درباره سفر اخیر عراقچی به افغانستان
وزیر امور خارجه ایران در سفری به کابل با مقامات بلندپایه طالبان دیدار کرد. این سفر که با استقبال گرم طالبان همراه بود، بر محور مسائل سیاسی، امنیتی و اقتصادی انجام شد، اما جزئیات توافقات احتمالی هنوز اعلام نشده است.
  • ۱۴۰۳-۱۱-۰۸ - ۰۹:۵۰
  • 00
درباره سفر اخیر عراقچی به افغانستان
طالبان را جامع‌تر ببینیم
طالبان را جامع‌تر ببینیم

پس از چند روز اطلاع‌رسانی درمورد سفر قریب‌الوقوع آقای عراقچی وزیر خارجه به کابل، سرانجام این سفر روز گذشته انجام گرفت و هیئت عالی‌رتبه سیاسی جمهوری اسلامی به همراه هیئت بزرگی از تجار، بازرگانان و فعالان اقتصادی وارد کابل شده و با استقبال گرم طالبان مواجه شدند.
تا لحظه نگارش این متن، به جز اشاره به برخی ملاقات‌های انجام‌گرفته میان وزیرخارجه ایران و برخی مقامات بلندپایه طالبان مانند رئیس‌الوزراء و وزیرخارجه و اظهارنظر‌های ردوبدل شده میان دو طرف، گزارش دقیقی از توافقات سیاسی، امنیتی، تجاری و یا اقتصادی انجام گرفته انتشار نیافته است. اما آنچه درمورد ماهیت انجام این سفر می‌توان گفت در چند بخش خلاصه می‌شود.

اهمیت سفر وزیر خارجه به کابل؛ اشتیاق در کابل، تأمل در تهران
از زمانی که خبر انجام این سفر از سوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران منتشر شد، مقامات و رسانه‌های طالبان به‌شدت از آن استقبال کردند و آن را نشانه وقوع تحولی مهم در روابط دوجانبه ارزیابی کردند.
ذاکر جلالی یکی از مقامات وزارت خارجه طالبان از این سفر به‌عنوان گامی سازنده در راستای تحکیم روابط افغانستان و ایران و ورود دو کشور به مرحله جدیدی از روابط یاد می‌کند. لطیف نظری، معاون وزیر اقتصاد طالبان نیز همزمان با ورود آقای عراقچی به کابل از تمایل امارت اسلامی به همکاری با همسایگان در چهارچوب سیاست همسایگی نیک، احترام متقابل و عدم مداخله در امور دیگران خبر می‌دهد. علاوه بر این رسانه‌های ملی افغانستان نیز این موضوع را در صدر گزارش‌های تحلیلی و خبری خود قرار می‌دهند.
اما این استقبال چشمگیر طالبان از سفر وزیر خارجه ایران به کابل دور از انتظار هم نبود؛ چرا که ماهیت چنین سفری می‌توانست برای اعتبار و حیثیت بین‌المللی آن‌ها بسیار مهم تلقی شود؛ به‌ویژه در جایی که حضور مقامات عالی‌رتبه خارجی در سطحی همچون وزرای خارجه در کابل، به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسید.
اما در سوی دیگر و در تهران با وجود انتشار خبر سفر از سوی منابع رسمی وزارت خارجه، به نظر می‌رسید که تأملاتی درباره اولین سفر وزیر خارجه جمهوری اسلامی به کابل در دوره جدید حاکمیت طالبان وجود دارد. ابتدا اخباری از منابع غیررسمی به گوش رسید که برخی در درون وزارت خارجه درمورد زمان انجام این سفر ملاحظاتی دارند.
در این بین توییت یکی از دیپلمات‌ها و کارشناسان ارشد حوزه افغانستان در وزارت خارجه، این نکته را روشن کرد که گمانه‌زنی‌ها درمورد ملاحظات و تأملات در وزارت خارجه برای این سفر، به دور از واقعیت نبوده است. البته دقیقاً معلوم نیست که دلیل اصلی این تأمل، در واقع تأخیر در انجام سفر بوده است.

