

فرهیختگان: روز پنجشنبه دونالد ترامپ یک فرمان اجرایی جدید را با عنوان «تقویت رهبری آمریکا در فناوری مالی دیجیتال» امضا کرد که از رشد صنعت دارایی دیجیتال در ایالاتمتحده حمایت میکند. تحلیلگران بینالمللی میگویند اینکه در هفته اول ریاستجمهوری ترامپ این فرمان اجرایی امضا شده، سیگنالی قوی است که نشان میدهد سیاست ارزهای دیجیتال در آمریکا در دوره جدید بسیار مهم خواهد بود.
کارشناسان میگویند ایجاد «ذخیره ملی رمزارز» توسط دولت جدید آمریکا یک دنیای جدیدی را مبتنیبر ترکیب شبکههای اجتماعی با خدمات شرکتهای هایتک مبتنیبر هوش مصنوعی ایجاد خواهد کرد که ویژگی آن، باثبات کردن بازار ارزهای دیجیتال با تقویت چند پول خصوصی بینالمللی خواهد بود.
بر این اساس، سه نقش ارکانی بانکهای مرکزی یعنی سیاست پولی، نظارت و نظام پرداخت هم دچار تغییر و تحول اساسی خواهد شد. تمرکززدایی از سیستم پولی و ایجاد چالش برای سیاست پولی بانکهای مرکزی در خارج از آمریکا، تهدیدهایی است که درکنار فرصتهای فضای پولی جدید باید مدنظر سیاستگذار در ایران نیز باشد.
سلطان هوش مصنوعی رئیس بازنگری قوانین پولی
براساس فرمان اجرایی جدید ترامپ، یک کارگروه جدید در شورای اقتصاد ملی (NEC) ایجاد میشود تا یک چهارچوب نظارتی برای داراییهای دیجیتال پیشنهاد کند. ریاست آن برعهده مشاور ویژه هوش مصنوعی (AI) و رمزنگاری بوده و شامل مقامات بلندپایه ادارات و آژانسهای مختلف مانند وزیر خزانهداری، دادستان کل ایالاتمتحده و رئیس کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالاتمتحده (SEC) است. هدف اصلی این کارگروه، پیشنهاد یک چهارچوب قانونی برای داراییهای دیجیتال با تمرکز بر ساختار بازار، نظارت، حمایت از مصرفکننده و مدیریت ریسک است.
همچنین پتانسیل ایجاد یک انبار دارایی دیجیتال ملی را ارزیابی خواهد کرد. دیوید ساکس که قبلاً بهعنوان تزار هوش مصنوعی و کریپتوی کاخ سفید نامیده میشد، بهعنوان رئیس کارگروه جدید بازنگری در قوانین ارزهای دیجیتال آمریکا تعیین شده است. هدف این کارگروه ایجاد مقررات روشن و شفاف برای داراییهای دیجیتال با تمرکز ویژه بر وزارت خزانهداری، وزارت دادگستری و کمیسیون بورس و اوراق بهادار خواهد بود.
این گروه همچنین قرار است «ایجاد و نگهداری بالقوه یک انبار دارایی دیجیتال ملی» را ارزیابی کند. این دستور اجرایی جزئیات بیشتری در مورد چگونگی تشکیل چنین انباری ارائه نداده و تحلیلگران و کارشناسان حقوقی در مورد اینکه آیا اقدام کنگره ضروری است یا خیر اختلافنظر دارند. برخی استدلال کردهاند این ذخیره میتواند از طریق صندوق تثبیت مبادلات خزانهداری ایالاتمتحده ایجاد شود که زمینهساز خرید یا فروش ارزهای خارجی و همچنین نگهداری بیتکوین خواهد بود.
5 هدف قانون جدید
فرمان اجرایی دولت جدید آمریکا برخلاف سیاستهای تهاجمی دولت بایدن به ارزهای دیجیتال است. دولت قبلی ایالاتمتحده معتقد بود ارزهای دیجیتال منجر به بانکزدایی از کشورها میشود و با همین استدلال، صنعت رمزارزها را سرکوب میکرد. این فرمان اجرایی بر ارتقای رهبری ایالاتمتحده در بلاکچین، داراییهای دیجیتال و سایر فناوریهای مالی نوظهور، ازجمله ارزهای دیجیتال، تمرکز دارد. فرمان اجرایی ترامپ بر نکات مختلفی در مورد رهبری ایالاتمتحده در داراییهای دیجیتال و فناوری مالی و همچنین تغییر چندین دستورالعمل سیاست قبلی ایالاتمتحده در مورد اقدامات در این بخشها تأکید میکند.
