«فرهیختگان» هر شنبه در صفحه حافظه تاریخ را ورق میزندقرار ما این بود که آقای مطهری روی صندلی عقب، کنار امام بنشینند و حاج احمدآقا هم کنار من بنشیند. جای هاشم صباغیان هم پشت سر امام بود تا اوضاع را کنترل کند. آقای مطهری گفت که من با یک ماشین دیگر زودتر به بهشتزهرا میروم. آقای صباغیان رفت عقب بلیزر نشست. امام تا چشمشان به آقای صباغیان افتاد، گفتند: «ایشان چرا اینجا هستند؟»
امام چه کسی را از ماشین پیاده کرد؟!
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، شنبه هر هفته در صفحه «حافظه» فرهیختگان با روایتهایی از روزنامههای دیروز در همان هفته، حافظه تاریخی شما را به چالش میکشیم.
مهمترین وقایع 7 تا 13 بهمن برای شماره امروز:
امام چه کسی را از ماشین پیاده کرد؟!
«محسن رفیقدوست» در کتاب خاطرات خود با عنوان «برای تاریخ میگویم»، در شرح لحظات ورود امام به کشور میگوید: «هواپیمای امام که نشست، قرار نبود کسی روی باند برود؛ فقط شهید مطهری و آیتا... پسندیده برادر امام به داخل هواپیما رفتند و با امام به داخل سالن آمدند. امام چهار، پنج دقیقه پیام کوتاهی به مردم دادند و فرمودند: «وعده ما بهشتزهرا.»
ازدحام به حدی بود که «حاجحسین شاهحسینی»، از قدیمیهای جبهه ملی غش کرد و افتاد. افراد انتظامات دیگر نمیتوانستند مقاومت کنند. امکان خارج شدن امام از داخل جمعیت نبود. من به حاج احمدآقا گفتم که امام را دوباره به باند ببرید تا همانجا سوار ماشین بشوند. امام با سید احمدآقا برگشتند و من سریع با بلیزر از در ورودی باند، وارد باند شدم.
دیدم داخل باند کوچهای توسط دو ردیف افسران نیروی هوایی تشکیل شده و همه سلام نظامی دادند. امام از میان آنها عبور کردند و میخواستند به همراه سید احمدآقا سوار یک بنز نیروی هوایی بشوند. زمانی که ترمز زدم و پایین آمدم، امام داخل بنز نشسته بودند و ماشین میخواست حرکت کند. دویدم در بنز را باز کردم، سلام کردم و دستشان را بوسیدم و گفتم: «آقا ماشین دیگری برای شما تهیه شده، تشریف بیاورید داخل آن ماشین بنشینید.» امام فرمودند: «چه فرقی دارد؟»
عرض کردم «آقا، این ماشین کوتاه است، ما یک ماشین بلند برای شما در نظر گرفتهایم که مردم بتوانند شما را ببینند.» از امام خواستم روی صندلی عقب ماشین بنشینند. امام فرمودند: «میخواهم جلو بنشینم.»
قرار ما این بود که آقای مطهری روی صندلی عقب، کنار امام بنشینند و حاج احمدآقا هم کنار من بنشیند. جای هاشم صباغیان هم پشت سر امام بود تا اوضاع را کنترل کند. آقای مطهری گفت که من با یک ماشین دیگر زودتر به بهشتزهرا میروم. آقای صباغیان رفت عقب بلیزر نشست. امام تا چشمشان به آقای صباغیان افتاد، گفتند: «ایشان چرا اینجا هستند؟»
هاشم صباغیان گفت: «من برای اداره استقبال از شما مسئولیت دارم.»
امام فرمودند: «خودش اداره میشود، بیایید پایین.»
ایشان اصرار کرد. امام فرمودند: «بیایید پایین، مساله میشود.»
آقای صباغیان پیاده شد. چون بلیزر دو در بود، احمد آقا از همان صندلی جلو که خوابانده بودیم، رفت و در صندلی عقب نشست. امام هم کنار من نشستند.»
