کد خبر: 225586

امیر قادری، منتقد سینما در گفت‌وگو با «فرهیختگان»:

اکران‌نشدن فیلم خارجی بهانۀ کاسبان سینمای انحصاری است

اقتصاد سینمای ایران با کاهش ۱۲ میلیون نفری مخاطبان نسبت به سال گذشته در بحرانی عمیق به سر می‌برد. در گفت و گو با امیر قادری اکران فیلم‌های خارجی -به‌ویژه آثار هندی، چینی و حتی آمریکاییِ دارای قابلیت نمایش- راهکاری مؤثر برای رونق اقتصاد سینما، ارتقای کیفیت تولیدات داخلی از طریق رقابت و فرهنگ‌سازی تماشای جمعی تلقی شده است.

اقتصاد سینمای ایران در شرایط نابسامانی به‌سر می‌برد؛ به‌طوری که اگر به گفته «مهدی نیک‌آیین»، مدیر سینما بهمن تهران قیمت بلیت در سال آینده 100 درصد هم افزایش پیدا کند مخارج سنگین سینماداران را جبران نمی‌کند، زیرا تجهیزات موردنیاز آن‌ها برای نمایش بی‌دغدغه فیلم‌ها به‌واسطه ارز خارجی تأمین می‌شود. از سوی دیگر، بروز مسائل امنیتی در کشور پس از جنگ دوازده‌روزه و همین‌طور خشونت‌های بی‌سابقه خیابانی در هجدهم و نوزدهم دی‌ماه عملاً سینما را به کالایی علی‌السویه در سبد فرهنگی خانوار بدل کرده و تعداد مخاطبان را به میزان قابل‌توجه در نسبت با مورد مشابه سال 1403 تا 12 میلیون نفر کاهش داده و به 23 میلیون بلیت فروخته‌شده تقلیل داده است. مدیر سینما بهمن برای برون‌رفت از این شرایط مطالبه همیشگی و دست‌کم گرفته‌شده «اکران فیلم خارجی» را پیش کشیده و گفته که بهتر است درصدی از اکران را در اختیار فیلم‌های خارجی قرار دهیم. این توصیه را باید جدی گرفت، زیرا در نبود رقیب، کاملاً طبیعی است که تولیدکنندگان داخلی برای ارتقای کیفیت محصولات خود، به آب و آتش نزنند! حال آنکه اگر این اتفاق رقم بخورد، در مجموع به نفع تمامیت سینمای ایران ختم می‌شود. چهل‌‍وچهارمین جشنواره فیلم فجر از نظر سطح کیفی آثار تفاوتی با دوره‌های پیشین خود نداشت، اما مسئله‌ای که در این میان حائز اهمیت جلوه می‌کرد نبود آثار قابل‌توجه برای تصاحب گیشه در سال آینده سینما بود، به‌طوری که اگر بخواهیم چند اثر مناسب را برای فصول مختلف اکران نام ببریم به زحمت می‌افتیم. حتی با وجود نمایش آثار کمدی هم تضمینی وجود ندارد که فیلم‌ها هزینه تولید خود را بازگردانند، چه رسد به اینکه بخواهند به سود هم برسند! همه این مسائل در کنار هم باعث می‌شود تا مطالبه اکران خارجی برای بار دیگر از بایگانی بحث‌های دنباله‌دار سینمای ایران بیرون بیاید و مجدداً شأنیت پیدا کند. صنعت -و نه هنر- سینمای جهان اکنون محل رقابت قدرت دیرینه، یعنی آمریکا با قدرت‌های نوظهور مانند «چین» و «هند» است و ما اکنون برخلاف گذشته دیگر برای اکران خارجی تنها نباید به محصولات آمریکایی دل ببندیم و می‌توانیم از میان گزینه‌های موجود دست به انتخاب بزنیم. براساس گزارش «ورایتی» و برمبنای داده‌های Artisan Gateway بازار سینمای چین در بازه زمانی 17 تا 22 فوریه جهش فوق‌العاده‌ای داشته و در طول شش روز 4.47 میلیارد یوان به جیب ‌زده است تا بازار سینمای چین و شرق آسیا عملاً به پرفروش‌ترین بازار فیلم جهان در دوماه نخست سال جدید میلادی تبدیل شود. نگاه دوخته مخاطبان عادی و سینه‌فیل‌ها به سینمای آمریکا در کنار اشتیاق برای تماشای فیلم‌های هندی و چینی موهبتی برای اقتصاد سینمای ایران است که نباید آن را ر‌ها کنند. در گفت‌وگو با «امیر قادری» منتقد سینما و یکی از طرفداران قدیمی اکران فیلم خارجی به این مسئله پرداخته و دلایل مخالفان این امر در سینمای ایران را مورد واکاوی قرار دادیم. قادری با وجود تأکید بر نمایش فیلم آمریکایی گارد بسته‌ای هم برای اکران آثار هندی و چینی ندارد و حتی آن‌ها را در شرایط این روز‌های کشور مانند نسخه‌ای شفابخش توصیه می‌کند. 

