


پس از اعلام خبر شهادت سید، تکاپوها برای نوشتن درباره او آغاز شد. موضوع بکر نبود، پیش از این چندین بار قلمها حوالی لبنان و ضاحیه چرخیده و قصهها تکرار شدهاند اما مسأله اینجاست که سوژه آنقدری وسیع است که میشود زاویه پرداخت را تغییر داد و عصر جدید خلق کرد. با گذشت حدود 5 ماه از شهادت سید، چند اثر جدید با همین تغییر زاویهها و تغییر مخاطبها روانه بازار نشر شدهاند.
قبل از شهادت بنا بر مصلحتسنجی و یا عدم توجه، پرداختن به شخصیت سیدحسن نصرالله از دید نویسندگان دور مانده بود و آنچه از کودکی و نوجوانی او میدانستیم، تنها برآیند همان مصاحبههایی است که با «المنار» و «المیادین» انجام داده. بعد از شهادت، کمکم سؤالها تبدیل به نوشته شد. همه برایشان سؤال بود؛ پرتره این مرد 64 ساله را چگونه میشود ترسیم کرد؟ کمکم قلمها ثمره دادند و از سفرنامه گرفته تا قصههایی برای مخاطب کودک و نوجوان شد ثمره 5 پنج ماهه نوشتن درباره سید.
ملاقات در ضاحیه
پدر سفر میکند و دختر مینویسد. این روایتی است تکجملهای از «ملاقات در ضاحیه»؛ کتاب رقیه حیدری درباره سفرهای پدرش یعنی آیتالله محسن حیدری به لبنان در دهه 80 و 90 هجری شمسی. رقیه حیدری چرایی پرداختن به سیدحسن از نگاه پدرش را اینطور در مقدمه کتاب روایت میکند:
«خواست خداوند این بود که داغداری برای سید شهید، برای من متّصل شود به کتاب «ملاقات در ضاحیه» که به یمن نام ایشان متولّد شد. سرنوشت این کتاب از دستنویسهای آیتالله حیدری در طول سفرهای متعدد ایشان به لبنان آغاز شد. دستنویسهایی که در برخی صفحات، کامل و به تفصیل شرح ماوقع را کرده و در بعضی دیگر، در حد اجمال و اشاره باقی مانده بودند. یک روز پس از واقعه هولناک و ضایعه جبرانناپذیر شهادت سیدحسن نصرالله، حاجآقا از قصدشان برای انتشار خاطرات دیدارها و گفتگوهایشان با ایشان گفتند و از من خواستند کار بازنویسی و تفصیل آن خاطرات را به عهده بگیرم.»
حاصل ملاقات آیتالله حیدری با سیدحسن میشود، کتابی 92 صفحهای که نشر نیستان ادب آن را به چاپ رسانده است. کتابی که از زبان آیتالله حیدری اینطور روایط میشود: «آقای عارف، قرار ملاقات با سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان را هماهنگ کرد.
سر ساعت مقرّر، از طرف حزبالله ماشینی به دنبالم آمد. سوار شدم و راه افتادیم. میدانستم مقصد ضاحیه است؛ اما چون شیشهها سیاهرنگ بود، نمیدیدم از چه مسیری میرویم. ماشین در جایی توقف کرد. گفتند پیاده شوید. جایی شبیه پارکینگ بود؛ اما آنقدر تاریک که به زحمت اطراف را میدیدم. از من خواستند سوار ماشینی که پارک شده بود شوم. فهمیدم تمهیدات امنیتی برای پیدا نشدن مکان سکونت سید است.
تعویض ماشین تا چهار مرتبه تکرار شد؛ تا اینکه بالاخره، کنار ساختمانی معمولی از ماشین پیاده شدیم. تصور کردم باز هم بناست ماشین عوض کنیم؛ اما این بار، سوار آسانسور شدیم. شوق و هیجانم از دیدار با سید نصرالله، با چاشنی استرسی که این ماشین عوضکردنها داشت، حال عجیبی برایم ایجاد کرده بود. بعد از طی چندطبقه، درِ آسانسور باز شد و دیدم سید روبهروی آسانسور به استقبالم آمده.»
