منطق پوچ زباندرازیاگر تلویزیون نمیخواهد حق پخش فوتبال ایران را بپردازد ایرادی ندارد. کنار بایستد و ببیند که چطور میشود با شبکههای مجازی و تلویزیونهای خصوصی فوتبال را تماشا کرد و از آن سود هم به دست آورد.
شاه «برهنه» است، باور کن!
پاتک صدا و سیما به فوتبال، البته کمی دیرتر از حد تصور صورت گرفت اما نمیشود گفت که منتظرش نبودیم. تک قدرتمندانه فوتبال به سیما، البته درآمدهای میلیاردی این سازمان را هدف نگرفت چراکه پخش مستقیم و آگهیهای تلویزیونی بر سر جای خود بودند و سیما پولش را درآورد اما پاتک آنها هدفی جز قطع کردن شریان اقتصادی فوتبال ندارد. تلاش آنها برای نشان ندادن تبلیغات دور زمین، آنقدر آماتورمآبانه بود که صدای بینندگان سیما را نیز درآورد. اعتراض به کیفیت فیلمبرداری بازی، در شبکههای اجتماعی شدیدتر از تصور بود و نشان داد که سیما برای به زانو درآوردن فوتبال، ابایی از راه رفتن روی اعصاب بینندگان عزیز ندارد.
رفتارشناسی مدیران سیما و اعتمادبهنفس کاذبی که دارند البته اصلا دشوار نیست. آنها خود را مقامات مهمی میدانند که کسی نباید روی حرفشان حرف بزند و هر که جرات به چالش کشیدن اقتدارشان را داشته باشد، باید مجازات شود. فوتبالی که در مقابل حقخوریهای آشکار صدا و سیما، باز هم آنقدر مهربان بوده که اجازه داده دوربینها بازی را به نمایش بگذارند، حالا با فاز دوم حملاتی مواجه شده که هدفی غیر از به زانو درآوردن فوتبال ندارد. آنها فکر میکنند با عدم نمایش تبلیغات دور زمین، باعث کسادی رونق بازار تبلیغات دور زمین میشوند اما شاید بهتر باشد به حضرات یادآوری کرد که اگر دوربینها به ورزشگاهها راهی نداشته باشند، منافع صدا و سیما بیشتر به خطر خواهد افتاد.
حمله سنگین و هدفمند صدا و سیما به فوتبال چه سودی دارد وقتی فوتبال میتواند با پخش نکردن مسابقات باعث ضرر سنگینتر سیما شود؟ جدا مدیران سیما پیش خود چه فکر میکنند؟ که اگر اخمی کردند همه باید بترسند؟ که میتوانند پول فوتبال را ندهند و بعد علاوهبر آن، درآمدزایی فوتبال را نیز با مشکل مواجه کنند؟ این منطق دوستان است که اگر کسی حقش را خواست باید علاوهبر نپرداختن آن، دیگر درآمدهایشان را نیز قطع کنیم؟
دو تحلیل بر رفتار سیما وجود دارد:
تحلیل اول نظریه زباندرازی است که طی آن، هر کسی به سمت ما زباندرازی کرد ما هم باید پاسخش را بدهیم. منطق پوچی است که آدم بخواهد هر رفتاری را با رفتار متقابل پاسخ دهد چراکه گاهیاوقات رفتاری که نسبت به ما میشود حاصل عملکرد غلط ماست و دوم اینکه ما باید همیشه بکوشیم تا کلاس و شأن خود را حفظ کنیم. حمله تبلیغگریزانه سیما به فوتبال چه سودی داشت غیر از اینکه مشخص شد ضربه فوتبال درست به جایی خورده که باید؟
تحلیل دوم اما بازمیگردد به اینکه انگار در بدنه عریض صدا و سیما کسی متوجه واقعیتهای روز نیست. که کسی درک نمیکند زمانه عوض شده. دیگر در عصر تیرکمانشاه نیستیم که اگر تلویزیون تعطیل شد، مردم در بیخبری به سر ببرند و اگر رادیو برنامهای نداشت مردم از بیکاری سردرد بگیرند. اگر تلویزیون نمیخواهد حق پخش فوتبال ایران را بپردازد ایرادی ندارد. کنار بایستد و ببیند که چطور میشود با شبکههای مجازی و تلویزیونهای خصوصی فوتبال را تماشا کرد و از آن سود هم به دست آورد.
پادشاه لخت است، لباسی بر تن ندارد و خود نیز نمیداند که رفتارهایش در انظار عمومی چقدر مضحک به نظر میرسد. کاش فوتبال پیشدستی کند و با راه ندادن دوربینهای تلویزیونی و به خطر انداختن میلیاردها تومان حق آگهی، دوستان را وادار کند یکبار خود را در آینه افکار عمومی نگاه کنند و دریابند که لباسی بر تنشان نیست.
* نویسنده : هومن جعفری خبرنگار گروه ورزش
مطالب پیشنهادی










