دکتر مهدی نژاد‌نوری با واکاوی ۴۰ سال جهاد علمی در ایران می‌‌گوید اگر مدیریت کشور اصلاح شود پیشرفت علمی تصاعدی خواهد شد

هر کشوری بتواند به استقلال علمی دست یابد یا در مبحث علمی پیشرفت کند و این پیشرفت ذاتی و درونی باشد، می‌تواند نیازمندی‌ها و خواسته‌های خود را تعریف کرده و به اجرا درآورد. به هر حال پیشرفتی که وابسته باشد، با تلنگری فرومی‌پاشد. تردیدی در این امر نیست کشورهایی که به دنبال استقلال و پیشرفت هستند، باید در صحنه علمی بسیار توانمند باشند و دست بالا را داشته باشند.

  • ۱۳۹۶-۱۱-۱۰ - ۱۴:۴۰
  • 00
دکتر مهدی نژاد‌نوری با واکاوی ۴۰ سال جهاد علمی در ایران می‌‌گوید اگر مدیریت کشور اصلاح شود پیشرفت علمی تصاعدی خواهد شد

از صفر مطلق به مرز‌های علم رسیدیم

از صفر مطلق به مرز‌های علم رسیدیم
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، رشد علمی و نقش آن در ارتقای جایگاه ملت‌ها و کشورها در عرصه بین‌الملل همواره یکی از محورهای مورد تاکید رهبر انقلاب در بازه‌های زمانی مختلف بوده است. ایشان اخیرا در دیدار با شرکت‌کنندگان در کنفرانس اتحادیه بین‌المجالس سازمان همکاری اسلامی نیز بار دیگر به این موضوع اشاره داشتند و «تلاش برای پیشرفت علمی» را یکی از مسائل و نیازهای بسیار مهم دنیای اسلام دانستند. به گفته ایشان جهان اسلام برای رهایی از سلطه غرب باید برای پیشرفت علمی تلاش کند و این کار امکان‌پذیر است. رهبر انقلاب با اشاره به تجربه موفق ایران در موضوع پیشرفت علمی این نکته را هم یادآور شدند که ایران اسلامی با اتکا به جوانان خود و در شرایطی که در تحریم قرار داشت توانست در بخش‌های مهمی در مرز دانش قرار گیرد، در حالی که قبلا در این بخش‌ها بسیار عقب بود. در تبیین این فراز از رهنمودهای رهبر انقلاب با دکتر «محمد  مهدی‌نژاد‌نوری» معاون پژوهشی اسبق وزارت علوم به گفت‌وگو نشستیم. متن این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

یکی از محورهای مورد اشاره رهبر انقلاب در دیدار با شرکت‌کنندگان در کنفرانس اتحادیه بین‌المجالس سازمان همکاری اسلامی مقوله رشد علمی و نقش آن در ارتقای جایگاه کشورهای مسلمان در دنیا بود. در تبیین این موضوع بفرمایید نسبت رشد علمی با ارتقای جهان اسلام به‌ویژه در راستای مبارزه با اسرائیل چیست؟

