کد خبر: 225618

جایی برای سکوت و بی‌طرفی باقی نمانده است

خیانت است به ایران!

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با تهدید صریح به «روز بسیار بد برای مردم ایران» در صورت عدم توافق، پرده از پروژه دروغین تفکیک ملت از حاکمیت برداشت و دوقطبی «ایران و ضدایران» را به روشن‌ترین شکل ممکن ترسیم کرد.

فرهیختگان: هر چه وقایع و مواضع پیش می‌رود، فضا شفاف‌تر می‌شود و دوقطبی «ایران و ضدایران» بیش از پیش رخ می‌نماید. اشاره ترامپ به «روز بد برای مردم ایران» در صورت عدم توافق، این دوقطبی را پررنگ‌تر و فاصله این قطب تا آن قطب را بیشتر می‌کند؛ فاصله‌ای که دیگر نمی‌تواند کسی را در خود جای دهد و هر کس باید انتخاب کند که می‌خواهد در کدام قطب باشد؛ وسط ماندن دیگر با قواعد انسانی و ملی ممکن نیست. 

پروژه آن بود که به مردم ایران بگویند جنگ صرفاً علیه جمهوری اسلامی است، تأسیساتی هم که هدف قرار می‌گیرد، تأسیسات جمهوری اسلامی است و نه ایران؛ و ارتباطی با مردم ایران پیدا نمی‌کند. از سال‌های گذشته هم در رسانه‌های فارسی زبان غربی، تأسیسات هسته‌ای ایران را تأسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی نامیدند؛ گویی که همه خانه‌ها، خیابان‌ها و شهر‌هایی هم که در جنگ 12 روزه هدف قرار گرفتند، نه برای ایران که فقط برای جمهوری اسلامی بودند و مردمی هم که از موشک‌های اسرائیل تکه‌تکه شدند و زیر آوار ماندند، فقط مردم جمهوری اسلامی بودند و نه شهروندان ایران.

این فریب دادن و فریب خوردن با تفکیک جمهوری اسلامی و ایران، مردم و مسئولان، نظامی و غیرنظامی، پرچم جمهوری اسلامی و پرچم ما و... تا کجا می‌توانست ادامه یابد؟ تسری این تفکیک، تحمیقی به تمام معنا بود، وقتی در مقابل چشم ما تجربه زنده جنگ 12 روزه بود که خون همه ایرانیان را در هم آمیخته، فروریخت. 

برای خنثی‌سازی فجایعی که علیه مردم ایران در جنگ 12 روزه رقم ‌زده بودند و برای تثبیت این گزاره که جنگ آمریکا و اسرائیل با مردم ایران نیست، سناریوی دیگری چیدند که از این سناریو، این گزاره افسانه‌ای دربیاید که ترامپ نه فقط‌ آزاری به مردم ایران نمی‌رساند، بلکه قرار است ناجی این ملت باشد از دست جمهوری اسلامی! آشوب خیابانی، کشته‌سازی و کشته‌گیری، آمار‌های دروغین و بهانه برای حمله نظامی به ایران تا موجودی پدوفیلی و فاسد و جانی ناجی لقب بگیرد! 

تکلیف جماعت سلطنت‌طلب که روشن بود، چند سالی بود که دنبال حمله نظامی اسرائیل و آمریکا به ایران بودند و حالا خود را نزدیک‌تر از همیشه به این هدف شیطانی می‌دیدند و از تصور حمله نظامی به ایران هم ذوق می‌کردند. توجیه‌شان هم همانی بود که پیش از این رسانه‌های حامی‌شان برایش زمینه‌سازی کردند؛ اینکه این یک حمله به جمهوری اسلامی است، ربطی به ایران و ایرانی ندارد! 

حالا عبارتی که ترامپ، رئیس‌جمهور جنگ‌طلب آمریکا نوشته، تکلیف را برای هر کس که تاکنون فهم نکرده بود که موضوع چیست، روشن می‌کند، البته اگر کسی نخواهد خود را به حماقت بزند. ترامپ صراحتاً نوشته که «من ترجیح می‌دهم توافقی حاصل شود اما اگر توافقی صورت نگیرد، آن روز برای آن کشور و متأسفانه برای مردمش - که مردمی بزرگ و شگفت‌انگیز هستند - روز بسیار بدی خواهد بود، زیرا چنین چیزی هرگز نباید برای آن‌ها رخ می‌داد.» 

 ترامپ هم می‌داند تفکیک مردم یک کشور از نظام سیاسی آن کشور در هنگامه نبرد نظامی غیرممکن است. او می‌داند وقتی آمریکا به بهانه مقابله با حکومت‌ها یا نیرو‌های القاعده به افغانستان و عراق حمله کرد، چقدر مردم این کشور‌ها هدف حملات قرار گرفتند، چقدر تاوان ناامنی داخلی را دادند و چقدر با مشکلات مختلف جانی و مالی مواجه شدند. 

او می‌داند سربازان انگلیسی و آمریکایی چه جنایاتی را در این کشور‌ها علیه ملت‌ها رقم زدند و می‌داند موشک‌ها و بمب‌ها وقتی فرود می‌آیند، نمی‌پرسند اینجا ساختمان جمهوری اسلامی است یا خانه مردم! او می‌داند نظامیان هم شهروندانی از همین ملت هستند و تفکیک بین شهروندان مختلف در فضای نبرد نظامی چقدر مبتنی بر عملیات روانی و جنگ رسانه‌ای است و واقعیت ندارد. 

حالا هر ایرانی هر جایی که ایستاده، باید روشن کند، در کدام سوی این دوقطبی ایران و ضدایران ایستاده است. حالا روشن‌تر از هر وقت دیگری، روشن شده که موضوع ایران است و ایرانی؛ و جمهوری اسلامی هم بخشی از همین ایران است. شاید لازم است شعار انقلاب اسلامی 57 را بازخوانی کنیم که اینک دیگر «سکوت هر ایرانی، خیانت است به ایران»؛ وقتی مسئله ایران است، فقط ایستادن در قطب مقابل نیست که خیانت محسوب می‌شود، بلکه سکوت هم جزیی از پازل سوی مقابل را تکمیل می‌کند و شایسته نیست.