نقش سازمان سیا در وقایع بعد از انتخابات ۸۸مطابق برخی آمارها، کنگره آمریکا تنها بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ (۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸) بیش از ۴۰۰ میلیون دلار بودجه برای برنامههای جنگ نرم وزارت خارجه آمریکا در قبال ایران اختصاص داد.
همه زور آمریکا برای سرنگونی
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، در دور دوم ریاستجمهوری جرج بوش پسر، رئیسجمهور اسبق آمریکا در سال 2005 بحثهای زیادی در شورای امنیت ملی پیرامون ایران شکل گرفت. محور این گفتوگوها انتخاب راهکاری از میان دو گزینه جنگ نرم یا جنگ سخت برای سرنگونی ایران بود که البته این سیاست بعدها با رسیدن به راهکاری برای تغییر رفتار ایران تغییر مسیر داد.
دو جناح شکل گرفت؛ دیک چنی معاون وقت رئیسجمهور و دونالد رامسفلد وزیر دفاع وقت حامیان تشدید درگیریهای نظامی با ایران و کاندولیزا رایس وزیر خارجه وقت آمریکا. در میان متحدان این کشور انگلیس بهعنوان طرفداران به کارگیری جنگ نرم برای ساقط کردن حکومت ایران دیده میشد.
کشمکشها در این باره در سایه هشدارهای مشاوران نظامی جرج بوش درباره خطرات درگیری نظامی با ایران، سرانجام به سود طرفداران براندازی نرم پایان یافت. دولت بوش توسعه برنامههای موسوم به «ارتقای دموکراسی» با هدف کمکرسانی به مخالفان ایران و تحقق آنچه را رسانههای آمریکایی از آن بهعنوان «تغییر حکومت از درون» تعبیر میکردند، آغاز کرد.
مطابق برخی آمارها، کنگره آمریکا تنها بین سالهای 2005 تا 2009 (1384 تا 1388) بیش از 400 میلیون دلار بودجه برای برنامههای جنگ نرم وزارت خارجه آمریکا در قبال ایران اختصاص داد. علاوهبر این، «سیمور هرش»، روزنامهنگار تحقیقی آمریکا 7 جولای 2008، حدود یک سال قبل از انتخابات ریاستجمهوری ایران گزارش داد. دولت بوش دستور آغاز «عملیاتهای مخفیانه در ایران» با هدف ثباتزدایی از این کشور را صادر کرده و کنگره با درخواست بودجه 400 میلیون دلاری او در این راستا موافقت کرده است. این عملیاتهای مخفیانه، دامن زدن به اختلافهای قومیتی در ایران و حمایت از «سازمانهای مخالف» با حکومت ایران را شامل میشد.
سیاستهای پشت پرده اوباما
هر چند باراک اوباما، رئیسجمهور بعدی آمریکا با شعاری متفاوت از دولت قبل و با ژست عدم دخالت در امور داخلی ایران در 20 ژانویه 2009 چند ماه قبل از انتخابات 1388 پای به کاخ سفید گذاشت، گزارشهای رسانههای آمریکایی اندکی بعد فاش کرد او در حال ادامه دادن برنامههای جنگ نرم دولت قبلی، اگرچه در قالبهایی مخفیانه و کمتر قابل شناسایی است. اوباما در زمان انتخابات ایران و در اغتشاشات پس از آن، بر اساس این تحلیل که علنی کردن حمایتهایش از جریانهای برانداز به اثبات گفتمان حاکمیت ایران کمک میکند تلاش کرد سیاست پشتیبانیهای پشتپرده و غیرآشکار از معارضان ایران را در دستور کار قرار دهد.
اسناد ارتباط اوباما با سران فتنه
افشاگری مایکل لدین، مشاور اسبق شورای امنیت ملی آمریکا و از چهرههای برجسته محافظهکار درباره نامهنگاری میان مقامهای دولت اوباما با سران فتنه اعتراف جان کری، وزیر خارجه سابق آمریکا به حمایت اوباما از «سبزها» در انتخابات 88، خاطرات هیلاری کلینتون، وزیر خارجه اسبق آمریکا در کتاب «انتخابهای دشوار» در این باره و انتشار دهها سند در وبسایت افشاگر «ویکیلیکس» از تردیدها درباره نقشآفرینی دولتهای اوباما و بوش در حوادث سال 1388 در ایران کاستهاند.