علم در اسلام ارزش ذاتی دارد و معنای آن هم که در ادبیات اسلامی به‌خصوص در قرآن مطرح می‌شود، بسیار فراتر از آن چیزی است که بشر از آن به‌عنوان علم تعبیر می‌کند. علم مبنای هرگونه قدرت و اقتدار است که بودن آن پیشرفت را تضمین می‌کند و نبود آن حتما با خود وابستگی به همراه دارد، به نحوی که حضرت علی(ع) فرمودند هر کسی علم را به دست آورد، می‌تواند سروری کند و می‌تواند حرف خود را پیش ببرد و هر کسی آن را کسب نکرد، بر او تسلط می‌یابند.  این مساله با شواهد تاریخی حتی در روزگار معاصر پیدا است. اینکه می‌بینیم کشورهای غربی به‌خصوص آمریکا و رژیم‌های ستمکار دیگر، سایر کشورها را به زیر سلطه خود کشیده و انواع اقدامات ظالمانه را انجام می‌دهند، ابزار اصلی آنها، تسلط بر علم و به‌کارگیری آن در صحنه عمل است و به همین جهت تا جایی که بتوانند اجازه استقلال به کشورهای دیگر نمی‌دهند.  نمی‌خواهم الان درباره اهمیت و جایگاه علم صحبت کنم. می‌خواهم نسبت به این موضوع تاکید کنم که هر کشوری بتواند به استقلال علمی دست یابد یا در مبحث علمی پیشرفت کند و این پیشرفت ذاتی و درونی باشد، می‌تواند نیازمندی‌ها و خواسته‌های خود را تعریف کرده و به اجرا درآورد. به هر حال پیشرفتی که وابسته باشد، با تلنگری فرومی‌پاشد. تردیدی در این امر نیست کشورهایی که به دنبال استقلال و پیشرفت هستند، باید در صحنه علمی بسیار توانمند باشند و دست بالا را داشته باشند.

جز ایران و ترکیه که شرایطی تقریبا شبیه به هم دارند، باقی کشورهای اسلامی توانسته‌اند در این مسیر گام درستی بردارند؟

در برخی از این کشورها به ظاهر یک آثاری از فناوری پیشرفته وجود دارد. مثلا کشورهای منطقه خلیج‌فارس به ظاهر دانشگاه‌های مجلل و آزمایشگا‌ه‌ها و امکانات خوبی دارند و حتی ممکن است در نشریات علمی بین‌المللی آثاری از اینها ذکر شده باشد، ولی وقتی با نگاه جزئی می‌بینیم که همه شبیه یک سراب است؛ یعنی با توجه به جمعیت کم و با توجه به اینکه اکثریت کسانی که این توانمندی‌ها را دارند بومی این کشور‌ها نیستند، به‌رغم بهره‌مندی از منابع مالی فراوان، احساس دستیابی عمقی به علم را ندارند و آنچه هست بیشتر جنبه تشریفاتی و ظاهری دارد.  یک دسته دیگر همانند مالزی هستند که به ظاهر برخی از فناوری‌های پیشرفته و آثار پیشرفت علمی در کشور آنها هویدا است و حتی خیلی از دانشجویان ما برای ادامه تحصیل در مقطعی به آن کشور می‌رفتند، ولی آنجا هم اگر جزئی‌تر نگاه کنید، می‌بینید بیش از هر چیز جنبه کاسبی رونق دارد و پیشرفت چندانی در بحث علم و توسعه علمی ملاحظه نمی‌شود. البته این رویکرد هم منطق خود را دارد. همه اینها وابستگی شدیدی به کشورهای دیگر دارند و با پیروی از آنها برخی اقدامات را انجام می‌دهند.  کشور ترکیه هم وضعیت نسبتا خوبی دارد، ولی در بخش‌های زیادی وابستگی دارد؛ یعنی اگر دست برخی از کشورها از پشت ترکیه برداشته شود و آزادی عمل آنها را خدشه‌دار کنند، آن هم دچار نقص اساسی می‌شود. با جرات می‌توان گفت تنها کشوری که در کل جهان اسلام در عرصه علمی با تکیه بر توان داخلی به موفقیت‌های بالایی رسیده و این موفقیت‌ها به خود آن کشور وابسته است، ایران است. جمهوری اسلامی ایران تحریم‌های سنگین و دشمنی‌های بسیاری را پشت سر گذاشته است، به همین جهت از استحکام بالایی برخوردار است و باید برخی نواقص را برطرف کرد تا از این توانمندی به نحو شایسته برای حرکت شتاب‌دار کشور استفاده شود.  بنابراین متاسفانه در کشورهای اسلامی رویکرد به بحث توسعه علمی با تکیه بر ظرفیت‌های درونی تقریبا وجود ندارد و آنچه از مظاهر این امر دیده می‌شود، با تکیه بر ظرفیت‌های سایر کشورها و بعضا تشریفاتی است و تاکنون تاثیر تعیین‌کننده‌ای در سطح دنیا نداشته‌اند.

