سنجه و معیار تشخیص ایرانی از غیرایرانی
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، آنچه میخوانید سلسله مباحث دکتر علیاکبر ولایتی و جمعی از کارشناسان در مجموعه برنامههای «ایران» در سیمای جمهوری اسلامی ایران در موضوع تبیین مفهوم «ایران و هویت ایرانی» است که در ستون ثابت «درباره ایران» بهصورت پاورقی در روزنامه «فرهیختگان» منتشر میشود.
همو نقدی بر ستهعشر(1) جالینوس مینویسد؛ یعنی رسالات شانزدهگانه جالینوس را -که از یونانی به عربی ترجمه شده بود- مطالعه کرده، بر آن مسلط شده و نقد نوشته است. از این رو است که میگوییم رازی پل علمی میان ایران پیش از اسلام، علوم شبهقاره هند و علوم یونانی و اسکندرانی و رومی است. یک مطلب مهم دیگر که نباید فراموش کرد همین خضوع و فروتنی رازی در یادکرد از جالینوس است که از او پوزش میطلبد به جهت نقدی که بر کتابش مینویسد. اصلا باید بنشینیم و اخلاق این پزشکان و علمای گذشته را از کتابهایشان استخراج کنیم و بیاموزیم که اسلاف ما چگونه زندگی میکردند. ابوریحان بیرونی در سال 363ق به دنیا آمده و رازی بنا به قول ابن ابیاصیبعه، در 313ق فوت کرده است؛ یعنی حدود 50 سال بعد از مرگ او، رازی به دنیا آمده است. تا او به عرصه برسد 40،50 سال طول کشیده است. یعنی کار علمی این دو بیش از 100 سال فاصله زمانی داشته است. رازی برای اینکه کتابهای ابوریحان از بین نرود دست به کار فهرست کردن آنها و توضیح در مورد محتوای آنها میشود. تاریخ نشان داد که فکر رازی درست بوده است؛ زیرا بخشی از کتابهایی که رازی در فهرستش نام برده و توضیح مختصری داده دیگر امروزه موجود نیستند. همین کار را علمای ایرانی و غیرایرانی ازجمله ابن ندیم میکردند. اینها فهرست نوشتند، با این احتمال که این کتابها ممکن است از بین برود. ابن ابیاصیبعه (668 - 600) عیون الانباء فی الطبقاتالاطباء را مینویسد؛ کتابی که هم پزشکنامه است و هم، پزشکینامه. او نام پزشکان سلف تا زمان خود را در کتابش آورده و آثارشان را ذکر کرده تا آیندگان بدانند گذشتگان چه کردهاند.
بنابر مباحثی که پیشتر جنابعالی مطرح فرمودید، مردم ایران محدود به آریاییها نیستند؛ چه به لحاظ گستره قومی و نژادی مردمی که امروزه ایرانی خوانده میشوند و چه به لحاظ تاریخی تمدن ایران که محدود به تاریخ حضور آریاییها در سرزمین ایران نیست. اکنون جای طرح این پرسش کلیدی و مهم است که، در این صورت، «وجه مشترک ایرانیان چیست» یعنی سنجه و معیار تشخیص ایرانی از غیرایرانی چیست و عوامل تشکیلدهنده هویت ایرانی کدامند؟
بهدرستی، پرسش دقیقی مطرح کردید که پاسخ دقیقی نیز باید به آن داده شود. هویت ایرانی از چند عنصر اصلی در طول زمان شکلگرفته و بر آن پایه استوار است. اول اینکه یک وجه مشترک ایرانیها، چه پیش و چه پس از اسلام، این است که ایرانیها در اکثر این تاریخ طولانی که دارند موحد بودهاند؛ اگر شرکی پیش آمده ثانوی بوده، ولی اصل آن هم توحیدی بوده است. «توحید» عنصر اصلی هویت دیرپای ایرانی ایرانیان است. ممکن است نشانههایی از هفت، هشت هزار سال پیش، پیش بیاید که با توحید در تعارض باشد؛ ولی در طی این سه، چهار هزار سال دوره تاریخی که تاریخ ایران به صورت مکتوب در تواریخ یونانی و رومی یا سنگنوشتهها یا تواریخ عربی بعد از اسلام در دست است، همه قرائن حاکی از این است که ایرانیها موحد بودهاند و اگر بعدا انحرافاتی پیش آمده این ربطی به اعتقادات اولیه ایرانیها ندارد. ایرانیها حداقل از سه، چهار هزار سال پیش یکتاپرست بودند. این در حالی است که در تمدنهای مشابه ما این میزان از توحید را مشاهده نمیکنیم. بابل، مصر، یونان، هند و... اغلب آشکارا و بیتردید مشرک بودهاند. حتی در دورههای متاخرتر، جز مسیحیان و یهودیان و صائبین و زردشتیان، مابقی -تقریبا جملگی- پرستنده ارباب انواع بودند و این سخن من مبتنیبر تصریح قرآن کریم و احادیث معتبر شیعه و سنی است. یونانیان معتقد به ارباب انواع بودند و بر این باور بودند که خدایان یونان در کوه المپ جمع هستند و با هم در اتحاد یا کشمکش هستند. بابلیها هم خدایان متعددی داشتند. مصریها و هندیها هم همینطور.
ادامه دارد
پینوشت
1- با وجود آثار فراوان جالینوس، کتابهای شانزدهگانه او در طب که به ستهعشر جالینوس معروفند مشهورتر از دیگران است. در عناوین کتابهای شانزدهگانه در میان مورخان مسلمان کموبیش، وحدتنظر وجود دارد. (معینزاده، علیرضا، «طب ایرانی، ادبیات ایرانی و جالینوس»، مولویپژوهی، ش 4، تابستان 1384، ص 72 - 71)
مطالب پیشنهادی









