شد آنچه که میبایدنفت و مشکیپوشان نشان دادند نمیشود همه چیز را به سخره گرفت و موفق شد. کمی هم برنامه لازم است و رعایت اصول حرفهای.
سقوط مشکیپوشان و نفت تهران
وجه مشترک دو تیم سقوط کننده چه بود؟ مشکلات بسیار، تغییرات پی در پی و گاه مضحک. هر دو چند مربی را در طول فصل عوض کردند، نفت چهار سرمربی و مشکلیپوشان پنج تا. با اعتبار همه آنها هم بازی شد. مشکیپوشان که حتی درباره نامش هم ابهام وجود دارد خیلی زود قافیه را باخت. آنها فصل فاجعهباری را پشت سر گذاشتند و از اول کاندیدای سقوط بودند. آخرین ترفند آنها اضافه کردن خداداد بود، تاکتیکی که دیر اتخاذ شد و معلوم نبود اگر خداداد زودتر هم میآمد اتفاق مثبتی میافتاد. آینده تیم معلوم نیست.
فعلا که از تیمداری در فصل آینده میگویند و اینکه به لیگ برتر باز خواهند گشت. اما داستان آنها در فوتبال پرحاشیه مشهد به این سادگی نیست. از آن سو نفتتهران اول فصل قهرمان جام حذفی بود و مدعی حضور در لیگ قهرمانان. اما آنقدری اوضاعشان بههم ریخته بود که فدراسیون عذرشان را بخواهد و تیم دیگری را معرفی کند. شاید این از معدود کارهای درست فدراسیون فوتبال در لیگ امسال بود. نفت که آخرش معلوم نشد مالکش کیست کارش را با علی کریمی آغاز کرد، لیگ شروع نشده سکان بهدست حمید درخشان افتاد. سریال تغییر ادامه داشت. دوباره علی کریمی. خندهدار است. نه؟ اما ادامه دارد. دوباره حمید درخشان. تیم در نیمه پایینی جدول بود. تیمی با شاکیان بسیار از سالهای قبل. حتی درخشان هم دوام نیاورد. کسی که چسبیدن به نیمکت برایش از هر چیزی مهمتر است. نوبت به افاضلی رسید. مردی که خیلی وقت بود که چشم طمع به نیمکتی در لیگ برتر داشت و حالا به آرزویش رسیده بود. شروع کار عالی بود.
متوقف کردن پرسپولیس در روزهای اوجش و سپس چند هفته برد پیاپی. غره شدند. کار بهجایی رسید که افاضلی گفت دیگر نمیبازیم. اما باختند. خیلی هم. تا جایی که حالا تیم سقوطکننده هستند. آینده آنها حتی مبهمتر از مشکیپوشان است. معلوم نیست سرنوشت تیم و بدهیهایش چه میشود. نفت و مشکیپوشان نشان دادند نمیشود همه چیز را به سخره گرفت و موفق شد. کمی هم برنامه لازم است و رعایت اصول حرفهای.
*نویسنده : محمد هدایتی روزنامهنگار
مطالب پیشنهادی