مقام معظم رهبری اذعان دارند پیشرفت و برخی مرزهای علمی را درنوردیدیم. این امر را باید کجا دید؟ نمود این امر در جامعه و زندگی روزمره مردم چیست؟

درخصوص نمود پیشرفت علمی فقط لیست می‌کنم و شما قضاوت کنید. یک بحث این است که خروجی آن باید سر سفره مردم بیاید. یک بحث این است که می‌گویند این کار را می‌خواهید انجام دهید، مردم چه بهره‌ای می‌برند؟ این درست است، ولی من می‌گویم تاثیر برخی از اقدامات آنی نیست. تاثیر درازمدت دارند.  تاثیر درازمدت آیا به این معنی است که به مردم وعده‌های فانتزی می‌‌دهیم که درآینده دور فلان خواهد شد؟ یا آثاری مشخص از این موضوع وجود دارد. من آثار کوتاه‌مدت را عرض می‌کنم که بعدا می‌توانند تبدیل به آثار درازمدت شوند. اولین و مهم‌ترین که شاید به ظاهر بیشترین فشار روی آن است، بحث هسته‌ای است.  ایران چگونه دارای چرخه غنی‌سازی سوخت شد؟ چطور انجام شد؟ چه کسی دخیل بود؟ آیا بازرگانان و تجار و سرمایه‌داران این را ایجاد کردند؟ یا عناصر علمی با کسب علم و درونی‌سازی و بومی‌سازی آن توانستند چنین کاری را انجام دهند؟

یک امر دیگر قدرت دفاعی ما است. قدرت دفاعی که مظهر آن را در موشکی بیان می‌کنند، تنها موشکی نیست و در زمینه‌های دیگر هم هست. مگر می‌شود فقط با موشک دفاع یک کشور را سامان داد؟ اینها را کسی به ما نداده است. اینها چطور اتفاق افتاد؟

الان امنیت ما با چه ابزارهایی تامین می‌شود که اگر از خود نداشتیم، کشور باید به خارج وابسته می‌شد و هزینه‌های فوق‌طاقتی برای این کارها صرف می‌کردیم. الان عمده این ابزارها داخلی است. فکر می‌کنید توسط چه کسی انجام شده است؟

در فناوری‌های نوین در سال 95 طبق آمار رسمی، کشور 300 میلیارد تومان در حوزه‌هایی اعم از تجهیزات و محصولات فروش داشته است؛ مثلا در محصولات داروهای نوترکیب که صادرات خوبی را دارد. البته این صادرات بعد از 10 سال کار کردن به دست آمد.

برخی چیزها که شاید امروز خیلی شاخص به نظر نرسند، ولی کشور بر آنها مسلط شد. در حوزه عمران انواع راه‌ها، سدها، ساختمان‌ها و تاسیسات توسط خود ما به بهره‌برداری می‌رسد. در عسلویه فازهای مختلف تاسیس شد و ممکن است این سوال مطرح شود چرا خارجی‌ها آمدند؟ یک بخش به دلیل سرعت عمل و بخشی به دلیل شراکت در بازرگانی است ولیکن ما نشان دادیم در بدترین شرایط تحریم توانستیم این فازها را اجرا کنیم.

در حوزه پزشکی و سلامت بسیارند کسانی که برای این امر وارد ایران می‌شوند. 9/99 درصد تمام بیماری‌ها در کشور ما تحت درمان قرار می‌گیرند. علاوه‌بر اینها می‌توان به بحث‌هایی همچون سلول‌های بنیادی اشاره کرد که نه تعارف است، نه خیال و نه بزرگنمایی. ما در حوزه سلول‌های بنیادی در رتبه پنجم دنیا هستیم.

