


دونالد ترامپ، «برایان هوک» و «مایک پمپئو» را کنار گذاشت. این دو نفر از چهرههای اصلی کارزار فشار حداکثری علیه ایران بودند و نقش مهمی در خروج آمریکا از برجام داشتند. برایان هوک، مسئول سابق میز ایران در وزارت خارجه آمریکا بود و پمپئو هم وزیر امور خارجه دوره اول ریاستجمهوری ترامپ.
کنار گذاشته شدن این دو شخصیت ایرانستیز از دولت ترامپ در نگاه اول شاید اتفاقی مثبت به نظر برسد، اما نگاهی به سوابق تیم جدید ترامپ و اظهار نظراتشان خیلی زود این مثبتانگاری را خنثی میکند. این تغییرات بیشتر نشان میدهد دولت جدید، با وجود تفاوتهایی که با دولت قبلی دارد، ممکن است مسیر متفاوتی پیش بگیرد. اما آیا این مسیر، تندتر از قبل خواهد بود یا کندتر؟ هنوز نمیتوان قضاوت دقیقی از آن داشت.
برای بررسی دقیقتر این موضوع و تحلیل پیامدهای احتمالی، با مهدی خراتیان، مدیر اندیشکده احیای سیاست و فؤاد ایزدی، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل آمریکا گفتوگو کردیم. ایزدی معتقد است ترامپ اشتباهاتی در بهکارگیری افراد در دولت اولش داشته و نمیخواهد آنها را تکرار کند. خراتیان هم معتقد است گفتمان حاکم بر دولت جدید ترامپ همان گفتمان دولت اول اوست و تغییری نکرده است. در ادامه متن کامل این گفتوگوها را از نظر میگذرانید.
خراتیان: ترامپیان اگر به رئیسشان وفادار نباشند، حذف میشوند
شخصیتهای ایرانستیز در کابینه ترامپ تمام نمیشوند. خراتیان درباره وجود رویکرد ضد ایرانی در برخی از اعضای تیم جدید ترامپ گفت: «مارکو روبیو اکنون وزیر امور خارجه است. اگر به اظهارات او و مایک والتس، مشاور امنیت ملی ترامپ، دقت کنید میبینید که آنها هم درباره ایران صحبتهایی داشتهاند. حتی پیشتر پیت هگزت، وزیر دفاع آمریکا و مایک والتس، نماینده فلوریدا در مورد اقدام نظامی در ماههای گذشته اظهاراتی مطرح کردهاند. به نظر من ترامپ فعلا در حال سبک و سنگین کردن شرایط و «مزهمزه کردن» صحنه است و قصد ندارد در ابتدای کار اقدامی فوری انجام دهد.
با این حال مایک والتس از آغاز اقدامات مهمی صحبت کرده بود. خبرها نیز حاکی است که تیم ترامپ در حال برنامهریزی برای بازگشت کمپین فشار حداکثری است. گزارشهایی که از منابعی مانند بلومبرگ منتشر شدهاند نیز به این موضوع اشاره دارند و رسانهها بدون ذکر نام شخص خاصی مرتباً این نقل قول را تکرار میکنند که فشار حداکثری بازخواهد گشت. درمورد برایان هوک و مایک پمپئو، میدانیم که کنار گذاشته شدن آنها به دلیل مسائل خاصی بوده است. این دوره برای ترامپ مسئله وفاداری بسیار کلیدی است. او افرادی را اطراف خود نگه میدارد که حداکثر وفاداری را نسبت به او نشان دهند و افکار مستقلی نداشته باشند. هر کسی که استقلال رأی داشته باشد یا بهنوعی با ترامپ همراهی کامل نکند، کنار گذاشته میشود. مثلاً نیکی هیلی که در مقطعی رقیب ترامپ محسوب میشد، کنار گذاشته شد.»