اهداف سفر؛ نگاه چندسویه تهران در برابر نگاه عمدتاً تک‌بعدی طالبان
آقای عراقچی در صفحه تلگرامی خود در رابطه با هداف این سفر، به بحث و بررسی طیفی از موضوعات و مباحث مورد «علاقه» یا «نگرانی» اشاره می‌کند. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه نیز این سفر را در چهارچوب «سیاست همسایگی» و با هدف پیگیری منافع ملی کشور از طریق تعامل و چاره‌اندیشی در حوزه علایق و نگرانی‌های مشترک ارزیابی می‌کند. در عین حال او این سفر را نقطه عطفی در بهره‌گیری از پیوند‌های فراوان برای تأمین منافع متقابل دو کشور تلقی می‌کند.
آنچه از متن این اظهارنظر‌ها مشخص می‌شود این است که اولاً اهداف سفر طیف وسیعی از مسائل را در بر می‌گیرد و در وهله دوم، هم شامل «علاقه‌مندی»‌ها و هم شامل «نگرانی‌ها»ی میان دو طرف می‌شود. اما قبل از این که به طیف اهداف مورد نظر جمهوری اسلامی ایران اشاره دقیق‌تری داشته باشیم، بد نیست که به اهداف اعلامی طالبان از انجام این سفر هم بپردازیم.
ذاکر جلالی از مقامات وزارت خارجه طالبان در حالی از این سفر به عنوان فرصتی برای گفت‌وگو روی منافع و مسائل دوجانبه یاد می‌کند که تأکید دارد در کنار مسائل سیاسی و امنیتی، یک جنبه قابل ملاحظه این سفر مسائل اقتصادی دوجانبه است. او ایران و افغانستان را شرکای خوب اقتصادی – تجاری و ترانزیتی توصیف می‌کند. معاون وزیر اقتصاد طالبان نیز تعمیق و گسترش همکاری‌ها در زمینه اقتصادی، تجاری، ارتباطات و حمل‌ونقل و به‌ویژه خط آهن را اهداف عمده سفر وزیر خارجه ایران به کابل برمی‌شمارد. دیگر مقامات طالبان نیز هر یک به نحوی مسائل و اهداف اقتصادی این سفر را برجسته می‌کنند، چنانکه در مجموع می‌توان نگاه آن‌ها به این سفر را یک نگاه عمدتاً در راستای ارتقای همکاری‌ها و فعالیت‌های اقتصادی ارزیابی کرد. بنابراین به هیچ وجه صحبتی از نگرانی‌ها و دغدغه‌های که وزیر خارجه یا سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی به آن اشاره کرده‌اند، مطرح نمی‌شود.
اما درمورد نگاه چندسویه تهران به اهداف انجام این سفر، می‌توان به موارد متعددی اشاره کرد؛ مسائل امنیتی (اعم از دوجانبه داخلی و مرزی)، همکاری‌های اقتصادی و تجاری، مسائل مربوط به درخواست حقابه ایران از طالبان، چالش‌های مرتبط با مهاجران، بحث‌های مرتبط با حقوق شیعیان و اقلیت‌ها، مسائل فرهنگی مرتبط با حوزه تمدنی و در بعد بین‌المللی بحث تحولات بین‌الملل و فرصت‌ها و نگرانی‌های پیرامون آن. همان‌طور که مشاهده می‌شود حوزه هدف‌گذاری ایران در انجام این سفر مسائل و چالش‌های وسیعی را در بر می‌گیرد.
دقیقاً به همین دلیل است که «سیدرسول موسوی»، دستیار و مدیر کل پیشین آسیای جنوبی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران از لزوم بحث و بررسی درمورد یک سند «همکاری جامع راهبردی ایران و افغانستان» سخن می‌گوید، موضوعی که به گفته او در دوره جمهوریت مطرح شد و به دلایلی از جمله عدم شناسایی طالبان به‌عنوان یک گروه تروریستی از جانب ایران تا سقوط نظام پیشین افغانستان مسکوت باقی ماند.
بر همین اساس آقای موسوی معتقد است با در نظر گرفتن این رخداد اکنون نوبت طالبان است که با توافق بر سر همکاری‌های جامع راهبردی با ایران حسن نیت خود را نشان دهند. از نظر آقای موسوی امضای چنین توافقی به‌خودی‌خود مشکل شناسایی رسمی طالبان از جانب تهران را نیز رفع خواهد کرد.
تا بدین‌لحظه دقیقاً روشن نیست که آیا فراهم کردن شرایط برای امضای یک توافق جامع راهبردی در میان یکی از مقاصد این سفر بوده است یا خیر. در عین حال طالبان هم در این زمینه تاکنون واکنش خاصی از خود نشان نداده‌اند.