اینها چیزهایی نیست که ما بیان کرده باشیم، بلکه آمار دنیا بیان می‌کند. در فناوری اطلاعات و ارتباطات نگاه کنید. سامانه‌های پیام‌رسان بالاتری وجود دارد، چون حمایت می‌شوند و پول‌های سنگینی می‌دهند و بازار ایجاد می‌کنند. ما مشابه آن را در کشور ساختیم و این قدرت ما است.

خیلی از نیازها که در عرصه فناوری اطلاعات داریم، توسط بچه‌های خودمان تامین می‌شوند. این بچه‌ها در این کشور آموزش دیدند و در این کشور پیشرفت کرده و در این کشور محصولات خود را تولید کردند. در حوزه‌های دیگر هم که نگاه می‌کنیم، وضعیت اینچنین است. در حوزه کشاورزی بررسی کنید که چند رقم بذرهای جدید سازگار با محیط‌زیست خودمان بعد از انقلاب تعیین و تهیه شده است که هم مصرف داخلی و هم صادرات دارد.

اینها مسائلی است که با پیشرفت علمی واقع شده است. این را بیان می‌کنند که علم جهان‌وطن است و شما برای اینکه بتوانید خیلی از یافته‌های علمی خود را رونق مناسب دهید، بازار بزرگ می‌خواهید. ما برای اینکه بعضا بازار بزرگ نداریم خیلی از کارها را انجام می‌دهیم، ولی متاسفانه تجاری‌سازی نمی‌شود. اینها با تمهیداتی همانند صادرات توسعه خواهند یافت.

بنیان‌هایی که گذاشته شد و جوانانی که از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل شدند، می‌توانند با منطق شرکت‌های دانش‌بنیان توسعه و گسترش یابند. این پیشرفت علمی ما صرفا شعار نیست و در عمل خود را خیلی جاها نشان داده است. بدیهی است که هنوز به نقطه اشباع نرسیده‌ایم و امکان پیشرفت علمی بیشتر وجود دارد.

 با وجود پیشرفت‌هایی که شما برشمردید، چرا امروز فرضا در آمار مشاهده می‌شود که تعداد زیادی بز وارد می‌کنیم؟ آمار خروج از کشور دانشجویان و مهاجرت هم که سر به آسمان گرفته است. این تناقض‌ها با آن آمارها چگونه قابل‌جمع است؟

دلیل واردات منطق سودجویی و بهره‌جویی دارد و شما شاهد هستید عین امکاناتی را که در داخل کشور داریم، از چین وارد می‌کنیم. وقتی از چین وارد می‌کنند، مقایسه قیمتی می‌کنند و مقایسه کیفیتی ندارند. طرف می‌گوید من این نیازها را با قیمت پایین‌تر تامین می‌کنم. عمده اینها قاچاق است و برای آنها حق و حقوق دولتی پرداخت نمی‌شود، لذا قیمت به ظاهر کاهش می‌یابد و تولیدات داخلی ورشکسته می‌شود. این موضوع حتی در مواردی که حجم تولید بالا بود و ربطی به بحث علم نداشت هم قابل‌مشاهده است. مثلا کفش در این مملکت درست نمی‌شد؟ چطور شد که چین روی دست ایران زد؟ خودروهای بدکیفیت که از چین وارد می‌شود، با همین کیفیت در داخل کشور تولید نمی‌شد؟ سنگ‌پا را هم می‌گویند از چین وارد می‌شود. منطق این امر به علم و کیفیت تولیدات علمی ما ربطی ندارد. این منطق دیگری به نام منطق اقتصاد کلان دارد که تمهیدات و پایبندی‌های خاص خود را می‌طلبد.  برای رشد شرکت‌های دانش‌بنیان باید به بازار توجه کنیم. بازار را برای رقیب خالی نکنیم. بازار را برای رقیب بهشت نکنیم. از قدیم بازار ما بر پایه واردات شکل گرفته است. فرهنگ و سازوکار آن اینچنین است. اگر بخواهید کار صادراتی انجام دهید، مشکلات عدیده‌ای وجود دارد، نه اینکه کسی عمدا این مشکلات را ایجاد کند. از قدیم بوده است. مسئولان که می‌خواهند درست کنند، دچار مشکل می‌شوند.  این ربطی به بحث علمی ندارد، اما از یک باب یعنی طراحی نظام اقتصادی یک نوع فناوری نرم است که باید در کشور توسعه یابد تا معلوم شود در کشور باید چه کنیم تا این دستاوردهای علمی ما به مصرف و کار برسد. نتیجه تنظیم بازار تضمین آینده است و علم می‌تواند در خدمت جامعه و خیلی از چیزها باشد. پس واردات به دلیل این نیست که نمی‌توانیم محصول مشابه یا بهتر از آن را در داخل تولید کنیم.

