گزارش «فرهیختگان» از تحرکات اخیر فرانسه در غرب آسیاچرا این کشور کوچک، یعنی لبنان برای سیاستمداران فرانسوی مهم است؟ لبنان سالها در اختیار فرانسویها بود و حتی امروز که این کشور به عنوان یک واحد سیاسی مستقل شناخته میشود، پاریس هنوز منافع اقتصادی زیادی در آن دارد. بنابراین تا اوضاع سیاست در لبنان و عربستان کمی تیره شد، مکرون به منطقه آمد.
سیاست دوگانه آقای مکرون
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، امانوئل مکرون چند هفته قبل بدون اعلام قبلی وارد عربستان شد. ابتدا به ابوظبی رفت که موزه لوور اماراتیها را افتتاح کند و بعد از آن راهی ریاض شد که ملک سلمان و ولیعهدش را ببیند. فرانسویها از قدیم در این منطقه منافعی داشته و امروز هم خواهان تامین و تثبیت آن هستند. در حقیقت، اگر کشورهای خارجی را که سالها در غرب آسیا و شمال آفریقا میتاختند و منابع را در اختیار داشتند، بخواهیم در یک فهرست جای بدهیم جای فرانسه بعد از بریتانیا در رتبه دوم است.
معاملات سیاسی و اقتصادی
دو هفتهای است که بحث لبنان و استعفای نخستوزیرش نقل محافل و تقریبا صدر اخبار رسانههای بزرگ منطقه است و از طرف دیگر، فرانسویها وارد این بازی شدهاند. البته بن سلمان اجازه ملاقات مکرون با سعد الحریری در ریاض را نداد اما بعد از کشمکشهای زیاد، هواپیمای شخصی الحریری شنبه باند فرودگاه ریاض را ترک کرد و در پاریس به زمین نشست. البته دو فرزند کوچکتر او به خاطر اینکه درسشان لطمه نبیند، در عربستان ماندند.
چرا این کشور کوچک، یعنی لبنان برای سیاستمداران فرانسوی مهم است؟ لبنان سالها در اختیار فرانسویها بود و حتی امروز که این کشور به عنوان یک واحد سیاسی مستقل شناخته میشود، پاریس هنوز منافع اقتصادی زیادی در آن دارد. بنابراین تا اوضاع سیاست در لبنان و عربستان کمی تیره شد، مکرون به منطقه آمد.
شاید هم غولهای اقتصادی اروپایی فرانسوی از وی خواستند که به این طرف بیاید و اوضاع را آرام کند چون شرکتها در حال کار هستند و اگر وضعیت لبنان بغرنج شود، منافع اقتصادیشان لطمه میبیند؛ حالا اگر توانست در این سفر سلاحی هم بفروشد، چه بهتر. مثل دو فروند ناوی که اماراتیها دوهفته قبل از فرانسه خریدند.
بازاری به وسعت یک جهان
جهان سوم معمولا به چشم بازار دیده میشود. اینجا جایی است که دولتها خریدارند و شرکتهای بزرگ، فروشنده اقلام و کالاهای اساسی و غیراساسی. اگر شما یک رئیس حکومت هستید، نفت دارید و دلتان میخواهد که آخرین تسلیحات روز دنیا را در انبارهایتان داشته باشید، شرکتهای بزرگ آمریکایی، آلمانی، روسی، ایتالیایی، انگلیسی و فرانسوی در خدمتتان خواهند بود. مصر، عربستان و کشورهای جنوب خلیجفارس بزرگترین خریداران تسلیحات کشورهای خارجی در منطقه هستند.
کشورهای منطقه بازارهای خوبی برای خرید تسلیحات هستند اما نمیشود هر روز یک گوشه از آن جنگ به راه انداخت تا شرکتهای بزرگ سود کسب کنند. بعضی اوقات باید اوضاع را کنترل کرد تا بحران، منافع اصلی را به خطر نیندازد. در این مواقع، یک سیاستمدار اروپایی میتواند خیلی کمکحال باشد.
کنایه به ایران از خاک کشورهای همسایه
فرا خواندن سعد الحریری به عربستان و استعفای او که هنوز هم جای خود را در اخبار مهم جهان حفظ کرده است، رئیسجمهوری فرانسه را به خاورمیانه کشاند. وی از امارات عربی متحده وارد ریاض شد تا مذاکراتی رو در رو با ولیعهد عربستان شد. لبنانیها از رئیسجمهوری فرانسه خواستند که در این بحران میانجیگری کند. بحرانی که سعودیها با هدف ضربه زدن به حزبا... شروع کردند و البته حمله به ایران را از یاد نبردند.