لازم به ذکر است که هاشم صباغیان از نیروهای ملی - مذهبی و از بنیانگذاران نهضت آزادی و در دولت موقت عهدهدار سمت وزارت کشور بود.

8 بهمن 1348 درگذشت «سیدحسن تقیزاده» آخرین فرد از رجال دوران است که فراز و فرودهای زیادی در زندگی شخصی و سیاسی او وجود دارد. تقیزاده از جمله شخصیتهایی بود که شدیدا شیفته غرب بود و میگفت باید از ناخن پا تا موی سر غربی شد. نام «تقیاف» را که برای خود در اوقات جوانی انتخاب کرد یعنی وقتی که طلبه علوم دینی بود ، میزان اجنبیپرستی و گرایش او را به خارجیان میرساند. او در آغاز بهگونهای در این عقیده تعصب داشت که میگفت: «صلاح کشور منوط بر این است که ایرانیان بهطور کلی از نظر صورت، معنا، جسم و روح باید فرنگیمآب شوند!» و جاذبه غربزدگی را اگرچه به مستعمره بودن کشور منجر شود، به استقلال فرهنگی و حریت ترجیح میداد!
به اقرار خود تقیزاده در دوره اول مجلس شورا، اگر با شاه مدارا میشد، امکان سازش منتفی نبود و حوادث ناگوار بعدی پیش نمیآمد، ولی با تحریکات سیاست خارجی بهمنظور آماده کردن موجبات اجرای قرارداد 1907 و اغراض و تندرویهای بیموقع بعضی از آزادیخواهان، مدارا غیرممکن شده بود. آنگاه که انگلیس و روس در بمباران مجلس توافق کردند، تقیزاده بهوسیله مراکز سیاسی از این تصمیم مطلع شد و به همین دلیل، چند روز پیش از بمباران مجلس عجولانه منزل خود را از جلوی بهارستان به یکی از کوچههای پشت مجلس تغییر داد تا از دسترس ماموران دولتی دور باشد! او روز قبل از بمباران در مجلس نطق پرحرارتی کرد و از حادثهای که ممکن بود پیش بیاید سخن راند و به عبدالحسینخان معزالملک (تیمورتاش) و ابوالفتحزاده- دو افسر نوجوان و پرشور که به خدمت گارد مجلس درآمده بودند- دستوراتی داد و شب قبل از بمباران هم در مجلس بین مجاهدان تفنگ و فشنگ توزیع میکرد و به قول کسروی خواهان جنگ بود، ولی روز بمباران که پارلمان از آغاز صبح جلسه علنی داشت، تمارض کرد و در مجلس حاضر نشد. او با آنکه ریاست انجمن آذربایجانیها و سرپرستی گروه بزرگی از مجاهدان را داشت و در خانه خود تعدادی اسلحه ذخیره کرده بود و جمعی فدایی و مجاهد مقیم خانه او بودند، از مخفیگاه خود بیرون نیامد و شایع شد که از همانجا با «ماژراستوکس» وابسته نظامی سفارت که دستوری در این کار داشت، تماس گرفت و با لباس مبدل و تغییر «عمامه» به «شاپو» به اتفاق سیدحسن، مدیر حبلالمتین، مساوات، تربیت و چند نفر دیگر به همراهی خادمان سفارت انگلیس، در یک درشکه ـکه آن هم احتمالا درشکه سفارت بودـ به سفارت انگلیس پناه برد.
حکم به فساد مسلک سیاسی
با گشایش مجلس، تقیزاده از طرف مردم تبریز و تهران به نمایندگی انتخاب شد، اما نمایندگی تهران را نپذیرفت و بهعنوان نماینده تبریز وارد مجلس شد. وی رهبری حزب دموکراتها را برعهده داشت. در مقابل این حزب، حزب اعتدالیون بود که آیتا...بهبهانی و ستارخان و باقرخان از اعضای آن بودند.