درباره بحث خروج از کشور فرمایش شما دقیق است. ما می‌گوییم همه این موفقیت‌هایی که حاصل شد، با 10 درصد ظرفیت کشور بود. اینکه می‌گوییم سه هزار شرکت دانش‌بنیان مجوز گرفتند، دروغ است؟ دروغ نیست. نکته این است که ما سالانه 600 هزار فارغ‌التحصیل دانشگاهی داریم. 50 هزار شرکت کجا و 600 هزار فارغ‌التحصیل کجا؟ بدیهی است که آمار بزرگی از نیروهای ما نه‌فقط نخبه‌ها از کشور خارج شوند. هر کسی که بتواند دستی در خارج داشته باشد و شغلی برای او فراهم شود، می‌رود. خیلی از اینها دوست دارند در وطن کار کنند و باید فرصت شغلی برایشان فراهم شود.

یک‌سری اقدامات است که کمر تولیدات داخلی را می‌شکند؛ قاچاق و زدوبند داخلی دو مورد آن است. انحصار و یک‌سری روابط غیرشفاف ایجاد می‌کنند که باعث می‌شود خیلی از برنامه‌ها شکست بخورد. به‌عنوان نمونه می‌توان به گزارش تفریغ بودجه‌ که اخیرا آقای عادل آذر ارائه داده است، اشاره کرد. درد را باید کجا ببریم؟ از چه کسی طلب کنیم که کشور با همه مشکلاتش دو هزار میلیارد و خرده‌ای تومان به صندوق نوآوری شکوفایی می‌دهد و 1500 میلیارد را در بانک می‌گذارد تا سودش را بگیرد و بعد برای خود ساختمانی به ارزش حدود 200 میلیارد تومان بخرد. چرا هیچ‌کسی نیست یقه مسئول را بگیرد که چرا چنین اتفاقی رخ داده است؟

در صورتی که حجم عظیمی از همین فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نیازمند توانمندسازی و بازار و حمایت و ریسک‌پذیری هستند تا کارهای آنها توسعه یابد. همین‌ها که به خارج کشور می‌روند می‌توانند بازار مشترک خارجی ایجاد کنند. بچه‌هایمان را با انتخاب خودمان به جاهای مختلف بفرستیم و رفت‌وآمد داشته باشند و از فرصت بازارهای دیگران استفاده کنند. نه اینکه آنها بعدا در دل خود ناراحت باشند چرا در کشور خود نمی‌توانند کار کنند.  در بحث خروج از کشور برخی اذعان دارند نخبه‌ها می‌روند اما من می‌گویم همه می‌روند و بخش قابل توجهی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی که دسترسی خاصی به خارج داشته باشند و کار و جای مناسب پیدا کنند از کشور خارج می‌شوند. این به معنای عدم پیشرفت علمی ما نیست. پیشرفت علمی کنونی ما با 10 درصد ظرفیت است؛ یعنی 10 درصد از تمام توان علمی خود را استفاده کردیم و چنین شده است. لذا اگر بتوانیم کسر بالایی از این توان را در خدمت کشور بیاوریم تحول عظیمی در کشور رخ خواهد داد.