سینمای ایران در حال حاضر با بحران مخاطب روبه‌روست. باتوجه‌به اینکه شما از گذشته تاکنون یکی از موافقان پروپاقرص و همیشگی اکران فیلم خارجی در سالن‌های سینما بوده‌اید، آیا پیگیری این مسئله یعنی نمایش آثار بین‌المللی را راه چاره سینمای ایران برای برون‌رفت از این شرایط قلمداد می‌کنید؟ 
بله همان‌طور که شما فرمودید، من سالیان سال، یعنی از انتشار اولین مطالبم تاکنون درگیر مسئله اکران فیلم خارجی بوده و هستم؛ این اصرار و مطالبه چند دلیل دارد که یک‌به‌یک آن‌ها را با شما در میان می‌گذارم. نخست آنکه نمایش آثار خارجی را حق مردم ایران می‌دانم، زیرا مخاطب باید بتواند از حق خود مبنی‌بر استفاده از محصول خوب - که در میان آثار خارجی پیدا می‌شود- بهره ببرد. نکته دوم آنکه باعث رقابت می‌شود و در مجموع کیفیت سینمای ایران را مانند بسیاری از حوزه‌های دیگر ارتقا می‌دهد؛ دلیل سوم را هم باید در پدیدآمدن سرمایه‌های جدید جست‌وجو کرد. این سرمایه با وجود یک‌سری برنامه مناسب می‌تواند به تولید در سینمای ما دامن زده و آن را گسترش دهد و حتی به زنجیره سالن‌سازی استمرار ببخشد. 

سینمای ایران با تجربه اکران خارجی بیگانه نیست؛ ولی این مورد برخلاف آنچه پیش از انقلاب جریان داشت تبدیل به یک سنت پویا نشده است. شما این مسئله را چطور ارزیابی می‌کنید؟ یعنی این پروسه در حال حاضر به‌صورت گزینشی انجام می‌شود و معنی اکران خارجی این نیست که یک یا دو فیلم را به‌شکل محدود نمایش دهیم. 
نکته همین است. گهگاهی یک فیلم خارجی اکران می‌کنند تا عدم استقبال از آن را به حساب عدم تمایل مخاطب از این آثار بگذارند. این مسئله تأمل‌برانگیز است که چطور می‌شود تمام طرف‌های درگیر در سینمای ما تنها نسبت به یک چیز، یعنی مخالفت با اکران فیلم خارجی هم‌داستان باشند؟ از طیف سینمای تجاری و بدنه که کارش را پیش از انقلاب آغاز کرد و بعد از انقلاب توسعه داد گرفته تا فیلمساز ارگانی، روشنفکر و حتی لیبرالش مخالف نمایش آثار خارجی‌اند و این مخالفت را با من در میان گذاشته‌اند. برخی از این افراد و جریان‌ها که به‌ظاهر متمایل به بازار آزاد هستند تعداد کم سالن‌های سینما را بهانه کرده و بعضی دیگر تهاجم فرهنگی را علت اصلی مخالفتشان با این امر قلمداد می‌کنند. حال، اکران فیلم خارجی زمانی معنا پیدا می‌کند که تا جای ممکن هم‌زمان با نمایش عمومی آن در جهان باشد. از طرف دیگر، ما در مجموعه کافه سینما به اکران فیلم‌‌های خارجی پرداختیم که اگر آن‌هم با استمرار همراه نمی‌شد اکنون جا نمی‌افتاد. می‌خواهم این را بگویم که نمایش آثار آن‌ور آبی باید به بخشی از سبد خرید مخاطب و انتظارش نسبت استفاده از محصولات درست فرهنگی تبدیل شود، وگرنه اگر ما این جریان فرهنگی را در میانه راه ر‌ها کنیم چه سودی عائدمان می‌شود؟ تجربه من از نمایش فیلم‌های روز دنیا این بوده که مخاطب با وجود برخورداری از امکان دانلود و تماشای اثر موردنظر در خانه، ترجیح می‌دهد تا آن را در قالب یک تجربه جمعی و شنیدن نقد و نظر با دیگران و در سینما ببیند. در مورد انیمیشن که تقاضا بسیار بالاتر است، زیرا می‌توان آن را به‌صورت خانوادگی و در جمعی بیش از حد تصور تماشا کرد. این تقاضا در ابعاد گسترده‌تر به نفع تمامیت مخاطبان تمام می‌شود؛ چون انتظارات آن‌ها را برآورده می‌کند؛ آن‌هم در شرایطی که منافع گروه‌های خاص در اغلب موارد به مردم خوش‌سلیقه و آگاه ترجیح داده شده است. 

