درباره اصول ۱۴ گانه «ویلسون»
در همان آغاز فروپاشی عثمانی و تعیین تکلیف‌های انگلیس و فرانسه در آسیای غربی، توماس وودرو ویلسون، رئیس‌جمهور آمریکا، بندهای ۱۴ گانه‌ای را به دنیا پیشنهاد داد یا به عبارت بهتر دیکته کرد. این بندها در ژانویه ۱۹۱۸ منتشر شد.
  • ۱۴۰۳-۱۲-۰۱ - ۱۰:۵۵
  • 20
درباره اصول ۱۴ گانه «ویلسون»
نقش مسیحیان صهیونیست در تشکیل رژیم چیست؟
نقش مسیحیان صهیونیست در تشکیل رژیم چیست؟

در شماره دوم صفحه تاریخ و اندیشه «وقایع اسرائیلیه»، از لفظ دایه‌های مهربان‌تر از مادر برای مسیحیان صهیونیست استفاده کردیم. گفتیم که خود یهودیان هم به بازگشت به اورشلیم و سرزمین‌های اطرافش اصراری ندارند؛ اما اصرار و پیشنهاد برخی آمریکایی‌ها باعث تشکیل رژیم اسرائیل در فلسطین شد و اتفاقات امروزه رقم خورد.

  ریشه در کودکی‌اش دارد
روانشناسان جمله معروفی دارند که تبدیل به یک میم اینستاگرامی ‌هم شده. جمله‌ای که با روانشناسی مدرن و فروید بر سر زبان‌ها افتاد. فلان قضیه ریشه در کودکی شما دارد. اگر به رژیم اسرائیل هم مثل یک انسان نگاه کنیم قشنگ می‌توان ریشه‌های یک‌سری از رفتارهای امروزش را نه‌تنها به کودکی‌اش (زمان تشکیل) نسبت داد، بلکه حتی می‌توان به عقب‌تر رفت و دید که بعضی از خصلت‌هایش را از پدرش (آمریکا) به ارث برده. صهیونیسم مسیحی برای مطالبه وطنی برای یهود در فلسطین، گوی سبقت را از صهیونیست‌های یهودی ربود و قبل از اینکه اولین کنگره صهیونیسم در سال 1897 در بازل تشکیل شود و حتی قبل از این که هرتزل به فکر نگاشتن کتاب خود به نام «دولت یهود» بیفتد، صهیونیسم مسیحی (آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها) پیشنهاد تاسیس وطن قومی ‌برای یهود، در ارض موعودشان را داد.

اواخر جنگ جهانی اول اتفاقی افتاد که هم نشان می‌دهد این رفتارهای رئیس‌مابانه آمریکا، که مسبوق به سابقه بوده، از کجا نشات گرفته و هم نشان می‌دهد که رژیم اسرائیل در اصل ادامه راه همان اشکنازی‌های ساکن شرق آمریکاست. انتشار اصول و قواعدی در جهان بین‌الملل که به اصول 14 گانه ویلسون مشهور است.

در همان آغاز فروپاشی عثمانی و تعیین تکلیف‌های انگلیس و فرانسه در آسیای غربی، توماس وودرو ویلسون، رئیس‌جمهور آمریکا، بندهای 14 گانه‌ای را به دنیا پیشنهاد داد یا به عبارت بهتر دیکته کرد. این بندها در ژانویه 1918 منتشر شد؛ یعنی زمانی که آمریکا هنوز مثل بعد جنگ جهانی دوم یکه‌تاز عرصه ابرقدرتی نشده، اما از لحاظ اقتصادی انگلیس و آلمان را کنار زده و به دلیل سرزمین‌های مستعمراتی کمتر، نسبت به فرانسه و انگلیس، وجهه بهتری در استعمار و روابط با بقیه کشورها دارد.

  الواح 14 گانه برای حکمرانی
این بندها رسما مثل همان قرارداد سایکس و پیکو و بالفور، دخالت مستقیم در امور داخلی مردم سرزمین‌های غرب آسیاست. بندهایی که به‌ظاهر برای صلح و توسعه نوشته شده، اما نظر قومیت‌ها و نژادها و تفاوت فرهنگی‌شان در این بندها لحاظ نشده. این بیانیه پا را از غرب آسیا هم فراتر گذاشته و درمورد اروپا، کشتیرانی، راه‌ها و... نیز دستوراتی می‌دهد. دستوراتی که زخمش همچنان در این منطقه به‌خصوص هنوز باز هستند.