گفتمان تیم جدید و قدیم ترامپ یکی است
ترامپ با کنار گذاشتن برخی از شخصیتهای تیمش این باور را برخی ایجاد کرده که سیاستهایش متفاوت از دوره اول ریاستجمهوری اوست. خراتیان اما معتقد است دولت جدید ترامپ از لحاظ گفتمانی با دولت اول او یکسان است. او در این باره گفت: «ترامپ شخصیتی نیست که بگوید در دور اول اشتباه کرده و حالا در دور دوم میخواهد آن اشتباهات را جبران کند. او الگویی ذهنی دارد که براساس آن عمل میکند. تنها تفاوت این بار این است که میگوید اشتباهات گذشته را تکرار نمیکند و از افراد «دوگانهسوز» استفاده نمیکند یا کمتر استفاده خواهد کرد. به جای آن، افرادی را به کار میگیرد که ضعیف و حرفگوشکن باشند.
بهعنوان نمونه، او قصد دارد پیت هگزت را بهعنوان وزیر دفاع معرفی کند؛ فردی که همه میدانند بلهقربانگوی اوست. در مقایسه، در دوره اول، جیمز متیس را بهعنوان گزینه معرفی کرد که یک نظامی استخواندار بود. اما هگزت شخصیتی است بدون پشتوانه قوی که ترامپ او را آورده تا دستوراتش را اجرا کند. به این معنا، ترامپ این بار تفاوت دارد، اما نه از لحاظ تغییر بنیادی در افکار و اندیشههایش. در رابطه با ایران نیز او بارها در سخنرانیهای خود گفته که اگر رئیسجمهور بود جنگ غزه اتفاق نمیافتاد یا اینکه ایرانیها در دوره بایدن به دلیل فروش نفت ثروتمند شدهاند. او مدعی است که میخواهد وضعیت ایران را تغییر دهد.»
ترامپ فکر میکند ایران در یک وضعیت حضیض قرار دارد
خراتیان در ادامه به تفاوت دیگری در دوره جدید ترامپ اشاره کرده و گفت: «اکنون جریانهایی هستند که به ترامپ میگویند ایران در یک وضعیت تاریخی حضیض قدرت خود قرار دارد. به عبارت دیگر، یک تصویرسازی در حال انجام است که متأسفانه ما خودمان هم به این تصویرسازی خیلی کمک کردهایم. محافظهکاریهای بیش از اندازهای که پس از جنگ غزه، به توصیه برخی آقایان انجام شد و باعث شد ما از بسیاری از ظرفیتهایی که در منطقه داشتیم، استفاده درستی نکنیم، بهشدت در شکلگیری این تصویر مؤثر بوده است. اتفاقات لبنان نیز در این تصویر تأثیرگذار بوده و همچنین اظهارات افرادی مانند ریچارد هاس و نفیو که به ترامپ میگویند «بجنب، الان فرصت حساس تاریخی است. برو و تکلیف ایران را مشخص کن.»
البته این حرف لزوماً به این معنی نیست که بخواهند همین حالا ایران را بمباران کنند. اگرچه من معتقدم این سناریو در اتاق فکرهایشان مورد بحث قرار گرفته است. به این معنا که اگر احساس کنند یکباره در ایران بههمریختگی رخ دهد، مثلاً مشابه فضای امنیتی غیرطبیعی که در جریان وقایع «زن، زندگی، آزادی» به وجود آمد و اگر اغتشاشات بزرگی از داخل شکل بگیرد، ممکن است این برداشت در ترامپ به وجود بیاید که «الان زمان زدن مراکز حساس ایران است.»
میخواهم بگویم که این موضوع در اتاق فکرهایشان کاملاً مطرح است. به نظر میرسد که ترامپ در حال ارزیابی شرایط و مزهمزه کردن گزینه نظامی است و ممکن است این بحث را بهعنوان چاشنیای برای «پلن بی» در نظر بگیرند. این تصویرسازی در کنار کمپین فشار حداکثری در حال انجام است. به این معنا که دلار را بالا ببرند، جنگ روانی راه بیندازند، مردم را بترسانند، صادرات نفت ایران را کاهش دهند و حتی دست به ترور بزنند. تمام اینها به نظر من در حال بحث و بررسی است و ما باید روی سناریوهای بدبینانه کار کنیم.»
