مرتضی افقه، فارغ‌التحصیل دکتری اقتصاد از دانشگاه بیرمنگام انگلستان در گفت‌وگو با «فرهیختگان»:

زمانی که شاخص رشد اقتصادی به دلیل توسعه زیرساخت‌هایی مثل پتروشیمی که سرمایه‌بر است و ایجاد اشتغال چندانی نمی‌کند، لازم است دولت با حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسطی که نیروی کار بیشتری جذب می‌کنند، موانع کسب‌وکار در واحدهای کوچک و متوسط را رفع کند تا اشتغالزایی بیشتری انجام شود.

  • ۱۳۹۶-۱۲-۲۴ - ۰۳:۰۹
  • 00
مرتضی افقه، فارغ‌التحصیل دکتری اقتصاد از دانشگاه بیرمنگام انگلستان در گفت‌وگو با «فرهیختگان»:

دولت با حمایت ازکسب‌وکارهای کوچک اشتغالزایی‌کند

دولت با حمایت ازکسب‌وکارهای کوچک اشتغالزایی‌کند

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، اعلام آمارها و شاخص‌های اقتصادی از جمله نرخ تورم، بیکاری، رشد اقتصادی و... در هر کشوری از ملزومات برنامه‌ریزی‌های اقتصادی به شمار می‌رود. در اقتصاد ایران نیز مرکز آمار در کنار بانک مرکزی مسئولیت محاسبه و اعلام این شاخص‌ها را برعهده دارند تا بنگاه‌های اقتصادی داخلی و خارجی و کارشناسان اقتصادی براساس این آمارها برنامه‌ریزی کرده و براساس وضعیت موجود در کشور به بررسی نقاط ضعف و قوت اقتصاد پرداخته و چشم‌انداز اقتصادی کشور را تبیین کنند؛ موضوعی که اگرچه سال‌هاست به‌عنوان یک اصل پذیرفته‌شده در اقتصاد دنیا مطرح است، اما در کشور ما به موضوعی دست‌چندم و دلخواه تبدیل شده، به نوعی که مسئولان براساس خوشایند خود و میزان این شاخص زمان اعلام آن را تعیین می‌کنند، این در حالی است که اعلام نشدن نرخ رشد اقتصادی، سر موعد مقرر حوزه تجارت کشور را با اختلال مواجه می‌کند، چراکه اقتصاد هر کشوری با توجه به اعلام و بررسی این شاخص‌ها متوجه می‌شود که در کدام حوزه‌ها به سرمایه‌گذاری بیشتری نیاز داشته یا کدام حوزه‌‌ها در اقتصادش ظرفیت سرمایه‌گذاری جدید ندارد. در این میان برخی کارشناسان دلیل اصلی عدم اعلام آمارهای اقتصادی را وضعیت نامطلوب این شاخص‌ها دانسته و معتقدند که دولت حتی با وجود آمارهای منفی اقتصادی باید این آمارها را سر موعد اعلام کند، چراکه با این کار نه‌تنها از اقتدارش کاسته نمی‌شود، بلکه به واسطه صداقتش اعتماد عمومی مردم به دولت نیز افزایش خواهد یافت. در این زمینه «فرهیختگان» در گفت‌وگویی با دکتر مرتضی افقه، عضو هیات‌علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز به بررسی این موضوع پرداخته است. متن کامل این گفت‌وگو از نظرتان می‌گذرد.

به‌عنوان سوال اول می‌خواستم نظرتان را درباره دلایل اهمیت اعلام یا عدم اعلام آمار شاخص‌های اقتصادی کشور در کشور  بدانم. چرا این موضوع برای اقتصاد هر کشوری حائز اهمیت است؟

