


با کنار هم قرار گرفتن مسئله هوش مصنوعی، ضعف در فیلمنامه انیمیشنهای اخیر آمریکایی و تکراری شدن سوژههای آنها و از طرفی بهتر شدن تکنیکی آثار غیر آمریکایی و نوآوری این آثار در پرداخت فرمی و روایی، باعث شده هالیوود وارد رقابتی شود که یک سوی آنها خارجی زبانها هستند و طرف دیگر آثار گذشته هالیوود که تبدیل به میزانی شدهاند که مدام کارهای متاخر ابرکمپانیها با آن مقایسه میشوند.
کمپانیها هم از این موضوع باخبرند. حقیقت این است که دیزنی، فاکس قرن بیستم، یونیورسال و بهخصوص پیکسار میدانند که اوضاع دیگر مانند سابق نیست. آنها میدانند که با افزایش تکنولوژی تصویری، چیزی عایدشان نمیشود و به رخ کشیدن کیفیت فنی با ورود هوش مصنوعی دیگر دورهاش گذشته است. پس نقطه مهم اینجاست که باید نوآوری دیگری را به خرج دهند.
ساختن انیمیشن به شکل فریم به فریم و دور شدن از تکنولوژیهای چندده میلیون دلاری باعث شده است که ابرکمپانیها با شرکتهای کوچک فیلمسازی در یک سطح قرار بگیرند. اینطور که پیش میرود، اسکار و گلدنگلوب ترتیبی بدهند تا اسکار بخش انیمیشنهای انگلیسیزبان را برای انیمیشنهای ابرکمپانیها ایجاد کنند.
چون با همسطح شدن تکنولوژی و در اولویت قرار گرفتن پرداختهای روایی در انیمیشنها، عملاً نامهای جدیدی به عرصه انیمیشن وارد میشود که پیش از این حتی شجاعت ساختن فیلمهای بلند انیمیشن را نداشتند. با توجه به این اتفاقات به نظر میرسد در چند سال آینده برگه برنده این صنعت با استودیوهای کوچک و کمهزینه باشد تا کمپانیهای پرهزینه. کمپانیهایی که به نظر میرسد با نتایج اسکار و گلدنگلوب دو سال اخیر به فکر بازنگری دوباره در آثارشان بیفتند؛ آثاری که در صورت ناتوانی در گفتن قصهای تازه چارهای جز واگذاری این صنعت به رقبای شرقی و نوظهور ندارند.
متن کامل گزارش محمدحسین سلطانی، خبرنگار را در روزنامه فرهیختگان بخوانید.