همراه ما بود
«او در تمام اینها همراه ما بود؛ یعنی اگر بخواهم مطابقت بدهم، میگویم در طول آن ۳۳ روز، حاج قاسم با شادی ما شاد بود، با اندوهمان اندوهگین، دردمان را حس میکرد، یکی از ما بود، نگرانمان بود و برادری بزرگ بود.» این جملات ابتدایی کتاب «همراه ما بود» است. کتابی که برخلاف باقی آثار درباره خود سید نیست اما راوی او شهید لبنان نیست و کتاب روایت حضور حاج قاسم در لبنان است. با این حال کتاب در شناختن سید خوب عمل میکند چون کلام سید داستانگوی خوبی است. همراه ما بود در ۳۶۸ صفحه و توسط سیدحسین مرکبی نگاشته شده. مرکبی پیش از این کتاب «چرا سوریه؟» را درباره دلایل حضور حزبالله در جنگ سوریه نوشت و سخنان دبیرکل سابق حزب الله درباره وقایع سوریه را جمعآوری کرد. سوای از این کتاب، مرکبی «لبنانزدگی» را هم نوشته که سفرنامه او در لبنان است.
همراه ما بود را باید ذیل کتابهایی قرار داد که با دید جمعآوری کردن سخنرانیهای سید نوشته شدهاند. با این حال مرکبی با دید ساختن روابط میان دو فرمانده مقاومت به این سوژه پرداخته و همین مزیت کتاب مرکبی نسبت به باقی کتابهای جمعآوری چند سال اخیر است. تمرکز روی روابط به نظر کمکی جدی به مخاطب میکند. مخاطبی که نسبت به مسأله لبنان و وقایع آن دیدی خبری دارد و میان اتفاقات و کاراکترهای آن ارتباط و انسجامی نمیتواند برقرار کند.
زبور مقاومت
«زبور مقاومت» در نگاه اول اسمی بسیار جذاب دارد. اسمی که ترجمه کتاب عربی «هکذا تکلم نصرالله» است و در سال 1386 و توسط مصطفی اللهیاری و محمدحسین بزی به زبان فارسی ترجمه شده. تا این لحظه زبور مقاومت به چاپ چهارم رسیده و نشر بینالملل آن را منتشر کرده است. این کتاب سیری است در زندگانی، مواضع و دیدگاههای سیدحسن نصرالله با نگاهی ویژه به جنگ ۳۳ روزه و مجاهدتهای سردار شهید حاج قاسم سلیمانی؛ و جزو معدود کتابهایی است که به زندگی شهید سیدحسن نصرالله پرداخته و افکار و دیدگاه شهید را تبیین کرده است. این اثر در شش بخش تألیف شده که به دوران تحصیلات، زندگی شخصی، فرزندان، ازدواج و چگونگی شکلگیری شخصیت سیدحسن نصراللّه پرداخته.
در بخشهایی از زبور مقاومت، اینطور آمده است: «در جنگی که به راه افتاده بود، هیچ توازن قدرتی وجود نداشت و امکان دفاع بسیار پایین بود اما خیلی از مردم نمیدانستند چه اتفاقی درحال رخ دادن است. باید مردم میدانستند عدم تعادل امنیتی و دفاعی با سایر کشورها بهخصوص آنهایی که دشمنی آشکاری با ما دارند، چگونه ما را دچار مشکل میکند.»
زبور مقاومت در 420 صفحه یکی از مفصلترین کتابهایی است که درباره جنگ 33 روزه و شخصیت سید سن نصرالله نگاشته شده است.
قهرمان جهان عرب
چرا سیدحسن نصرالله قهرمان جهان عرب است؟ اصلاً قهرمانان عرب تا کنون چه کسانی بودند؟ شاید در نگاه اول نام قهرمان جهان عرب تقلیل شخصیت سیدحسن نصرالله به نظر برسد اما زاویه نگاه لانا حسین بلوق این کتاب را تبدیل به اثری متفاوت میکند. درباره سیدحسن کتابهای ترجمه چندان زیاد نیستند و اگر هم کتابی وجود دارد، مربوط به خود لبنانیهاست. در این بین «قهرمان جهان عرب» با دیدی بدیع نگاشته شده.
دیدی که آن را به اول اثر کودک و نوجوان درباره سیدحسن نصرالله بدل کرده. بلوق در میان نویسندگان کودک و نوجوان لبنانی نسبتاً شناختهشده است. او با همکاری انتشارات «دارالمحجه» کتابهای مذهبی در حوزه کودکان نوشته و به طور مثال کتاب «مجموعه طبی پیامبر (ص) و ائمه (ع) برای کودکان» از جمله آثاری است که بلوق به زبان عربی نوشته و به زبان فارسی ترجمه شده است.
قهرمان جهان عرب در ۴۸ صفحه و در سال 1388 منتشر شده و نسخه ترجمه آن به قلم محمدرضا میرزاجان (ابوامین) و به کوشش مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت به چاپ چهارم رسیده است.