اتفاقاً می‌خواستم به همین اشاره کنم. اگر منافع گروه‌های درگیر در داخل سینمای ایران حکم کند که از اکران فیلم خارجی حمایت کنند آیا می‌توانیم به آینده نمایش آثار بین‌المللی و باز شدن این گره دل خوش کنیم؟ 
البته ما محدودیت‌های دیگری هم مانند کپی‌رایت و تحریم داریم؛ ولی نکته‌ای در این میان وجود دارد که بیانش خالی‌ازلطف نیست. می‌شود برای برون‌رفت از این شرایط راه‌حل پیدا کرد و ما هم پیش‌تر شاهد بوده‌ایم که وقتی اراده‌ای برای نمایش فیلم خارجی وجود داشته این اتفاق افتاده است و برای این قضیه هم می‌توان راه‌حل‌هایی پیدا کرد. برای مثال اگر ما بخواهیم فیلم‌های هندی را در ایران اکران کنیم آیا این مسئله باز هم شامل تحریم‌های خارجی می‌شود؟ این مورد هم مانند ماجرای کمبود سالن‌های سینما، ضریب اشغال آن و موارد دیگر بهانه‌ای بیش نیست. صنعت سینمای ما هم مثل صنعت خودرو درگیر ورشکستگی ا‌ست و حاضر نیست بپذیرد که خود را در قالب یک چرخه رقابتی بازتعریف کند، درحالی‌که اکران فیلم خارجی در بلندمدت به نفع تمامیت سینمای ایران تمام می‌شود مگر آنکه رانت‌خوار باشند و روی ضعف و نابلدی‌شان اصرار بورزند. رقابت، کیفیت را بالا می‌برد، سرمایه زیادی را به سینمای ایران به‌خصوص در حوزه سالن‌سازی تزریق می‌کند و هم فرهنگ سینما رفتن را جا می‌اندازد. من با سینماگران باسابقه و اهل‌فن هم صحبت کردم؛ آن‌ها حرف من را تأیید کردند که فیلم پرفروش در ایران فیلم پرفروش می‌آورد، نه اینکه جای باقی آثار را در گیشه بگیرد، چون سوای تمام این حرف‌ها پای مردم را به سینما باز می‌کند. مانند اتفاقی که در سال 1402 با فسیل افتاد. اگر به دوره‌های مختلف سینمای ایران نگاه بیندازیم، رونق و منفعت مالی تاکنون فقط به نفع چند فیلم تمام شده است؛ حال بیایید گسترده‌تر و با افق دید بازتر به این سوژه بپردازیم، به این شکل که اگر فیلم خارجی در سینمای ایران اکران شود، علاوه بر آنکه اقتصاد هنر را سروسامان می‌بخشد و تأثیر مستقیم و مثبتی روی گیشه می‌گذارد، به‌شکل غیرمستقیم فرهنگ فیلم‌بینی و سینما رفتن را در میان مردم گسترش می‌دهد. 

