روایت شِفِرینگ...کلاف سردرگم منصوریان، با حوصله پیرمردی باز شد که دستبند یادگاری هوادارش را هر بازی میبندد تا زخم تازه دربی روی صورتش بماند. اوجگیری تیم شفر در یک کریسمس شیرین، از او بابانوئلی ساخته است که یک کیسه پر از «گل» برای آبیها دارد.
سانتاکلاز با یک کیسه پر از گل!
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، از امروز جنگ رسمی است. شفر بدون استعاره و تعارف از اسم رمز خود رونمایی کرده است. «عملیات غیرممکن» تحول در تیمی بود که جوانهایش اعتمادبهنفس جنگیدن نداشتند و پا به سن گذاشتهها توان آن را. پیرمرد آلمانی آماده موج بعدی حمله شده و رسیدن به رقیب بیرحمش را غیرممکن نمیداند. جمله جسورانهای که بعید نیست به قصد دعوت ایوانکوویچ به رینگ کریخوانی گفته شده باشد تا تمرکز و روحیه سرخپوشان را نشانه گیرد.
با یک حساب سرانگشتی، نمیتوان سرنوشتی بهتر از نایبقهرمانی سال گذشته آبیها با سناریویی مشابه را برایشان متصور بود، اما استقلال این روزها نهتنها روی کاغذ، که داخل مستطیل هم شانس قهرمانی دارد؛ حال آنکه شفر به خوبی میداند صدرنشینی بدون انتقام دربی رفت میسر نخواهد شد.
همهچیز درست از همینجا استارت خورد. روزی که برانکو، طبق وعده خود «نیم_هیچ» استقلال را برد تا مثل سال گذشته، نیمفصل اول را تختگاز سبقت بگیرد. شفر اما بیشتر از سه امتیاز شهرآورد، به تورنمنتی چشم دوخته بود که در آن یکییکی لیگ برتریها حذف شدند. برد آبیها برابر نساجی، تنها یک رفع کُتی برای سرمربی جدید به حساب میآمد. خصوصا وقتی هوادار عاصی از باخت دربی، بدبینتر از آنی بود که بخواهد ضد حملات تیم پورموسوی را در یک بازی سرد بشمارد: صفر!
صفرصفرهای شفر شاید از دایره حوصله بیرون میزد اما مقدمه شکوفایی تیمی بود که با خود وعده داشت تا بعد از دربی دیگر گلی نخورد. خط دفاعی که با رفتن مگویان و مصدومیت منتظری، نمیتوانست به پادوانی اعتماد کند، چشمی را از جمع هافبکها قرض گرفت تا با حسینیها، یکی از جوانترین مثلثهای لیگ را در عقب زمین استقلال بسازد.
آخرین بازی نیمفصل، امسال هم برای استقلال خوشیمن بود تا دوباره نوار بردهای سهگله این تیم موجب آشتی هواداران شود.
تنبیه بهموقع قائدی، سیوهای متعدد حسینی، زوجسازی هماهنگ میان خطوط و پاسکاریهای صبورانه، آرامآرام نظم آلمانی را به کمپ حجازی برگرداند. شفر حتی به جای غرولند از ترافیک هافبکی که منصوریان برای او به یادگار گذاشته بود، زیرکانه از مهرههای خود در تمام زمین استفاده کرد و وارد معرکه دوسرباخت جباری_افتخاری نشد. وینفرد تنها برای نوک پیکان سیستم تکمهاجمهاش باید به دنبال یک تمامکننده باشد؛ خلئی به نام کاوه!
بیانصافی است اگر منصوریان را در نیمفصل دوم سال گذشته تحسین نکنیم. شاید حتی کمی خوششانسی میتوانست جام حذفی را اولین فتح علیمنصور کند اما فاجعه امارات (درست همانچیزی که شفر هشدار به تکرار آن میدهد) همهچیز را خراب کرد. بحرانی که میتوانست با شجاعت منصوریان در استعفا، یا افتخاری در اخراج سرمربی به پایان برسد آنقدر تمدید شد تا قهقهههای ملکی، پرونده آن را به بدترین شکل ممکن ببندد.
مجالی برای متر گذاشتن روی لیاقت سعادتآبادیها نیست. مدیران اسبق و سابق هم، مثل خیلی از همتایان شاغل، برای نوهداری زبدهترند اما نقطهقوت تیم درست روی نیمکت است.
در تایید تفکر آلمانی شفر همین بس که وریا بارقههایی از جنس درخشش در جام ملتها نشان میدهد. نورافکن و چشمی به خوبی در دفاع جا افتادهاند و حتی باقری، فراتر از یک هافبک تخریبی میتواند سربالا و بدون ترس توپ را پخش کند. قربانی کج دار و مریز گلزنی میکند اما به هیچ عنوان در جریان گلها بیتاثیر نیست. کریمی و برزای، بمبهای انگیزه استقلال در دو جناح خواهند بود و شجاعیان بالاخره نشان داد لیاقت نقشاول شدن در نقل و انتقالات را دارد. شفر برخلاف منصوریان، کاپیتانهایش را از خود بزرگتر نکرده است و به حضور نورپایین در مجازی نمینازد. رحمتی به خوبی مدیریت شد و خسرو، با اضافه شدن در انتهای بازی، موثرترین فرم خود را خواهد داشت. تحول از عقب زمین استقلال شروع و با یک تمامکننده ششدانگ کامل خواهد شد.
کلاف سردرگم منصوریان، با حوصله پیرمردی باز شد که دستبند یادگاری هوادارش را هر بازی میبندد تا زخم تازه دربی روی صورتش بماند. اوجگیری تیم شفر در یک کریسمس شیرین، از او بابانوئلی ساخته است که یک کیسه پر از «گل» برای آبیها دارد. در شفر نه خبری از اطوارهای بگوویچ هست، نه میل به خودنماییهای اولیویرا. او با یک شال و دستبند آبی، همان کاراکتر یونیکی را برای خود ساخت، که مشابه آن را در پرسپولیس با گرهی قرمز روی اورکت لاکچری برانکو دیدهایم. در روزهایی که تجربه با رفتن پورحیدری از نیمکت استقلال پر کشید، موهای سفید وینفرد شاید آخرین آلمانی از کاریزما باشد که استقلالیها به آن دلگرم شوند. کسانی که حق دارند اگر از ترس قهرمانی رقیب، آرزو کنند «شفرینگ» هشت هفته زودتر، جایگزین فرشینگ خلقالساعه و اعصابخردکن میشد.
سانتاکلاز، راه سختی تا پایان دارد اما کیست که نخواهد هرشب با رویای دوگانهای بخوابد که با فتح دربی کامل میشود؟
* نویسنده : محمدشفیع اعجازی روزنامهنگار
مطالب پیشنهادی








