کد خبر: 225682

پس از سال‌ها همکاری با تشکل‌های دانشجویی

در سوگ یک زوال؛ دفاع از دیکتاتوری در دانشگاه؟!

یک فعال سابق دانشجویی با اشاره به ۲۵ سال تجربه همکاری با تشکل‌های مختلف دانشگاهی، ظهور جریان‌های سلطنت‌طلب در میان دانشجویان را پدیده‌ای بی‌سابقه، باورناپذیر و مایه سرافکندگی خواند و تأکید کرد که این انحراف خطرناک، ریشه در فقدان آگاهی تاریخی و سیاسی حداقلی دارد و می‌تواند به زوال جنبش دانشجویی بینجامد.

مهدی بلوکات، فعال سابق دانشجویی: قریب به ۲۵ سال است که با جریان‌های مختلف دانشجویی همکاری دارم و به این واسطه در دانشگاه‌های مختلف کشور حضور یافته‌ام و طبیعتاً به فراخور این ارتباط و همکاری، طیف‌ها و سلایق مختلف دانشجویی را از نزدیک تجربه کرده‌ام. در تمام طول این دوران، هیچ‌گاه نه در جنبش دانشجویی ایران و نه در سایر نقاط جهان، با هیچ جریان دانشجویی سلطنت‌طلبی برخورد نکردم! آنچه دیدم و خواندم و آموختم یا جنبش‌های دانشجویی مسلمان بود یا جنبش‌های چپ‌گرا و عدالت‌خواه یا جنبش‌های دانشجویی دموکراسی‌خواه و آزادی‌خواه یا سایر جنبش‌های دانشجویی بود که ریشه در یک آرمان سیاسی و معرفتی داشت. واقعاً برایم باور‌پذیر نبود و نیست که در دل ایران که همواره دانشجویان آرمان‌خواهی داشته است، روزی برسد که عده‌ای به اسم دانشجو خود را برای یک حکومت خانوادگی و موروثی و دیکتاتوری هزینه کنند و خواهان بازگشت نظام سلطنتی شوند!  من اساساً این روز‌ها از اعتراضات دانشجویی ناراحت و متعجب نیستم و طبیعت روحیه دانشجویی را انتقاد و اعتراض می‌دانم، حتی پرخاشگری و خشونت موجود را هم اگرچه شایسته و زیبنده دانشگاه نمی‌دانم؛ اما از وقوعش، تعجب چندانی نمی‌کنم؛ ولی سلطنت‌خواهی و دیکتاتوردوستی برخی دانشجویان، حتی اگر اقلیت و کم هم باشند، به‌هیچ‌وجه برایم قابل‌درک و قابل‌هضم نیست. اینکه عده‌ای، فردی را صرفاً به‌خاطر رابطه ژنتیکی و اینکه فرزند دیکتاتور مخلوع است، برای او شایستگی حکمرانی و حق ریاست قائل شوند، برایم باورپذیر نیست و معتقدم این پدیده عجیب و نادر، بیش از هر چیز ریشه در فقدان دانش و آگاهی حداقلی این دانشجویان در حوزه تاریخ و سیاست دارد و این امر برای جامعه دانشگاهی، غم‌انگیز و مایه سرافکندگی است. متأسفانه امروز در سوگ به ابتذال کشیده‌شدن بخشی از جنبش دانشجویی نشسته‌ایم که ممکن است به زوال آن بینجامد و پیامد‌های جبران‌ناپذیری را برای جریان دانشجویی رقم بزند. بی‌تردید، این وضعیت، تکلیفی را بر عهده فعالان دانشگاهی و خانواده دانشگاهیان می‌گذارد و بیش از هر چیز از استادان و هیئت‌علمی دانشگاه‌ها خصوصاً در حوزه‌های جامعه‌شناسی و تاریخ و علوم سیاسی انتظار می‌رود به سکوت خود پایان دهند و اجازه ندهند این انحراف و بدعت، داروندار جنبش دانشجویی را بر باد بدهد. برای رسانه‌ها و نخبگان سیاسی جامعه، به‌ویژه کسانی که سال‌ها از اهمیت جمهوریت می‌گفتند و می‌نوشتند، امروز آزمون بزرگی است تا ببینیم آیا حاضرند خصومت‌ها و رقابت‌های سیاسی را کنار بگذارند و یکپارچه علیه اقلیت سلطنت‌طلبی که امروز در دانشگاه جولان می‌دهند، حرفی بزنند یا موضع شفافی بگیرند؟!  تاریخ این روز‌ها را به‌خاطر خواهد سپرد.