

فرهیختگان: سرانجام انتخابات سراسری در آلمان برگزار شد، انتخاباتی که شاید بتوان آن را مهمترین انتخابات جهان در سال جاری میلادی تلقی کرد. نتایج انتخابات نیز با نظرسنجیهای انجام گرفته پیش از برگزاری آن، اختلاف چندانی نداشت و به جز یکی دو نتیجه نسبتاً غافلگیرکننده (مانند نتایج دور از انتظار حزب چپها)، شاهد اتفاق غیرمترقبه دیگری نبودیم. اما همانطور که پیشبینی میشد، شاهد تغییر تعادل قدرت در مجلس ملی (بوندستاگ) بودیم، آن هم در شرایطی که هیچیک از احزاب سیاسی موفق به کسب اکثریت آرا نشدند. بنابراین دولت آینده نیز مانند دولت کنونی ائتلافی خواهد بود، با این ویژگی مهم که احتمالاً با روند افراطگرایی بیشتری از دو جناح چپ و راست مواجه خواهد شد. با این حال نکاتی در فرایند برگزاری انتخابات و نتایج آن وجود دارد. همچنین در کنار اینها، بحث چگونگی تشکیل دولت ائتلافی و تحولات آینده در سیاستهای داخلی و خارجی آلمان هم مطرح است که سعی میکنیم در اینجا به برخی ابعاد این مسائل اشاره کنیم.
بررسی نتایج انتخابات سراسری آلمان
همانطور که اشاره شد، نتایج انتخابات اخیر موازنه پیشین قدرت در مجلس ملی آلمان را کاملاً دگرگون کرد. در این راستا اتحادیه دموکراتمسیحی متشکل از دو حزب دموکراتمسیحی و سوسیالمسیحی (سیدییو، سیاسیو)، حدود 28.5 درصد آرا را به خود اختصاص دادند که افزایش حدود 4 درصدی را نسبت به دور قبل نشان میدهد. پس از آن حزب آلترناتیوی برای آلمان (ایافدی) با 20.8 درصد آرا در رده دوم قرار گرفت که با توجه به رأی نزدیک به 10 درصدی دوره قبل، پیروزی بزرگی برایش محسوب میشود. حزب حاکم سوسیالدموکرات نیز با افت شدید 9 درصدی مواجه شده و آرا آن به کمی بیش از 16 درصد تنزل کرد. حزب سبزها نیز از افت آرا بینصیب نماند و با کسب بیش از 11 درصد (افت 3 درصدی)، در رده چهارم قرار گرفت. اما نتیجه غافلگیرکننده به حزب چپهای آلمان (دایلینک) تعلق داشت که با کسب نزدیک به 9 درصد آرا، راه خود را به سوی پارلمان بازکردند. در این بین حزب دموکراتیک آزاد که در دولت ائتلافی فعلی مشارکت داشت، متحمل شکست سنگینی شد و با سقوط بیش از 7 درصدی و کسب کمتر از 5 درصد آرا، عملاً از راهیابی به مجلس جدید باز ماند. دیگر حزب معروف چپ با نام «زارا واگن کنشت» هم به رغم مدت زمان کمی که از فعالیت سیاسیاش میگذشت، عملکرد بسیار خوبی از خود نشان داد و با اختلاف اندکی از کسب 5 درصد لازم برای راهیابی به مجلس باز ماند. همانطور که بعداً خواهیم گفت، عدم راهیابی این حزب به مجلس تأثیر زیادی بر معادلات آینده تشکیل دولت بر جای گذاشت.
برآوردی از مجموع این نتایج نشان میدهد که آرا احزاب میانهرویی همچون دو حزب سوسیالدموکرات و حزب دموکراتیک آزاد به سوی احزاب افراطی چون آلترناتیوی برای آلمان و چپ آلمان ریزش پیدا کرده است. در عین حال آمارها نشان میدهد حزب آلترناتیوی برای آلمان در جذب طبقه ساکت و منفعل جامعه بهتر عمل کرده است، کما اینکه موفق به جذب حدود 1.86 میلیون رأیی شده که در انتخابات سال گذشته مشارکت نکرده بودند. بنابر این سهم افزایش مشارکت در انتخابات عمدتاً به این حزب تعلق گرفته است.
