

مریم شکیب؛ خبرنگار: در دوره قیمومیت انگلیس (1948-1923) مایکل یونیدس، هیدرولوژیست از سوی دولت انگلیس مأمور شد، مطالعهای درباره منابع آبی و پتانسیل آبیاری در حوضه آبی دره اردن انجام دهد و این تحقیقات مرجع اصلی طرح تقسیم سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۷ و تشکیل رژیم عبری اسرائیل شد.
سوتیتر: کارخانههای اصلی نمکزدایی رژیم اسرائیل اشکلون (۲۰۰۵)، پالماخیم (۲۰۰۷)، هادرا (۲۰۰۹)، سورک (۲۰۱۳) و اشدود (۲۰۱۵) بوده و همگی در امتداد خط ساحلی مدیترانه واقع شدهاند. این ساختوسازها در آینده پتانسیل محدودکردن دسترسی عمومی به مناطق تفریحی ساحلی را دارند. علاوه بر تأثیرات زیستمحیطی نمکزدایی و کارخانههای نمکزدایی، آب شیرین شده فاقد برخی مواد معدنی مانند منیزیم بوده و عواقب طولانیمدت مصرف آبی که حاوی این عناصر نیست، ناشناخته است.
مسئله آب در منطقه غرب آسیا، بهویژه در رژیم اسرائیل، همواره بهعنوان موضوعی استراتژیک و حیاتی مطرح بوده است. در این منطقه پرداختن به موضوع آب بدون درنظرگرفتن زمینه سیاسی آن غیرممکن است. ریشههای درگیری آبی رژیم اسرائیل را میتوان در دوره قیمومیت انگلیس جستوجو کرد. زمانی که دولت انگلیس، مایکل یونیدس را مأمور کرد تا مطالعهای درباره منابع آبی و پتانسیل آبیاری در حوضه آبی دره اردن انجام دهد و این تحقیقات مرجع اصلی طرح تقسیم سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۷ بوده و سبب تقسیم فلسطین به دو بخش یهودی و عربی و تشکیل رژیم عبری اسرائیل شده است.
فلسطین اشغالی در منطقهای نیمهگرمسیری قرار دارد. مناطق ساحلی و شمالی سرزمینهای اشغالی دارای آبوهوای مدیترانهایاند که تابستانهای گرم و خشک و زمستانهای خنک و بارانی دارد. دره اردن و دره آراوا تابستانهای گرم و خشک و زمستانهای دلپذیری دارند و آبوهوای خط ساحلی نیز معمولاً در تابستان مرطوب و زمستانها معتدل است. بارش در بیابانهای جنوبی کم است و در تابستان دمای هوا بسیار بالا میرود. میانگین بارندگی سالانه حدود ۸۰۰ میلیمتر در شمال، ۴۰۰ میلیمتر در مرکز و 20 میلیمتر در اطراف ایلات جنوبی است.
تاریخچه و زمینههای سیاسی بحران آب
اسرائیل از زمان تأسیس در سال ۱۹۴۸ تاکنون با بحران آب روبهرو بوده است. عوامل متعددی ازجمله افزایش جمعیت، تغییرات اقلیمی و کشمکشهای سیاسی بر شدت این بحران افزودهاند. برخی مقاطع کلیدی در تاریخ این بحران عبارتند از:
۱۹۴۸: پس از اشغال فلسطین و تأسیس رژیم اسرائیل در ۱۹۴۸، این رژیم پروژهای را برای هدایت آب از رودخانه اردن به منطقه نقب در جنوب از طریق حامل آب ملی (NWC) آغاز کرد.
۱۹۶۴: سال ۱۹۶۴ سوریه سدهایی برای هدایت آب از رودخانههای بانیاس ودان در بلندیهای جولان ساخت. رژیم اسرائیل این اقدام را تهدیدی برای منابع آبی خود دانست و سدها را تخریب کرد. برخی معتقدند این اتفاق از محرکهای جنگ ششروزه در سال ۱۹۶۷ بود که در آن رژیم کنترل شبهجزیره سینا، نوار غزه، کرانه باختری، بلندیهای جولان و منابع آبی آن مناطق را بهدستآورد.
1995-1993: پس از اشغال کرانه باختری و غزه در سال ۱۹۶۷ رژیم اسرائیل علاوهبر کنترل نظامی، محدودیتهای شدیدی بر منابع آبی فلسطین اعمال کرد. توافقنامه اسلو فلسطینیان را امیدوار کرد که بر منابع آبی خود حاکمیت پیدا کنند؛ اما توافقات بهطور کامل تصویب و اجرا نشدند. یک فلسطینی بهطور متوسط ۶۰ تا ۹۰ لیتر آب در روز دریافت میکند که کمتر از حداقل مقدار ۱۰۰ لیتر در روز سازمان بهداشت جهانی است.
