


ارتش اساس همهچیز رژیمصهیونیستی است. بدون قوای نظامی، حضور حتی یک صهیونیست در فلسطین اشغالی محل تردید است، چه رسد به آنکه سؤالی درباره موجودیت رژیمصهیونیستی وجود داشته باشد.
ارتش و دیگر دستگاههای نظامی و اطلاعاتی تلآویو در جریان جنگ طوفان الاقصی، فارغ از تحقیر و شکست، ضربات دردناکی خوردهاند. رسانه صهیونیستی «کالکالیست» در گزارشی، تلفات ارتش در جنگ طوفان الاقصی از روز ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا زمان اجرایی شدن آتشبس را ۱۵ هزار نفر اعلام کرده است. در این جنگ، بیش از ۱۴ هزار نظامی زخمی و ۸۴۰ نفر نیز کشته شدهاند. با توجه به شهرکنشینان کشتهشده در ۷ اکتبر و پس از آن، تعداد مجموع کشتهشدگان رژیم به ۱۷۰۰ نفر میرسد. این اعداد برای رژیمصهیونیستی با ۹ میلیون جمعیت و ۷ میلیون شهرکنشین صهیونیست، قابل توجه به شمار میروند.
ابعاد آسیبهای انسانی به ارتش
تمام زخمیها و کشتههای ارتش رژیمصهیونیستی مربوط به نظامیان رسمی نیستند، بلکه بخش قابل توجهی از آنها مربوط به نظامیان ذخیره است که در طول جنگ، با فراخوانهای صورتگرفته به جنگ اعزام شدهاند. گفته میشود دوسوم کشتههای ارتش مربوط به نظامیان ذخیره است. در ابتدای جنگ برای ۳۶۰ هزار نظامی ذخیره فراخوان اعلام شد که تقریباً شامل تمام نظامیان ذخیره قادر به انجام خدمت میشد. به لحاظ نظری، بیشتر از یک میلیون نفر از صهیونیستها در سن حضور در خدمت نظامیاند، اما در عمل تعداد مجموع نظامیان رژیم نمیتواند فراتر از ۵۰۰ تا ۵۵۰ هزار نفر برود. در فراخوان صورتگرفته نیز تنها دوسوم مشمولان، یعنی ۲۲۰ هزار نفر به آن پاسخ مثبت داده و تعداد کمتری به جنگ اعزام شدند.
با توجه به کمرنگ شدن نیروهای ذخیره در ادامه جنگ، در اینجا باید تلفات براساس نیروهای رسمی ارتش بررسی شود. ارتش رژیم ۱۷۰ هزار نفر پرسنل دارد که عددی بین ۱۲۶ تا ۱۳۳ هزار نفر آن در نیروی زمینی فعالیت میکنند. اگر تنها دو سوم تلفات مربوط به نیروهای رسمی باشند، ۱۰ هزار نفر از ۱۷۰ هزار عضو رسمی ارتش آسیب دیدهاند. با این حال باید در نظر داشت، تقریباً تمام تلفات مربوط به نیروی زمینی است و باید نسبت به آن سنجیده شود. تلفات ۱۰ هزار نفری در نیروی زمینی ۱۳۳ هزار نفری رژیمصهیونیستی به معنای آسیب رسیدن به ۷. ۵ درصد اعضاست. اگر از هر ۱۳ نظامی عضو نیروی زمینی یک نفر آسیب دیده یا کشته شده باشد، ارتش رژیم برای بازگشت به ۶ اکتبر، به سالها زمان نیاز دارد. جایگزینی افسران و سربازان آموزشدیده رژیم که در جنگ کشته شده و یا به گونهای آسیب دیدهاند که دیگر قادر به خدمت نظامی نیستند، باید فرایندی حداقل ۴ و حداکثر ۱۰ساله باشد؛ ۴ سال برای جایگزینی سربازان آموزشدیده و ۱۰ سال برای دستیابی به افسران و فرماندهان باتجربه.
آسیب به شاخههای مختلف
در این بخش به آسیبهای وارده به بخشهای مختلف قوای نظامی و اطلاعاتی رژیمصهیونیستی پرداخته شده است.
1. نیروی هوایی
نیروی هوایی رژیمصهیونیستی از نظر تجهیزاتی نیازمند تعمیرات است. نیروی هوایی از چندین جنبه طی ۱۵ ماه جنگ همواره مورد استفاده قرار گرفته است. بمباران اهداف و گشتزنی برای مقابله با اهداف هوایی، دو مأموریت اصلی نیروی هوایی بوده است. در این مدت، دستکم سه منطقه شامل نوار غزه، لبنان و سوریه در وسعتی بسیار زیاد و حجمی بالا بمباران شدهاند. همچنین در این مدت حملاتی علیه ایران و یمن صورت گرفته است. گرچه جنگندهای مورد اصابت قرار نگرفته و یا در محیط دشواری عملیاتی به کار گرفته نشده است، اما پروازهای متعدد نیاز آنها به بازبینی و تعمیرات اساسی را افزایش داده است. علاوه بر جنگندهها، ذخایر مهمات آنها نیز تحت فشار قرار گرفته است. تقریباً در هر بار پرواز، جنگندهها چندین تن از انواع بمبها و موشکها را مورد استفاده قرار دادهاند که درمجموع حجم عظیمی میشود. بر اساس گزارش نیروی هوایی رژیم صهیونیستی، طی ۴ ماه از یک مقطع جنگ، ۳۱ هزار هدف مورد حمله قرار گرفتهاند. در بازه مزبور، میانگین حملات ۲۲۸ مورد در هر روز بوده است. از این تعداد، ۲۹ هزار عملیات در غزه و مابقی عمدتاً علیه لبنان انجام شده است. به شکل خاص، فرودگاههای نظامی رژیم نیز در چندین نوبت مورد حمله ایران و مقاومت لبنان قرار گرفتهاند. در حملات ایران، درمجموع دهها تن کلاهک موشکهای بالستیک به این پایگاهها اصابت کرده است.
