


روز پنجشنبه جریان سیاسی منسوب به یکی از وزرای دولت قبل، کنگره اخیر خود را با هدفگذاری مشخص برای انتخابات شوراهای شهر برگزار کرد. این جریان که ترکیبی از چهرههای اصولگرای برجسته و فعالان سیاسی نزدیک به این خطمشی است، در تلاش است تا با تمرکز بر ساختار مدیریت شهری، بستر نفوذ خود را در شهرداریها و شوراهای شهر گسترش دهد. هدف اصلی این جریان از برگزاری این نشست، آغاز برنامهریزی برای انتخابات شوراهای شهر بود.
این جریان سیاسی در تلاش است از این فرصت برای تقویت حضور سیاسی و مدیریتی خود در سطح شهرها بهرهبرداری کند. چشمانداز این جریان بر پایه نفوذ در شوراها و شهرداریها استوار است و بهدنبال تثبیت جایگاه خود در مدیریت شهری از طریق بهرهگیری از حمایت افراد کلیدی و پایگاههای اجتماعی خاص است. کنگره اخیر نشاندهنده آغاز حرکت جدیدی در این راستا بود.
وجود لینک اینستاگرام و تلگرام در بین سایر شبکههای اجتماعی آن هم در سایت حزبی که عضو اصلی آن یعنی محمدحسین طاهری علیه فیلترینگ توییت زده، تناقضی جالب توجه است. چنین تناقضاتی را حمید رسایی پیش از این، اینگونه توجیه کرده است: «توییتر منطقه جنگی است. عموم نباید در آن حضور داشته باشند، ما باید باشیم تا پاسخ دهیم و دفاع کنیم!»
حمید رسایی که در مجمع عمومی نخست این حزب در صف اول نشسته بود و به سخنرانی پرداخت، در این مجمع نیز نقشی مشابه ایفا کرد تا نشان دهد یکی از چهرههای اصلی آن است. پس از آنکه برخی وزرا و اعضای دولت سیزدهم نیز در آن مجمع حضور پیدا کرده بودند، در فضای سیاسی این انتقاد بهوجود آمد که چرا چهرههای اصلی دولت در میان انبوهی از مشکلات اقتصادی کنش حزبی و سیاسی در سال منتهی به انتخابات مجلس نشان میدهند.
حضور دو چهره از این ستاد در بحبوحه تقابلهای رسانهای بر سر فیلترینگ این ابهام را در مقابل تصمیمات آن قرار میدهد که آیا قانون و مراجع بالادستی مرجع تصمیمگیری آنهاست یا موضعگیریهای سیاسی مورد حمایت احزاب؟ تا به اینجای کار مواضع تند این چهرهها علیه رفع فیلتر واتساپ و گوگلپلی توسط شورای عالی فضای مجازی نشان میدهد که هماهنگیهای حزبی گزینه محتملتری است.
تلاش اتحاد ملت برای احیای پایگاه اجتماعی
حزب اتحاد ملت، که بهعنوان ادامهدهنده جریان اصلاحطلب حزب مشارکت شناخته میشود، در دهمین کنگره سالیانه خود، تلاش برای احیای نقش و جایگاه سیاسیاش را نشان داد. این حزب که در دوران اصلاحات از بدنه اجتماعی گسترده و ساختار حزبی منسجمی برخوردار بود، اکنون با کاهش چشمگیر موضوعیت اجتماعی و افول اعتبار در حاکمیت مواجه است. اتحاد ملت دیگر آن جایگاه گذشته را در میان مردم ندارد و بهعنوان یکی از رادیکالترین جریانهای اصلاحطلب شناخته میشود.
اگر حضور مقامات دولت سیزدهم در کنگره حزب شریان در سال 1401 را ایراد تلقی کنیم، همین ایراد نیز در مورد چهار چهره دولت چهاردهم که اکنون در کنگره حزب اتحاد ملت حضور یافتهاند وارد است. در دهمین کنگره سالیانه این حزب که روز پنجشنبه برگزار شد الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت، محمدرضا ظفرقندی وزیر بهداشت و درمان و آموزش پزشکی و علی زینیوند، معاون سیاسی وزیر کشور به عنوان مهمان حضور داشتند و از همه مهمتر زهرا بهروزآذر معاون امور زنان دولت چهاردهم به عنوان عضو اصلی این حزب انتخاب شد.
اینکه همزمان با مشکلات اقتصادی رو به تشدید کشور و تجمعات هرچندروز یک بار پرستاران، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت و وزیر بهداشت در یک جلسه حزبی حضور پیدا کنند و در بحبوحه نزاع بر سر اجرا و عدم اجرای لایحه عفاف و حجاب، معاون زنان به عضویت یک حزب سیاسی دربیاید، این شائبه را در مقابل آنها بهوجود میآورد که آیا مناسبات حزبی راهبردهای اجرایی کشور را جهتدهی خواهد کرد یا مطالعات علمی و بندهای قانونی. این توجه به فعالیت حزبی همچنین این سؤال را بهوجود میآورد که در فهرست اولویتهای مقامات، حل مشکلات کشور در کجا قرار میگیرد؟
نکته دیگری که باب نقد کردن آن وجود دارد حضور علی زینیوند، معاون سیاسی وزیر کشور در این جلسه است که متصدی برگزاری انتخابات شورای شهر و سایر انتخابات پیشرو است. فارغ از بررسی این موضوع که اصل فعالیت حزبی مقامات دولتی، امری سازنده یا غیرسازنده است، این توقع از وزارت کشور وجود دارد که برای جلوگیری از شائبه بیطرف نبودن در انتخابات از حضور چهرههای منتسب به خود در جلسات سیاسی احزاب جلوگیری به عمل بیاورد.
متن کامل گزارش علی مزروعی، خبرنگار گروه نقد روز را در روزنامه فرهیختگان بخوانید