اشغال بلندیهای جولان توسط رژیم اسرائیل برای امنیت آبی این کشور نیز مهم بوده و تخلیه آب باران از جولان یک منبع آبی حیاتی برای تأمین بزرگترین مخزن آب شیرین رژیم اسرائیل، در دریاچه اشغالی طبریه یا همان جلیل است. علاوهبرآن رودخانه بانیاس، شاخهای از رود اردن که از بلندیهای جولان سرچشمه میگیرد نیز منبع آبی مهمی است. ماهیت مشترک منابع آب شیرین و تخریب مداوم این منابع همیشه منبع تنش در منطقه و موضوع اصلی درگیری رژیم اسرائیل با دولتهای مقابلش بوده است.
منابع آب رژیم اسرائیل
آب کافی همیشه از مهمترین چالشهای رژیم اسرائیل بوده که از منابع مختلفی برای تأمین آن استفاده میکند که شامل آبهای سطحی، زیرزمینی، بازیافت فاضلاب و آب شیرین شده از طریق نمکزدایی است.
آبهای سطحی
دریای جلیل (طبریه)
دریای جلیل در دره اردن در شمال شرقی سرزمینهای اشغالی واقع شده و منبع اصلی آب دریاچه باران و برف از جلیل علیا و ارتفاعات جولان است. دریاچه جلیل از منابع اصلی آب در رژیم عبری محسوب میشود؛ اما کاهش سطح آب باعث شده سهم آن از تأمین نیاز اسرائیل به ۲ تا ۱۳ درصد کاهش یابد.
رود اردن
رود اردن از سه چشمه اصلی، بانیاس در بلندیهای جولان، دان در سرزمینهای اشغالی و حسبانی در لبنان سرچشمه میگیرد. این رودخانه با طول کلی ۳۶۰ کیلومتر، از جنوب به دریاچه جلیل میریزد و در بحرالمیت تخلیه میشود. ساخت سدها و پروژههای منحرفکردن مسیر رود در حوضه آبی اردن باعث کاهش ۹۶ درصدی جریان رودخانه اردن سفلی شده است. این آب به دلیل فاضلاب، چشمههای شور و رواناب مزارع کشاورزی بسیار آلوده و شور است.
رودخانه یرموک
رودخانه یرموک؛ شاخه اصلی رود اردن از سوریه سرچشمه گرفته و به رود اردن میریزد. حوزه رودخانه یرموک نزدیک به هفت هزار کیلومترمربع مساحت دارد و بین سرزمینهای اشغالی، اردن و سوریه مشترک است. جریان سالانه رودخانه از حدود 500-450 میلیون مترمکعب به ۴۰ میلیون مترمکعب کاهشیافته است. اضافه بر این موارد، چندین نهر کوچکتر، مانند رودخانه کیشون و رودخانه یارکون در رژیم اسرائیل نیز وجود دارد.
آبهای زیرزمینی
آبخوان ساحلی
آبخوان (سفره آب زیرزمینی) ساحلی یک منبع آب شیرین است که در امتداد دشت ساحلی از کارمل در شمال سرزمینهای اشغالی تا نوار غزه در جنوب امتداد دارد. در سالهای اخیر، آبخوان در معرض آلودگی ناشی از نشت مواد شیمیایی کشاورزی مانند کودها و آفتکشها قرار گرفته و به دلیل پمپاژ بیش از حد در معرض نفوذ آب دریاست. به گفته سرویس هیدرولوژی رژیم اسرائیل، حدود ۱۵ درصد از آب پمپاژ شده از آبخوان ساحلی استانداردهای آب آشامیدنی را به دلیل غلظت کلرید و نیترات ندارد. وضعیت برای بخشهایی از آبخوان ساحلی که زیربنای نوار غزه است، بدتر بوده و حدود ۹۶ درصد از آبهای زیرزمینی غزه به دلیل پمپاژ بیش از حد و نفوذ آب دریا غیر قابل شرب است.
آبخوان کوهستانی
آبخوان کوهستانی بزرگترین مخزن آب زیرزمینی اسرائیل ازنظر تأمین آب سالانه و کیفیت آب است. درحالیکه میزان استاندارد استفاده از این آبخوان ۳۶۰ میلیون مترمکعب در سال است، در حال حاضر رژیم حدود ۶۰۰ میلیون مترمکعب در سال از آب این سفره استخراج میکند که یکسوم کل مصرف آب شیرین رژیم است. قسمتی از آبخوان کوهستانی تحت کنترل رژیم اسرائیل و بخشی تحت کنترل تشکیلات خودگردان فلسطین است که مدیریت آبخوان را پیچیدهتر میکند.