به هر ترتیب شاید این نگاه وجود داشته باشد که طی کردن این فرآیند با شدت و ضعفی نسبی، سرنوشتی محتوم بود و اگر نظام دیگری هم در کشور مستقر بود شاید کمابیش نتیجه‌ای مشابه به وضع موجود حاصل می‌شد. نباید فراموش کرد رژیم پهلوی هم در سال‌های پایانی خود رشد اقتصادی و درآمد خوبی داشت.

رژیم شاه هر چه بود از رژیم حاکم بر عربستان بالاتر نبود. مثلا از شیخ‌‌نشین‌های حوزه خلیج‌ فارس بهتر نمی‌شد. عراق هم نفت داشت. این یک شاهد و نوعی قرینه است. علت اصلی این است که استکبار اجازه نمی‌دهد کشورهای دیگر در حیاط خلوت آن پیشرو شوند و جلوی آن ایستادگی کنند. همه آنها را حرکت می‌دهد، ولی این حرکت باید با فاصله از استکبار باشد تا دائما این کشورها نیازمند باقی بمانند. لذا رژیم شاه هم سرنوشتی بهتر از این کشورها که نام بردم، پیدا نمی‌کرد.

نمونه بارز دانشگاهی است که در کشور ما تاسیس شد. آیا دانشگاه‌های ما محل تولید دانش بودند یا صرفا محل آموزش مفاد و رشته‌هایی که آنها تعیین می‌کردند؟ در تمام مدتی که دانشگاه تهران از سال 1313 تا سال 1357 که بیش از 30 سال می‌شود، حتی یک میخ را هم جابه‌جا نکردند. دلیل این امر وابستگی فکری و اقتصادی بود. رژیم پهلوی اساسا به دنبال استقلال نبود. ممکن است یکی بگوید این رژیم می‌توانست مانند ترکیه شود. تفاوت‌های ماهوی میان این دو وجود دارد. در این صورت هم اگر ترکیه امروز شاخ در شاخ آمریکا شود به او اجازه می‌دهند به این نقطه و سطح برسد؟ اساسا اجازه نمی‌دهند از یک حدی بالاتر بیاید، چه رسد به آنکه بخواهد حرفی از استقلال بزند.  نکته بعدی درخصوص سوال شما این است که رشد اقتصادی در سال‌های آخر رژیم پهلوی رشدی بادکنکی بود. رشد اقتصادی آن است که بند و پی‌اش به اندازه‌ای محکم باشد که با کم‌ و زیاد شدن قیمت نفت تغییر نکند. در آن مقطع قیمت نفت چند برابر شد. جمعیت هم که جمعیت کمی بود و با تولید روزانه 6 میلیون بشکه نفت درآمد بالایی حاصل شد، ولی نفت تجدیدپذیر نیست. هرچند با رشد فناوری‌ها می‌توان میزان برداشت را بالا برد، ولی امروز وضع به‌گونه‌ای نیست که بتوانیم روزانه 6 میلیون بشکه نفت از چاه‌های خود برداشت کنیم.  اگر این مسیری که از ابتدای انقلاب طی شد و تحریم‌ها نبود ما امروز در چه جایگاهی بودیم؟ هشت سال دفاع مقدس در بعد مادی به کشور لطمه وارد آورد و سرمایه سنگینی از کشور را متوجه خود کرد، ولی برای ما خیر و برکت داشت. با مجموعه این فشارها هشتمین کشوری هستیم که می‌تواند ماهواره در مدار زمین قرار دهد.