 سخن پایانی؛ طالبان اشتباهات اشرف غنی را تکرار خواهد کرد؟
هنوز زود است که درمورد نتایج و دستاورد‌های سفر وزیر خارجه به کابل سخن گفت. اما آنچه روشن است این است که طالبان بسیار بیش از تهران نسبت به انجام این سفر اشتیاق نشان داده و از آن استقبال کرده‌ است.
اما همان‌طور که از نظرات وزیر خارجه و سخنگوی وزارت خارجه آشکار می‌شود، برای تهران این سفر علاوه بر پرداختن به علاقه‌مندی‌ها بازتاب‌دهنده برخی نگرانی‌ها نیز بوده است. آینده روابط طالبان و آمریکا در رأس همه این نگرانی‌ها جای می‌گیرد. شواهد زیادی دلالت بر آن دارد که ممکن است طالبان همان اشتباهات اشرف غنی را تکرار کنند و روابط کابل و واشنگتن را در اولویت روابط تهران و کابل قرار دهند.
شاید سفر آقای عراقچی به افغانستان در این زمان به‌نوعی هشدار به طالبان در این زمینه تلقی شود؛ اگرچه درمورد میزان تأثیر‌گذاری آن تردید جدی وجود دارد: «دروازه افغانستان و امارت اسلامی به رویشان [آمریکایی‌ها ] باز است. اگر دوست ما شوند، بالکُل [کاملاً] با آن‌ها دست دوستی می‌دهیم. دشمن همیشه دشمن و دوست همیشه دوست نمی‌باشد.» (عباس استانکزی معاون وزارت خارجه طالبان)
نکته دیگر درمورد تحولات داخلی افغانستان است و اینکه آیا این سفر دست کشیدن ایران از رویکرد سیاسی خود در ضرورت انجام اصلاحات در نظام سیاسی طالبان، در راستای تشکیل حکومتی فراگیر و رعایت حقوق مردم، زنان و اقلیت‌ها را معنا می‌دهد؟
اگر چنین باشد به نظر می‌رسد که باید بازنگری درمورد این رویکرد صورت گیرد؛ چرا که همه این موارد با ثبات سیاسی بلندمدت در افغانستان و در کنار آن منافع ملی بلندمدت جمهوری اسلامی در هم آمیخته است. نگاه جمهوری اسلامی به تحولات افغانستان علاوه بر منافع محوری باید همچنان مردم‌محور و در حمایت و پشتیبانی از حقوق مردم این کشور و حمایت از تشکیل یک نظام سیاسی با شاخصه‌های ثبات پایدار و طولانی مدت باقی بماند: «هر رژیمی در نیم قرن گذشته به قدرت رسیده است، در ابتدا چند سالی از ثبات نسبی و امید برخوردار بوده است.
اما پس از مدتی به دلیل ناتوانی در تحقق خواسته‌های مردم، انحصار قدرت، عدم تأمین عدالت اجتماعی و فرصت‌های اقتصادی و تحت تأثیر ایدئولوژی‌های خارجی و یا فشار بیرونی، تعادل بیرونی روابط قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی را از دست داده است. این همان دلیلی است که موجب ادامه بی ثباتی در افغانستان شده است.» (معصوم استانکزی)

گزارش کامل میراحمدرضا مشرف، پژوهشگر را در روزنامه فرهیختگان بخوانید.

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