
طنز و طنازی، جوک، خنده و کاریکاتور و واکنشهایی از این دست، خواهناخواه حجم زیادی از توقعات مخاطبان فضای مجازی را تشکیل میدهد که حجم زیاد تعداد فعالان این عرصه در برابر افراد فعال در سایر حوزهها نیز مبین همین موضوع است که مخاطبان بیشتری دارد. اما شرایط خاص و شرایطی همچون اتفاقات این یکی دو روزه نیازمند ملاحظاتی است که در صورت عدمرعایت آن احساسات جمعی مخاطبان جریحهدار میشود.
واقعیت مجازی
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، یک کانال مجازی در دقایق ابتدایی زلزله روز گذشته استانهای غربی کشور و قبل از نمایان شدن ابعاد فاجعهبار و خسارات بینهایت ناشی از این اتفاق، مطلبی را در فضای مجازی منتشر کرد که علیرغم طنازی موجود در آن یک بیان واقعیت و یک چهره حقیقی از واکنش اولیه بسیاری از ما بود. «خیلیها هنگام زلزله به جای پناه بردن به جاهای امن به فضای مجازی پناه میبرند»؛ این یک جمله و یک گزاره در یک فضای طنز در دقایق ابتدایی حادثه بود و بیانگر حالت واقعی بسیاری از ما در آن لحظات به حساب میآمد.
واکنشهای احساسی و غیرمنطقی شاکله اصلی بازخوردها نسبت به این اتفاق را تشکیل میداد که ما در گذشته و در موضوعات مختلف همانند آن را بسیار زیاد دیده بودیم. پلاسکو آخرین و موجهترین نمونه برخوردهای احساسی و غیرمنطقی و شتابزدهای بود که نهتنها از سوی مردم عادی بلکه از سوی بسیاری از مسئولان نیز مشاهده شد. این که چرا بسیاری از ما بعد از لرزشهای کم و بیش با قدرت و شدتهای گوناگون تنها یک نگاه به لوسترهای بالای سرمان انداختیم و به سرعت وارد فضای مجازی شدیم تا ببینیم که چه میگذرد، شاید بخش اندکی از آن به خاطر آموزشهای ناقص دوران دبیرستان، دبستان و زیرمیز رفتنها جهت مقابله با زلزله بود و بیشتر آن ناشی از بیتفاوتی و نوعی شیفتگی مجازی و انفعال نسبت به گزارههای موجود در آن است که این روزها بیش از هر مجلد و شبکه و دالانی تغذیهکننده اذهان و افکار بوده است. حال با وجود این چنین دغدغه و انفعالی در بین بسیاری از مردم باید دید فضاسازیها چگونه و چطور بر روند جوسازیها، التیامها و دردهای ثانویه چنین اتفاقاتی تاثیر خواهد گذاشت.
واکنشهای سیاه
واکنشهای سیاه آن دسته از واکنشهایی هستند که از اذهان بسته و اعیان نابینا تراوش میکند. هیچی نیست، آب نیست، برق نیست، هوا نیست، از آسمان سنگ میبارد و... همه اینها فارغ از صحت یا عدمصحت آن در ذهن مخاطب تشویش ایجاد میکند. مخاطب را به بنبست ناامیدی میکشاند و همه چیز را تمام شده میبیند. درست است که ضعف وجود دارد و ساعات و لحظات طلایی در امدادرسانی را باید قدر دانست و غنیمت شمرد و از آن نهایت استفاده را جهت کمکرسانی به آسیبدیدگان برد اما به هر دلیلی که بر هیچکس نهان نیست این اتفاقات نمیافتد یا دیر میافتد اما انتشار حداکثری با مقاصدی غیر از خیرخواهی و فقط در جهت متشنج کردن فضا، گرهی را نمیگشاید و فضا را بیشتر تاریک و سخت میکند. یکی از بدترین نوع واکنشهای سیاه، واکنشها و ماهیگیریهای سیاسی از یک معضل ملی و انسانی است. اینکه چنین وضع، چنین مشکلات و آسیبهایی ناشی از عدمکارایی یک جریان خاص در زمان تصدی قدرت بوده یا خیر، مجال دیگری میطلبد و تزریق این تسویهحسابهای سیاسی آرامش مردم را برهم میزند.