دفتری تخصصی برای براندازی
اواسط سال 2005 رسانههای آمریکایی از تحرکاتی در داخل دولت جرج بوش، رئیسجمهور وقت آمریکا خبر میدادند که هدف از آنها ارتباطگیری با مخالفان سیاسی در داخل ایران با هدف اثرگذاری بر تحولات سیاسی این کشور در سالهای آینده بود. حدود یک سال بعد بود که اولین گزارشها از تشکیل دفتری به نام «دفتر امور ایرانیان» در طبقه دوم وزارت خارجه آمریکا خبر میداد.
آدام ارلی، معاون وقت سخنگوی وزارت خارجه آمریکا 3 مارس سال 2006 تشکیل این دفتر را تایید کرد، اما درباره مقاصد آن به گفتن اینکه دولت بوش قصد دارد کارشناسان مسائل خارجی را برای کار درباره مسائل مربوط به ایران به خدمت بگیرد، بسنده کرد. یک ماه بعد روزنامه «نیویورکتایمز» اقدامی جدید را بخشی از رویکرد تقابلجویانه دولت آمریکا با ایران دانست که میخواهد بر «فرآیندهای سیاسی در داخل ایران» اثر بگذارد و آن را متحول کند. لورا روزن، خبرنگار وقت روزنامه «لسآنجلستایمز» هم در آن زمان در خبری اختصاصی به نقل از منابع آگاه نوشت واشنگتن با تاسیس دفتر جدید، سیاست «تغییر حکومت ایران از طریق برنامههای دموکراسی» را دنبال میکند.
روزنامه «کریستینساینسمانیتور» به نقل از منابع آگاه، «تغییر حکومت از درون» را سیاست جدید آمریکا دانست و نوشت بودجههای دفتر امور ایرانیان صرف تبلیغات رسانهای علیه ایران، تجدید ساختار و تقویت رسانههایی مانند صدای آمریکا، رادیو فردا و...، حمایت از گروههای معارض و برنامههای تبادل دانشجویی خواهد شد.
درخواست بودجه 85 میلیون دلاری
بودجهای که کاندولیزا رایس، وزیر خارجه وقت آمریکا برای «دفتر امور ایرانیان» درخواست کرد هم تفاوتی قابل توجه با بودجههایی داشت که دولت آمریکا سالهای قبلتر برای «دیپلماسی عمومی» در قبال ایران اختصاص داده بود. این بودجه برای سال مالی 2005 نزدیک به سه میلیون دلار بود، اما رایس برای فعالیتهای دفتر جدید از کنگره 85 میلیون دلار بودجه درخواست کرد.
در همان زمان، گزارش شد که مقامهای دولت جرج بوش در راستای اهداف این دفتر به لسآنجلس سفر کردند و با برخی «سازمانهای تبعیدی ایرانی» که برخی از آنها هواداران رژیم پهلوی هستند دیدار کردهاند. اما مستندترین اطلاعات درباره اهداف دفتر کار جدید در سندی از وزارت خارجه آمریکا آمده بود که تنها سالها بعد وبگاه «ویکیلیکس» آن را منتشر کرد. این سند نشان میداد آمریکا در واقع انجام فعالیتهایی برای جذب نخبگان ایرانی و تاثیرگذاری بر اندیشهها و برداشتهای آنان به منظور ترغیبشان به اقدام علیه منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را در دستور کار قرار داده است. وزارت خارجه آمریکا در آن سند ایران را «یکی از بزرگترین اولویتهای سیاست خارجی» دولت بوش توصیف و تصریح کرده که تشکیل این دفتر «توان ما را برای پاسخدهی به طیف کاملی از تهدیدهای ناشی از ایران و ارتباطگیری با مردم این کشور تقویت میکند.»