پیشرفت‌ها اینچنین نیست که همیشه با یک شیب باشد بلکه باید برآیند کلی را دید که به سمت رشد است یا خیر. اگر برآیند کلی رشد را نشان می‌دهد باید شاکر خداوند باشیم ولی اگر افت داریم باید تجزیه و تحلیل کرد که ایرادات کجاست و اجازه ندهیم ادامه یابد.

همان‌طور که رهبر انقلاب در ابتدای دولت یازدهم فرمودند، اجازه ندهید سرعت رشد علمی کند شود. این شتاب کند شد ولی به این معنی نیست که اصلا رشد علمی نداریم و آینده هم به همین ترتیب ادامه می‌یابد. تردید نداشته باشید با توجه به تاثیری که بحث‌های علمی دارد مجددا رشد شتابانی در پیش خواهیم داشت.

خیلی از مشکلات ما از بی‌عرضگی‌مان است. جهت‌گیری درست و به سمت رشد علمی است. اگر در ابتدای انقلاب 500 مقاله ثبت‌شده در ISI داشتیم الان حدود 45 هزار مقاله داریم و این آمار در اسکوپوس حدود 60 هزار مقاله است. ضمن آنکه مقالات نشریات داخلی را هم باید در نظر داشت که با در نظر گرفتن آنها در تولید علم رتبه زیر 10 در دنیا هستیم. اصلا چنین چیزهایی بدون توجه به استقلال علمی امکان‌پذیر نبود و نیست.

اینکه ادعا کنیم می‌توانست چنین و چنان شود امکان‌پذیر است اما قرینه‌ها را باید دید و تحلیل عالمانه کرد. به دلیل این وابستگی سیاسی اجازه نمی‌دادند جلوتر از ارباب حرکت کنید و این تقریبا غیرممکن بود. آنچه باعث‌شده بگوییم انقلاب منجر به پیشرفت علمی شده، شکستن یا از بین بردن ذهنیت‌های «ما نمی‌توانیم» است. در آن زمان می‌گفتند ما آفتابه هم نمی‌توانیم بسازیم و باید از خارج وارد شود و همین امر سایه بر دانشگاه‌های ما انداخته بود.

انقلاب آمد و با توجه به عظمت خود این ذهنیت را تغییر داد و آن را شکست و گفت ما می‌توانیم. لذا شاهد بودیم در زمان جنگ چه اتفاقاتی رخ داد؛ با همین جوانانی که در دانشگاه‌ها بودند و از این حصار ذهنی خارج شدند.

دومین بحث حجم وسیع دستاوردهاست که اشاره کردم. باید به این نکته توجه داشت که دستاوردهای موجود هم نهایی نیست؛ مثلا اگر برنامه هسته‌ای به نحوی که برنامه‌ریزی شد و توان علمی‌اش هم وجود داشت پیش می‌رفت و تحت فشار دشمن قرار نمی‌گرفتیم الان نیروگاه‌ها را خود می‌ساختیم و صادرات سوخت داشتیم.