تقیزاده همچنان بر جدایی دین از سیاست تاکید میکرد تا اینکه گروهی از علمای نجف از جمله آیتا... عبدا... مازندرانی و آخوند خراسانی حکم به «فساد مسلک سیاسی» وی دادند.
تقیزاده در عصر حکومت رضاشاه پهلوی به مناصب مهمی چون حکومت (استانداری)، وزیرمختاری، سفارت و وزارت رسید. در برنامههای اصلاحات رضاشاه از همکاران نزدیک او بود. همچنین به وزارت مالیه، در عین کفالت وزارت طرق و شوارع منصوب شد. با سقوط رضاشاه و تشکیل کابینه محمدعلی فروغی تقیزاده در ۵ آبان ۱۳۲۰ به سمت سفارت ایران در لندن منصوب شد. در مقام رئیس هیات ایرانی در سازمان ملل، دعاوی ایران را علیه تجاوز و اشغال روسیه شوروی در شورای امنیت طرح و از آن دفاع کرد. در ۱۳۲۳ به مقام سفارت کبرا ارتقا یافت. در ۱۳۲۶ بهعنوان نماینده مردم تبریز در مجلس پانزدهم انتخاب شد؛ این سمت را پذیرفت و پس از حدود 14 سال به ایران بازگشت. در ۱۳۲۸ در نخستین انتخابات مجلس سنا، بهعنوان یکی از سناتورهای تهران انتخاب شد. بار دوم سناتور تبریز شد و تا ۱۳۴۶ که به سبب کهولت از کارها کناره گرفت، سناتور بود. مدت 6 سال که بخشی از آن مصادف با سالهای بحرانی نهضت ملی شدن صنعت نفت بود، ریاست مجلس سنا را بر عهده داشت.
او در سالهای پایانی عمر، توان حرکت را از دست داد، پاهایش فلج شد به طوری که در برخی مجامع با صندلی چرخدار ظاهر میشد. سرانجام در ۸ بهمن ۱۳۴۸، در انزوا در ۹۲ سالگی درگذشت. جنازه او را از مسجد سپهسالار تشییع کردند، از برابر ساختمان مجلس شورا عبور دادند و در مقبره ظهیرالدوله دفن کردند.
«آیتا... خامنهای در خطبههای نمازجمعه تهران در تاریخ 12 بهمن 1358، به برشمردن وظایف متقابل زمامدار و مردم پرداختند.»؛ روزنامه جمهوری اسلامی خطبه ایشان را اینگونه شرح داد: حضرت آیتا... خامنهای فرمودند: «ملت موظف است رئیسجمهور و زمامدار را نصیحت و برای او خیرخواهی کنند. لازم است راههای رشد را به او بنمایانند، اگر او با آنها مشورت کرد نظر مشورتی و مصلحتآمیز را به او بگویند، سخن خوب را از او پنهان نکنند و نظر نیک را در اختیار او بگذارند.»
نباید به رئیسجمهور تعرض کرد و آبروی او را از بین برد
ایشان ادامه دادند: «اگر در رئیسجمهور اشکالی دیدند، حتما تذکر بدهند. اگر در عملش تخلفی مشاهده کردند، دلسوزانه آن تخلف را به او بفهمانند. او همانند پدر خانوادهای است که اعضای خانواده حق دارند به او اعتراض کنند، اما حق ندارند تعرض کنند. نباید حیثیت و آبروی او را که در نزد جهانیان آبروی یک ملت است از بین ببرند، به هر حال باید گرد محوری جمع شوند و او همان محور است. او هم باید در مقابل مردم به وظایف خودش عمل کند.»
وظیفه یک زمامدار آن است که بداند اصالت با مردم است
آیتا... خامنهای اظهار داشتند: «وظیفه رئیس و زمامدار آن است که بداند اصالت با مردم است و او برای مردم است. او برای خود نیست؛ برای آسایش و خواستههای مردمیست که او را خواستهاند تا وکیل آنان باشد و بداند شرف و حیثیت و اعتبار او بسته به شرف و حیثیت و اعتبار ملت است.»