به هرحال شاخص‌های اقتصادی نشان‌دهنده وضعیت اقتصادی آن کشور است. برای مثال رشد اقتصادی سطح کلی رفاه یک جامعه را به تصویر می‌کشد. در واقع شاخص رشد اقتصادی به مثابه نمودار افزایش رشد تولید ملی و محاسبه آن از زوایای مختلف است که در دو حالت مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌گیرد، در شکل اول آن، وضعیت اقتصادی کشور را با خود آن کشور مقایسه می‌کنند؛ به عبارت دیگر، وضع فعلی اقتصاد کشور با وضعیت قبلی آن مورد مقایسه قرار می‌گیرد تا مشخص شود میزان رشد و شتاب اقتصادی آن و عدم رشد اقتصادی در آن جامعه چگونه بوده است. از سوی دیگر، رشد اقتصادی کشور با رشد اقتصادی سایر کشورها مورد ارزیابی و بررسی قرار می‌گیرد تا تفاوت‌های آماری و چرایی آن مورد بحث و تبادل نظر میان کارشناسان اقتصادی قرار گیرد. در مجموع نرخ رشد اقتصادی یکی از شاخص‌های بسیار مهم در تعیین وضعیت اقتصادی یک کشور است. اگرچه به لحاظ تشخیص و صحت معیارهای استفاده‌شده برای اندازه‌گیری و محاسبه آن شبهات زیادی وجود دارد، اما همچنان به‌عنوان یکی از شاخص‌های اصلی و اولیه ارزیابی وضعیت اقتصاد کشور به شمار می‌رود، چراکه براساس این آمار می‌توان رشد یا عدم رشد شاخص‌های دیگری همچون نرخ تورم، اشتغال، بیکاری و سایر موارد را محک زد.

با توجه به اهمیت اعلام آمار رشد اقتصادی در برنامه‌ریزی‌های یک کشور، برخی کارشناسان بر این باورند که برخی از اعداد و ارقام منتشرشده غیرواقعی است. در پاره‌ای از موارد نیز مشاهده شده که بین آمارهای اعلام‌شده از سوی بانک مرکزی و مرکز آمار به‌عنوان دو نهاد آمارده در کشور، تفاوت‌های فاحشی وجود دارد. تحلیل شما از چرایی این موضوع و تفاوت‌های موجود چیست؟

 اینکه مردم یا کارشناسان به آمارهای منتشرشده از سوی دولت در سال‌های گذشته با دیده تردید نگاه کرده یا بعضا بدان اطمینان ندارند، دلایلی دارد. اگر به دنبال چند سرنخ اصلی برای این موضوع باشیم، باید بدانیم کاهش سرمایه اجتماعی موضوعی است که متاسفانه در سال‌های اخیر به نحو چشمگیری افزایش داشته است، به نحوی که اعتماد مردم به دلایل مختلف که اصلی‌ترین عامل آن خود دولت‌ها هستند، کاهش یافته است. اعداد و ارقامی که در دو تا سه سال گذشته از سوی دولت انتشار یافته، بعضا با بی‌توجهی یا عدم باورپذیری اجتماعی مواجه شده است. برای حل این مشکل نیازمند تقویت سرمایه اجتماعی و بازگرداندن اعتماد ملی هستیم. بی‌تردید یکی از اصلی‌ترین دلایل عدم باور‌پذیری مردم در اعلام آمار رشدهای اقتصادی اعلام‌شده، تورم بالا، عدم ایجاد اشتغال، افزایش بیکاری و تشدید رکود بوده است. مردم متعاقب اعلام رشد اقتصادی اذعان می‌کنند که عملا رشدی در زندگی آنان پدیدار نشده و روند زندگی و کار و معیشت مردم تغییری نکرده است، بنابراین مردم با استناد به این قیاس آمارهای منتشرشده را کذب می‌دانند، در حالی که در پاره‌ای اوقات به نظر نمی‌رسد آمار منتشرشده کذب باشد، چراکه در فاصله بعد از گفت‌وگوهای بین‌الـملـلی ظرفـیت‌هــای خالـی اقتصادی پـر شده و فروش نفت که قبل از برجام بسیار سخت و کم بود، به حالت طبیعی خود بازگشته است. از این رو با توجه به اینکه درآمد ملی افزایش یافته و بودجه‌ها در سرمایه‌گذاری‌های نفتی و پتروشیمی هزینه شده است، ممکن است نرخ رشد اقتصادی اعلام‌شده نیز صحیح باشد؛ با این تفاوت که اشتغال افزایش نیافته و طبیعتا نرخ بیکاری نیز کاهش نداشته، ضمن اینکه در چنین شرایطی توزیع درآمدی هم بین مردم انجام نشده است. به همین دلیل مردم احساس می‌کنند آمارهای اعلام‌شده واقعی نیست. شاید هفت- هشت دهه قبل، رشد اقتصادی توام با توزیع درآمد و اشتغالزایی بود، اما استانداردها و شاخص‌های رشد اقتصادی در حال حاضر متفاوت از دهه‌های گذشته است. الزاما افزایش رشد اقتصادی به معنای افزایش اشتغال و کاهش فقر نیست، چراکه عمده سرمایه‌گذاری‌های کنونی در واحدهای سرمایه‌بر اتفاق می‌افتد؛ واحدهایی که نیروی کار کمتری می‌گیرند، اما نیازمند دریافت سرمایه عظیمی است، هرچند سرمایه‌گذاری زیادی می‌طلبد، اما در واقع اشتغالی ایجاد نمی‌شود و به تبع آن رشد درآمد و کاهش فقری نیز صورت نمی‌گیرد.