اتفاقی که افتاد باعث شد ما را از آن بهره هم محروم کنند. 10 تن کیک زرد داشتیم که فروخته شد و پول وارد مملکت شد. این دستاورد علم بود، لذا ریل‌گذاری جدیدی صورت گرفت. این رشد علمی الان باعث شده ایده‌های نابی را مطرح کنیم. در این مدت چه ظرفیت‌سازی‌ای شد؟ 5/4 میلیون دانشجو در این مملکت شوخی نیست. در کنار این امر، مراکز تحقیقاتی متعدد تاسیس شد. ما 2700 واحد دانشگاهی داریم که بخشی از آن همین دانشگاه آزاد اسلامی است که از دل انقلاب اسلامی زاییده شده است.  برخی می‌گویند چه فایده دارد که این میزان دانشجو آموزش می‌دهیم و همه بیکار هستند. از این بعد درست است اما من می‌گویم چیزی حدود ده‌ها و صدها میلیون تومان در عرصه توسعه دانش و علم و فناوری سرمایه‌گذاری و تولید دانش شد. حلقه آخر را که بهره‌برداری از این سرمایه‌گذاری است باید کامل کنیم. مثل این است که شما یک کارخانه با ظرفیت 10 میلیون تن سنگ آهن درست کرده و الان از ظرفیت یک میلیون آن استفاده کنید. این به معنای آن نیست که باقی ظرفیت به درد نمی‌خورد. باید برنامه‌ریزی کنیم و ظرفیت‌های دیگر را به کار بگیریم.  شاید حتی هند هم با بیش از یک میلیارد جمعیت به اندازه کشور ما در عرصه دانشگاهی و تحقیقاتی ظرفیتی تا این حد ایجاد نکرده باشد. ایجاد کردن این ظرفیت برنامه خاص برای بهره‌برداری می‌طلبد. اینکه برخی مسئولان و سیاستمداران بدون درک و برنامه وارد گود می‌شوند باعث افت و خیز می‌شود و این در مسیر بلوغ مقداری طبیعی است.

خاستگاه بخشی از ناآرامی‌های اخیر که در کشور رخ داد نابسامانی‌ها و گلایه‌های اقتصادی بود. بخشی از مسیرهای حل مشکلات اقتصادی افزایش بهره‌وری و به‌کارگیری علوم در صنعت است. در این مسیر خیلی عقب هستیم. چرا چنین است؟

این یک برآیند چند عاملی است. اگر الان خودروسازی ما نمی‌تواند با خودروسازی چین رقابت کند چه دلیلی دارد؟ دلیل سوءمدیریت است؟ بله، ولی همه دلیل نیست. بگوییم دلیل الگوی اقتصاد کلان است؟ هست، ولی همه دلیل نیست. بگوییم دلیل فرهنگ مردم است؟ هست، ولی همه دلیل نیست. بگوییم دلیل کاری است که دشمن زیاد انجام می‌دهند و ذهن را تخریب می‌کند؟ هست، ولی همه دلیل نیست.  به‌عنوان نمونه دیدیم که بعد از فیلتر شدن تلگرام در تلویزیون بحثی ایجاد شد؛ یکی از طرف‌های این بحث یک نماینده مجلس بود. مجری از او ‌پرسید از فیلترشکن استفاده می‌کنید؟ گفت بله. کسی که نماینده مجلس است باید برابر قسمی که خورده از قانون حمایت کند و پایبند به آن باشد. در زمانی که شورای امنیت کشور استفاده از این پیام‌رسان را ممنوع کرده وقتی یک قانون‌گذار از فیلترشکن استفاده کرده و در تلویزیون ملی بیان می‌کند، چه پیامی دربردارد؟

اینکه بگوید سیستم‌های داخلی ناامن هستند یا مردم احساس امنیت نمی‌کنند -که با واقعیت صددرصد مغایرت دارد- چه پیامی را دارد؟ به هر ترتیب عامل بخشی از آن ذهن‌هایی است که دشمن روی آنها کار کرده و البته سهل‌انگاری‌هایی است که ما کرده‌ایم. لذا نتیجه این شده است.  این که ما از علوم مدیریت، علوم فنی و مهندسی و... برای ارتقای محصولات خود استفاده نمی‌کنیم برآیند چندین عامل است که مهم‌ترین آن از نظر من، بحث مدیریت امر است. یعنی اگر مدیریت، عزم خود را جزم کند و منابع و امکانات را در جهت بهبود ارتقا دهد حتما موفقیت‌های بیشتری کسب خواهد کرد. اگر صرفا نگاه کاسب‌کارانه و سیاسی مطرح باشد و منافع عمیق ملی در دستور کار قرار نگیرد و از ظرفیت‌های ملی استفاده نشود نتیجه چنین می‌شود.

 

* نویسنده : علی جمشیدی روزنامه نگار

مطالب پیشنهادی
نظرات کاربران