مکرون در دبی پیش از سفر به ریاض در کنفرانسی خبری گفت: «من برخی مواضع بسیار سخت را که عربستان سعودی علیه ایران اتخاذ کرده است، شنیدهام. مهم است که با همه طرفها صحبت شود و اینکه فرانسه نقشی در برقراری صلح در منطقه داشته باشد. روشن است موشکی که از سوی یمن به سمت ریاض شلیک شد، موشکی ایرانی بود و این نشان میدهد که توافق هستهای امضاشده با ایران را ادامه دهیم.
موشکی که ایرانی نبود
در پی حمله موشکی انصارا... یمن به فرودگاه ریاض، سعودیها تهران را متهم کردند که موشک در اختیار انصارا... قرار داده است، اما جمهوری اسلامی این اتهام را که نه با واقعیات منطبق بود نه با عقل جور در میآمد، بهشدت رد کرد. چند روز بعد از این واقعه، عادل الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان سعودی که مشهور است به اتخاذ مواضع ضدایرانی ادعا کرد موشک ساخت ایران بود و شبیه موشکی بوده که در 22 جولای به سمت شهر ینبع پرتاب شد. این موشک توسط سپاه و حزبا... به یمن قاچاق شده بود که این امر میتواند به معنای اعلام جنگ علیه عربستان باشد.
نمایندگی عربستان سعودی در سازمان ملل متحد هم بیکار ننشست و با ارسال نامهای به شورای امنیت مدعی شد که جمهوری اسلامی به یمن سلاح قاچاق میکند و نتیجه بررسی بقایای موشک شلیک شده به سمت ریاض نشان میدهد که ایران در ساخت آن نقش داشته است. البته شورای امنیت دو روز قبل در نامه محرمانهای به دیپلماتهای ارشد سازمان ملل اعلام کرد که ادعای عربستانیها دروغ است.
جنگی که سعودیها هنوز باورش نکردهاند
یمنیها به عربستان حمله کردهاند چون بیش از دو سال است که بمباران میشوند. سعودیها به مراکز غیرنظامی و مردم عادی یمن حمله میکنند و همچنین محاصره اقتصادی و دارویی مردم این کشور در چند سال گذشته هم دلیلی است برای دفاع از خود.
انگار شاهزادگان سعودی هنوز باورشان نشده که در حال جنگ هستند، هرچند عملکرد نظامیشان با مدلهای مرسوم جنگی تقاربی ندارد، به هر حال درگیر یک کشمکش نظامی هستند. ارتش یمن و نیروهای انقلابی هم از خود دفاع میکنند. حال میخواهد که یک رزمنده پابرهنه انصارا... با یک قبضه کلاشینکف نیروی وابسته به سعودیها را از پا دربیاورد یا یک موشک بالستیک به فرودگاهی در نزدیکی ریاض شلیک شود. واقعا با روزگاری که در یمن ایجادشده، میشود پرسید چرا نیروهای این کشور به سمت عربستان موشک پرتاب کردهاند؟
واکنشهای رسانهای و سیاسی عربستانیها و متحدانشان مثل آمریکاییها و فرانسویها به این موضوع، یک نوع فرار از واقعیت بود. اقدامات سعودی واکنش سازمانهای حقوق بشری جهان را درباره ابعاد و پیامدهای فاجعهآمیز این اقدامات سعودی برانگیخته است، البته هیچکدام از این سازمانها کاری برای مردم این کشور نمیکنند. با همه این تفاسیر، عربستانیها طوری وانمود میکنند که انگار یمنیها به خاکشان تجاوز کردهاند.
آرام باشید متحدان سعودی ما
عربستان اوضاع بههمریختهای دارد اما با توجه به اینکه بزرگترین رسانهها در اختیار جریان قدرت است، اخبار قطرهای از این کشور به بیرون درز میکند. از محتوای مذاکرات مکرون با سعودیها اطلاعات زیادی منتشر نشد اما شواهد نشان میدهد که فرانسویها از تیره شدن روابط عربستان و لبنان و همچنین به هم ریختن اوضاع در خاک لبنان واهمه دارند. بنابراین رئیس این کشور در سریعترین زمان ممکن به عربستان رفت تا سعودیها را آرام کند.
