خبرنگار واحد مرکزی خبر در گفت‌وگو با «فرهیختگان»:

عظیم‌زاده و بیرانوند، نخستین خبرنگارهایی بودند که وارد دیرالزور شدند و قبل از اینکه نیروهای نظامی به صورت کامل وارد شوند خبرنگار ما در آنجا مستقر شده بود؛ ولی وقتی بخش خبری وجود ندارد امکان پخش تصاویر وجود ندارد.

  • ۱۳۹۶-۰۷-۰۱ - ۱۸:۴۴
  • 00
خبرنگار واحد مرکزی خبر در گفت‌وگو با «فرهیختگان»:

در پوشش اخبار سوریه از شبکه‌های بین‌المللی جلوتر بودیم

در پوشش اخبار سوریه از شبکه‌های بین‌المللی جلوتر بودیم

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، سیدمجتبی حیدری، خبرنگار باسابقه حوزه بین‌الملل است که چند ماهی می‌شود برای پوشش اخبار سوریه به این کشور سفر کرده است. در مورد برخی شبهات موجود درباره اخبار منتشرشده در صدا و سیما با وی گفت‌وگوی کوتاهی انجام داده‌ایم.

خیلی‌ها می‌گویند خبرنگارهای خارجی همیشه همه جا از ما جلوترند حتی در سوریه که باید ما در آنجا ابتکار عمل رسانه‌ای را در دست داشته باشیم.

درخصوص مساله سوریه این حرف درست نیست. شبکه‌های مهم دنیا مانند «الجزیره» و «بی‌بی‌سی» برنامه‌هایشان را قطع می‌کنند و برنامه زنده از حادثه می‌روند و کارشان متفاوت است و اضافه بر این هزینه‌هایی که آنها صرف می‌کنند قابل مقایسه با ما نیست. من خبرنگارهایی از شبکه‌های لبنانی سراغ ‌دارم که می‌خواهند 10 قدم این‌ور آن‌ور بروند یک ماشین پخش زنده همراه‌شان است و اصلا نوع پرداخت‌ها و رفتارهایشان، تعداد کارمندهایشان و همه‌چیزشان متفاوت است. اتفاقا اولین رسانه‌ و کسی که وارد دیرالزور شد صدا و سیما بود.

عظیم‌زاده و بیرانوند، نخستین خبرنگارهایی بودند که وارد دیرالزور شدند و قبل از اینکه نیروهای نظامی به صورت کامل وارد شوند خبرنگار ما در آنجا مستقر شده بود؛ ولی وقتی بخش خبری وجود ندارد امکان پخش تصاویر وجود ندارد.

ما حتی در بخش مدیریت از دیگران عقب نیستیم. یکی مثل عابدینی که آن دوره طلایی شبکه «العالم» مدیون او است، الان مدیر ماست . آقای چپریان، مدیرکل اخبار خارجی که این بخش را متحول کرده و آقای صحرایی که بیش از من حاضر در سوریه پیگیر جزئی‌ترین اخبار این کشور است یا قاسم روح‌ا...زاده که از باتجربه‌ترین افراد در حوزه اخبار بین‌الملل است، یعنی معلوم است که هم و غم‌شان را برای این کار گذاشته‌اند.

من در یک چیز قبول دارم که از شبکه‌های دیگر عقب‌تریم که این به ما برمی‌گردد؛ به من خبرنگار. در بحث نوشتاری مدیران سازمان بسیار حساس و پیگیر هستند، به نظرم ما فقط در بحث فنی از برخی شبکه‌ها عقب‌تریم یعنی باید در تصویری که ارسال می‌کنیم زیبایی‌های بصری را بیشتر رعایت کنیم.

شما ببینید در حالی که خبرنگاران بسیار کمی در سوریه بودند آقای هلالی با همه دشواری‌ها گزارش‌های خود را ارسال می‌کرد، در حالی که مشکل قلبی دارد و زانویش در حین کار آسیب دیده است، یا آقای حسینی که تا مرز شهادت رفت و با همه زخم‌هایی که بر تن دارد شجاعانه ایستاده‌است یا تصویربردارهای ما که همگی در حین کار جانباز شده‌اند. کافی است یک‌بار تصویر عظیم‌زاده یا بیرانوند را در ابتدای حضورشان‌ با امروز مقایسه کنید تا ببینید چه بر آنها گذشته است.
 
مساله‌ای در مورد سوریه و عراق معروف شده است که اگر هر روز فتوحات داشتیم باید نصف اروپا را هم گرفته بودیم؛ جریان چیست؟

چیزی که خیلی مهم است این است که فتوحات ما متری است؛ بعضی اوقات یک روستا و گاهی یک تپه است. ما یک تپه می‌گیریم و بر آنها مشرف می‌شویم که یک دستاورد خیلی بزرگ محسوب می‌شود و ده‌ها نفر به خاطر آن شهید می‌شوند، یادتان نرود که ما با یک نفر نمی‌جنگیم با کل دنیا می‌جنگیم از آمریکا تا اروپا.

با توجه به عدم یک جمع‌بندی و یک ساختار درست در اخبار سوریه و مخصوصا عراق مردم سردرگم شدند که دقیقا چه خبر است. با توجه به فتوحاتی که اخیرا انجام شد و با توجه به تغییر موضع کشورهایی مثل فرانسه و آمریکا درخصوص بشار اسد وضعیت سوریه چیست؟

اول اینکه این تغییر موضع نبود بلکه اجبار بود. مرحله‌ای که سوریه در آن وجود دارد دیگران را مجبور کرده تا حرف‌های دیگری بزنند که این با تغییر موضع متفاوت است.

بشار اسد با ماشین خود در عید فطر به شهری دیگر  و حتی در دمشق با ماشین خود این‌ور و آن‌ور می‌رود. روزی بنده دیدم که بشار اسد همراه با خانواده در خیابان بدون هیچ‌محافظی قدم می‌زند.

من می‌گویم چه امنیتی می‌تواند به وجود بیاورد که رئیس‌جمهور در پشت ماشین شخصی‌اش بنشیند و برود. سوریه قرار نبود این‌گونه بشود تا نزدیکی کاخ بشار اسد مسلحان مستقر شده بودند؛ سوریه تمام شده بود. امثال شهید همدانی و خود بشار اسد و بچه‌های حزب‌ا... لبنان و حیدریون که بچه‌های عراقند و فاطمیون بچه‌های افغانستان و زینبیون که پاکستانی‌اند و در کل جبهه مقاومت دست به دست هم دادند و خون شهدا باعث شد سوریه پیروز شود. فقط یک نفر به اسم حضرت آقا امیدوار به چنین وضعی بودند و پیروزی را از آن سوریه می‌دانستند. موقعی که من فارسی صحبت می‌کنم برخورد عجیب و غریبی با من می‌شود، آنها یک جمله‌ای دارند که ایران «علی راسی» است؛ یعنی ایران روی سرم قرار دارد. در حلب شاهد بودم برنامه‌ای به مناسبت پیروزی‌های اخیر برگزار شد، خواننده‌ای آمده بود و حماسی می‌خواند که در اشعار خود اسم آقا و سیدحسن نصرا... را آورده بود. من تا به حال جایی ندیدم اسم آقا و سید حسن نصرا... بیاید و چنین ابراز علاقه‌ای بشود. ارادت بشار اسد به آقا هم که اظهر من الشمس است و در پیغام اخیر اسد به آقا کاملا هویداست.

مطالب پیشنهادی
نظرات کاربران