کلمه کلمه قانون اساسی باید محترم بماند
حضرت آیتا... خامنهای در ادامه خطبههای نماز جمعه این هفته تهران فرمودند: «قانون اساسی را با حرمت بنگرید. قانون اساسی چیزی است که خط روشن وحدت دولت و ملت را تامین خواهد کرد. قانون اساسی هر چه را که به مردم داده است، مسئولان باید به مردم بدهند. قانون اساسی هر وظیفهای را که بر دوش مسئولان نهاده است، باید آن وظیفه را با جان و دل با شوق و رغبت انجام دهند. کلمه کلمه و حرف حرف قانون اساسی باید محترم بماند، مسئولان آن ملتی به سعادت و موفقیت خواهند رسید که قانون اساسیاش آن قانونی که برای مردم حکم دستخط ایدئولوژی و اندیشه آنها را دارد، حرمت نهند و از آن تخلف و سرپیچی نکنند.»
خط امام، ضامن تداوم انقلاب
آیتا... خامنهای در ادامه به تبیین خط امام پرداخته و اظهار داشتند: «باید همه این خط را حفظ کنیم. این ضامن تداوم انقلاب ما خواهد بود، خط امام یعنی چه؟ یعنی جهتگیریهای سیاسی و فکری و اجتماعی امام در جنبهها و جناحهای مختلف.»
خط امام در سیاست خارجی؛ طرفداری از ملتها و مقابله با ابرقدرتها
ایشان ادامه دادند: «خط امام در سیاست خارجی عبارت است از طرفداری از ملتها و مقابله با ابرقدرتها. خط امام در سیاست خارجی نه شرقی و نه غربی است، امام بهسود هیچ قدرتی با ابرقدرت دیگر نمیجنگد. امام با هر قدرت فائقهای که بخواهد ملتها را به اسارت و به زنجیر بکشد، مبارزه و مقابله میکند. آن ابرقدرتی که پا را از گلیم خود فراتر میگذارد و رویاروی ملتها قرار میگیرد، نوبت اول را برای کوبیده شدن حائز میشود، اما این به آن معنا نیست که ابرقدرتهای دیگر فکر کنند که در کنار ما قرار گرفتهاند.»
حمایت از همه جنبشهای ضدظلم در سراسر جهان شاخصه خط امام
ایشان در ادامه فرمودند: «موضعگیری امام در سیاست خارجی حمایت از همه جنبشهایی است که علیه ظلم و بیداد در سراسر جهان مجاهدت و فداکاری میکنند. امام از جنبشهای اسلامی و از جنبشهای مستضعفان حمایت میکنند. ملت ما هم باید حمایت کنند.»
پایبندی به اندیشه و فلسفه و تفکر اسلامی شاخصه دیگر خط امام
ایشان در ادامه پایبندی به اندیشه و فلسفه و تفکر اسلامی را شاخص دیگر خط امام خوانده و اظهار داشتند: «خط امام خط پایبندی به اندیشه و فلسفه و تفکر اسلامی است، اندیشههای دوگانه، دورگه، اندیشههای از غرب یا شرق گرفتهشده ولو با لباس اسلام را به خود آویخته باشد، داخل در خط امام نیست. امام اسلام و کتاب و سنت را که به تشخیص متخصصان و آگاهان رسیده باشد، مشعل و پیشوای این امت اسلامی میشناسد و ما باید این خط را ارج نهیم و بدانیم پیروزی انقلاب به این است که تکتک افراد با این خط آشنا شوند.»
**
اولین سالگرد بازگشت امام به وطن گرامی داشته شد
صبح امروز بهرغم هوای نسبتا سرد و مسیر طولانی صدها هزار نفر از مردم تهران با راهپیمایی به سمت بیمارستان قلب جویای حال امام امت شدند.
این راهپیمایی بهدعوت حزب جمهوری اسلامی و بهیادبود ۱۲بهمن ماه سالروز ورود امام به وطن صورت گرفت.
