در گفتوگو با منوچهر محمدی مطرح شدبعضیها فکر میکنند باید علوم دیگر را «اسلام مالی» کنیم؛ خیر اینگونه نیست. شما در علوم انسانی و اسلامی جایگاهتان را تغییر دهید و دریچه تنگ سکولاریستی را رها کنید. از دریچه وسیع و باز اسلام و مبانی اسلامی نگاه کنید به علوم انسانی. آن وقت خواهید دید حقیقت روششناسی و مبانی آن، متولوژی، تئوریپردازی شما تغییر میکند.
حال ناخوش علوم انسانی در دانشگاهها
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، یکی از راههای فهم بهتر راز ماندگاری انقلاب اسلامی و عدمکارایی بلوکهای شرق و غرب در تقابل با این انقلاب عظیم، اسلامی بودن آن است؛ چراکه تقریبا بیشتر انقلابهایی که در سالهای اخیر و قرنهای گذشته اتفاق افتاده، در میانه کار یا حتی اوایل آن سرنگون شدهاند.
در این رابطه با منوچهر محمدی، استاد دانشگاه تهران و نویسنده کتابهای تحلیلی بر انقلاب اسلامی، انقلاب اسلامی در مقایسه با انقلابهای روسیه و فرانسه، انقلاب اسلامی- زمینهها و پیامدها، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران: اصول و مسائل، استراتژی نظامی آمریکا بعد از 11 سپتامبر آمریکا رویاروی اسلام، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، آینده نظام بینالملل و سیاست خارجی جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی در بوته آزمون – جنگ نرم بیستساله و فتنه 88 به گفتوگو نشستیم.
ابتدا تاریخچهای کوتاه از نحوه شکلگیری انقلاب اسلامی بر مبنای اسلام بیان کنید.
انقلاب اسلامی برپایه تئوریها و نظریههای سکولاریستی به جمعبندی نرسید بلکه انقلابی بود فرهنگی که تمام قانونمندیها و تئوریهای غربی را زیر پا گذاشت، در آن زمان سکولاریسم و متریالیسم در غرب حاکم بود. در کشور ما نیز قبل از انقلاب اسلامی در زمان پهلوی این رویه حاکم بود که معیارش ضدیت با خدا و کنار گذاشتن خدا از صحنه سیاست و تحولات انسانی بود، یعنی در رنسانس یک مساله مطرح کردند و آن اینکه مساله دین یک امر شخصی است و ربطی به جامعه ندارد، در کشور و جامعه ما هم این موضوع جا افتاده بود، بهطوری که حتی بعضی دیندارها میگفتند در زمان غیبت امکان ندارد حکومت دینی تشکیل بدهیم، مثلا حجتیه میگفت باید بگذاریم آنقدر ظلم زیاد شود که خود آقا بیاید و فرجی شود.
انقلاب اسلامی آمد با دست خالی ظاهرا، اما با تکیه بر ا...اکبر به پیروزی رسید، یعنی تمام نظریهها و تئوریهای علوم انسانی غربی را زیر پا گذاشت، در واقع تا به امروز هم فعل و انفعالات و شکستهایی که غرب از ما خورده به این منظور بوده که نتوانستهاند بفهمند انقلاب اسلامی چیست؟ آنها همواره با دید متریالیستی و سکولاریستی و پوزیتیویستی به این انقلاب نگاه میکردند و نمیتوانند بفهمند و نخواهند فهمید مگر اینکه روزی بیایند مسلمان شوند و باورهای ما را داشته باشند. تازه آن موقع است که نگاه اسلام در انقلاب که مهمترین اصل است را درک کنند. انقلاب اسلامی خداوند و قدرت الهی را مجددا وارد صحنه سیاست این دنیا کرد. این چیزی است که باورکردنش برای آنها مشکل بود.