از میان این بندها، دو بند بیشتر از بقیه کار تشکیل رژیم اسرائیل را راحت و شکل دنیا را عوض کرد. بند پنجم و بند چهاردهم. در بند پنجم درمورد سرزمین‌های مستعمراتی و قیمومیت گفته شده. مسئله‌ای که نزاع بین فلسطینیان، انگلیس و یهودیان ساکن در اراضی اشغالی را تشدید می‌کند و بند چهاردهم که درمورد تشکیل جامعه ملل است. جامعه مللی که بعد جنگ جهانی دوم جایش را به سازمان ملل می‌دهد و به‌راحتی تشکیل دولت یهودی در خاک کشوری دیگر را به رسمیت می‌شناسد. بسیاری از اندیشمندان حوزه روابط و حقوق بین الملل معتقدند که اگر این بندهای 14 گانه نبود، با قوانین بین‌المللی موجود در قبل از دو جنگ جهانی کار برای تشکیل رژیم اسرائیل در فلسطین بسیار سخت‌تر می‌شد. 

بند 1
باید پیمان‌های صلح آشکارا منعقد شوند و هیچ‌گونه توافق بین‌المللی پنهانی نباید وجود داشته باشد.

بند2
آزادی کشتیرانی در دریاها، در خارج از آب‌های سرزمینی، چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ، باید به‌طور کامل تضمین شود.

بند3
تا حد امکان، موانع اقتصادی باید حذف شوند و شرایط برابر تجاری بین همه ملت‌هایی که صلح را پذیرفته و خود را برای حفظ آن متحد می‌کنند ایجاد شود.

بند4
تضمین کافی باید داده شود که تسلیحات تا پایین‌ترین حدی که با ایمنی داخلی سازگار باشد، کاهش یابد.

بند5
حل کاملا بی‌طرفانه، عادلانه و آزادانه‌ کلیه‌ دعاوی مستعمراتی با رعایت دقیق این اصل که، در حل این قبیل مسائل، دولت قیمومیت و منافع مردم آن نواحی با مردم کشورهای ذینفع در یک کفه‌ مساوی قرار گیرند.

بند6
تمام سرزمین‌های روسیه باید تخلیه شوند و همه مسائل مربوط به روسیه باید به‌گونه‌ای حل شود که بهترین و آزادترین همکاری سایر ملل جهان را برای تعیین مستقل توسعه سیاسی و سیاست ملی خود، برای او تأمین کند و از پذیرش صمیمانه او در جامعه ملل آزاد تحت مؤسساتی که به میل خود برمی‌گزیند، اطمینان حاصل شود.

بند 7
بلژیک به اذعان همه جهان باید تخلیه و احیا شود بدون هیچ‌گونه تلاشی برای محدود کردن حاکمیتی که به‌طور مشترک با همه ملل آزاد دیگر از آن برخوردار است.

بند 8
تمام سرزمین‌های فرانسه باید آزاد و بخش‌های اشغال شده احیا شوند، و ظلمی‌که پروس در سال ۱۸۷۱ در مورد آلزاس-لورن به فرانسه روا داشت و نزدیک به پنجاه سال صلح جهان را متزلزل کرده بود، باید جبران شود، تا صلح بار دیگر در جهت منافع همگان تضمین شود.

بند 9
تجدید نظر در مرزهای ایتالیا باید در امتداد خطوط کاملاً مشخص و قابل تشخیص انجام شود.

بند  10  
به مردمان اتریش-مجارستان، که جایگاه آنها را در بین ملل می‌خواهیم تضمین و تثبیت کنیم، باید آزادترین فرصت برای توسعه داده شود.

بند 11
رومانی، صربستان و مونته‌نگرو باید تخلیه شوند؛ سرزمین‌های اشغالی احیا شوند؛ صربستان باید دسترسی آزاد و امن به دریا داشته باشد و تضمین‌های بین‌المللی برای استقلال سیاسی و اقتصادی و تمامیت ارضی دولت‌های مختلف بالکان باید انجام شود.

بند12
بخش‌های ترک‌نشین امپراتوری عثمانی فعلی باید از حاکمیت امن برخوردار باشند، اما سایر ملیت‌هایی که اکنون تحت حاکمیت ترکیه‌اند، باید از امنیت و برای توسعه خودمختارانه برخوردار باشند.

بند13
یک دولت مستقل لهستانی باید ایجاد شود که شامل سرزمین‌های مسکونی جمعیت‌های بدون چون و چرای لهستانی باشد و از دسترسی آزاد و امن به دریا برخوردار باشد.

بند14
یک انجمن عمومی ‌از ملت‌ها (جامعه ملل) باید تحت پیمان‌های خاصی برای هدف ارائه تضمین‌های متقابل استقلال سیاسی و تمامیت ارضی به دولت‌های بزرگ و کوچک به‌طور یکسان تشکیل شود.

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