«نادر طالبزاده» چهره نام آشنای سینمای مستند که از ۱۶ سالگی در آمریکا زندگی میکرد، چند ماه قبل از پیروزی انقلاب با دیدن یک عکس از امام خمینی، مجذوب رهبر کبیر انقلاب میشود و به ایران بازمیگردد. طالبزاده خاطره اولین دیدار خبرنگاران با امام(ره) را اینگونه نقل میکند: «۱۳ بهمن اولین مصاحبه مطبوعاتی امام(ره) در مدرسه رفاه بود که بنده نیز حضور داشتم. حدود یک ساعت صبر کردم تا حداقل یکی از خبرنگاران سوالی حساس از ایشان بپرسد. همه سوالات این بود که جمهوری اسلامی یعنی چه و اعضای کابینه موقت چه کسانی هستند.
من احساس میکردم آمریکا قصد کودتا دارد و اگر امام(ره) نهیبی بزند خوب است، اما نمیتوانستم سوالی کنم چون مترجم بودم. خبرنگار CBS به من گفت سوال خوبی داری که بپرسم؟ من گفتم از امام(ره) بپرس اگر لازم باشد حکم جهاد میدهید؟ خبرنگار CBS این سوال را از ایشان پرسید و گفتند بله، اگر لازم باشد حکم جهاد میدهم.
این صحبت امام(ره) تیتر همه روزنامهها در روز ۱۴ بهمن شد. آن روز بزرگترین درس رسانهای خود را گرفتم که انقلاب اسلامی عرصهای است که هر کس بخواهد میتواند کار کند. تا امروز نیز به این موضوع معتقدم خیلی از شهدا هم اینگونه بودند.»
29 ژانویه سال 2002 میلادی مطابق با 9 بهمن، 1380 جورج بوش پسر، رئیسجمهور وقت ایالات متحده آمریکا در گزارش سالیانه خود به مجلسین و مردم آمریکا برای اولین بار از اصطلاح «محور شرارت» استفاده کرد و ایران، عراق و کره شمالی را از اجزای اصلی این محور نامید و به حمله نظامی تهدید کرد. او علت این نامگذاری را «حمایت آن کشورها از تروریسم» و «تلاش آنها برای دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی» بیان کرد.
اصطلاح محور شر به «دیوید فروم» نویسنده سخنرانیهای بوش نسبت داده میشود که ابتدا محور تنفر بود و سپس به محور شر تغییر کرد.
در آن زمان که تنها چند ماهی از حملات تروریستی یازدهم سپتامبر به نیویورک و واشنگتن گذشته بود، آمریکا و متحدانش توانسته بودند در مرحله اول مبارزهای که آن را جنگ جهانی با تروریسم میخواندند، حکومت طالبان در افغانستان را سرنگون کنند و در گام بعدی در تدارک حمله به عراق بودند. بوش و مقامات کاخ سفید با ادعاهاى گوناگون تلاش مىکردند نقش جمهورى اسلامى ایران را در تحولات افغانستان مخرب جلوه داده و از این طریق، زمینه و ذهنیت منفى را در شرایط حساس منطقه براى جهانیان به وجود آورند. کنار هم گذاشتن ایران و عراق در محور شرارت، علاوهبر توهین به ملت ایران، عملا تهدید نظامی گستردهای علیه ایران بود، به این معنا که پس از حمله به عراق این نوبت ایران است که مورد حمله آمریکا قرار میگیرد. از زمان رونالد ریگان هیچ رئیسجمهوری با این صراحت در مورد کشورهای دیگر و جنگ صحبت نکرده بود. این در حالی بود که در داخل ایران بیش از سه سال از روی کار آمدن دولت اصلاحات میگذشت و این دولت برای برقراری روابط با آمریکا پالسهایی را به کاخ سفید فرستاده بود و «محور شرارت» خواندن ایران پاسخ صریح آمریکا به سیاست تنشزدایی و گفتوگوی تمدنهای دولت اصلاحات بود، به نحوی که جک استراو، مذاکرهکننده ارشد انگلیس در بین سالهای 2003 تا 2005، با اشاره به خاطره خود از پشت کردن غرب به ایران عنوان کرد در برههای از زمان رئیسجمهور اسبق ایران (محمد خاتمی) به سمت غرب آمد، اما بوش رئیسجمهور وقت آمریکا قالی را از زیر پای او کشید.