غرب و سکولارها به انقلاب اسلامی چطور نگاه میکنند؟
از نگاه علوم انسانی غربی و پوزیتیویستی، این نگاهها براساس تجربیات مادی است ولاغیر و نقشی برای معنویات و مسائل متافیزیکی وجود ندارد. انقلاب اسلامی این دریچه را باز کرد، منتها هنوز ایرانیهای تحصیلکرده و روشنفکر که غربزده هستند و در غرب هم درس خواندهاند، تحتتاثیر هستند و هنوز نتوانستهاند بفهمند و درک کنند و همچنان میخواهند مسائل را در قالب همان تحلیلهای سکولاریستی تحلیل کنند. حالا شما میآیید یک اقیانوسکار و فضا باز میکنید جلوی کسی که به اندازه یک مورچه نمیفهمد، دقیقا نگاه غربیها به اندازه همان مورچه است، مگر این موجود چقدر انسان را میفهمد وقتی که یک قطره آب روی آن بریزد میگوید واویلا دنیا را آب برد فلذا باید جایشان را عوض کنند، یعنی از دریچه تنگ سکولاریستی به مسائل انقلاب نگاه نکنند چون جواب نداده و نخواهد داد، چون هنوز بخش مهمی از اندیشمندان غربزده ما در آن وادی هستند؛ من از یک چیز در دوران تدریسم رنج میبردم و هنوز هم میبرم و آن مسالهای دردناک بود، یعنی حتی بچه حزباللهیها مجذوب نظریات و تئوریهای غربی هستند و میخواهند پدیده انقلاب اسلامی را در قالب تنگ غربی پیاده و تحلیل کنند، برای همین در فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی، که من هنوز سردبیر آن هستم، مقالاتی میآمد که میخواستند جهاد کبیر را که مفهومی قرآنی است بیرون بکشد تا در میان آن قالب تئوریک سازهانگاری غرب تحلیل کند. این امر اصلا امکان ندارد نتیجه اینکه نگاه اسلامی به علوم انسانی یک نگاه جدید است.
این نوع نگاه برای امام خمینی(ره) چگونه بود؟
برای امام(ره) خیلی روشن بود چون در همان اوایل به ما میگفت بروید در دانشگاهها علوم انسانی را دریابید و موقعی که انقلاب فرهنگی اول انجام شد همین مساله مطرح بود که انقلاب اسلامی، علوم انسانی دارد. امام(ره) بعد از آنکه دستور تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی را دادند این موضوع را میدانستند، ولی در آن موقع و در حال حاضر عدهای از اندیشمندان ما در شورای عالی انقلاب فرهنگی نمیدانند که علوم اسلامی یعنی چه و واقعا نمیدانند با این پدیده چه کنند.
بعضیها فکر میکنند باید علوم دیگر را «اسلام مالی» کنیم؛ خیر اینگونه نیست. شما در علوم انسانی و اسلامی جایگاهتان را تغییر دهید و دریچه تنگ سکولاریستی را رها کنید. از دریچه وسیع و باز اسلام و مبانی اسلامی نگاه کنید به علوم انسانی. آن وقت خواهید دید حقیقت روششناسی و مبانی آن، متولوژی، تئوریپردازی شما تغییر میکند.
یعنی باید ما از بعد از انقلاب اسلامی، علوم غربی استفاده نمیکردیم؟
در اینجا باید عرض کنم که آنها از دیدگاه مادی نگاه میکنند، ما این را رها نمیکنیم ولی دریچه بسیار وسیعتر از این حرفهاست، این جزء کوچکی از این معنویات است. با این نگاه رهبر انقلاب به آقایان در شورای عالی انقلاب ماموریت دادند که بروید و روی آن کار کنید، منتها مشکل این است که این آقایانی که مامور شدهاند نمیدانند چهکار باید کنند ولی حقیر با وجود اینکه تحصیلاتم در کارشناسی و دکتری در آمریکا بوده به خوبی این مساله را فهمیدهام. ما در علوم سیاسی بهعنوان الگو، همه این مبانی را تغییر دادیم. در این مبانی جدید وحی قرآن بهعنوان منبع اصلی ما دیده شد که بر این اساس آیا باور داریم قرآن را یا خیر؟ اگر باور داریم، به قول حضرت امام(ره) «اسلام تمامش سیاست است». قرآن را اگر شما نگاه بیندازید همهاش سیاست است. اصلا مساله شخصی نداریم. به قول شهید بهشتی «صبحانه خوردن ما هم سیاسی است» چون هدف دارد و هدف رسیدن به خداست.