سینمای چین در حال حاضر پررونق‌ترین بازار سینمای دنیا محسوب می‌شود و در گونه سینمای اکشن و انیمیشن حرف‌های زیادی برای گفتن دارد؛ حال سؤال این است که دست‌اندرکاران امر آیا نمی‌توانند با وجود مشکلاتی که برای اکران گسترده فیلم خارجی وجود دارد به تولیدات چینی و نمایش آن در ایران روی بیاورند؟ علی‌القاعده برخلاف فیلم‌های آمریکایی مشکل خاصی دررابطه‌با نمایش آثار چینی وجود ندارد.
فکر نمی‌کنم فقط با پخش این فیلم‌ها رونق به سینمای ایران بازگردد و فکر می‌کنم روش‌هایی هم برای پخش آثار آمریکایی وجود دارد. حال اگر این اتفاق نمی‌افتد بیشتر به دلایل دیگر بازمی‌گردد تا مسئله عدم اکران و موارد دیگر، زیرا اکنون، بعد از مدت‌ها دو فیلم آمریکایی «زوتوپیا 2» و «کانجورینگ 4» به‌صورت گسترده در حال اکرانند. الان بخشی از بازار داخلی سینمای کشور‌های همسایه ما در اختیار سینمای قابل دفاع و خوب هند است، پس نه‌تنها ما قادر به اکران فیلم آمریکایی هستیم بلکه می‌توانیم به تولیدات دیگر کشور‌ها نیز چشم بدوزیم. یکی از ویژگی‌های جهانی شدن سینما در دو دهه اخیر این بوده است که فیلم‌ها برای نمایش در میان فرهنگ‌های مختلف ساخته و عرضه می‌شوند و به این ترتیب بسیاری از آثار آمریکایی قابلیت نمایش در جوامعی مانند ایران را دارند. در کنار فیلم چینی که شما عنوان کردید و در کنار فیلم هندی که من به آن اشاره کردم می‌توان آثار آمریکایی را هم لحاظ کرد. من یادم می‌آید که در واکنش به درخواستم برای اکران فیلم خارجی با این ادعا طرف می‌شدم که مردم ایران تمایلی برای تماشای آثار خارجی سانسورشده ندارند! درحالی‌که اگر مردم علاقه‌ای به تماشای فیلم سانسورشده نمی‌داشتند به سینما هم نمی‌رفتند و ما نمی‌توانیم حرف خودمان را به آن‌ها تحمیل کنیم؛ درحالی‌که این مسئله همان‌طور که اشاره کردم با ساخت فیلم‌ها برای فرهنگ‌های مختلف مرتفع شده است. تجربه کانون فیلم ما هم نشان می‌دهد که حتی مخاطب حرفه‌ای که با امکان دانلود و تماشای آثار در پلتفرم‌های مختلف آشناست ترجیح می‌دهد تا تجربه تماشای فیلم در سالن سینما با هموطنانش را از دست ندهد. در واقع مخاطب حرفه‌ای این تغییرات حداقلی را می‌پذیرد، چه رسد به مخاطب غیرحرفه‌ای که عملاً تجربه فیلم دیدنش خانوادگی است. در نتیجه می‌توان فیلم‌های هندی، چینی و آمریکایی را اکران کرد و عدم نمایششان صرفاً بهانه جریان سینمای انحصاری است. این جریان نمی‌خواهد کیفیت محصولاتش را بالا ببرد چون باید به منافعی که خارج از چرخه عرضه و تقاضا انتظارش را می‌کشد، بیندیشد. الان اگر یکی از فیلم‌های قدیمی «کریستوفر نولان» -که بار‌ها توسط تلویزیون پخش شده و کاملاً در دسترس کاربران برای تماشا از طریق پلتفرم‌ها و همینطور دانلود کردن است- را در حاشیه‌ای‌ترین نقطه تهران اکران کنیم بدون شک سالن پر می‌شود.