فؤاد ایزدی: ترامپ نمیخواهد تجربه دور اول را تکرار کند
فؤاد ایزدی معتقد است برایان هوک و مایک پمپئو نقش ویژهای در خروج آمریکا از برجام نداشتند. او در این باره توضیح داد: «در انتخابات سال ۲۰۱۶، ایشان از همان ابتدا موضع خود را مشخص کرد. چون میدانید دولت اوباما هیچ دستاوردی در حوزه سیاست خارجی نداشت، جز همین برجام. برجام تنها دستاورد دولت اوباما بود و ترامپ هم چون میخواست این دستاورد را لغو کند، از همان ابتدا در حوزه سیاست خارجی گفت اگر رئیسجمهور شوم، از برجام خارج میشوم. این توافق، توافق خوبی نیست. اما بعید میدانم تا به امروز حتی متن برجام را خوانده باشد؛ نه به خاطر محتوا، بلکه به خاطر موضع سیاسیای که داشت.
پمپئو، همانطور که میدانید، وزیر خارجه اول ترامپ نبود، بلکه وزیر خارجه دوم او بود. داستان خروج از برجام و نقد عملکرد اوباما برمیگردد به همان ایام انتخابات سال ۲۰۱۶. این ایده هنوز در ذهن ترامپ وجود دارد؛ یعنی ترامپ به برجام برنخواهد گشت. اما چرا برایان هوک و پمپئو کنار گذاشته شدند؟ دفعه اولی که ترامپ رئیسجمهور شد، نیاز داشت در حوزه سیاست خارجی افرادی را از بدنه سنتی حزب جمهوریخواه انتخاب کند. در چنین مواقعی، رؤسای جمهور جمهوریخواه معمولاً از این بدنه سنتی استفاده میکنند. اما این تجربه خوبی برای ترامپ نبود.
یکی از این افراد، مثلاً بولتون بود که بعد از اخراجش هر شب در تلویزیون آمریکا علیه ترامپ صحبت میکرد. ترامپ نمیخواهد تجربه دوره اول ریاستجمهوریاش را تکرار کند. پمپئو، البته برخلاف بولتون، دعوا نکرد؛ اما ترامپ میداند که این افراد دل خوشی از او ندارند. این موضوع شخصی است و ربطی به ایران ندارد. اگر توجه کنید، در این پنج یا شش ماهی که از دولت میگذرد، مقامات اصلی کشور، از رئیسجمهور و وزیر خارجه گرفته تا معاون راهبردی رئیسجمهور، بارها -حداقل ۲۰ یا ۳۰ بار- درباره مذاکره صحبت کردهاند؛ چه قبل از سفر نیویورک، چه در سفر نیویورک، و چه بعد از آن. الان کمتر هفتهای است که یکی از مقامات ارشد وزارت خارجه یا ارشد ایران درباره مذاکره صحبت نکند. اما در طرف مقابل، عدد چیست؟ صفر. نه خود ترامپ و نه اطرافیانش هیچ صحبتی درباره مذاکره نکردهاند.»
دوستداران مذاکره، مذاکرهسوزی میکنند
این کارشناس مسائل آمریکا با اشاره به صحبتهای مداوم چهرههای آمریکایی درباره ایران افزود: آنها درباره ایران صحبتهایی کردهاند. مثلاً گفتهاند ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد یا مارکو روبیو که قرار است وزیر خارجه ترامپ شود، در جلسه استماع سنا گفته منابع مالی ایران صرف سیاستهای منطقهای و موشکی میشود. اما هیچ حرفی درباره مذاکره نزدهاند. اگر ترامپ اهل مذاکره بود، میتوانست یک کلمه درباره مذاکره با ایران بگوید.