تغییراتی در علوم انسانی و رشته علوم سیاسی دادهاید، بیشتر توضیح دهید.
ما درمورد این قضیه با تعدادی از دوستان که واقعا همراهی میکردند اقدام کردیم. اولین اقدام این بود که مبانی را مشخص کردیم و گفتیم هدف ما چهار چیز است: مبانی سکولاریستی را کنار بگذاریم، از مبانی اسلامی استفاده کنیم و خدا را محور و آرمان خودمان قرار دهیم و بومیسازی کنیم، یعنی اینکه دروسی را که به درد جامعه ما بخورد، تقویت و مفهومسازی کنیم. همه مفاهیم ما غربی است، مثل خاورمیانه که یک کلمه استعماری غربی است. ما باید آن را به جهان اسلام تغییر دهیم و روزآمد کنیم یعنی امروز به چه درد ما میخورد؛ جالب است بدانید قبل از اینکه ما این کار را شروع کنیم، درسی وجود داشت بهعنوان سیاست خارجی جماهیر شوروی، یعنی هنوز آن موقع در کلاسها تدریس میشد، بعد از این کار ماموریت تعیین کردیم برای دوره سهگانه کارشناسی، کارشناسیارشد و دکتری؛ یعنی در دوره کارشناسی فقط توصیفی کار شود و استادمحور باشد. استاد مطالبی را ارائه دهد و دانشجو هم فرا بگیرد. در این دوره دو کار مهم انجام دادیم، اول نقد ادبیات غربی که به ما ارث رسیده، دوم ارائه ادبیات اسلامی برای آنها، مثلا روابط بینالملل و اصول آن را ما تغییر ندادیم گفتیم این نگاه غربی بوده و نقدی بر او وارد است، حالا نگاه اسلامی را ببینیم که چیست. در دوره کارشناسیارشد گفتیم توصیفی- تحلیلی باشد، یعنی هم دانشجو چیزی یاد بگیرد و هم بتواند تحلیل کند. برای دوره دکتری نیز نوآوری و نظریهپردازی قرار دادیم.
در دانشگاه تهران برای دانشجویان علوم سیاسی گفتم انقلاب اسلامی دریایی از کار برای شما و سفرهای عظیم به اندازه اقیانوسها پهن کرده، به شرطی که بروید کار کنید، تا چه زمانی میخواهید اسیر تئوریهای تنگنظری غربی شوید؟
اولین نفر هم خودم شروع کردم. شما اگر کتابهای من را مطالعه کنید متوجه خواهید شد همهشان یک چارچوب تئوری ایجادی در آنها وجود دارد. اخیرا کتابی نوشتم بهعنوان «مولفههای قدرت در جمهوری اسلامی». قدرت را زیرچرخ لایزال الهی به مادی و معنوی تقسیم کردم. قدرت نرم و سخت هوشمند غربی را دور انداختم و گفتم که اینها جواب نمیدهند، یعنی خدا در آنها نیست، متاسفانه عدهای هنوز در مقابل غرب احساس خودکمبینی میکنند یا اینکه هنوز باورشان نشده که دوره سکولاریسم به پایان رسیده است. این کار انجام شد و تا دوره دکتری هم دورهها مشخص شدند. سرفصل دوره کارشناسی هم نوشته و آماده شد. خاطرم هست آقای حدادعادل میگفت: «تو داری خیلی از ما جلوتر حرکت میکنی، محمدی مثل یک موتور دیزل میماند که روی شاسی فولکس واگن گذاشته باشند.» این برنامه هم به تصویب شورای تحول علوم انسانی در شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید، هم در شورای گسترش آموزش عالی تصویب شد، درنتیجه پس از ابلاغ آن وقت فریاد اساتید سکولار بلند شد. یادم میآید در جلسهای که در دفتر بررسیهای استراتژیک رئیسجمهور برگزار شد، قاسم افتخاری میگفت: «شما آمدید علوم سیاسی را ایدئولوژیک کنید.» من به او گفتم: «متریالیسم و سکولاریسم ایدئولوژیک نیست؟ شما به من یک علمی که خارج از علم علوم انسانی است نشان بده که معیارهای ایدئولوژیک بر آن حاکم نباشد.» اصلا همهشان ایدئولوژیک هستند اساسا متریالیسم به معنای ایدئولوژیک است، وقتی سر و صدا بلند شد ما مقاومت کردیم ولی متاسفانه آقای حدادعادل به قول خودش برای اینکه فشار را از خودش بردارد اعلام کرد هرکسی میخواهد برنامه جدید را اجرا کند و هر کسی هم نخواست برنامه قبلی را اجرا کند.
