
فرهنگ بالاشهری و پایتختنشین به حدی رسیده است که میتواند پای اشتباهش بایستد و این جرات را دارد که به سمت طلاق برود؛ این را آمارها میگوید. اما فردی که در یک روستا زندگی میکند و اگر طلاق بگیرد از خانواده طرد میشود، هرگز چنین فرهنگی ندارد و تا آخر با زندگیاش میسوزد و میسازد.
پایتختنشینان و بالاشهریها بیشتر طلاق میگیرند
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، وقتی صحبت از طلاق میشود یعنی داریم از یک کالای لوکس حرف میزنیم که بیشتر پایتختنشینان و بالاشهریها از آن استفاده میکنند، چراکه کسی که در جنوب شهر با هزار و یک سختی به خانه بخت میرود از فرهنگ پایینتری نسبت به بالای شهر برخوردار است، به همین دلیل خودش را موظف میکند که در هر شرایطی باید با زندگیاش بسازد و طلاق نگیرد.
متاسفانه وقتی سر به جامعه میزنیم با حجمی از افراد مواجه میشویم که در جوانی هیچ انگیزهای برای زندگی ندارند و دچار روزمرگی شدهاند، افرادی که به هزار و یک دلیل خود را محکوم به زندگیای کردهاند که جرات طلاق گرفتن را در آن ندارند.
قرار نیست تبلیغ طلاق را بکنیم اما قرار هم نیست به دلیل وحشت از طلاق زندگی را بر خود و شریک زندگیمان حرام کنیم و تن به زندگیای بدهیم که نهتنها دلخوشی در آن نیست بلکه همه آن عذاب و سختی است.
اما چرا در بالای شهر و پایتخت بیشتر طلاق میگیرند؟ فرهنگ بالاشهری و پایتختنشین به حدی رسیده است که میتواند پای اشتباهش بایستد و این جرات را دارد که به سمت طلاق برود؛ این را آمارها میگوید. اما فردی که در یک روستا زندگی میکند و اگر طلاق بگیرد از خانواده طرد میشود، هرگز چنین فرهنگی ندارد و تا آخر با زندگیاش میسوزد و میسازد.
قدمی که در مورد طلاق برمیداریم این است که فرهنگ و نگاهمان را باید به فرد طلاقگرفته تغییر دهیم. این باور که فردی که طلاق گرفته مشکل داشته باور غلطی است. باید تغییر نگاه را از خودمان شروع کنیم و اجازه ندهیم فرهنگ اشتباه به نسلهای آینده انتقال یابد.
مطالب پیشنهادی