پیام انتخابات؛ افزایش گسلهای اجتماعی در آلمان
اگر بخواهیم رأی مردم و چگونگی مشارکت آنها در این انتخابات را در قالب ارسال و یا انعکاس یک پیام نشان دهیم، بدون شک آن پیام این خواهد بود که جامعه آلمان بیش از پیش به سوی افراطگرایی حرکت کرده و گرفتار شکافها و گسلهای اجتماعی شده است. در این مورد میتوان به تنزل چشمگیر آرای احزاب میانهرو و صعود چشمگیر حمایت از احزاب افراطگرای چپ و راست اشاره کرد. علاوه بر این در مورد عمیقتر شدن گسلهای اجتماعی نیز میتوان به شواهد زیر توجه کرد.
رویکردهای سیاسی احتمالی دولت آینده آلمان
دولت آینده آلمان، چه در قالب ائتلافی دو حزبی و یا سه حزبی، بدون شک از سیاستها و رویکردهای حزب برتر یعنی اتحادیه دموکرات مسیحی تبعیت خواهد کرد. بر همین اساس هم تغییر و تحولاتی در سیاست دولت برلین در عرصههای داخلی و سیاست خارجی به وقوع خواهد پیوست؛
در حوزه رویکردهای داخلی، میان دیدگاههای دولت ائتلافی حاکم و در رأس آن سوسیال دموکراتها با اتحادیه دموکراتیک تفاوتهای قابل ملاحظهای وجود دارد که در اینجا به برخی از مهمترین آنها اشاره خواهیم کرد.
1- حوزه اقتصاد
اوضاع اقتصادی بزرگترین اقتصاد اروپا در سالهای اخیر به هیچ وجه مناسب نبوده است. «فریدریش مرتس»، رهبر اتحادیه، جناح پیروز در انتخابات وعده داده است که این مشکلات را در 4 سال آینده حل کند. اما بسیاری معتقدند او کار بسیار دشوار و از برخی جهات ناممکنی را در این رابطه پیشرو دارد. از یکسو آلمان با بحران فرسودگی زیرساختها مواجه است و از سوی دیگر جنگ در اوکراین فشار اقتصادی عظیمی بر این کشور وارد کرده است. در این شرایط کار کردن با یک دولت ائتلافی مشکل بزرگ دیگر «مرتس» محسوب میشود. مثلاً در شرایط ائتلاف با حزب سوسیال دموکراتیک، حزب حاکم فعلی، بزرگترین چالش بر سر چگونگی اجرای نظام مالیاتی خواهد بود، در جایی که اتحادیه به دنبال برنامههای کاهش مالیات ثروتمندان است و سوسیال دموکراتها از افزایش مالیات ثروتمندان حمایت میکنند. بحث سقف بدهیهای دولت و اصلاحات آن موضوع چالش برانگیز دیگر خواهد بود. به این موارد باید قدرتیابی مضاعف احزاب راست و چپ افراطی در پارلمان را هم اضافه کرد. آنها که به طور مشترک یکسوم کرسیهای پارلمان را در اختیار دارند، ممکن است سد راه بسیاری از برنامههای دولت جدید به خصوص در حوزههایی همچون کاهش محدودیتهای مقررات مربوط به بدهی دولت شوند.
2- مسئله مهاجرت
مسئلهای که بنیان بسیاری از تفاوتها و اختلافات احزاب رقیب در انتخابات اخیر را شکل داده بود. فریدریش مرتس با تلاشهای خود در تصویب یک قطعنامه و یک لایحه بسیار سختگیرانه در قبال مهاجران، موضع خود را به قدر کافی شفاف کرده و حتی در این مسیر از اتحاد با راست افراطی نیز ابایی نشان نداده است. در این شرایط اگر یک دولت ائتلافی با حزب سوسیال دموکرات و یا ائتلافی سه حزبی با چپها و سبزها شکل گیرد، مهاجرت به بزرگترین بنبست میان آنها تبدیل خواهد شد. هر گونه همکاری دوباره مرتس با راستگرایان افراطی هم میتواند کار را به فروپاشی کامل دولت بکشاند.
3- چالشها در حوزه فرهنگی و اجتماعی
انتخابات اخیر نشان داد که افراطگرایی در هر دو سوی چپ و راست روند رو به رشدی را تجربه میکند. از سوی دیگر گسلهای اجتماعی نیز رو به رشد و در حال تشدیدند. مأموریت دشوار مرتس و دولت ائتلافی و یا دولت اقلیت او، این خواهد بود که جامعه را به سوی روند تعادل بازگرداند؛ کاری که با حضور و نقش چشمگیر افراطگرایان در مجلس چندان آسان نخواهد بود.
متن کامل این گزارش میراحمدرضا مشرف، پژوهشگر مسائل بین الملل را در روزنامه فرهیختگان بخوانید.