فرمان اجرایی ترامپ بر اهمیت صنعت دارایی دیجیتال در نوآوری و توسعه اقتصادی تأکید کرده که این موضوع، خطمشیهایی را برای حمایت از رشد و استفاده از داراییهای دیجیتال، فناوری بلاکچین و فناوریهای مرتبط ترسیم میکند. سیاستهای کلیدی فرمان اجرایی ارزهای دیجیتال عبارتند از:
1- اطمینان از دسترسی قانونی مردم آمریکا به شبکههای بلاکچین
2- ارتقای حاکمیت دلار آمریکا از طریق استیبل کوینهای قانونی با پشتوانه دلار
3- تضمین دسترسی عادلانه به خدمات بانکی
4- ارائه خدمات شفاف نظارتی با مقررات بیطرف از نظر فناوری
5- محافظت دربرابر خطرات ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) با ممنوعیت استقرار و استفاده از آنها در ایالاتمتحده.
آمریکا پایتخت ارزهای دیجیتال میشود؟
ترامپ در مسیر مبارزات انتخاباتی خود با متعهد شدن به «رئیسجمهوری رمزارزها» و ترویج پذیرش داراییهای دیجیتال، از پول نقد ارز دیجیتال استفاده کرد. این کاملاً در تضاد با مقرارات سختگیرانه جو بایدن، رئیسجمهور سابق آمریکاست که درتلاش برای محافظت از آمریکاییها دربرابر کلاهبرداری و پولشویی، صنعت رمزارزها را سرکوب کرده بود و به بهانههای واهی از صرافیهای Coinbase، Binance و دهها مورد دیگر شکایت میکرد.
کارشناسان ارزهای دیجیتال میگویند اگر دستورهای اخیر ترامپ توسط رگولاتورهای مربوطه اجرا شود، این پتانسیل را دارد که ارزهای دیجیتال را وارد جریان اصلی پول جهان کند.
براساس گزارش رویترز در اقدام کلیدی دیگری، کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده (SEC) روز پنجشنبه دستورالعملهای حسابداری را که حفاظت از داراییهای کریپتویی از طرف اشخاص ثالث را برای برخی شرکتهای بسیار گران کرده بود، لغو کرد. فرمان اجرایی نشان میدهد ترامپ بیانیهای را که درطول کمپین انتخاباتی خود برای تبدیل کردن آمریکا به «پایتخت ارزهای دیجیتال» انجام داده بود، بهطور جدی پیگیری میکند.
ایران برای تغییرات دنیای جدید آماده نیست
شاکری در ادامه به چالشهای پیش روی کشورهای درحال توسعه مانند ایران اشاره کرد و گفت: «برای کشورهای درحال توسعه مانند ایران، در آینده کنترل چندانی بر حساب سرمایه خود نخواهیم داشت، مگر اینکه بخواهیم تمام مزایای شرکتهای بزرگ فناوری را خارج از مرزهای ایران نگه داریم. بنابراین نمیتوانیم حسابهای سرمایه را ببندیم، اما به یک ثبات نسبی در قیمت ارز خود نیاز داریم. این امر به این معناست که عملاً سیاست پولی مستقل نخواهیم داشت و امکانات ما برای کنترل تورم و توسعه از طریق سیاستهای پولی بسیار محدودتر خواهد شد.
ما با یک دنیای جدید مواجهیم و به نظر میرسد ایران برای این تغییرات آماده نیست. بخش مهمی از این موضوع به دسترسی به خدمات پردازشی و هوش مصنوعی برمیگردد. ما نیاز داریم تا به زیرساختهای لازم برای پردازش دادهها و تأمین برق مورد نیاز برای سرورها دسترسی پیدا کنیم. همچنین باید به نسبت خود با شرکتهای جهانی و حاکمیت ایران توجه کنیم. این نگرانیها فراتر از مسائل فرهنگی و سیاسی است و باید به آنها فکر کنیم. این تغییرات به لحاظ فنی در دو تا سه سال آینده به وقوع خواهد پیوست. ممکن است مسائل رگولاتوری و سیاسی در این دو سال و حتی تا ۱۰ سال آینده تأثیرگذار باشد، اما بههرحال اگر از امروز شروع کنیم، هنوز هم عقب خواهیم بود.