الگوگیری از پایگاه ریگا
در جای دیگری از سند اذعان شده که «دفتر امور ایرانیان» با الگوگیری از «پایگاه ریگا» که در دوران جنگ سرد برای فروپاشی شوروی در لتونی مستقر شده بود، ایجاد شده است: «الگوی ما، پایگاه ریگاست که ایالات متحده در جریان دهه 1920 در حوزه بالتیک ایجاد کرده بود. ریگا، رویدادهای شوروی را رصد میکرد و برای دیپلماتهایی مانند «جرج کنان» تجربیات روزانه از زبان و فرهنگ روسیه فراهم میکرد.»
بعد از روی کار آمدن دولت اوباما در سال 2008، مخفیکاریها پیرامون فعالیتهای «دفتر امور ایرانیان» و در کل پیرامون برنامههای جنگ نرم آمریکا علیه ایران افزایش یافت؛ اما افزایش مخفیکاریها به هیچ عنوان به معنی تعطیلی این برنامهها نبود.
شبکه خبری «ایبیسی نیوز»، سال 2009 نوشت: «دولت اوباما برنامههای حمایت مالی از گروههای حامی مخالفان ایران را متوقف نکرده و در حال ادامه دادن پروژههایی است که توسعه آن توسط بوش، جنجالی شد.»
اسناد «ویکیلیکس» که در سالهای بعد منتشر شد، نشان داد دولت اوباما در سال 2009، همزمان با انتخابات ایران و ناآرامیهای پس از آن از شعبه دبی دفتر امور ایرانیان برای رصد اتفاقات داخل ایران و ارتباطگیری با معارضان این کشور استفاده کرده است.
رهبری کارگروههای برانداز توسط الیزابت چنی
اوایل سال 2006 سازمانی در داخل دولت آمریکا زیر نظر الیزابت چنی، دختر معاون وقت رئیسجمهور آمریکا برای «تغییر حکومتهای ایران و سوریه» تشکیل شد. فعالیتهای این سازمان در قالب پنج کارگروه پیگیری میشد:
کارگروه نظامی که مامور فروش سلاح به کشورهای همسایه ایران و سوریه برای ایجاد ناآرامی در این کشورها بود.
کارگروه «ارتباطات دموکراسی» که تامین کمکهای مالی برای گروههای معارض در داخل ایران و سوریه را هماهنگی میکرد. کارگروه اقتصادی که قصد قطع دسترسی ایران به بانکها و موسسات مالی بینالمللی را داشت. کارگروه «ارتباطات ویژه» که بر تعاملات ایران با کشورهای لبنان، سوریه و افغانستان نظارت میکرد. کارگروه نفوذ رسانهای که وظیفه خبرپراکنی و تبلیغات رسانهای درباره دیدگاههای معارضان ایران و سوریه را برعهده داشت.
نقش دولت انگلیس در فتنه
گزارش روزنامه «فایننشالتایمز» آشکار کرد که دولت انگلیس هم در قالب همین دفتر با آمریکا در راستای هدف براندازی نظام ایران همکاری کرده است. این رسانه نوشت: «با توجه به نبود کارشناسان مسائل ایران در دولت بوش به دلیل قطع روابط دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن از 25 سال پیش، مقامهای آمریکایی همکاری انگلیسیها را مهم میدانند.»
همان زمان، جک استراو، وزیر خارجه وقت انگلیس در اظهاراتی که به عنوان همراهی این کشور با آمریکا برای حمایت از مخالفان ایران تعبیر شد، گفته بود که از «خواستههای دموکراتیک مردم ایران» حمایت میکند.
روزنامه «بوستونگلوب» سال 2007 بودجه این دفتر آمریکایی- انگلیسی را 80 میلیون دلار گزارش داد و نوشت به ارتشهای عربستان سعودی، امارات و بحرین و همچنین مخالفان سیاسی در ایران کمکرسانی کرده است. گزارشها همچنین حاکی است دولت آمریکا در قالب فعالیتهای این دفتر به گروهک تروریستی جندا... کمکهای مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی رسانده است.
