کمی تامل لطفاکسی مخالف حضور بازیکنان ایرانی در لیگهای اروپایی نیست، اما بهنظر میرسد در روند موجود یک جای کار میلنگد. انتخابها هوشمندانه نیست و باشگاههای داخلی نقشی در آن ندارند. نتیجه هم عموما عملکرد ضعیف این بازیکنان بوده است و باطل شدن تمام آن رویاهایی که در سر میپروراندند.
ولع تمام نشدنی برای لژیونرشدن
دایی و باقری به هرتا رفتند، خداداد به کلن، مهدویکیا به بوخوم و سپس هامبورگ، پاشازاده و یزدانی به لورکوزن، میناوند به اشتروم گراتسی رفت که آن سالها تیم خوبی بود و در لیگ قهرمانان بازی میکرد، منصوریان به سن پائولی آلمان و خاکپور به لیگ آمریکا. خلاصه اینکه تیم به یکباره بینالمللی شد. سطح فوتبال ما و اساسا آسیا آن زمان خیلی پایینتر از این لیگها بود و لژیونر شدن، هم بهلحاظ مالی دستاورد بزرگی بود و هم بهلحاظ حرفهای. خیلی از باشگاههای ما هم بهلحاظ مالی سود بردند. وقتی هامبورگ قرارداد مهدویکیا را با پرسپولیس قطعی کرد بیش از نزدیک به یک میلیارد تومان به پرسپولیس دادند، یا استقلال با فروش ستارههایش پول خوبی کسب کرد و با آن پول تیم سالهای بعدش را ساخت. حالا و دو دهه پس از آن روزها معنای لژیونر بودن تغییر کرده و ولع عجیبی برای خارج رفتن شکل گرفته است. برای لژیونر شدن؛ لژیونرشدن به خودی خود.
در تمام ترانسفرهای سالهای اخیر، عملا هیچ پولی به باشگاههای ما نرسیده است. جالب اینجاست که بازیکنان ما اکثرا راهی تیمهای درجه سوم و چهارم اروپا میشوند، آن هم با قراردادهایی پایین و حتی گاه پایینتر از تیمهای داخلی. در این سالها موفقترین لژیونر ما علیرضا جهانبخش بوده است که از تیم داماش گیلان و توسط امیرعابدینی ترانسفر شد. البته جهانبخش این شانس را داشت که مدیربرنامهای مثل امیر هاشمیمقدم دارد. دیگران این سالها چیز خاصی نشان ندادهاند. بخشی از این ولع لژیونر شدن ناشی از الگوی رفتاری کارلوس کیروش در سالهای اخیر بوده است، الگویی که بهطور واضح بازیکنان شاغل در لیگهای خارجی را به بازیکنان داخلی ترجیح میدهد. بهخاطر این رویکرد بود که خیلیها عطای لیگ داخلی را به لقایش بخشیدند. کاوه رضایی با پولی کمتر از آنچه در استقلال میگرفت روانه شارلروا شد تا شاید درهای تیم ملی را به روی خود بگشاید، اما نشد.
رامین رضاییان در تیم گمنام بلژیکی روزگار خوبی ندارد. سعید عزتاللهی خیلی وقت است بازی نکرده است. وضعیت سردار هم چندان مناسب نیست. حالا نورافکن و قلیزاده هم راهی شارلروا شدهاند، بدون اینکه چیز خاصی به باشگاههایشان برسد یا خودشان بهلحاظ مالی دستاورد عجیبی داشته باشند. کسی مخالف حضور بازیکنان ایرانی در لیگهای اروپایی نیست، اما بهنظر میرسد در روند موجود یک جای کار میلنگد. انتخابها هوشمندانه نیست و باشگاههای داخلی نقشی در آن ندارند. نتیجه هم عموما عملکرد ضعیف این بازیکنان بوده است و باطل شدن تمام آن رویاهایی که در سر میپروراندند.
* نویسنده : محمد هدایتی روزنامهنگار
مطالب پیشنهادی










