دانشگاه عاشوراییبه بهانه شروع ایام عزای حسینی بنا داریم در این مجال اشعار شاعران دانشجو را منتشر کنیم.
حبیبهای حرم را خبر کنید
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، به بهانه ماه محرم و شروع ایام عزای حسینی بنا داریم در این مجال اشعار شاعران دانشجو را منتشر کنیم. در ادامه شعر محمدمهدی خانمحمدی دانشجو طلبه رشته حقوق را میخوانید.
چه خلقتی است شگفتا! چه آیهای، عظمی
به فتح صبح قسمخورده خالق اکبر
قسم به صبح که خورشید شام زینب بود
بزرگوار، شکوه آفرین، بلند نظر
بهوش باش که برخاست محکمات علی
بلند شد که قیامش به پا کند محشر
بلند شد، سخنش را نشاند بر کرسی
نیاز نیست که باشد خطیب بر منبر
بلند شد همه بتها به لرزه افتادند
مگر که رفت علی روی دوش پیغمبر؟
کلام موجز او واژه واژه پر اعجاز
به گوش میرسد آیات سورهی کوثر
خطاب کرد انا بنت قامع الکفره
ورثت حجب الکوثر و منطق الحیدر
منم همان که جگر گوشه نبی خداست
تویی نوادهی آن زن که میدرید جگر
رسیده کار به جایی که هم کلام توام
منی که هم سخنم نیست از ملک کمتر
کنیزهای تو در کاخها نشسته به تخت
عزیزهای پیمبر اسیر کوه و کمر
اسیر در غل و زنجیر کودکان حرم
نخواندهاید و اما الیتیم لاتقهر؟
به پای خطبهی قراء ذوالفقاری او
سپاه شبزده انداخت بیاراده سپر
هنوز میرسد از شام برق خورشیدش
اگر مسافر صبحی ببند بار سفر
مرکب و قلم و کاغذ و مضامین، سرخ
رسیده نامهی خون از کبوتری بیسر
منالغریب میآید نمانده وقت خضاب
حبیبهای حرم را خبر کنید خبر
مدافعان حرم بودهایم نسل به نسل
رسیده قبضهی شمشیر از پدر به پسر
اگر چه سر برود قصهاش به سر نرسد
که شیعه حب علی را گرفته از مادر
چه میشود که علیجان به ما سری بزنی
شهید چشم تو باشیم لحظهی آخر
حکایت من و عشق تو هم چنان باقیست
اگر چه باز به پایان رسید این دفتر
مطالب پیشنهادی








