چین کوچک» از این قرار است: کامیون‌داری به اسم «جک برتون» (با بازی کرت راسل) به‌همراه دوستش به فرودگاه می‌رود تا نامزد او را سوار کنند، امّا به یک‌باره همه‌چیز تغییر می‌کند و نامزد دوست جک تبدیل به هدفی برای یک جادوگر می‌شود.

۷.ساحره (ویلیام فریدکین)

«ویلیام فریدکین» فقید پس از دو تجربه بسیار موفق «رابط فرانسوی» و «جن‌گیر» فرمان ساخت فیلم مهیب و پُرخرج «ساحره» را با بودجه ۲۲ میلیون دلار در دست گرفت. فیلم پس از «مزد ترس» ساخته خوب و قابل دفاع «آنری ژرژکلوزو» دومین اقتباس سینمایی از رمانی به همین نام، نوشته «ژرژ آرنو» بود که در اکران با فروش ۹ میلیون دلاری شکست خورد ولی «ساحره» آنقدر دیدنی و مهیج بود که ارزش‌های سینمایی آن سال‌ها بعد مورد ارزیابی مجدد قرار گرفت و مخاطبان را به تحسین از خود واداشت. داستان در مورد چهار مرد است که هرکدام بنا به علتی خاص مجبورند از اجتماع خود فاصله گرفته و گم‌وگور شوند. آن‌ها در سرزمینی پرت، به کارهای طاقت‌فرسا تن می‌دهند. در این شرایط نماینده یک شرکت استخراج نفت با یک پیشنهاد وسوسه‌انگیز و خطرناک آن‌ها را اغوا می‌کند.

۸.حادثه (لری پیرس)

مهجورترین فیلم این فهرست بی‌هیچ شکی «حادثه» اثر ناشناخته، امّا به‌غایت جذاب و درگیرکننده «لری پیرس» است. بخش اعظم این اثر در یک قطار شهری به تصویر درآمده است. «تونی موسانته» و «مارتین شین» در قامت دو ولگرد خطرناک دست به هرکاری که دلشان می‌خواهد می‌زنند و در این مسیر عالم و آدم را کلافه می‌کنند. آن‌ها به بهانه سرگرم شدن در این مسیر با ورود به حریم شخصی مسافران یک قطار درون‌شهری شبی هولناک و کابوس‌وار را برای آن‌ها به وجود می‌آورند. در جریان فیلمبرداری، اداره‌ حمل و نقل نیویورک مجوز ثبت تصاویر از محیط مترو را صادر نکرد اما تیم تولید به‌هرحال کار خودشان را انجام دادند. برای به‌دست آوردن تصاویر مورد احتیاج، فیلم‌بردار «حادثه» یعنی جرالد هیرشفلد همراه با پسرش سوار مترو می‌شدند و به‌شکل کاملا پنهانی با دوربینی که درون یک جعبه‌ی مقوایی مخفی شده بود، تصاویر مدنظرشان را می‌گرفتند.

 

 

 

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