واکنشهای سفید
نوع دیگری از واکنشها سعی در سانسور و عدم اطلاعرسانی نسبت به اتفاقات رخ داده دارد. سانسورزدگی همواره مذموم بوده و مردم را از اطلاعات صحیح و کامل دور کرده است. اینکه اینطور القا شود که هیچ اتفاق خاصی نیفتاده است و آب از آب تکان نخورده است هم نوعی دیگر از القائات ناصحیح و کاستی در امر اطلاعرسانی است و باعث سستی میشود، هم سستی در امر کمکرسانی و بسیج حداکثری و هم سستی در بین مسئولان در دیدن و دیده شدن قصورات موجود.
کاستیها همواره ریشههای گوناگونی داشتهاند. از سازمانها و نهادهای مسئول در امور مختلف اعماز ساختوساز، راه و جادهها، آب و برق، بهداشت و درمان و... تا رفتارها و گزارههای فردی. در شرایط بحرانی و مقابله با آن هم مدیریت و هم اجرای اقدامات لازم برعهده همین دستگاهها و افراد است که متاسفانه بسیار مشاهده شده است که به جهت تبرئه خود توپ مشکلات را در زمین سایرین انداخته یا با سفید نشان دادن اوضاع سعی در نمایش چهرهای حق به جانب از خود دارند. این نوع رفتارها نیز به دلیل گسترش در فضای مجازی بر ذهن مخاطب تاثیر خواهد گذاشت.
واکنشهای خاکستری
طنز و طنازی، جوک، خنده و کاریکاتور و واکنشهایی از این دست، خواهناخواه حجم زیادی از توقعات مخاطبان فضای مجازی را تشکیل میدهد که حجم زیاد تعداد فعالان این عرصه در برابر افراد فعال در سایر حوزهها نیز مبین همین موضوع است که مخاطبان بیشتری دارد. اما شرایط خاص و شرایطی همچون اتفاقات این یکی دو روزه نیازمند ملاحظاتی است که در صورت عدمرعایت آن احساسات جمعی مخاطبان جریحهدار میشود. وقتی یک مصیبت ملی رخ میدهد آن هم در کشوری که پیوندهای عمیق فرهنگی و انسانی بین مردم آن وجود دارد هر نوع بذلهگویی سخن ناشی از سبک سری و بیملاحظگی جز تاثیرات منفی بر روح و روان مخاطبان نمیتواند تاثیر سازنده و موثر خاصی بر اکثریت دنبالکنندگان آن جریان داشته باشد. پس کنترل چنین فضایی نیز از الزامات محسوب میشود.
ورای این دستهبندیها اما آنچه بارها و بارها باید در کانون توجهات قرار گیرد حلقههای گمشدهای است که در هر بحران رخ مینماید و همگان متوجه آن میشوند اما هرگز در مسیر اصلاح آن گامی برداشته نشده است. حلقههای گمشدهای به نام مدیریت بحران، منابع مورد نیاز، فرار از پیشبینی و پیشگیری و ایندست موضوعات که اگر درصدی از آنها موجود بود امروز و در مواجهه با معضلات، هیچ شخص و ارگانی سردرگم و در پی توجیه اعمال خود ذیل تخریب دیگری برنمیآمد. ناهماهنگی در مخابره اخبار و عدمکنترل جو موجود نمونه کوچکی از ایندست اتفاقات است که در همین روزهای ابتدایی حادثه زلزله مشاهده میشود. صادق محبی، دبیر کمیته پدافند غیرعامل سازمان غذا و دارو در گفتوگو با یک خبرگزاری از کمبود دارو در مناطق زلزلهزده میگوید اما در مقابل امید عبدی، معاون غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه بیان کرد که مشکل کمبود دارو نداریم! این ناهماهنگیها و نقصان موجود در ارائه خدمات به آسیبدیدگان نیز در گذر زمان فراموش خواهد شد، اما روسیاهی عدمرضایت آسیبدیدگان بماند برای آنهایی که میتوانستند اما کاری نکردند.
* نویسنده : ابوالقاسم رحمانی روزنامهنگار
مطالب پیشنهادی










