حسین زیبنده، پژوهشگر هسته خطمشی فضای مجازی مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع): در روزهایی که جامعه با تراکم اخبار، تحلیلها و روایتهای بعضاً متناقض حول جنگ روبهرو است، اختصاص زمان قابلتوجه به رصد کانالها، شبکههای اجتماعی و بحثها در گروههای مجازی و رفتار اعتیادگونه به رصد لحظهای و مستمر اخبار به الگویی رایج تبدیل شده است. این رفتار در نگاه نخست واکنشی طبیعی به نظر میرسد؛ چراکه انسان در مواجهه با شرایط بحرانی، بهطور طبیعی برای کسب احساس اطمینان و کنترل بر محیط، عطش دریافت اطلاعات دارد. اما چالش اصلی زمانی است که پیگیری مستمر و بیشاز اندازه، کاربران را به خود مشغول میکند.
چالشهای پیگیری مستمر خبر در بحران
این رفتار میتواند پیامدهای نامناسبی در پی داشته باشد:
1- در این حالت، خبر به جای آنکه مقدمهای برای فهم عمیق و کنش مؤثر اجتماعی متناسب با وضعیت فعلی باشد، به یک «احساس نقشآفرینی کاذب» بدل میشود. در این وضعیت، فرد تصور میکند صرفاً با خواندن اخبار، بازنشر محتوا یا بحث در گروههای مجازی، مسئولیت اجتماعی خود در قبال بحران را انجام داده است؛ حال آنکه در بسیاری از موارد که پیگیری اخبار و اطلاعات از سطح معمول اطلاع یافتن از شرایط فراتر میرود و در چرخهای فرسایشی بهصورت جزئیتر و پربسامد دنبال میشوند، نه در واقعیت بلکه از لحاظ ذهنی، حس مسئولیت اجتماعی کاربر ارضا شده و نقشآفرینی مردمی برای کنترل بحران با مشکل مواجه خواهد شد. بنابراین در این حالت، اخبار و اطلاعات بیش از آنکه فرد و احساس دغدغه او را به کنش و اثرگذاری برساند، او را به سمت مصرف بیشتر سوق میدهد.
2- اگرچه آگاهی از شرایط در حد معمول خود برای شناخت صحنه و تحلیل درست ضروری است، اما استمرار و تداوم پیگیری اخبار و درگیری ذهنی بیش از اندازه، استهلاک روانی کاربران، القای احساس اضطراب و ناامنی مداوم (بهواسطه نمایش محتواهای مشابه توسط الگوریتمهای شبکههای اجتماعی) و نهایتاً گرفتار شدن در میانه نظرات همسو و همفکر را به دنبال خواهد داشت. این مسیر میتواند کاربر را نه در جهت کنشگری مثبت، بلکه در مسیر واکنشهای هیجانی ناشی از انبوه اطلاعات و محتوای یکسویه قرار دهد یا اساساً منجر به ناامیدی و احساس یأس گردد.
3- نباید فراموش کرد که فضای رسانهای امروز، بیش از آنکه بستری برای اطلاعرسانی بر محور حقیقت باشد، بر مدار توجه میچرخد. در چنین فضایی، بحرانها و رخدادهای پرتنش، «کالای» جذابی برای جلب توجه مخاطب و افزایش بازدید محسوب میشوند. از این رو، برخی رسانهها با برجستهسازی مداوم احساس خطر و اضطراب، مخاطب را در چرخه بیپایان پیگیری نگه میدارند. در نتیجه، با برجستگی بحران و خطر مخاطب را متقاعد میسازند که توقف در پیگیری اخبار، به معنای عقبماندگی یا بیمسئولیتی است. این چرخه، تحلیل و کنشها در جامعه را از واقعیات عینی جامعه دور کرده و بر اساس واقعیات برساخته رسانهای شکل میدهد.
4- پیامدهای این چرخه تنها دامنگیر مخاطبان عادی نیست، بلکه فعالان رسانهای را نیز تهدید میکند. در فضایی که «توجه» ارزشمندترین سرمایه است، بسیار محتمل است که معیارهای فعالیت حرفهای بهتدریج از اثرگذاری واقعی و هدایت جامعه فاصله گرفته و به شاخصهای کمّی نظیر سرعت واکنش، تعداد بازدید و حجم تولید محتوا تقلیل یابد. در این رقابت نفسگیر، محتوای با هیجان بالاتر، جذابتر و بحرانیتر فراگیرتر خواهد شد، زودتر گفتن بر دقیقتر گفتن پیشی میگیرد و زمینه برای فراگیری اخبارجعلی فراهم میشود. بدینترتیب، بحران به جای آنکه موضوعی برای اقدام و چارهجویی اجتماعی از طریق رسانه و فضای مجازی باشد، به سوختی برای استمرار تولید محتوا و جلب توجه کاربران تبدیل میشود.
مواجهه با این چالشها
البته راهحل این مسئله، قهر با خبر نیست؛ همانطور که اخبار بسیار زیاد میتواند فرسایش روانی ایجاد کند، عدم آگاهی نیز میتواند به اضطراب و پریشانی کاربران دامن بزند؛ مثلاً قطع کامل شبکههای اجتماعی داخلی در اغتشاشات اخیر و عدم تدبیر لازم برای اطلاعرسانی صحیح، احساس ناامنی و سردرگمی برای کاربران ایجاد نمود. علاوه بر این، عدم اطلاع از شرایط و مواجه شدن یکباره با حجمی از اخبار و اطلاعات (پس از دسترسی دوباره به شبکههای اجتماعی) احتمال درگیر شدن بیش از حد کاربر را نیز بالاتر میبرد و قدرت تحلیل و هضم محتوا نیز به تبع پایینتر خواهد آمد؛ لذا امکان خطای شناختی کاربران با غرق شدن در گرداب افکار همسو نیز بالاتر خواهد رفت.
با توجه به پیامدهای ناگوار بیان شده، اگرچه بازیگران مختلف مثل دولت، رسانهها و فعالان خبری مسئولیتهای مهمی را بر عهده دارند، اما در سطح کاربران، برای مواجهه کارآمدتر با اخبار لازم است:
1- کاربر به میزان متوسطی از اخبار برای شناخت صحنه اکتفا کند و رفتارهای پربسامد و مستمر خود در این موضوع را کنترل نماید.
2- حتیالامکان آگاهی از شرایط، با تأمل و تصمیمگیری پیرامون نقشآفرینی فردی و اجتماعی باشد تا از تخدیر حس مسئولیت جلوگیری شود.
3- در این شرایط بهجای توجه به القائات تشدیدکننده بحران، بهطور ویژه به صحت و دقت محتوا توجه شود.
4- باید مراقب بود که تحلیلهای برآمده از خبر متناسب با واقعیات جامعه باشد نه برساخت برآمده از سازوکارهای الگوریتمی شبکههای اجتماعی و گروههای همفکر؛ لذا برای جمعبندی منطقی، اخبار با منابع مختلف دارای سلیقههای متفاوت بررسی شود.
5- رسانههای مطمئنتر و منطقیتر برای دریافت اخبار انتخاب شوند و نه رسانههایی که با القای حداکثری ناامنی و بحران، به دنبال جذب کاربر و مخاطب هستند.
6- بهجای دنبال کردن گروهها و کانالهای مختلف خبری، تعداد محدود اما موثق و مورد اطمینان از این منابع دنبال و پیگیری شوند