به نظر شما در شرایط فعلی دنبال کردن چه سیاست‌هایی می‌تواند در این زمینه مناسب و مفید باشد؟

زمانی که شاخص رشد اقتصادی به دلیل توسعه زیرساخت‌هایی مثل پتروشیمی که سرمایه‌بر است و ایجاد اشتغال چندانی نمی‌کند، لازم است دولت با حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسطی که نیروی کار بیشتری جذب می‌کنند، موانع کسب‌وکار در واحدهای کوچک و متوسط را رفع کند تا اشتغالزایی بیشتری انجام شود. در این وضعیت است که مردم آثار رشد اقتصادی را مشاهده می‌کنند، در غیر این صورت تداوم روند بی‌اعتنایی به حمایت از صنایع کوچک و متوسط و عدم اهتمام دولت به اشتغالزایی پایدار و موثر قاعدتا منجر به محدود شدن نرخ رشد می‌شود.

دلیل اصلی دولت در شرایط فعلی از عدم اعلام نرخ رشد اقتصادی چیست؟

برخی دولت‌ها چون کارنامه موفقی ندارند و خود نیز به این موضوع اذعان دارند، از اعلام نرخ رشد اقتصادی کشور جلوگیری کرده یا با تعلل این آمارها را اطلاع‌رسانی می‌کنند. در پاره‌ای اوقات ارزش افزوده که مبنای محاسبه رشد اقتصادی است، توسط برخی بخش‌ها اعلام نمی‌شود، بنابراین اعلام آن توسط دولت برای تحلیل‌های اقتصادی بسیار مهم است، چراکه اساتید و پژوهشگران براساس اعلام نرخ رشد به مطالعه اقتصاد کشور می‌پردازند.

از سوی دیگر عدم اعلام نرخ رشد اقتصادی سرمایه‌گذار را دچار سردرگمی می‌کند. این سرمایه‌گذار اعم از داخلی یا خارجی براساس شاخص‌های اعلام رشد اقدام به سرمایه‌گذاری یا عدم سرمایه‌گذاری در کشور می‌کند. از این رو اعلام رشد اقتصادی سهم موثری در آینده اقتصاد کشور دارد.

قاعدتا عدم اعلام رشد اقتصادی بدبینی سرمایه‌گذاران به اقتصاد کشور را افزایش می‌دهد، از این رو نتایج اعلام آن در روند اقتصاد کشور بسیار موثر است. بی‌شک عدم اعلام نرخ رشد بیشتر در بخش خصوصی خود را نشان می‌دهد، به‌خصوص در شرایطی که اقتصاد کشور در وضعیت رکودی قرار دارد، افزایش بدبینی آن هم از سوی دولت معقول و منطقی نیست، از این رو باید گفت عدم اعلام به هر بهانه‌ای که باشد، زمینه خوشبینی را برای سرمایه‌گذاری در کشور از بین برده و برای اقتصاد مضر است.

مطالب پیشنهادی
نظرات کاربران