بیشتر بدانیماراضی موات، یعنی زمینهایی که معطل افتاده و آبادی و کشت و زرع در آنها نباشد، البته به موجب ماده ۳ قانون زمینشهری مصوب ۲۲ شهریورماه سال ۱۳۶۶، «اراضی موات شهری زمینهایی است که سابقه عمران و احیا نداشته باشد.»
کدام اراضی موات هستند؟
چنین زمینی را بایر مینامند و احیای آن از موجبات تملک نیست. شرط دوم، آبادی و کشت و زرع در آن نباشد؛ آبادی زمین، به تناسب انتفاعی که از آن برده میشود، متفاوت است، اما در عرف زمینی را که در آن درختکاری و زراعت و ساختمان باشد، آباد میگویند. زمین آباد معمولا دارای مالک خاص است، مگر اینکه در اثر اعراض مالک یا جهات دیگر مجهولالمالک باشد.
اقسام اراضی موات:
اراضی موات دارای این اقسام هستند:
1- زمینهایی که از اصل موات بوده و میدانیم که در هیچ تاریخی ملک کسی نبوده است یا ندانیم که سابقه ملکیت داشته است.
2- اراضی که در تاریخهای گذشته سکنه داشته، اما از بین رفته و به کلی منقرض شده باشند. مانند زمینهای شوش و بابل و امثال آن.
3- از روی آثار میدانیم مالکی دارد اما معلوم نیست که چه کسی است و ملک هم به صورت خرابه باشد که این قسمت از اراضی مشمول دو عنوان میشود؛ اراضی موات و مجهولالمالک.
4- صورتی است که مالک معین دارد، اما از آن اعراض کرده است. این قسم بر دو نوع است:
الف- موردی که ملک موات بوده و احیاء شده و پس از احیاء مالک اعراض کرده است.
ب- موردی که مشمول هیچیک از اقسام مذکوره نبوده و تابع ملک مالک باشد، اما مالک آن قسمت را مهجور گذاشته باشد. مثل آن که زمینی که جزء قریه بوده و از قنات یا نهری بهخصوص آبیاری میشده و چون آب قنات یا نهر از بین رفته است، به تبع آن زمینهایی که از آن آبیاری میشده از بین رفته و خراب شده، اما مالک از آن اعراض نکرده است. درخصوص اعراض از املاک وقتی که مالک آن را رها کرده و سالها به آن سر نزده باشد و کسی را هم برای اداره آن معین نکرده و تصمیم به بازگشت هم نداشته باشد و حقی برای خود نسبت به آنها نشناسد، در واقع از مالکیت آن صرفنظر کرده است. چنین اموالی همان احکام مربوط به مباحات را دارد.
از این اقسام قسمت آخر ملک مالک قریه است، البته درخصوص اعراض از مال ماده 178 قانون مدنی مقرر داشته است «مالی که در دریا غرق شده و مالک از آن اعراض کرده است، مال کسی است که آن را بیرون بیاورد.» از همین ماده میتوان فهمید که قانونگذار اعراض را ملاک رها کردن و سلب مالکیت از خود دانسته است. قسم سوم هم حکم مجهولالمالک را دارد و باید با اذن حاکم صرف فقرا شود. زمینهای موات در بقیه اقسام هم متعلق به کسی خواهد شد که آن را احیا کند، بهطوری که عرفا گفته شود آباد شده است.
مطالب پیشنهادی