وی در این سفر هر آنچه نیاز بود که برای آرام کردن عربستانیها به کار بگیرد، گرفت. ایرانی بودن موشک را تایید کرد و گفت که باید با ایران بر سر موشکها مذاکره کرد که البته این اظهارات وی واکنشهای صریح برخی مقامات سیاسی ایران را به دنبال داشت.
رئیسجمهوری فرانسه قبل از سفر به ریاض در گفتوگو با یک روزنامه اماراتی گفت که دیدگاههایش نسبت به تهران به تندی نگاه عربستان به ایران نیست، یعنی یکی به نعل و یکی به میخ زد و گوشهای از سیاست خاورمیانهای فرانسه را رونمایی کرد؛ حفظ متحدان قدیمی و نگه داشتن بازار تسلیحات فرانسوی در منطقه و البته حفظ منافع شرکتهای بزرگ صنعت نفت، ساختمانسازی و مخابراتی با حفظ فشارهای سیاسی و حقوق بشری در مواقع نیاز.
منافع فرانسه در لبنان
امروز صحبت از میانجیگری فرانسه برای بازگرداندن سعد الحریری به لبنان است. بالاخره جانشین رفیق الحریری توانست به پاریس برود، البته بدون دو فرزندش، که در ریاض باقی ماندند. وی در تماس تلفنی با میشل عون، رئیسجمهور لبنان گفت که روز چهارشنبه برای حضور در عید استقلال لبنان در بیروت خواهد بود.
چرا فرانسه؟ سرزمینی که امروز از دل آن لبنان، سوریه، اردن و فلسطین به وجود آمده، بعد از فروپاشی امپراتوری عثمانی در اختیار فرانسویها و انگلیسیها قرار گرفت. لبنان و سوریه در اختیار فرانسویها بود و اردن و فلسطین در دست بریتانیا. امروز که حدود یک قرن از آن روزها میگذرد، فرانسه هنوز هم به لبنان توجه دارد و البته مسیحیان لبنان که ریاستجمهوری را در اختیار دارند، خود را نه وابسته به فرانسه، که به نوعی این کشور را بزرگ خود میشناسند.
حتی چند سال قبل که بحث تسلیح ارتش لبنان مطرح شد، یک قسمت این کار فرانسویها بودند؛ یعنی تاثیر آنها بر ابعاد مختلف در مسائل مربوط به لبنان بسیار بالاست.
یک تجارت پرسود
فرانسه در لبنان منافع اقتصادی زیادی دارد که بخشی از آن هم به عربستان برمیگردد. صنایع مخابرات، انبوهسازی و بنادر از جمله بسترهایی هستند که سود زیادی برای فرانسویها دارند. همین نخستوزیر مستعفی لبنان که تاجر و یکی از وارثان امپراتوری مالی پدرش است، یکی از نقاط اتصال منافع تجار و سرمایهداران در لبنان، عربستان و فرانسه به شمار میرود.
بنابراین به خطر افتادن او، منافع مالی فرانسویها را از دو طرف تهدید میکند؛ هم اوضاع لبنان را میتوانست به هم بریزد، همانند چیزی که مدنظر سعودیها بود، یعنی از زاویه سیاسی این منافع را هدف قرار میداد و از طرف دیگر، ناپدید شدن شخص حریری، تجارت وی با طرفهای فرانسوی را به خطر میانداخت.
فرانسویها نمیتوانند نسبت به وقایع لبنان بیتفاوت باشند و از کنار همه چیز ساده بگذرند. سیاستمداران لبنانی نیز که میبینند اوضاع رو به وخامت میرود، دست کمک به سوی فرانسویها دراز میکنند. بهخصوص مسیحیان که منصب ریاستجمهوری را در اختیار داشته و بهطور سنتی با فرانسویها قرابت دارند. آنها هم تقاضای کمک نکنند، گردش مالی بین این کشورها و ارتباطات اقتصادی میان این تجار لبنانی و اروپاییها بهخصوص فرانسویها به این اندازه هست که پاریس احساس نگرانی کند و چه در صحنه آشکار سیاست، چه در لابیهای پشت پرده دست به کار شود.