بحران
در این سالها نیاز آبی رژیم اسرائیل در نسبت با رشد جمعیت افزایشیافته و در سال۲۰۲۰ تقریباً 2.4 میلیارد مترمکعب بوده است. پیشبینیها نشان میدهد تا سال ۲۰۶۵ تقاضای کل به تقریباً پنج میلیارد مترمکعب در سال خواهد رسید. بر اساس گزارش سازمان آب رژیم اسرائیل، میانگین سرانه مصرف آب شیرین خانوار در سال ۲۰۲۰، ۹۵ مترمکعب برای هر نفر در سال بوده است. انتظار میرود درنتیجه تغییرات آبوهوایی و بدتر شدن کیفیت آب به دلیل کاهش بارندگی، افزایش جمعیت، روان آبها، تصفیه نامناسب فاضلاب، بهرهبرداری بیش از حد از منابع طبیعی و مسائل ژئوپلیتیکی دسترسی به آب طبیعی تا سال ۲۰۵۰ بین ۱۰ تا ۱۵ درصد کاهش یابد. به همین سبب رژیم اسرائیل استراتژیهایی جهت مدیریت آب در نظر گرفته است.
نمکزدایی
تا سال ۲۰۶۵ نمکزدایی بخش عمدهای از تولید آب اسرائیل را برعهده داشته و رژیم اسرائیل باید تولید نمکزدایی را از 0.5 میلیارد مکعب در سال۲۰۲۰ به 1.9 میلیارد مترمکعب تا سال ۲۰۶۵ افزایش دهد. (۲۸۰ درصد افزایش)
در سال ۲۰۲۱، تولید آب شیرین شده از پنج کارخانه بزرگ نمکزدایی در اسرائیل ۵۸۵ میلیون مترمکعب بود که معادل ۵۰ درصد از آب مصرفی خانگی است. درحالیکه اتکا به نمکزدایی ممکن است به رژیم اجازه دهد تا نیازهای اساسی داخلی و کشاورزی را برآورده کند، انجام این کار پیامدهای زیستمحیطی قابلتوجهی خواهد داشت. مهمتر از همه، افزایش تولید آب شیرین شده منجر به افزایش شدید تقاضای انرژی خواهد شد. در حال حاضر کارخانههای اصلی نمکزدایی رژیم اسرائیل همگی در امتداد خط ساحلی مدیترانه واقع شدهاند. این ساختوسازها در آینده پتانسیل محدودکردن دسترسی عمومی به مناطق تفریحی ساحلی را دارد. علاوه بر تأثیرات زیستمحیطی نمکزدایی و کارخانههای نمکزدایی، آب شیرین شده فاقد برخی مواد معدنی مانند منیزیم بوده و عواقب طولانیمدت مصرف آبی که حاوی این عناصر نیست، ناشناخته است.
کارخانههای اصلی نمکزدایی رژیم اسرائیل اشکلون (۲۰۰۵)، پالماخیم (۲۰۰۷)، هادرا (۲۰۰۹)، سورک (۲۰۱۳) و اشدود (۲۰۱۵) هستند و کارخانه ششم در شمال سرزمینهای اشغالی قرار است تا سال ۲۰۲۵ به بهرهبرداری برسد.
بازیافت فاضلاب
استفاده مجدد از فاضلاب منبع مهمی از آب برای کشاورزی در رژیم اسرائیل است. فاضلاب خانگی توسط شرکت ملی آب رژیم اسرائیل مکوروت یا شرکتهای خصوصی جمعآوری و تصفیه میشود. این شرکتها بیش از۶۶۰ میلیون مترمکعب آب شیرین در سال تولید میکنند. فاضلاب تصفیهشده (پساب) برای آبیاری و کشاورزی استفادهشده و این میزان حدود۵۰ درصد کل آب مورد نیاز کشاورزی و حدود ۲۵ درصد کل آب مورد نیاز رژیم است. استفاده از پساب در رژیم عبری یکی از بالاترین آمار در جهان بوده و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۵۰ این میزان دوبرابر شود.
اگرچه پساب سبب افزایش منابع آبی میشود؛ اما ممکن است اثرات جانبی زیستمحیطی مانند گسترش بیماریهای مختلف منتقله از آب، خطرات آلودگی از طریق شستوشو و انتشار مواد سمی و دارویی داشته باشد. پساب تصفیهشده نمک بالایی دارد که میتواند به کاهش عملکرد گیاه و افزایش خطر تخریب طولانیمدت خاک منجر شود. تحقیقات نشان میدهد احیای آب نمیتواند بهعنوان راهحل دائمی برای بحران کاهش منابعی آب در نظر گرفته شود.
تأمین آب در رژیم اسرائیل همچنان با تمام این موارد یک چالش بزرگ به شمار میرود، اما آنها درتلاشند با استفاده از تکنولوژیهای نوین و استراتژیهای مؤثر نیازهای آبی خود را در آینده تأمین کنند. مدیریت منابع آبی در رژیم اسرائیل ترکیبی از نوآوری در فناوری و سیاستگذاری است. بااینحال چالشهای زیستمحیطی و ژئوپلیتیکی همچنان پابرجاست و آینده تأمین آب در رژیم اسرائیل بهشدت تحتتأثیر رشد جمعیت و نیاز به نمکزدایی قرار دارد که مستلزم سرمایهگذاریهای کلان در زیرساختها و نوآوریهای جدید برای تأمین آب پایدار است.