براین اساس، احتمال از دست دادن کنترل سرمایه برای کشورهایی همچون ایران و بسیاری از کشورها وجود دارد. توجه داشته باشیم اگر پول خصوصی شکل اجرایی بگیرید، شرکتهای آمریکایی راهحلهایی برای نظارت کامل بر مبادلات دارند و ممکن است از این موضوع برای تحریم سایر کشورها استفاده کنند. اگر آنها تصمیم بگیرند که مثلاً ارتباط ایران را قطع نکنند، تحریم مالی به شکل کنونی دیگر معنا نخواهد داشت و ممکن است به تحریمهای منتخب تبدیل شود. همچنین اگر برخی نهادها در ایران به خدمات مالی دسترسی داشته باشند، قدرت سیاسی و اقتصادی قابل توجهی پیدا خواهند کرد. درهرحال باید زودتر نسبت به این مسائل تصمیمگیری کنیم.»
ترامپ منهای ماسک
شاکری درخصوص اینکه آیا ایده اخیر، ایده ایلان ماسک است یا ایده شخص ترامپ، میگوید برای پاسخ به این سؤال اول باید به این موضوع پرداخته شود که این ارزها نسبت به طرف تقاضا خیلی حساس هستند. زمانی که یک متقاضی و بازارگردان بزرگ مثل نهاد ذخیره فدرال وارد بازی میشود، نوسان آنها خیلی کمتر میشود و احتمالاً با توجه به اینکه در گام اول یک تقاضای جدید وجود دارد، به جز کاهش نوسان ممکن است با یک روند صعودی مستمر یک تا دوساله مواجه شویم. ایدهای مثل رمزارزها یا استفاده از رمزارزهای تقویتشده برای بازپرداخت بدهیهای انباشته آمریکا، قبل از اینکه ایلان ماسک یه کمپین ترامپ بپیوندد بارها و بارها توسط ترامپ مطرح شده است. علاوه بر این بخش زیادی از داراییهای ترامپ قبل از اینکه وارد کمپین شود، مربوط به داراییهای دیجیتال بود. تقریباً از حدود ۳ میلیارد دلار دارایی ترامپ حدود ۲ میلیارد دلار آن مربوط به املاک و مستغلات و الباقی آن سهام او در شبکه اجتماعی و کوینهایی است که به نام او صادر شده است. در نتیجه ترامپ و فرزندان او پیش از ایلان ماسک نیز با این موضوع آشنا بودند. اما اینکه از این موضوع چقدر در تصمیمات حاکمیتی به معنای دوحزبی در آمریکا جا دارد، به نظر میرسد اینطور نباشد؛ چرا که رویکرد قانونگذاری دموکراتها نسبت به ارزهای دیجیتال خیلی سختگیرانه بود و به نظر میرسد اگر این ایده وجود داشته باشد، کلاً در کمپین ترامپ متولد شده است.
اکوسیستم جدید رمزارزها یک واقعیت است
امیرعباس امامی، کارشناس اقتصادی حوزه بلاکچین در گفتوگو با «فرهیختگان»، در ابتدا با اشاره به فلسفه ارزهای دیجیتال اظهار داشت: «نخستین پولهای دیجیتال به نوعی در سال ۲۰۰۹ با بیتکوین به وجود آمد و فلسفهاش بر غیرمتمرکز بودن بود. این مفهوم به این معنا نیست که همه پولهای دیجیتال باید تا ابد غیرمتمرکز بمانند. ممکن است با همین بستر و تکنولوژی، پولهای دیجیتال دیگری نیز به وجود بیایند. به عنوان مثال، استیبل کوینهایی مانند «تتر» که عملاً متمرکز هستند، اما بر بستر غیرمتمرکز بلاکچین عمل میکنند.»
امامی در ادامه افزود: «اگر بخواهیم به فلسفه اولیه بیتکوین نگاه کنیم، میتوان گفت این موضوع ممکن است با آن تناقض داشته باشد. اما اگر واقعگرا باشیم، باید بپذیریم که این هم بخشی از اکوسیستم است و نمیتوانیم آن را نادیده بگیریم.
درواقع، این تغییرات نشاندهنده تکامل و رشد این حوزه است. ما باید واقعیتهای موجود را در نظر بگیریم و از آنها دفاع کنیم. این واقعیتها هم اکنون در حال شکلگیریاند و باید به آنها توجه کرد.» فرمان اجرایی ترامپ در حال حاضر اتفاق خاصی نیست و صرفاً کمیتهای تشکیل شده که شامل رؤسای وزارت خزانهداری، سازمان بورس کالا (SEC) و گروهی از مجموعههای مرتبط دیگر است. این کمیته به بررسی موضوعات مختلف از جمله رگولاتوری رمزارزها میپردازد. امامی میگوید مشخص نیست که این بررسیها به محدودیت یا ممنوعیت منجر خواهد شد.
