آنچه آذری انجام میدهدخواندن مصاحبه سعید آذری، یکبار دیگر به ما ثابت کرد که چقدر در موردش اشتباه میکردیم وقتی میپنداشتیم که او، سمبل نسل جدید مدیرانی است که ورزش ایران به آن نیاز دارد. مدیرانی بدون گره زدن دست و پای خود در تعصبات شهری و قومی. مدیری منطقی و بینیاز به نان قرض دادن به اعضای باند خود یا عضویت در باندی.
بازی دو ســر باخت
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، «اگر اصفهانیهای فدراسیون فوتبال یعنی مهدی تاج و محمدرضا ساکت «ریش گرو نمیگذاشتند» و تدبیر نمیکردند، این مجوزها صادر نمیشد. اینکه باشگاهها هم سه میلیارد تومان سفته در اختیار فدراسیون فوتبال گذاشتهاند، پیشنهاد تاج و ساکت بود. اگر این گارانتی نبود، مجوز حرفهای صادر نمیشد. اصفهانیها در طول تاریخ مملکت، تاثیرگذار بودهاند. زمان جنگ شهید خرازیها و شهید میثمیها در صف اول جبهه بودند. در بحث بردن جوایز بینالمللی و هنر هم اصفهانیها اول هستند مثل اصغر فرهادی. در بحث ورزش هم که اصفهانیها سابقه حضور در فینال لیگ قهرمانان آسیا و حضور در جام باشگاههای آسیا را در کارنامه دارند. به کسانی هم که تیتر زدند «ما هم در بحث هستهای جلوتر هستیم» باید بگویم بحث هستهای را هم یک اصفهانی یعنی آقای محمدجواد ظریف کارگردانی کرد! آنجا هم پای یک اصفهانی وسط بود. پس این صحبتها خیلی به کسی بَر نخورد.»
خواندن مصاحبه سعید آذری، یکبار دیگر به ما ثابت کرد که چقدر در موردش اشتباه میکردیم وقتی میپنداشتیم که او، سمبل نسل جدید مدیرانی است که ورزش ایران به آن نیاز دارد. مدیرانی بدون گره زدن دست و پای خود در تعصبات شهری و قومی. مدیری منطقی و بینیاز به نان قرض دادن به اعضای باند خود یا عضویت در باندی. فکر میکردیم سعید آذری و موفقیتهایش در ذوبآهن نشاندهنده این است که مدیران ورزشی و تحصیلکرده میتوانند در فوتبال و ورزش ایران موفق و موفقتر از هر زمانی، خودشان را نشان دهند. نمیدانستیم باید او را یک مدیر اصفهانی بدانیم. فکر میکردیم که او یک مدیرعامل ورزشی است. فکر میکردیم او یک مدیرعامل تحصیلکرده است. فکر میکردیم او یک مدیرعامل با سابقه قهرمانی در زمان ورزشکاری است. اصفهانی بودن، خصیصهای نبود که بخواهیم او را با آن مفتخر کنیم.
بین تمام چیزهایی که سعید آذری را به مدیری منحصربهفرد تبدیل کرده، اصفهانی بودن تنها خصیصهای است که به دست او کسب نشده! ورزشکار بودن انتخاب خودش بوده. قهرمانیهایش را خود با سعی و تلاش به دست آورده. تحصیل کردن حاصل زحمات او بوده و بس. همه آنچه باید به آن ببالد، چیزهایی است که خودش به دست آورده. تولد در اصفهان، انتخاب او نبوده. جایی که به دنیا میآیی را نمیتوانی خودت انتخاب کنی سعید. هر وقت این را فهمیدی، درک میکنی که باید به دستاوردهایی ببالی که خود به دست آوردهای.
اینکه سعید آذری میفرماید مدیران اصفهانی در بحثهایی مانند جادوگری ورود نکردهاند، صحت دارد. آقای آذری اما احیانا بحثهای گزهای مطلا را که از یاد نبردهاند؟ جعبه گزهایی که به داورانی اهدا میشد که به اصفهان میآمدند و داخل جعبهاش سکههای طلا قرار داشت. یادتان هست؟ این افتخار را به مدیران کدام شهر مدیونیم؟
اینکه مهدی تاج و محمدرضا ساکت پیش مسئولان ایافسی برای باشگاههای ایرانی ریش گرو گذاشتهاند، بازی با کلمات و توهین به شعور خود ماست. بحث ریش گرو گذاشتنی در کار نیست.
بحث بر سر آبرویی بود که به دلیل ندانمکاری مدیران فدراسیون در خطر بود. مگر همین آقای تاج سالها رئیس سازمان لیگ نبود؟ چرا گذاشت بدهیها به چنین روزی برسد؟ در پرونده بدهیهای باشگاههای فوتبال ایران دو نفر بیش از همه مقصرند؛ یکی علی کفاشیان و دومی همین آقای تاج که دستش میرسیده و کاری نکرده. چرا وقتی تشت رسواییهای باشگاههای ایرانی به زمین نخورده بود، آقای تاج اهل تدبیر کردن نبود؟ چرا تا فشار ایافسی وسط آمد، استاد اهل تدبیر و تدبر و تفکر و تامل شد؟
سعید آذری، با یکی دو مصاحبه از اعتبار خود کاست. او دوست دارد ما به او به چشم یک مدیر ورزشی نگاه نکنیم. او دوست دارد ما به او به چشم یک مدیر باسواد نگاه نکنیم. او دوست دارد ما به او به چشم یک مدیر موفق نگاه نکنیم. او فقط میخواهد اصفهانی باشد. صفتی که در به دست آوردنش هیچ نقشی نداشته. باشد برادر! شما اهل اصفهانی. شما یک مدیر اصفهانی هستی. شما این بازی دو سر باخت را بردی. مبارکت باشد.
* نویسنده : هومن جعفری روزنامهنگار
مطالب پیشنهادی










