محمد سرشته داری؛ فرهیختگان: باشگاه استقلال مدتی است با صندلیهایی زندگی میکند که بیش از آنکه صاحب داشته باشند، سؤال تولید میکنند. پُستِ مدیرعاملی، مدتهاست در هالهای از ابهام مانده و حالا این بلاتکلیفی یک پله پایینتر آمده و نیمکت مربیگری را هم دربر گرفته؛ نیمکتی که دیگر فقط محل تصمیم فنی نیست و مهمترین نماد آشفتگی مدیریتی باشگاه شده و حالا بانیان وضع موجود باید برای آینده آن تصمیم بگیرند.
ماههاست در این باشگاه، یک پرسش ساده بیپاسخ مانده: مدیرعامل استقلال دقیقاً چه کسی است؟ تاجرنیا و حلقه نزدیک به او در هیئتمدیره از ابتدا تلاش کردند دایره تصمیمسازی بسته بماند؛ جمعی محدود که ورود هر چهرهای خارج از آن، با مقاومت روبهرو میشد. استقلال عملاً در یک اتاق دربسته اداره شد؛ اتاقی که خروجیاش شفاف نبود. در این میان، نامهایی مثل جویباری مطرح شدند؛ بیشتر بهعنوان گزینههایی کمریسک برای حفظ وضع موجود. انتخابهایی که هر بار یا پشت سد مجوزها متوقف ماندند یا زیر فشار انتقادات شدید هواداران و کارشناسان کنار رفتند. مسئله فقط نام نبود؛ مسئله کیفیت مدیریت بود. مدیرانی که مدنظر این حلقه بودند، بیش از آنکه ناخدای یک کشتی طوفانزده باشند، شبیه مسافران موقتی به نظر میرسیدند؛ بدون اقتدار، بدون برنامه و بدون توان تصمیمگیری بزرگ. استقلال، باشگاهی نیست که با مدیران آزمایشی و کماثر به مقصد برسد.
خود تاجرنیا هم با وجود نقش پررنگش، نمیتوانست مدیرعامل شود؛ دلایل کم نبود. از موانع حقوقی گرفته تا زمزمههای جدی درباره احتمال حضور در انتخابات شورای شهر؛ حضوری که البته آن هم مشروط است و پر از اگر و اما. همین تعلیق، باشگاه را در وضعیت «نه این، نه آن» نگه داشت. حالا این سردرگمی، از اتاق مدیران به کنار زمین رسیده است. نیمکت استقلال دیگر فقط جای سرمربی نیست؛ تبدیل شده به امتداد همان ابهام مدیریتی. وقتی بالا تکلیف روشن نیست، پایین هم امنیتی وجود ندارد.
شکست رفتوبرگشت مقابل تیمی از اردن، صدای همه را درآورد؛ از هواداران تا کارشناسان و پیشکسوتان. سؤالها صریحتر از همیشه مطرح شد: مگر میشود استقلال، تیمی با دو قهرمانی آسیا، اینقدر بیصاحب و سرگردان باشد؟ استقلال امروز فقط باخت نمیدهد؛ تصمیم هم نمیگیرد. وقتی صندلیها هویت ندارند، نیمکت ثبات ندارد و مدیر در حد سایه باقی میماند، نتیجه همین میشود. باشگاهی بزرگ با نامی سنگین که زیر بار ابهام خم شده است.
حالا یک ابهام بزرگ برای استقلالیها وجود دارد، مدیرانی که نمیتواند برای صندلی خودشان تصمیم بگیرند و بارها امتحانهانشان را پس دادهاند، چطور میخواهند برای نیمکت تیم انتخاب درستی داشته باشند؟ اصلا بخش مهمی از بحران امروز استقلال چطور میتواند برای خروج از این بنبست راهکار پیدا کند؟