

بعد از فوت ابراهیم نبوی برخی در سوگ او از علاقهاش برای بازگشت به کشور نوشتند و حسرتی که تا همیشه با او همراه بود و همین غم نیز باعث شد تا او به زندگی خود پایان دهد. موضعگیری برخی از چهرههای اصلاحطلب در داخل کشور بار دیگر، قصه بازگشت ایرانیانی که خارج از کشورند و زمانی مواضعی تند علیه ایران داشتند را داغ کرد. آنچه مطرح و به آن تأکید میشد، ضرورت فراهم کردن شرایط بازگشت این افراد است.
بازگشت یا عدم بازگشت ایرانیانی که زمانی مواضعی ضدایرانی داشتند را نمیتوان ساده دید و صرفاً دستگاه حکمرانی را مقصر دانست. واقعیت این است ممنوعیتی برای ورود ایرانیانی که زمانی از کشور خارج شدند، نیست اما تضمینی نیز وجود ندارد که ورود برخی از این چهرهها که عموماً سابقه سیاسی دارند، با برخورد قضایی همراه نشود. چهرههای سیاسی و روزنامهنگارانی که عموماً در میانه دهه 80 از ایران خارج شدند را میتوان در سه دسته قرار داد؛ بخشی از آنها افرادیاند که در موقعیت مشخصی مواضعی تند علیه ایران داشتند و به مرور زمان این مواضع تعدیل و به واقعیت نزدیک شد، نکته مهم دیگر آنکه آنها اقدامی هم برخلاف امنیت و مصالح ملی انجام ندادند.
برخی دیگر نیز افرادی بودند که علاوه بر مواضع تندی که علیه ایران گرفته بودند همکاری هم با رسانهها و سازمانهای ضدایرانی داشتند و همه تلاش خود را برای تحقق براندازی در ایران ادامه دادند و حالا نیز شرایط برای آنها تفاوتی نکرده است. برخی دیگر از این افراد هم چهرههاییاند که بهرغم تندروی و مواضع رادیکال علیه ایران و همکاری با رسانههای فارسیزبان امروز معتقدند بهترین گزینه موجود برای ایران نظام جمهوری اسلامی است. شاید ابراهیم نبوی را بتوان در دسته سوم قرار داد اما تناقض در موضعگیری و اظهارات او بیش از تغییر نظر و دیدگاه او درمورد ایران برجسته است.
ابراهیم نبوی درحالیکه از علاقهاش برای بازگشت به ایران صحبت میکرد اما همچنان قلم تند و گزنده و اغلب توهینآمیزی در خصوص برخی مقدسات مذهبی ایرانیان داشته است. نبوی در این مدت میتوانست نسبت به اظهاراتش اظهار پشیمانی کند و بهخاطر توهین به مقدسات عذرخواهی کند اما این کار را انجام نداد. نبوی را میبایست جزو آن دسته از مردم دانست که تا زمانی که کارکرد دارند، به مطرح کردن مواضع ضدایرانی خود ادامه میدهند و زمانی که کارکرد خود را از دست میدهند به دنبال بازگشت به ایران هستند. درواقع مهمترین مانع بازگشت ابراهیم نبوی به ایران خود اوست.
ضرورت هموارکردن شرایط برای بازگشت چهرههای سیاسی و غیرسیاسی ایرانی به کشور انکارنشدنی است. لازم است قوانین مدونی در این رابطه تنظیم شود و همزمان نیز برخوردی روادارانه با در نظر گرفتن مصالح و امنیت ملی با این افراد داشت اما نباید در دام فانتزیسازی هم افتاد، تمام اقدامات برخی این افراد را نادیده گرفت و آنها را افرادی تماماً ایراندوست معرفی کرد. رفتاری که این روزها از جانب برخی سیاسیون و حتی مقامات دولتی درمورد درگذشت ابراهیم نبوی دیده میشود اما عموماً از این حیث است، بیشتر برمبنای احساسات است، خروجی این موضع احساسی نیز مقصر نشان دادن نهادها و دستگاههای داخلی آن هم یکسویه و یکطرفه است.
اگرچه نقص و ضعفهایی در مواجهه با ایرانیان خارج از کشور وجود دارد و جبران آن نیز ضروری است، اما نباید فراموش کرد در میان این افراد که لازم است شرایط برای بازگشت آنها فراهم شود، چهرههایی نیز حضور دارند که تا آنجا که توانستند برای آسیب به نظام حکمرانی ایران قدم برداشتند و بعد از آن که مطمئن شدند رویایشان محقق نمیشود، ندا سر دادند که میخواهند به ایران برگردند. طبیعی است که برخورد با این افراد نمیتواند همانند سایر افراد باشد؛ چراکه آنها خود مانعی جدی برای بازگشتشان هستند.
متن کامل گزارش گروه نقد روز را در روزنامه فرهیختگان بخوانید