او درباره روسیه هر روز صحبت از مذاکره میکند و میگوید پوتین باید بیاید مذاکره کند. اما درباره ایران حتی یک جمله هم نگفته است. این موضوع برای کشور و مقامات ارشد ایران که مرتب از مذاکره صحبت میکنند، خوشایند نیست. این رفتار برای دوستداران مذاکره هم خوب نیست. چرا؟ چون وقتی شما مرتب صحبت از مذاکره میکنید، طرف مقابل احساس میکند که شما در موضع ضعف قرار دارید. نتیجه این میشود که سیاست فشار پاسخ داده است. برای همین، کسانی که به مذاکره علاقهمندند، باید مخالف تکرار بیش از حد این بحث باشند؛ چون تفسیر طرف مقابل این است که ایران تحت فشار سیاستهای او قرار گرفته است.
بنابراین، سیاستی که نتیجه داده را چرا باید تغییر دهد؟ هر بار که یک مقام ارشد ایرانی صحبت از مذاکره میکند، تأثیرش این است که ایران تحت فشار است. این موضوع باعث افزایش فشار بیشتر میشود. صحبت از مذاکره در این سطح، قطعاً به نفع کشور نیست.
هوک و پمپئو باندی با اهداف مشترکاند
ایزدی در پایان صحبتهایش با تأکید بر اینکه چهرههایی مثل هوک و پمپئو یک باند و تیم هستند، ادامه داد: «برایان هوک منصوب پمپئو بود. اینها یک گروهاند و با هم کار میکنند. بهتر است به تیم جدید و باند جدیدی که آمده توجه کنیم. بولتون نماینده آمریکا در سازمان ملل بود. در دوره ترامپ، وقتی در سنا از او سؤال میکنند، اشارهای به وزیر تندروی اسرائیلی میشود. در جلسه خصوصی، برخی از وزرای اسرائیلی دیدگاه انجیلی درباره فلسطین دارند؛ یعنی فلسطین را متعلق به خودشان میدانند. آنها میگویند خداوند در تورات این سرزمین را به ما داده است.
بعضی از این وزرای تندرو چنین دیدگاهی دارند. آن سناتور به خانمی که نماینده ترامپ در سازمان ملل بود، میگوید: «شما در جلسه خصوصی به من گفتید که این دیدگاه را باور دارید. آیا حالا که جلسه عمومی است، همین را باور دارید یا خیر؟» و آن خانم پاسخ میدهد: «بله، باور دارم و تکرار میکنم.» حالا این خانم تندروتر است یا بولتون؟ متأسفانه افرادی در کشور وجود دارند که در توهم مذاکره به سر میبرند. این توهمات باعث سوءاستفاده میشود. آنها از نیاز کشور تحت فشار اقتصادی سوءاستفاده میکنند. مذاکره دو طرف دارد. شما نمیتوانید بروید پای میز مذاکره و روی صندلی بنشینید در حالی که صندلی طرف مقابل خالی باشد. فعلاً هیچ نشانهای از علاقهمندی آمریکاییها به مذاکره وجود ندارد. ما فقط نشانه داریم که آنها به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامیاند. اما نشانهای نداریم که به دنبال مذاکره باشند. تحریمها و فشارهایشان هم همین را نشان میدهند. این مثل این است که طرف را به مهمانی دعوت نکردهاند، اما او در فکر این است که چه لباسی بپوشد یا اینکه باقالیپلو بخورد. چنین تصورات خندهداری وجود دارد. طرف مقابل آمادگی مذاکره ندارد و چهرههای بسیار تندرو در آنجا حضور دارند. همانطور که عرض کردم، صحبت از مذاکره بیشتر ضرر میزند تا اینکه بخواهد کمکی کند.»
متن کامل گزارش علی ملکی، خبرنگار گروه نقد روز را در روزنامه فرهیختگان بخوانید.