2. نیروی زمینی
نیروی زمینی ارتش رژیمصهیونیستی به طور مداوم در غزه، کرانه باختری، مرزهای لبنان و سوریه درگیر بوده است. این نیرو برخلاف نیروی هوایی، تنها در محیط نزدیک قابل بهکارگیری بود، اما به شکل پیوستهای در تمام جبههها درگیری داشت؛ درحالیکه نیروی هوایی در کرانه باختری فشار کمتری را تحمل کرده و درخصوص جبهه ایران و یمن نیز با تهدیدهای پیوسته مواجه نبود. در برههای این نیرو مجبور بود همزمان با مراقبت از جبهه سوریه و کرانه باختری، در دو جنگ غزه و لبنان درگیر باشد. بالعکس نیروی هوایی، نیروی زمینی رژیم در حوزه نفرات و تسلیحات در حین جنگ ضربات بزرگی خورده است. هزاران تانک، نفربر و خودروهای زرهی فعال و ذخیره رژیم در نبردها نابود شده و یا آسیب دیدهاند؛ برخی از این وسایل نیز مصرف شدهاند به این شکل که مملو از مواد منفجره شده و با کنترل از راه دور برای تخریب مواضع مقاومت غزه و لبنان مورد استفاده قرار گرفتهاند. نفربرهای قدیمی ام-۱۱۳ آمریکایی که دیگر به کار جنگ نمیآیند، در این زمینه استفاده شدهاند. درخصوص تلفات انسانی نیز نظامیان رسمی و ذخیره در نیروی زمینی آسیبهای وحشتناکی خوردهاند.
۳. نیروی دریایی
فعالیت نیروی دریایی رژیمصهیونیستی در جنگ تقریباً منحصر به کمک در رهگیری پرتابههای هوایی در بیرون محیط سرزمینهای اشغالی و حتی بر فراز آن بوده است. ناوها وظیفه داشتند در رهگیری موشکها و پهپادهای پرتابی از یمن مشارکت کنند. در یک مورد، تنها یک ناو نیروی دریایی رژیم بود که موفق شد پرواز پهپاد مقاومت لبنان بر فراز محل اقامت نتانیاهو را رویت کند. نیروی دریایی بدون آنکه در جنگ دریایی شرکت کند، با توجه به مشارکت خود در امر رهگیری پرتابههای هوایی که فعالیتی دائمی بود، فرسایش قابل توجهی را متحمل شد. تمام مشغله این نیرو به حملات یمن مرتبط بود و از آن جهت که صنعا تقریباً در هفتههای اول جنگ طوفان الاقصی به روند آن پیوست، نیروی دریایی رژیم نیز در طول ۱۴ ماه از ۱۵ ماه جنگ، در حال آمادهباش و فعالیت بود.
4. نیروی اطلاعاتی
قوای اطلاعاتی رژیمصهیونیستی یکی از فعالترین و مؤثرترینهای این رژیم در جنگ بودند. با این حال، در چندین نوبت، مقرهای شاخههای مختلف آن مورد حمله قرار گرفتند. نخستین حمله علیه آنها، عملیات اربعین مقاومت لبنان بود که طی آن، مقر یگان ۸۲۰۰، وابسته به سازمان اطلاعات ارتش رژیم در حومه تلآویو مورد حمله قرار گرفت. پس از آن نیز مقاومت لبنان چندین حمله را علیه مراکز امان و موساد به اجرا درآورد. در عملیات وعده صادق-۲، ایران به چند مرکز اطلاعاتی مستقر در تلآویو حمله کرد. فارغ از عملیاتهای نظامی، دستکم در یک مورد، عملیاتی با یک کامیون علیه مقر موساد صورت گرفت که طی آن دهها افسر این نیرو کشته یا زخمی شدند.
5. نیروهای ذخیره
جنگ غزه و لبنان بیشتر از هر چیز برای نیروهای ذخیره نیروی زمینی ارتش رژیم زیانبار بود. نیروهای ذخیره برای زمانی پیشبینی شدهاند که رژیمصهیونیستی با مشکل نیروی انسانی در مسئلهای حاد روبهرو شده و نیازمند نفرات جدید برای مبارزه در داخل باشد. با این حال، نیروهای ذخیره برای جنگیدن در یک جنگ شهری در مقابل گروههای چریکی مقاومت در غزه به کار گرفته شدند. آنها همچنین در لبنان نیز جنگیدند.