اما انتظار میرود که با توجه به رویکرد ترامپ و حضور «دیوید ساکس» و «ایلان ماسک» به عنوان طرفداران فضای رمز ارزها، احتمالاً به سمت ممنوعیت نخواهیم رفت. در عوض، یک چهارچوب برای فعالیتهای این حوزه ایجاد خواهد شد که به هدف ترامپ در تبدیل آمریکا به هاب رمز ارزها (کریپتو کارنسی) و افزایش ثروت ایالات متحده کمک کند.
حاکمیت دولتها چه میشود؟
امامی در ادامه با تأکید بر اینکه آیا ایجاد پولهای بینالمللی خصوصی، جایگاه اقتصادهای بزرگ غیر از آمریکا را به خطر نمیاندازد، گفت: «پولهای خصوصی، به ویژه آنهایی که تحت نظارت رگولاتورها هستند، به راحتی نمیتوانند به عنوان رقیب پولهای ملی عمل کنند و به این نکته اشاره کرد که رگولاتورها در کشورهای مختلف حساسیت زیادی نسبت به این موضوع دارند و اجازه نمیدهند پولهای غیرمتمرکز به راحتی در بازارها گسترش یابند. در حال حاضر، پولهای غیرمتمرکز مانند بیت کوین به دلیل حجم پایینترشان، هنوز حساسیتزا نیستند.
بر اساس آمار، در سال ۲۰۲۲، حجم کل بازار رمزارزها به حدود ۲ تریلیون دلار رسید، درحالیکه بازار پولی جهانی حدود ۱۰۰ تریلیون دلار است. بنابراین، رمزارزها هنوز در مقایسه با پولهای ملی و فیات، سهم قابل توجهی ندارند. توجه داشته باشیم اکسچنجها و پلتفرمهای معاملاتی، کاربران را ملزم به احراز هویت میکنند و در نهایت، پول فیات است که در زندگی روزمره مردم جریان دارد. اگر شما بیتکوین داشته باشید، برای خرید کالا یا خدمات، باید آن را به تومان یا دلار تبدیل کنید و اینجاست که احراز هویت انجام میشود.
این را هم اضافه کنیم، زمانی که اینترنت ایجاد شد، فلسفهاش این بود که دسترسی آزاد به اطلاعات فراهم شود و دولتها نتوانند آن را سانسور کنند. اما در عمل، دولتها و شرکتهای بزرگ به سرعت به کنترل این فضا پرداختند. به همین ترتیب، در حوزه رمزارزها نیز انتظار نمیرود که دولتها به راحتی کنترل خود را از دست بدهند.»
چالشها و فرصتها برای ایران
امامی به وضعیت ایران نیز اشاره کرد و گفت: «در حال حاضر، ایران سیستم جایگزینی برای تبادلات مالی ندارد. بر اساس آمار، در سال ۲۰۲۲، تنها 1.2 درصد از کل تراکنشهای مالی در ایران با استفاده از رمزارزها انجام شد. رمزارزها میتوانند به عنوان یک آلترناتیو جدید برای تبادلات مالی عمل کنند، اما نمیتوانند تمام مشکلات اقتصادی کشور را حل کنند.»
او همچنین به این نکته اشاره کرد که حتی اگر شما با رمزارزها تجارت کنید، در نهایت باید آن را به ارز محلی تبدیل کنید و اینجاست که دوباره به نظام بانکی جهانی وابسته خواهید بود. «درواقع، اگر یک آلترناتیو برای پول فیات کشورها به وجود بیاید و فراگیر شود، میتواند سیاستهای پولی کشورها را تضعیف کند.
همچنین اگر یک آلترناتیو برای پول فیات کشورها به وجود بیاید و فراگیر شود، میتواند سیاستهای پولی کشورها را تضعیف کند و دست بانک مرکزی را ببندد. به همین دلیل، دولتها تمایل چندانی به پذیرش رمزارزها به عنوان جایگزین پول ملی ندارند. با توجه به جذابیت اقتصادی روزافزون فضای رمزارزها و تکنولوژی بلاکچین، ایالات متحده با این اقتصاد بزرگ متوجه آن شده و با رویکرد حمایتی و توسعهای چهارچوب ایجاد میکند. اگر ما هم بخواهیم از این فضا برای اقتصاد کشورمان بهره ببریم، قاعدتاً به جای ممنوعیت، چهارچوب را بر مبنای توسعه، محور قرار دهیم تا بتوانیم از این فضا به نفع اقتصاد کشورمان استفاده کنیم.»
گزارش کامل را در روزنامه فرهیختگان بخوانید.