در جریان مراسم آغاز جشنهای سالگرد انقلاب اسلامی در 12 بهمن سال 1372، فردی با شلیک چند گلوله که ظاهرا به سمت رئیسجمهور وقت(آیتا... هاشمیرفسنجانی) نشانهگیری شده بود، دست به یک ترور کور زد. به گزارش خبرنگاران روزنامه «جمهوری اسلامی» از مرقد که از نزدیک شاهد واقعه بودند، ضارب در فاصلهای از جایگاه قرار داشت که در صورت نشانهروی درست هم به دلیل فاصله زیاد نمیتوانست در اقدام خود موفق باشد.
عکاس روزنامه که همزمان در جایگاه حضور داشت، میگوید رئیسجمهور در واکنش نسبت به اقدام ضارب خونسردی خود را کاملا حفظ کرده، حتی زمانی که یکی از محافظان مقابل ایشان جلوی تریبون قرار گرفت، به اشاره دست رئیسجمهور، مجبور شد از مقابل ایشان کنار رود.
به گزارش خبرنگار روزنامه «جمهوری اسلامی» در پی شلیک چهار گلوله که احتمالا سه گلوله آن به دلیل حمله مردم به ضارب، هوایی شلیک شده است، نقطهای در محدوده ضریح متشنج شد، نیروهای انتظامی تلاش کردند تا ضارب را از دست مردم خشمگین خارج کنند.
به دنبال شنیدن صدای شلیک تیرها جمعیت برای لحظاتی به سر دادن شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر منافق» پرداخت.
شخص دستگیرشده کوروش ۲۶ ساله است و در بازجوییهای اولیه گفته است که قصد سوءقصد به فرد خاصی را نداشته و هدفش از تیراندازی تحتالشعاع قرار دادن شادی و سرور مردم در آغاز مراسم دهه فجر بوده است. سرگرد پناهی یک فرمانده نیروی انتظامی در این رابطه به خبرنگار خبرگزاری «جمهوری اسلامی» گفت: «فرد دستگیرشده یک قبضه کلت کمری همراه داشته و تیرها از این کلت شلیک شده است. وی گفت کلت از نوع کالیبر کوچک و ساخت آمریکا است.» یک افسر مسئول حفاظت مراسم گفت که در بازجوییهای اولیه اطلاعات به دست آمده حاکی است قصد مرد مسلح احتمالا مطرح کردن گروهکهای تروریستی بوده است.
گفتوگو با شاهدان عینی
حمید توسلی، دانشجویی که در ده متری محل جایگاه قرار داشته به خبرنگار ما گفت: «صدای شلیک تیر چند لحظهای توجه من را به خود جلب کرد، بلافاصله توجهم به طرف جایگاه جلب شد اما مشاهده کردم که رئیسجمهوری با خونسردی به سخنان خود ادامه میدهد.»
زهرا محمدی یکی دیگر از حاضران در مراسم گفت: «من از رئیسجمهوری به خاطر حضور فعال در بین مردم تشکر میکنم و مطمئن هستم که چنین تلاشهایی نمیتواند نزدیکی ایشان با مردم را تحتالشعاع قرار دهد.» جواد سلحشور جوان ۲۲ سالهای که با عامل تیراندازی دیروز مراسم ۱۲ بهمن درگیر شده بود، گفت ضارب از چند دقیقه قبل از این اقدام بهشدت میلرزید.