نقش بنیادهای وابسته به سیا
بنیاد «اعانه ملی دموکراسی» (NED) با شعار «آنچه برای آمریکا خوب است برای جهانیان هم خوب است» یکی از بزرگترین تامینکنندههای مالی برای فعالیت گروههای معارض در کشورهای غیرهمسو با منافع آمریکاست.
هدف این صندوق، اشاعه نظام حکومتی همسو با آمریکا، اعطای کمکهای مالی به احزاب، رسانهها و مخالفان در کشورهای مخالف آمریکا و نقشآفرینی در انقلابهای رنگی است. همچنین بودجه این صندوق از کنگره آمریکا تامین میشود.
ویلیام بلوم، تاریخدان و نویسنده سرشناس آمریکایی در کتاب خود با عنوان «حکومت سرکش، حکومت زور در جهان» در سال 2000 درباره فعالیتهای این بنیاد آمریکایی مینویسد که NED سال 1990 در انتخابات نیکاراگوئه و سال 1996 در انتخابات مغولستان دخالت کرد و در سرنگونی دولتهای منتخب بلغارستان در سال 1990 و آلبانی در 1991 و 1992 نقش ایفا کرد. در هائیتی در اواخر دهه 1990 مشغول حمایت از گروههای راستگرایی بود که برای مخالفت با «ژان-برتران آریستید» و دیدگاههای ترقیخواهانه او متحد شده بودند. NED تاثیرگذاری خودش را در انتخابات چندین کشور دیگر به رخ کشیده است.
الگوی فعالیت NED مانند دیگر موسسات جنگ نرم، رساندن منابع مالی به گروههای مخالف در قالب برنامههای ظاهرا غیرسیاسی، راهاندازی پروپاگانداهای رسانهای، تشکیک در نتایج انتخابات، تحریک گروههای مخالف به زورآزماییهای خیابانی با تظاهرات بدون خشونت و درنهایت براندازی دولت حاکم است.
قبل از انتخابات سال 1388 NED یکی از بنیادهایی بود که با گروههای حامی براندازی در ایران همکاری داشت و به آنها کمک مالی رسانده بود.
NED در همان زمان در وبسایت خود اعلام کرد با افرادی از جمله هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو، سیامک نمازی، شیرین عبادی و منوچهر محمدی ارتباط دارد. مطابق اسناد این بنیاد بین سالهای 2005 تا 2007 مبلغ 345 هزار دلار را به یکی از گروههای ضدانقلاب بهنام «بنیاد عبدالرحمن برومند» اختصاص داده است. گروه دیگری به نام نایاک (NIAC) یا شورای ملی ایرانی ـ آمریکایی نیز یکی از موسساتی است که از NED پول دریافت میکند.
درست یک روز پیش از برگزاری انتخابات ریاستجمهوری ایران در سال 1388، کنث تیمرمن، نویسنده محافظهکار و مدیرعامل «بنیاد دموکراسی برای ایران» -یکی از بنیادهای جنگ نرم آمریکایی که از NED تامین مالی میشود- مطالبی نوشت که شائبهها درباره حمایت غیرمستقیم NED از برخی جریانهای سیاسی در ایران را تقویت میکرد.
وی نوشت که صحبت از انقلاب سبز در ایران است. NED در دهه گذشته میلیونها دلار برای پیشبرد انقلابهای رنگی در کشورهایی مانند اوکراین و صربستان هزینه کرده و فعالان سیاسی را در زمینههای ارتباطات مدرن و تکنیکهای سازمانی آموزش داده است. بخشی از این پول ظاهرا به دستان گروههای حامی موسوی رسیده که ارتباطهایی با سازمانهای غیردولتی در خارج از ایران دارند و صندوق اعانه ملی دموکراسی بودجه آنها را تامین میکند.
NED در ادامه سیاستهای براندازانه خود در سال 2010، جایزه سالانه «دموکراسی» خود را به جریان موسوم به «جنبش سبز» اختصاص داد.
برگزاری کارگاه برای مخالفان در ایران
موسسه بینالمللی جمهوریخواهان خودش را یک سازمان «غیرانتفاعی و غیرحزبی»، با ماموریت توسعه «آزادی و دموکراسی» از طریق کمک به مشارکت شهروندان در برنامهریزیهای دولتی و افزایش نقش زنان و جوانان در فرآیندهای سیاسی عنوان میکند.