فراموشی تاریخ معاصر لبنان
غربیها، سعودیها و برخی از سیاستمداران لبنانی بهگونهای حزبا... را زیر سوال میبرند که انگار از تاریخ این کشور خبر ندارند. یادشان نمیآید که که خاک لبنان در اشغال رژیم صهیونیستی بود و این رزمندگان مقاومت اسلامی بودند که جنوب لبنان را در سال 2000 آزاد کردند، و همچنین همین جنبش بود که در سال 2006 در برابر تجاوز اسرائیلیها دفاع کرد.
آن روزی که داعش از خاکستر القاعده سر بلند کرد، حزبا... مقابل تروریستها ایستاد و نگذاشت جنگ به لبنان برسد. همان ایامی که به قول وزیر امور خارجه لبنان جبران باسیل، ارتش و دولت این کشور در مقابله با داعش و بقیه گروههای تروریستی کوتاهی کردند. در این روزها که بازار اتهامزنیها گرم است طبق معمول، هر کس که حزبا... را مورد حمله قرار میدهد، ایران را هدف قرار میدهد. اگر ایران از مقاومت اسلامی لبنان حمایت میکند، ناظران سیاسی و سیاستمداران بیایند بگویند که نقش جمهوری اسلامی در بحرانهای لبنان منفی بوده یا مثبت؟ سلاحی که در دست حزبا... است، به سوی مردم لبنان نشانه رفته یا رو به دشمنان خارجی است؟
مکرون، ترامپ و یک گفتوگوی کلیشهای
دیروز شبکه ABC News از گفتوگوی تلفنی روسای جمهور ایالات متحده و فرانسه خبر داد. طبق گزارش این شبکه، مکرون و دونالد ترامپ بر لزوم همکاری همه کشورهای متحد در راستای مقابله با حزبا... و آنچه که به زعم آنها فعالیتهای بیثباتکننده ایران در سطح منطقه است، تاکید کردند.
حال اینکه رئیسجمهور ترامپ مشخص نمیکند این اقدامات به اصطلاح بیثباتکننده ایران که میگویند دقیقا چیست؟ مبارزه با تروریسم در سوریه و عراق است یا پایان دادن اشغالگری رژیم صهیونیستی در لبنان؟ که البته اگر بخواهیم به این تحولات از دریچه چشم سیاستمداران واشنگتن نگاه کنیم، منافعشان ضربه خورده و برنامههایشان به ثمر ننشسته است. پس ایران به زعم آنان منطقه را بیثبات کرده، چون جلوی اجرای پروژههایی را که درنهایت قرار بود به مرزهای خودش برسد، گرفت. بخش دیگر صحبتهای مکرون و ترامپ نیز درخصوص حزبا... بود که سابقه آنان در تاریخ معاصر لبنان را شرح دادیم. همه این اظهارنظرها نشان میدهد که مقابله با اسرائیل برای آمریکاییها بیثبات ساختن این منطقه است؛ همان کلیشههایی که سالهاست مطرح میشود.
جنون سعودی
پای عربستان از یک طرف در یمن است. از طرف دیگر تغذیه مالی و تجهیزاتی تروریستها در سوریه را برعهده دارد. با استفاده از قدرت پول و نیروهای نظامی، آلخلیفه را در صدر قدرت بحرین نگه داشته و روابطش با قطر به قعر سیاهی رفت. معلوم نیست که نسل سیاستمدارهای سعودی که کمکم خودشان را برای در اختیار گرفتن قدرت آماده میکنند، سیاست منطقهایشان چیست؟ البته نقطه مشترک آنان در توجیه فعالیتهایشان در کشورهای اطراف تهدیدی به نام ایران است، اما هیچ وقت روشن نمیکنند که این تهدید که بهزعم آنان وجود خارجی دارد، اصلا چیست؟
جهان عرب به قول سعودیها در معرض تهاجم ایران است، در حالی که نمیگویند امروز ایران به کدام کشور عربی حمله کرده و کدام نظام را سرنگون کرده است؟ در حالی که عربستان در حال ویران کردن جهان عرب است؛ یمن که بیش از دو سال است بمباران میشود، یک کشور عربی است. یا سوریها که عرب هستند و مردم عراق که چند هزار نفرشان در جریان تهاجم داعش به شهادت رسیدند. یا قطر که اختلافات ریشهایاش با عربستان به قدری بالا گرفت که معارضان با پشتیبانی ریاض فعال شدند و آماده میشوند که یک بحران جدید ایجاد کنند.
اینها نشانه جنون سعودی است.
مطالب پیشنهادی