وی گفت: «حرکات این فرد در حدی غیرعادی بود که توجه اطرافیان را به خود معطوف کرده بود.» سلحشور اضافه کرد ضارب وقتی اسلحه خود را بیرون کشید تقریبا کنترل خود را از دست داده بود و با مشاهده این صحنه بلافاصله همه اطرافیان حادثه عکسالعمل نشان دادیم. من خودم مچ دست وی را محکم گرفتم. در این فاصله صدای شلیک چند گلوله را شنیدم.
مهران میثاقی دانشجوی سال سوم دانشگاه تهران دیگر شاهد عینی واقعه گفت: «این حادثه چند ثانیه بیشتر طول نکشید و با دخالت مردم بلافاصله خاتمه یافت.» سبحان کریمپور میگوید در ۲۰ متری محل تیراندازی بوده است و اضافه میکند آنقدر جمعیت و شور مراسم زیاد بود که تنها صدای شلیک چند گلوله شنیدم. وی در مورد اینکه چه کسی ممکن است عامل این اقدام باشد، میگوید: «دشمن مستقیم ما آمریکاست.»
مصاحبه رئیسجمهور
در پی این حادثه رئیسجمهوری در یک گفتوگوی رادیویی که در بخشهای مختلف خبری دیروز صدای جمهوری اسلامی پخش شد، نظرات خود را در این رابطه بیان کرد: «خیلی متشکرم؛ هم از مردم و هم از شما که از مردم رفع نگرانی کردید. به نظرم جای نگرانی نیست چون اگر عین ماجرای آنجا منتقل بشود مردم نگران نمیشوند، همانطور که خبرنگارها بودهاند آن موقعی که تیر شلیک شد با نقطه تریبون خیلی فاصله داشت. من اول فکر کردم لامپ ترکید اما بعد که متعدد شد معلوم شد تیر است. به نظر من چیزی که مایه نگرانی باشد اصلا وجود ندارد، یک حادثهای بود در گوشهای از آن اجتماع عظیم که در حرم بودند و برنامه مجلس هم قطع نشد. من نمیدانم این پخش شده یا نه، که بهطور عادی همه چیز جریان پیدا کرد و سخنرانی ادامه داشت. من خیلی متشکرم از همه که ابراز محبت کردند و خواهش میکنم بهگونهای به مردم بگویید که جای نگرانی نیست و هیچکس نگران نباشد.»
وقتی که هاشمیرفسنجانی از واکنش مردم لذت برد
در خاطره روز سهشنبه 12 بهمن سال 72 آیتا... هاشمیرفسنجانی (رئیسجمهور وقت) آمده است: از دیشب تا امروز ظهر، باران بسیار خوبی باریده است. تا ساعت 10 صبح کارها را انجام دادم. سپس برای مراسم آغاز جشنهای دهه فجر به مرقد امام رفتیم. در خیابانها موارد زیادی آب باران جمع شده بود. استقبال پرشوری از طرف مردم هنگام ورود ابراز شد. چند دقیقه از صحبت من گذشته بود که صدای چهار شلیک تیر از راه دور شنیده شد. اول خیال کردم لامپهای برق ترکیده، ولی شعارهای مردم و مرگ بر منافق و اجتماع مردم در ضلع غربی مرقد، روشن کرد که گلوله شلیک شده، ولی من تعادل را حفظ کردم و به صحبت ادامه دادم. آقای [محمود] مرتضاییفر [وزیر شعار] خواست توضیح دهد، نگذاشتم. احمدآقا هم از پشت پرده آمد و تا آخر صحبت کنار من ایستاد. خوشبختانه خونسردی خود را به خوبی حفظ کردم و بهطور عادی سخنرانی را در حد معمول به پایان بردم. شب که سخنرانی بهطور کامل از سیما پخش شد، از منظره مجلس و خونسردی خودم و عکسالعمل خوب مردم و حاج احمد خمینی لذت بردم.
* نویسنده: حانیه موحدین، روزنامه نگار
مطالب پیشنهادی