بهرغم این، منتقدان میگویند این سازمان یکی از بازوهای سیا برای براندازی دولتهای روی کارآمده از طریق انتخابات دموکراتیک و جایگزین کردن آنها با حکومتهای دیکتاتوری است. لورن کارنر، یکی از اعضای هیاترئیسه موسسه بینالمللی جمهوریخواهان در مصاحبهای در سال 2006 تایید کرد این موسسه با «گروهها و افرادی در داخل ایران» مرتبط است و برای آنها در خارج از این کشور کارگاههای آموزشی برگزار کرده است. او گفت به دلیل ترس از امنیت این گروهها از صحبت کردن درباره هویت آنها معذور است.
در همین راستا، گزارشهای رسانههای مختلف حاکی است اعضای جنبش دانشجویی موسوم به «آتپور» صربستان که قبلا با حمایت «موسسه بینالمللی جمهوریخواهان» توانسته بودند دولت کشورشان را در سال 2000 سرنگون کنند کارگاههایی با هدف براندازی نظام ایران در دبی برگزار کردهاند. روزنامه «والاستریتژورنال» در اکتبر سال 2009 گزارش داد وزارت خارجه آمریکا چندین سال با حمایت مالی از موسسه بینالمللی جمهوریخواهان، به این نهاد آمریکایی برای وصل کردن مخالفان ایران در اروپا و سایر نقاط دنیا کمک کرده است.
«مرکز بینالمللی مبارزه غیرخشونتآمیز» توسط یکی از شاگردان جین شارپ، نظریهپرداز انقلابهای رنگی به نام پیتر آکرمن در سال 2002 با هدف تغییر حکومتهای کشورها از طریق کودتاهای مخملی راهاندازی شد. «مرکز بینالمللی مبارزه غیرخشونتآمیز» با دیگر بنیادهای جنگ نرم آمریکایی مانند «موسسه آلبرت انیشتین» و «مرکز اقدامات و راهبردهای غیرخشونتآمیز کاربری» (کانواس) برای براندازیهای نرم در برخی کشورها از جمله صربستان همکاری دارد.
صدور کودتا به جهان
استفان گوانز، نویسنده و فعال کانادایی که از افراد صاحبنظر در جنگهای نرم آمریکاست، میگوید آکرمن با تامین مالی دولت آمریکا و سازمانهای مردمنهاد (NGO) برای آموزش روشهای براندازیهای نرم به اقصینقاط دنیا سفر میکند. این روش به گفته این تحلیلگر، نسخه جدید کودتاهایی است که سازمان سیا در گذشته در کشورهای مختلف با روشهای سخت انجام میداد.
گوانز درباره راهبردهای نرم مورد استفاده آکرمن و مرکز او این توضیحات را ارائه میدهد: «بیثباتکنندگان دولتها برای اینکه بتوانند صلاحیت اخلاقی دولتهای هدف را زیر سوال ببرند وابستگی مبرمی به لغتهای «دیکتاتور» برای اشاره به دولتی که میخواهند ساقطش کنند و «دموکرات» برای اشاره به مخالفان آن دولتها دارند. اینکه آیا دولتهای هدف واقعا دیکتاتور هستند یا اینکه مخالفان آنها واقعا دموکرات هستند، اهمیتی ندارد. چیزی که اهمیت دارد این است که آنچه گفته میشود، حقیقت به نظر برسد.
خوراندن این باور به مردم که دولتهای هدف دیکتاتور هستند به این صورت انجام میشود که این اتهام آنقدر تکرار میشود تا درنهایت به صورت دانش جمعی درآید و دیگر نیازی به اثبات آن نیست. اما اگر آن «دیکتاتور» در انتخابات پیروز شود چه میشود؟ راهحل گروههای بیثباتکننده این است که ادعا شود فرد انتخاب شده به صورت غیرقانونی و از طریق تقلب روی کار آمده است.»
مطالب پیشنهادی