نصرالله
گفتوگو با پدر و مادر سیدحسن نصرالله درباره کودکی، جوانی و زندگی خصوصی، روایتی از سه دیدار محمدرضا زائری با سیدحسن نصرالله، متن کامل گفتوگوی اختصاصی و یادداشتهایی درباره شخصیت و زمانه سیدحسن نصرالله، ترجمه گفتوگوی مجله فرانسوی با سید و ترجمهای از یادداشت روزنامه «الاخبار» و ترجمه گزارش روزنامه «السفیر» درباره شخصیت سیدحسن نصرالله از محتویات یکی از کاملترین کتابهایی است که درباره سیدحسن نصرالله منتشر شده است. اما دلیل جمعآوری چنین کتابی توسط محمدرضا زائری، سفری است که او به لبنان دارد و از طرف روزنامه همشهری به دیدار سیدحسن نصرالله دبیرکل تازه از جنگ برگشته مقاومت میرود. «نصرالله» پیش از این به شکل ناقصتری توسط انتشارات عماد فردا چاپ شده بود که پس از چند اصلاح و ویرایش و اضافه شدن مطالب اضافهتر زائری در آبان ماه امسال دوباره آن با نشر احیا منتشر کرد.
زائری در کتابش از دیداری میگوید چند روز پس از جنگ 33 روزه سال 2006 اتفاق افتاده است. دیداری که راوی وضعیت لبنان در جنگ 2006 و سرآغاز شناخته شدن سیدحسن نصرالله به عنوان مهمترین رهبر مقاومت در کشورهای عربی است. نسخه کاملتر نصرالله از آبان امسال در اختیار مخاطبان قرار گرفته، کتابی که در بخشهایی از آن از لحظه ملاقات میگوید: «مردی به اتاق وارد میشود که نام و خاطره همه اسطورههای پایداری جهان را باابهت و عظمت خود کمرنگ ساخته است. مردی که امتش عاشقانه تمام زندگی و هستیشان را فدای او میکنند و او تمام زندگی و عزیزترین پسرش را فدای عقیدهاش کرده است.»
ستارهای که ماه شد
کتاب «ستارهای که ماه شد» روایتی از زندگی مجاهد شهید، سیدحسن نصرالله است که در قالبی داستانی و هنرمندانه، تاریخ مبارزات و آرمانهای وی را بازگو میکند و توسط مصطفی رضایی نگاشته و از سوی انتشارات معارف منتشر شده است.
ستارهای که ماه شد کلاژی مستندگونه از زندگی سیدحسن نصرالله است. این کتاب در ۱۹۰ صفحه و ۵۰ بُرش داستانی کار شده که هر برش، یک راوی و زمان و مکان دارد و برشها درمجموع یک پازل بزرگ را برای شناخت شخصیت واقعی سیدحسن نصرالله تشکیل میدهند.
سید مقاومت
«موقع سخنرانی، تو چشم مردم نگاه نکن. فقط از بالا به موها یا سرشون نگاه کن تا دستپاچه نشی.» این بخشهایی از کتاب «سید مقاومت» است. کتابی که نوشته شده تا مشخص شود کودکان و نوجوانان فارسیزبان چقدر با این مجاهد شهید آشنا هستند؟ این سؤال را میتوان درباره همه شهیدان پرسید؛ از باکری و همت گرفته تا سردار شهید قاسم سلیمانی و شهدای دانشمند و حتی شهدای کشورهای دیگر که برای یک آرزو تلاش کردند: زندگی در سرزمین خود بدون زور و ظلم خارجی. شناساندن این شهدا به کودکان و نوجوانان وظیفهای است که نویسندگان برعهده دارند. محمدعلی جابری در کتاب «سید مقاومت» تلاش کرده این وظیفه را ایفا کند. سید مقاومت از معدود کتابهایی است که پس از شهادت شهید نصرالله توسط نشر کتابک منتشر شد و مخاطب نوجوان داشت و برای این گروه سنی ساخته شده بود.
با این حال هنوز شهید نصرالله، موضوعی است که تاکنون کمتر به آن پرداخته و هنوز به قلمفرسایی بیشتری نیاز دارد. ای کاش که در میانه یادداشتها یا دستنوشتههای سید شهیدان مقاومت دستنوشتهای پیدا شود تا در سالگرد ایشان بتوانیم روایتی از زبان خود شهید درباره آنچه در این سالها پشت سر گذاشته پیدا کنیم. روایتی که نسبت به آثار تحلیلی درباره شخصیت او قطعاً اصالت بیشتری خواهد داشت.