درحال حاضر وضعیت علوم انسانی در دانشگاه چگونه است؟
وضعیت خوبی ندارد. عذرم را خواستند و گفتند تو زیادی هستی از سر ما، چون من گفتم کار علوم انسانی با عمل بوروکراتیک به جایی نمیرسد و باید جهادی برخورد و اجرا کرد. لذا تعارضی که وجود دارد میان این دو نگاه است، البته من یقین دارم در طول زمان نهایتا غلبه با علوم انسانی اسلامی خواهد بود. تردیدی نیست، چون مسیر تحول در این راه تعریف شده است. شما ببینید غرب هر نوع تحمیلی که در رابطه با مسائل منطقه داده و طراحی کرده شکست خورده. چه کسی باور میکرد ماجرای داعش به این سرعت به توسط چند جوان با تکیه بر خداوند متعال و عنایات الهی حل شود، بدون اینکه لشکرکشی شود؟ چه کسی باور میکرد ماجرای اقلیم کردستان توسط همین بچه مسلمانها حل شود یعنی براساس معیارهای اسلامی؟عزیزانی مانند شهید تهرانیمقدم با زیارت عاشورا میروند و خداوند به آنها کمک میکند که آن موشکها را بسازند. او صراحتا میگوید: «اگر من توسل به خداوند نمیکردم، خداوند هم ذهن من کمسواد را که نه دانشگاه خارجی رفتم و نه تخصصی داشتم اینگونه تغییر نمیداد.»
اینها همه الهامات الهی است، آقایان این را نمیفهمند فلذا اینجاست که آن دعای حضرت سجاد که میفرماید: «الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء و الجهلاء». علوم انسانی آینده خوبی خواهد داشت ولی سن من تا پیروزی آن قد نخواهد داد اما همچنان در نوشتههایم میجنگم و اخیرا هم درخواست دادهام که شورای عالی انقلاب فرهنگی امتیاز ایجاد یک موسسه آموزشی و پژوهشی انقلاب اسلامی را به من بدهد. انشاءا... درنهایت یک دانشگاه جامع انقلاب اسلامی شود منتها باید توسعهاش بدهیم به همه علوم، ما واقعا فیزیک اسلامی و شیمی اسلامی هم داریم. ما یقین داریم این انقلاب به ظهور آقا امام زمان(عج) خواهد رسید. یقین بدانید علوم انسانی هم همانطور است. شما میبینید در صدر اسلام دوره پیامبر اعظم و خلفای راشدین و امام علی همه جاهل بودند، ولی تمدن اسلامی به وجود آمد و 1000 سال تمدن اسلامی در دنیا قدرتی را ایجاد کرد و سبب شد غربیها به جهالت بروند.
* نویسنده : یزدان محمدی روزنامهنگار
مطالب پیشنهادی







